ديلم در ايينه زمان
بنه خاطر» – «بندرحماد»- «بُنت ارانی» از چه نامهایی سرچشمه گرفته اند....
تاریخ ما چه تلخ و چه شیرین، گذشته انکارناپذیر ماست... آگاهی از تصویرهای زیبا و گاه تأثیربرانگیز تاریخ، تطهیر و یا تقبیح آن نیست! تاریخ همانند فرهنگ ما مکمل هویت ماست و سرزمین بی تاریخ و بی فرهنگ، سرزمین بی هویت و گمشده است...
از روشهای بارز و آشکار بازشناخت سنتها، آیینها و بخشی از تاریخ هر دیار و سرزمین استفاده از منابع تاریخی، پژوهشهای تاریخی،تحقیقی اشخاصی است که به نوعی به تاریخ آن دیار وابسته یا علاقمند بوده اند و دست به تلاشی درخورتحسین در ثبت وقایع تاریخی و یا کنکاش در منابع تاریخی زده اند... برادر گرامیمان علیرضا خلیفه زاده پزوهشگر خوش فکر و باذوق و سلیقه شهرستان و شادروان عبدالحمید صدیق از پژوهشگران و علاقمندان تاریخ بندردیلم از موارد بارز این مصادیق می باشند.... شادوران عبدالحمید صدیق در مورد تاریخ بندردیلم اینچنین نقل می کند:
قلعه دیلم « مبدأ دیلم قلعه ای بود که می گویند متعلق به عضدالدوله دیلمی بوده است. این قلعه در طول چند قرن بعد از دیلمیان(آل بویه) روبه ویرانی گذاشت تا اینکه در دوره شاه عباس صفوی سالهای 1034-996 ه .ق (حدود 395 سال پیش) پرتغالی ها در خلیج فارس نفوذ کردند و بحرین (جزیره هرمز) را مرکز نیروهای خود قرار دادند. شاه عباس صفوی صلاح دید برای مبارزه با پرتغالی ها بوسیله ناوگان دریایی با آنها برخورد کند. اصفهان پایتخت شاه عباس اول صفوی بود و از لحاظ کوتاهی فاصله و سوق الجیشی از قلعه دیلم جهت راه یابی به دریا استفاده می کرد. و از اینجا نیرو به خلیج فارس می بُرد. شاه عباس این قلعه را گسترش داد و چند برج دیده بانی برای آن ساخت...»
در پستهای قبل اشاره داشتیم که در دوره صفوی اعرابی به نام «خلیفات» از جزایر حاشیه خلیج فارس بویژه جزایر قطر و بحرین به بندردیلم آمدند که تا اواسط دوره قاجاریه (دوره محمدشاه قاجار) نیز با اقتدار در دیلم حکومت می کردند. طایفه و یا طوایف خلیفات بصورت کپرنشین زندگی می کردند و بنایی درست نکردند. عده ای از آنها بعداً به موطن خود بازگشتند و برخی دیگر نیز در استان بوشهر در اطراف بندرریگ و بوشهر ساکن شدند...
در اواخر دوره افشاریه وضعیت دیلم به لحاظ تجارت و رونق بازرگانی و ... راکد بود. و در دوره زندیه رونق تجاری این دیار دوباره از سرگرفته شد. در دوره محمدشاه قاجار (حدود 178 سال پیش) سه نفر بنامهای: «شیخ خاطر»، «شیخ حماد» و «شیخ ارانی» از قبیله دیالمه از دهستان بنه رشید از رامهرمز به اطراف بندردیلم و بندرحماد جهت دامپروری کوچ کردند.
«شیخ خاطر» با استقرار در منطقه بنه خاطر مؤسس روستای بنه خاطر شد.
«شیخ حماد» نامش را بر بندرحماد گذاشت.یا اینکه به نوعی مؤسس بندرحماد شد.
«شیخ ارانی» چون پسر نداشت و پس از فوتش دخترش شیخوخیت خانواده اش را در دست گرفت، یک درخت تنومند با دو حلقه چاه سر راه بندردیلم امازاده شاه عبدالله وجود دارد، که تا هنوز به «بُنت ارانی» معروف است.
سرسلسله فامیل ««گله گیری»» در دیلم....
سه برادر به نامهای «حاج عبدالکریم»، «حاج عبدالنبی» و «قایدعبدالنبی» از منطقه کوه گیلویه با هماهنگی شیوخ خلیفات کوچ کرده و وارد دشت بزرگ لیراوی می شوند. ده کنارکوه را در شمالی ترین نقطه دشت لیراوی بنیان می گذارند و حدود 10 سال در آنجا می مانند. تا اینکه «حاج عبدالکریم» و «حاج عبدالنبی» به دیلم می آیند...
قلعه دیلم تا آن زمان غیرمسکونی بوده و خارج از قلعه نیز بنایی نبوده «حاج عبدالکریم» که از نظر مالی پیله ور بود در قلعه سکونت گزید. «حاج عبدالنبی» خارج از قلعه خانه ای گلی ساخت و چون ملا بود مکتب درسی دایر نمود و در ماه محرم و صفر نیز عزادری برگزار می کرد...
خانواده های گله گیر ساکن بندردیلم اولاد این دو نفر هستند، که اصالتشان به مناطق کوه گیلویه برمی گردد... اولاد دیگر این سه برادر که در کنارکوه ماند به فامیلهای کنارکوهی شهرت یافتند...
لقب گله گیر به معنی «دست چین کردن»، از طرف احتشام ادوله حاکم بهبهان در سالهای 98 تا 1281 هجری قمری (حدود 150 سال پیش) دوره ناصرالدین شاه قاجار به «حاج علی بیک» جد گله گیرها داده شد. چون همیشه دقت داشت در بین تفنگچین ها و ... بهترین ها را گله گیر کند. احتشام الدوله هم او را صدا می زد: گله گیر!! گله گیری کردی... و کم کم وی به همین لقب شهرت یافت.
+ نوشته شده در بیست و نهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 15 توسط علي خليجي
|