بدون نظر از سایت فاطمه رجبی
|
:: ملت رد صلاحيت كرد |
|
رد صلاحيت اصلاحطلبان برانداز و وابسته به بيگانه، از سوي نهادهاي قانوني، نه تنها يك "انتظار ملي"، بلكه يك "حق ملي" است. اگر اين "حق" از سوي شوراي نگهبان و هياتهاي اجرايي در دورههاي پيشين دنبال ميشد، اين طيف خائن و دينسوز و مردمستيز در عرصه حاكميت، بيگانهپرستي تئوريك و عملي را به جريان نميانداختند. راستي "جوجهماركسيست"ها و "تجزيهطلبان" وطنفروش، فرزندان شوم حاكميت هاشمي و خاتمي و ثمر 8 سال دولت ناميمون او نيستند؟ اگر نيستند، پس چرا و چگونه اين مزدوران پس از سركوب دو دهه نخست توسط ملت، دوباره سر برآورده، و در راستاي اهداف پليد اصلاحطلبي "فروش وطن" را دنبال ميكنند؟ اما نكته اساسي آن است كه "آنگاه كه ملت در دورههاي پيش، از اجراي وظيفه شرعي و قانوني نهادهاي نظارتي مأيوس شد، و "مصلحتگرايي كشنده" را بر "اجراي حقيقت با شجاعت و صلابت" شاهد گرديد، خود به ميدان آمد! اخراج اصلاحطلبان با خشم و قهر ملي، كاري كارستان بود كه اسلاميت آگاهانه اين مردم، آن را به نمايش گذارد. اخراج اين طيف وابسته بيگانه از شوراي شهر – اگر چه جايگزين آن مطلوب نبود – و اخراج حراميان خائن از مجلس ششم در حالي صورت گرفت كه "فشار و توطئه و خيانت و فضاسازي و ..." به سردمداري رئيسجمهور وقت – محمد خاتمي – همه راههاي نگهداشت صندليهاي مجلس را در راستاي "خدمت به بيگانگان" براي اصلاحطلبي در نورديده بود! اما ملت با قيام عليه دينسوزان وطنفروش پيروز گرديد و نابكاران را به مراكز و محافل توطئه و فتنه خود، به خارج از حاكميت عقب راند. گرچه بعدها توسط هاشمي و روحاني از محفل استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام سر برآوردند! رياستجمهوري نهم "حماسه بزرگ ملي" بود كه اصلاحطلبان را از كندرو و تندرو، فريبكار و صريح، عامل و عالم، مزدور و اجير، به شكست رسانيد. هاشمي رفسنجاني كه قطب اصلاحطلبي در اين انتخابات گرديد، ناباورانه اعجاز ملت را نظاره كرد، هرچند در دوران پس از آن همواره از ساحران اصلاحطلب براي شكست "عصاي موسوي ملت" امداد جسته و ميجويد. جرأت نكردن چهرههاي شاخص، معتدل و به اصطلاح خوشنام!! اصلاحطلب در ثبتنام براي مجلس هشتم، در حقيقت "يك هراس آشكار از خشم و نفرت و طرد و ملي" بود! حسن روحاني، حسين مرعشي، فاطمه هاشمي، محمد هاشمي، باقر نوبخت، چهرههاي خويشاوند و يار "هاشمي رفسنجاني" و ياريكنندگان دينسوزيهاي محمد خاتمي هستند، كه از "وحشت ملت" و با علم به "رد صلاحيت ملي" ثبتنام نكردند! حداقل بهرهمندي از عقلانيت، اين مساله را رقم زد، زيرا آنها از ميزان محبوبيت و مشروعيت شخص هاشمي در ميان ملت آگاهي دارند، و ميدانند كه اين موج عظيم محبوبيت و مشروعيت!! در انتخابات مجلس هشتم، چگونه به استقبال مردم از آنها ميانجاميد! حال تصور ميتوان كرد وضع سازمان منحله و نامشروع مجاهدين انقلاب، اذناب حزب تغيير ايدئولوژي داده كارگزاران رفسنجاني، حزب وطنفروش مشاركت محمد خاتمي و خويشاوندان و قبيله وي را، كه چقدر در ميان ملت محبوبيت دارند، و چه پروندههاي سالم اقتصادي، اخلاقي، ديني و سياسي از آنها در بين ملت وجود دارد! واويلاي هاشمي و خاتمي و كروبي در پروژه امريكايي فضاسازي تخريبي عليه انتخابات، كه پيرامون "نظارت قانوني و شرعي شوراي نگهبان" از مدتها پيش دنبال شد، با هدف ستيز با ملت بود. اين افراد كه گفتار و رفتارشان يا "تغذيه بيگانگان" است و يا "بهرهگيري از خوراك آنها" است، تلاش داشته و دارند با فريب ملتي كه در چند نوبت به اخراج اصلاحطلبي برانداز راي دادند، منحرف كنند. البته اين افراد كه شيفتگي قدرت، چشم و گوششان را بر واقعيات بسته، و از حقايق نيز بهرهاي ندارند، نميخواهند آنچه را ميدانند، بپذيرند كه ملت آنگاه كه "يكپارچه" به هاشمي "نه" گفت، ديگر چگونه به احزاب و افراد و باند و گروههاي تابلودار وابسته به امريكا، و خائن به ملت و جنايتكار نسبت به دين و مذهب، آري خواهد گفت؟! در نتيجه، ردصلاحيت اصلاحطلبي و چهرهها و حزبها و باندها و گروههاي آن پس از انتخابات رياستجمهوري 84، كه از راستهاي ناراست هم يارگيري نموده، "تصميم ملي" است، و اگر نادر افراد "نقابدار" در سهلانگاري و مصلحتجوييهاي نهادهاي نظارتي عبور كنند، ملت در صورت وجود شرايط مناسب براي شناخت آنها، و عدم مداخله راستهاي ناراست در حمايت و دفاع از آنها، اين افراد را به اخراج مجدد از عرصه حاكميت محكوم خواهند نمود. |