استان بوشهر به عنوان استاني غني و برخوردار از مواهب طبيعي و ثروتهاي خداداد، داراي موقعيت خاص ، دسترسي به يكي از مهمترين آبراهه هاي جهان و....... اما در عين حال با توجه به شاخص هاي متعدد بایداذعان كرد كه اين استان در مجموع از استانهاي محروم ايران است. شايد براي برخي شنيدن اين عبارات تكراري كه"بيش از95درصد نفت صادراتي ايران از جزيره خارك بوشهر بخارج كشور صادر مي شود- بخش اعظم گاز كشور در اين استان قرار دارد و ... ملال آور باشد. براستي اگر بخواهيم برخي ضعفها و سستي هاي خود را پشت اين نوع عبارات مستور كنيم، راه بخطا رفته ايم. متاسفانه سياست زدگي ، عدم پذيرش و تحمل يكديگر و مواردي از اين دست باعث شده كه اين روند بدون تغيير مطلوب و محسوسي استمرار يابد. شايد عده اي از ما عادت كرده ايم با فرافكني گناه همه مشكلات را به ديگران نسبت دهيم.مسووليتهاي خود را نشناسيم و تنها از حقوق خود دم بزنيم و فراموش كنيم كه حق و تكليف جاده دو سويه اي است كه حركت در آن نيازمند آگاهي از دايره و محدوده هر يك از معبرهاست. وقتي يك جناح سياسي در كشور و به تبع آن در استان قدرت را در دست دارد ، رقيب همه همتش را مصروف تخريب جناح حاكم مي نمايد و ره آورد اين رويكرد قلع و قمع نيروها كه اتفاقا از نظر شايستگي و تعهد از ميانگين كشوري فراترند خواهد بود. اين مساله اگر چه قابل تعميم به همه افراد نيست اما تجربه ثابت كرده است كه حداقل پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين روند كم و بيش در سطح استان جريان داشته است. امروز چند نفر استان بوشهري را در بدنه حاكميتي كشور مي بينيم؟ آيا اين تعداد كه اكثرا نيز پس از حضور در مركز كشور موفقيتهايي كسب كرده اند از لحاظ شمار و جايگاه، متناسب با اين استان و استعدادها و نيروي انساني فهيم و كارآمد آن مي باشند. نقش رسانه ها و نشريات محلي چيست، آيا سياه و سفيد تلقي كردن فضاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه و قلمفرسايي با اين نگرش تاكنون كار ساز بوده است. آيا به گفته شاعر" حاكمان در زمان معزولي همه شبلي و بايزيد مي شوند" چرا زماني كه زمام امور را در اختيار داريم عملكرد شايسته اي نداشته باشيم و از سويي نگران تخريب خود نباشيم. چند نفر از نمايندگان دوره هاي مختلف از اين استان به وزرات و يا مسووليتهاي مهم رسيده اند تا مانند ساير ين مدافع استان خود باشند. آيا تندروي و دوری از مدار اعتدال گام برداشتن جز اتلاف وقت و به حاشيه رانده شدن حاصلي در بر داشته است؟ راقم اين سطور خود را نيز به اندازه جايگاه و مسوليتي كه داشته قابل مواخذه مي داند اما آيا حاضريم كه بار مسووليت كارهايمان را پذيرا باشيم. بجز منافع فردي و جناحي و بعضا برخي مواقع بدتد از اين منطقه اي ، بفكر منافع عموم مردم باشيم. گاز و نفت و ساير منابع و امكانات زماني ارزشمند و موثر در توسعه استاني خواهند بود كه همدلي و وحدت براي تامين مصالح مردم در بين نحله هاي مختلف فكري و سياسي وجود داشته باشد. مي توان صدها مقاله پيرامون دلايل عدم تحقق وفاق نوشت- ديگران را به عدم رعايت قواعد بازي متهم كرد. براي دلخوشي خود چند مصداق فرضي هم از التزاممان به اين مهم ارايه نماييم اما اگر چنين بود ايا وضعيت استان در شرايط مطلوبتري قرار نداشت. چرا رويه امان را در برخوردهاي حذفي و سلبي تغيير نمي دهيم( اين روند مربوط به دوره زماني خاصي نيست). وقتي بحق بخود مي باليم كه فرزندان پاكباخته اين استان در عرصه دفاع مقدس از پيشتازان بوده اند- وقتي تاكيد مي كنيم كه طي چند قرن اخير تنها مرزنشيناني بوده ايم كه همواره به تماميت ارضي و استقلال ايران بزرگ پايبند بوده و در هنگامه هجوم استعمار، براي صيانت از هويت ملي و ديني اسلافمان جانفشاني كرده اند و دهها ادله ديگر، بايد پاسخگوي اين سووال باشيم مگر ما را چه شده كه برغم همه امكانات بالقوه اي كه به بركت خون شهدا و انقلاب اسلامي از آن برخورداريم، در مسير توسعه خوش ندرخشيده ايم. باشد تا بجاي متهم كردن ديگران و تطهير و تبرئه خود، سختي هاي گام برداشتن براي تحقق وحدت و همدلي براي توسعه و عمران و آباداني و بهتر شدن شرايط زندگي مردم نجيب و شريف را بپذيريم و بر خود هموار سازيم. سياهنمايي و تلاش براي مايوس ساختن مردم هنر نيست، هنرمندي ما در طرح مسايل و واقعيات و ارايه راهكار مي باشد. در اين نوشتار نيز تاكيد بر اين مساله است كه نفت و گاز عناصر لازم براي توسعه استان بوشهر مي باشند اما تحقق توسعه تنها با اين عناصر ميسر نيست و به تعبيري اينها در زمره شرايط لازم اما ناكافي براي دستيابي به توسعه مي باشند. داشتن درك صحيح از توانمنديها، اعتماد بنفس و خودباوري و محور قرار دادن رشد و توسعه استان در همه برنامه ها مي تواند به عنوان گامي ارزنده در اين ارتباط قلمداد شود. بپذيريم كه نوشتن و گفتن در اين باره آسان ولي عمل نمودن سخت اما ممكن است. بمنه و كرمه