بر گرفته از وبلاگ لیراوی : جناب آقای خلیفه زاده

 

ث) قتل امير ليراو:

اكبر از طايفة اكبر غالبي سياهمكان به اتفاق دوستانش بر اثر مسئله‌اي با امير ليراو اختلافاتي پيدا مي‌كنند. روزي كه به قلعه امير ليراو مي‌روند و چون ظاهراً به توافق نمي‌رسند به وي حمله‌ور شده و وي را از پا در مي‌آورند.

ج) حادثة دورة حكومت ابوالفتح خان صاره الدوله:

عبدالله خان كلانتر كه به حكومت بهبهان ماليات نمي پرداخت، دستگير و در قلعه حكومتي بهبهان زنداني مي‌گردد. پس از مدتي عبدالله خان را به يكي از روستاهاي هنديجان انتقال داده و در برجي زنداني مي‌كنند. لذا از آنجا فرار و به ليراوي باز مي‌گردد و مقر حكومتش را در قلعه خاني سهكون قرار مي‌دهد.

ح) آغاز حركت ملتي‌ها از سياهمكان:

 دكتر منوچهر اقبال در فروردين سال 1336 نخست وزيري را كه در دست داشت طي سخنراني اعلام كرد برحسب دستور شاه اصول خان خاني پرچيده و حتي در برخي از نقاط كشور دست به تقسيم اراضي كشاورزي ميان كشاورزان زد برخي از مردم ليراوي و اكبري‌هاي سياهمكان به بهانة عروسي پسر حاصل خدري كدخداي سياهمكان در سال 1337 دور هم جمع شده و بعد در تلگرام خانه ديلم تحصن كردند. اين گروه كه به ملتي‌ها معروف شده بودند شكاياتي به نخست وزير و استاندار فارس و ... فرستادند.

خ) واقعة سال 1330 در سياهمكان:

از آنجائيكه حاصل خدري كدخداي سياه مكان از پرداخت «بهره مالكانه» به محمدعلي خان ليراوي سرباز مي‌زد. اوايل مهر سال 1330 محمدعلي خان و سردار نظامي‌اش قلي خان ليراوي به اتفاق بيست نفر تفنگچي روستاي سياهمكان بزرگ را از دست حاصل خدري و حسن اميري خارج كردند. كه آنان به تلگرام خانه بندر ديلم رفته و چند تلگراف به نخست وزير، وزير كشور و ... فرستادند تا مشكلشان حل شد.

هـ) قرارداد بين محمدعلي خان ليراوي و كدخداي سياهمكان:

در مورخة 27/5/1324 مطابق هشتم رمضان 1346 ق قرار دادي با مضمون ذيل بين خان ليراوي و كدخداي سياهمكان بسته شد.

قرارداد في مابين آقاي محمدعلي ليراوي و حسن اميري كدخداي سياهمكان به موجب زير بسته شد كه اگر شش دانگ بلوك ليراوي در تحت اجاره آقاي محمدعلي ليراوي باشد و حسب گذشته قايد حسن اميري داراي هشت يك مستاجري ليراوي باشد و اگر چنانچه آقاي ليراوي موفق به خريد چهاردانگ ليراوي گردند نيم دانگ آقاي ليراوي از سهم خود به مشاراليه برگزار نمايد به شرط اينكه قايد حسن هم مخارجات متعلقه را به سهم خود اعم از قيمت خريد و غيره به آقاي ليراوي پرداخت. در صورتي كه بخواهد در استرداد مخارجات متعلقه تعلل نمايد اين قرارداد از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.

اما خان ليراوي هيچ وقت به اين قرارداد عمل نكرد.  

كدخدايان و خوانين سياهمكان

در دوره قاجاريه و پيش از آن ضابط بلوك معمولاً كدخدايان از ميان ريش سفيدهاي ده بر مي‌گزيدند و يا اينكه كساني را انتخاب مي‌كردند كه وفادار به خان مي‌بوده‌اند. و در دورة پهلوي بر اساس اسناد موجود كدخداي ده از طرف بخشدار منصوب مي‌شده‌اند. كه از طرف ضابطين مامور جمع‌آوري ماليات كشاورزي بوده‌اند.

الف) كدخداها:‌

1ـ كاغلامشاه اكبري (در زمان آقاخان)

2ـ‌ حسن اميري (حسن كافتو)

3ـ كا حاصل خدري

ب ) خوانين مستقر در سياهمكان:

1ـ عبداله خان كلانتر

2ـ لطفعلي خان سراج

آثار باستاني و زيارتگاه ها

در اطراف روستا يك سكه مسي اشكاني با مشخصات زير يافت شده است يك روي روي سكه تصوير پادشاه وقت و طرف ديگر نقش كامل يك گوزن با شاخهاي بلند و كشيده كه از نظر كارشناسان باستان شناس اين سكه با سكه‌هاي سرب هگمتانه همخواني دارد.

ـ تل غاچي قاتل علي صادي

كه اكنون اولي در وسط روستا و دومي غرب و قبله آن واقع است. اين تپه‌ها كه وسعت 10×10 مترمربع را شامل مي‌شود حدود 2 متر ارتفاع دارند كوزه‌هاي شكسته، سفالهاي رنگين و گوپالهايي كه تا چند سال بيش و هم اكنون بالا و كنار آن در موقع آب بريدگي در فصل زمستان نمايان مي‌شود بيانگر تاريخي بودن آنهاست كه همان جزء تمدن اسلامي و يا دوران هخامنشي ـ اشكاني ـ ساساني را در برمي‌گيرد.

