اندر مثال
می خواهم از یک منظر دیگر به تاریخ منطقه مان نگاه کنم به این ضرب المثل ها که هر روز دور و بر ما از زبان پیر و جوان شنیده می شود دقت کنید :
- می داوت کاخرمه ( انگار عروسیكا خرّم است - کنایه از پریشانی و در هم و برهم بودن ...)
در داوت (مراسم عروسي) كا خرّم مي گويند هرکس براي خودش سفره اي جدا گانه مي اندخت و...
- می تازی کا نوشاده
تازي كانوشاد هم مي گويند وقت شكار به ياد قضاي حاجت مي افتاد!
كه براي آدم وقت نشناس به كار مي رود
- می نر نسی غرا نر کاجمال
نر (اسب نر ) كا جمال هم مي گويند هر كس در دهكده به چارپايي احتياج داشت سراغ منزل كاجمال مي رفت و ...
- می کا سهم الدینه.
کا یک پیشوند ایرانی است که بطور اختصاصی در نواحی ساحلی خلیج فارس (لیراوی - دیلم - حیاتداود - گناوه ) در جلوی نام بزرگان به کار می رود .
كا و كوييد و در نوشتار قايد كه هزوارش آن در مكاتبات محلي (كا) مي باشد هم ريشه با كي در كيقباد و كيخسرو و ...مي باشد كه كي در مناطقي از كهگيلويه و بوير احمد هنوز هم رواج دارد و نام و ياد( كي لهراس) را همه شنيده ايم .
اما نكته تاریخی جالب براي يك محقق اين است كه نام هاي كا خرّم و كا نوشاد و كاجمال و كا سهم الدين مربوط به مردماني از ليراوي يا مناطق هم جوار بوده اند كه از پشت وقايع تاريخي در كلام مردم ياد و نام آنها مانده و ضرب المثل شده است!
من نام سهم الدين شنگل ليراوي را در وقايع سال 824 كه از سرداران بزرگ شاهرخ پسر امير تيمور گوركاني بوده در منابع تاريخي ديده ام.
در منطقه نيز دو روايت راجع به شخصي به نام كا سهم الدين بر زبان ها است
يكي اين كه حاكم ظالمي بوده و به مردم گفته بايد 100 من كره ماليات بدهيد و آنها وقتي اعتراض كرده اند كا سهم الدين گفته پس 100 من روغن حيواني بدهيد كه چون براي 100 من روغن بيش از 100 من كره لازم است پس اين نشان از ظلم و حماقت كا سهم الدين است ضرب المثلي هم كه مي گويند : فلاني مي كاسهم الدينه و يا مي گويند : كاسهم الين اومه
منظور از كسي است ژوليده است و بد قيافه.
دومين روايت اين است كه دو لر سائل در فصل بر داشت برنج وارد روستايي مي شوند وهر كدام به در خانه ها براي طلب برنج مي روند. ظهر كه هم ديگر را مي بينند تا يكي از آن دو مقدار خيلي بيشتري برنج گردآوري كرده بود. رفيقش مي پرسد تو چگونه اين همه برنج جمع كرده اي؟
آن شخص مي گويد :اهالي روستا ازمن پرسيدند : از چه خانداني ؟ من هم گفتم از خاندان كاسهم الدين !
گفتند : كا سهم الدين كيست ؟
منم كا سهم الدين را گئو (برادر ) خدا كردم !!! آنها هم هر چه داشتند به من دادند!
برگرفته از وبلاگ ليراوي.
+ نوشته شده در بیست و نهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 18 توسط علي خليجي
|