در باره دیلم
در دوره صفویان تجارت خارجی ایران رونق زیادی داشت و به همین دلیل انگلیسی ها و
هلندیان در بندرعباس، کرمان، شیراز، پایتخت یعنی اصفهان، شرکت ها و تجارت خانه هایی
دایر نمودند. با سقوط صفویان و عدم آرامش و ثبات سیاسی، مدتی فعالیت این شرکت ها و
تجارت خانه ها تا حد فراوانی توقف یافت اما تعطیل نشد. در دوره کریم خان زند مجدداً
برای مدتی کوتاه ایران آرامش دوباره یافته و ثبات سیاسی گذشته را بازیافت و شرکت
معروف و باسابقه هند هلند شرقی که به اختصار به نام لاتین«واک» vocخوانده می شد،
ابتدا در خارک و سپس در بندردیلم شعبه هایی تأسیس و دایر نمود.
شعبات واک مدام گزارشهای تجارتی خود را به شعبه اصلی در هلند ارسال می نمود ، که
این گزارشها در آرشیو وزارت امورخارجه هلند باقی است و در سالهای اخیر قسمتی از
آنها منتشر شده و به فارسی نیز ترجمه شده است. که اطلاعات بسیار مفیدی در مورد شهر
تاریخی بندردیلم به دست می دهد. گرچه در این گزارشها شعبه بندردیلم در خصوص
چگونگی بوجود آمدن این شعبه و اداره آن چیزی گفته نشده است اما یکی از پژوهشگران
اروپایی که در سال 1934 میلادی به ایران آمده بود چنین می نویسد:(( درکنار خلیج
فارس، بندردیلم که امروزه دهکده ای کوچک و تقریبا متروک می باشد ابتدای جاده بهبهان
و بندر تجارتی هلندیها تعیین شد، خرابه تجارتخانه آنها هنـوز دیـده می شود.))
در یکی از گزارشهای ارسالی از تجارتخانه های هلندیها در خارک و بندردیلم چنین آمده
است: ... شورای عالی اداره تخارتخانه های واک (نام شرکت هلندی ) نیز امیدوار بود که
صبح دولت هنوز ندمیده است، چون هر دو بندر بوشهر و بندرریگ رو به افول نهاده و
بندردیلم و گناوه رو به ترقی نهاده است. حاکمان این دو بندر برای جذب کاروانها و
ایجاد ارتباط و روابط دوستانه با هلندیان به هر اقدامی دست می زدند...
در یکی از مهمترین گزارشهای دیگر شرکت مذکور که البته نام گزارشگر و تاریخ ارسال آن
به خوبی نمایان نیست و این گزارش در آرشیو دولت هلند در یک حراج عمومی در سال 1889
میلادی خریده شده و یک نسخه منحصر به فرد است که کارشناسان تاریخ دقیق این سند را
نیمه نخست سال 1756 میلادی و نام نویسنده آن را نیز که برای شرکت هند هلند شرقی
شعبه اصلی واک کار می کرده مشخص نموده اند نوشته شده است:«خلیج گناوه یا پیش آمدگی
لبه بنک پایان می گیرد و پشت آن بندردیلم قرار دارد. این بندردیلم نیز کوچ نشیت قوم
تازی تبار به نام خلیفت (Ghaleifat)است که به پیروی از آداب و سنن و کیش کهن و
تاریخی خود ادامه می دهند. نکته دیگر این که این قوم مردمانی با ریشه و تاریخی کهن
بوده که در این محدوده جغرافیایی سکنا گزدیده اند و ظاهراً روزگاری دارای تمدنیهای
بزرگ و شهرهایی پررونق بوده اند. اما در حال حاضر مردمانی تهیدست اند که از راه
دریانوردی و صید مروارید و ماهیگیری روزگار سپری می نمایند. شهرک آنان نباید برای
بازرگانی بسیار بد باشد، زیرا زیرا تا بهبهان که به نسبت شهر توانگر ایران است تنها
یک روز فاصله است. راه بهبهان به اصفهان کمابیش همیشه برای آمدو شد مناسب است.....»
به هرحال به دلیل حجم بالای گزارشها مقالات ارئه شده مجال توضیح و تفسیر بیشتر را
ندارد، اما:
با تمام این تفاسیر و گزارشهای ارائه شده توسط شرکتی ها و سیاحان هلندی می توان به
یک نکته به خوبی اشاره نمود و آن اینکه: این دیار یعنی بندردیلم در آن زمان یعنی در
سالهای 1750 تا 1780 میلادی ( حدود 257 سال پیش) عمری از تاریخ پرفراز و نشیب خود
را پشت سر گذاشته و پس از افول تمدنهای ماهرویان و شی نیز راه تاریخی پررونق آنها
را در پیش گرفته به گونه ای که شرکت معروف و پرسابقه واک شعبه خود را در این بندر
تاریخی و پرعظمت تأسیس نمود..
سازنده شهر دیلم و نژاد مردمان دیلم :
در تمامی منابع تاریخی که درباره دیلمیان نوشته شده است یعنی چه کتابهایی که از
دوره آنان باقیمانده و چه کتابهایی از جمله تاریخهای عمومی، درباره ساخت شهر دیلم
در دوره دیلمیان بحثی نشده است. ضمنا اگر یکی از پادشاهان دوره دیلمیان این شهر را
ساخته بود به طور قطع به یقین نام خود را بر روی آن شهر می گذاشت مانند شهرکرد
فناخسرو که فناخسرو نام عضدالدوله در پیش از پاداشتهای می باشد.( و دیگر شهرهای
مشابه که پادشاهان زیادی نام خود یا فرزندان و نوادگان خود را بر آنان می نهادند.)
ولی شک نداریم که در تمامی منابع و مآخذ تاریخی برای تعیین نژاد و زبان لشکریان و
یا گروههای اجتماعی عموماً عبارت (( ترک و دیلم )) را به کار می برند و مشخص است که
این دیلمیان از طبرستان و به عبارت دیگر از گیلان امروزی آمده اند.
بنابراین اگر سازنده شهر بندردیلم را براساس منابع تاریخی موجود پادشاهان دیلمی
ندانیم ، بدون تردید و بدون شک گروه های نژادی دیلم و دیلمیان که از گیلان در زمان
سلطنت دیلمیان به فارس آمده اند، سازنده این شهر تاریخی و پرقدمت می باشند. البته
باز هم عنوان می داریم برای بررسی بیشتر و برای دست یافتن به چنین موضوعی به
مطالعات علمی در زمینه های مختلف نژادشناسی، مردم شناسی و قوم شناسی نیاز است. باید
عنوان نماییم که گونه نژادشناسی و قوم شناسی ظاهری مردم شهربندردیلم غیر از گونه
ساحل نشینان خلیج فارس است و این موضوع تا حدی آن را تأیید نموده و نظریه مذکور را
که مردمان دیلم وارثان تمدن های بزرگ (( ماهرویان و شی نیز )) می باشد تقویت می
نماید. چرا که آن تمدنها به طور کامل نابود نشده و زیر آوار فرونرفته بلکه به صورت
تدریجی رو به افول و اضمحلال نهاده و قطعاً مردمان این دیار به سرزمینهای مجاور و
دیگر آبادیها نقل مکان نموده اند....