دره اميري

در روايات متعدد آمده است كه امير ليراو كه در منطقه ليراوي و زيدون با مركزيت روستاي قلعه گلاب حكومت مي‌كرده است كه اين دره به فرمان او به قصد عمران و آباداني دشت ليراوي حفر شده كه واقع در زمينهاي روستاي سياهمكان مي‌باشد.

آب گوگردي

آب گوگردي واقع در كوههاي سياهمكان بسيار معروف است اين آب در نزديك زيارتگاه بي‌بي حليمه خاتون قرار دارد. كه گويا از بستگان امام رضا (ع) مي‌باشد.

رئيس الكرم

طبق گفته پيشينيان شخصي بود كه از اصحاب امام رضا (ع) و ساربان آنها بوده كه در اين روستا فوت نموده است.

شاهزاده محمد:

اين قبر آرامگاه و مقبره‌اي ندارد و در قبرستان روستا واقع شده است. طبق گفتة پيشينيان سيد محمد شاهروبند از سادات شهرستان گناوه خواب ديده است كه در قبرستان سياهمكان قبري به نام شاهزاده محمد مي‌باشد كه پيشينة چنداني از آن در دست نيست.

6 ـ خانه قديمي كدخداهاي روستا كه محل استقرار كدخداهاي منسوب خان بوده است.

بايك برج خاني

- گز بلندو: درخت گزي بلند كه قدمت چندين ساله داشته و متعلق به خاندان كل كرم اكبري در روستا بوده است كه اكنون از آن چيزي باقي نمانده است.

- قبرستان شبندي:

محل دفن سياه روياني كه در سياهمكان در سالهاي گذشته زندگي مي‌كرده‌اند مي‌باشد. كه در شمال روستا واقع شده است.

سياهمكان در آئينه فرهنگ مردم

دين و مذهب

دين و مذهب همه مردم اين روستا شيعه دوازده امامي مي‌باشد. و به مسايل مذهبي كاملاً معتقد و به آنها ايمان قلبي دارند و به همين خاطر در مراسمي كه براي ائمه گرفته مي‌شود شركت مي‌كنند و به عزاداري مي‌‌پردازند و ارادت خاصي به اولاد پيامبر و سادات دارند و براي آنها احترام خاصي قائل مي‌باشد.

زبان و لهجه

طبق اسناد معتبر تاريخي كل منطقه ليراوي به يكي از ايلات بختياري اطلاق مي‌شود لرها تيره‌اي ايراني هستند كه در جنوب غربي ايران به سر مي‌برند و به سه بخش ممسني، كهگيلويه و بختياري تقسيم مي‌شوند. وجه مشترك بين لرها زبان آنهاست. صفت اختصاصي گويش لري بيانگر آن است كه اين منطقه اصولاً تحت تأثير ايرانيان پارسي زبان بوده است و نه مادها.

زبان مردم روستا فارسي لري بوده كه با لهجه محلي بدان تكلم مي‌كنند كه البته تعدادي از مفردات زبانهاي بيگانه مانند انگليسي و پرتقالي و عربي نيز در آن مشاهده مي‌شود كه دليل وجود اين كلمات در زبان مردم روستا به خاطر وجود افراد خارجي در روستا بوده كه در شركتهاي نفتي به كار مشغول بودند كه به چند كلمه خارجي در زير اشاره مي‌كنيم:

تمات (كوچه فرنگي)                                 واير (سيم برق)

گلاس (ليوان)

پنسل (مداد)                                           كوپ (استكان چاي)

فينگلي (انگشت)

نمونه‌اي از چيستان هاي مردم روستا

1ـ‌ تابو گچي نه در داره نه دربچي     جواب: تخم مرغ

2ـ اسب سياه را زين كنيد دل بچه‌ها را خوش كنيد.     جواب: ‌تابه و نان

3ـ آن چيست كه در بازار سياه و در خانه قرمز است؟   جواب: زغال

4ـ عجايب صنعتي ديدم در اين دشت دو پايش در هوا سر كله مي‌گشت.    جواب: خيش

5ـ جهال جهال قد بسته نهي بواش نشسته.                         جواب: قليان

6ـ ميره بالا بار داره مياد پايين كار دارد.                      جواب: قاشق

7ـ آسمونش سبز، شهرش سرخ و مردمش سياه.      جواب:‌ هندوانه

8 ـ كودكي دارم به سن چهارده بالغ شود    چون كه پادرسي گذارد طفل نابالغ شود  جواب: ماه

9ـ سوراخ تنگ و تاريك پرغلوم پا باريك                       جواب: مورچه

10ـ اشيشه و مشيشه، دو روغن تو يه شيشه:         جواب: تخم مرغ

11ـ چهار چو، چهار مله چو، تا چهار چو جنب نقره چهار مه چو چو خواب نكته   جواب: گهواره بچه

12ـ چهل تا كوكاين يه قوا               جواب: كبريت

14ـ آن چيست يكي گمپلكي پرتو كي          جواب: ‌لامپ