تبليغاتX
ديلم- بوشهر- ديار من
نوشته شده توسط علي خليجي در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 12:35 | لينک ثابت |
 
 

استاندار بوشهر گفت: رعايت اصل نظارت در كاربردي شدن فعاليت‌هاي فرهنگي و ارتقاي سطح اين فعاليت‌ها بسيار تاثيرگذار است.

ابوطالب شفقت، شنبه در نشست كارگروه اجتماعي استان بوشهر افزود: نظارت و كنترل دو اصل مهمي است كه ميزان كيفيت و كميت خروجي برنامه‌هاي فرهنگي را تعيين مي‌كند.

وي در خصوص سند كنترل كاهش آسيب‌هاي اجتماعي استان بوشهر اظهار داشت:
اين طرح علمي، جامع و ساختار باارزشي دارد كه در استانهاي ديگر كمتر به اين شكل تدوين و اجرا شده است.

شفقت اضافه‌كرد: اجراي اين طرح نيازمند تشكيل يك ستاد اجرايي متشكل از نمايندگان دستگاههاي اجرايي مرتبط و متولي و تفكيك وظايف به منظور بهتر عملياتي شدن برنامه‌ها است.

وي بيان كرد: همچنين تشكيل يك كميته كارشناسي براي كاربردي شدن اين سند ضروري است.

مديركل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر نيز در اين نشست گفت:
در تدوين سند توسعه اين استان به مقوله‌هاي اجتماعي بي‌توجهي شده و اين امر در خيلي از ابعاد تاثير خود را نشان داده است.

علي خليجي باتاكيد بر ضرورت تدوين نقشه اجتماعي استان بوشهر افزود: يكي از ضعف‌هاي دستگاههاي اجتماعي و فرهنگي اين استان كمبود كارشناسان قوي در عرصه مسايل فرهنگي و اجتماعي است.

وي اظهارداشت: بزودي اورژانس اجتماعي استان بوشهر راه‌اندازي مي‌شود كه مكمل فعاليت‌هاي مهمي در عرصه فرهنگي و اجتماعي خواهد بود.

نوشته شده توسط علي خليجي در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 21:13 | لينک ثابت |

خبرگزاري فارس: استاندار بوشهر گفت: اجرايي شدن سند كنترل و كاهش آسيب‌هاي اجتماعي استان با مشاركت دستگاه‌هاي مرتبط ضروري است.

 

به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، ابوطالب شفقت پيش از ظهر امروز در جلسه كارگروه اجتماعي استان بوشهر افزود: نمايندگان دستگاه‌هاي اجرايي متولي امور اجتماعي و مجريان اين طرح بايد شرح وظيفه دستگاه‌ها براي اجراي بهتر اين طرح را تدوين كنند.
وي اظهار داشت: يكي از موارد مهم در اين طرح، فراهم آوردن زمينه ايجاد تحقيقات و پژوهش در زمينه آسيب‌هاي اجتماعي و حمايت از پايان‌نامه‌هاي دانشجويي در زمينه آسيب‌هاي اجتماعي است.
استاندار بوشهر تصريح كرد: در بين استان‌هاي كشور كمتر استاني وجود دارد كه مسائل اجتماعي را اينگونه تدوين كرده باشد.
شفقت اضافه كرد: اجرا، نظارت و كنترل بر نحوه صحيح اجراي اين سند توسط دستگاه‌هاي متولي ضروري است.
رئيس سازمان بهزيستي استان بوشهر نيز در اين جلسه گفت: سلامت‌نگري و توانمندي جامعه از دغدغه‌هاي ما در تدوين سند كنترل و كاهش آسيب‌هاي اجتماعي بوده است.
اكبر گرگوري مطلق افزود: افزايش و توانايي جامعه براي مقابله با بحران و آسيب‌هاي اجتماعي، ارتقا و توانمندي افراد در معرض آسيب‌هاي اجتماعي و بازپروري و باز‌تواني آسيب‌ديدگان اجتماعي و فراهم كردن زمينه بازگشت آنان به جامعه از جمله اهداف اين طرح است.
وي اظهار داشت: برنامه‌ريزي براي تامين نيروي متخصص در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي به منظور كنترل و كاهش آسيب‌ها، تامين و ارتقاي بهداشت رواني فرد و جامعه و ارزيابي دقيق از ميزان و نوع آسيب‌ها در استان از جمله موارد مهم در تدوين سند كنترل و كاهش آسيب‌هاي اجتماعي است.
گرگوري مطلق گفت: برگزاري دوره‌هاي آموزشي براي شناخت آسيب و راه‌هاي مقابله با آن، آموزش مهارت‌هاي زندگي، طرح آموزش حقوق شهروندي، آموزش پيشگيري از دوره‌هاي فرسودگي شغلي و برگزاري سمينارهاي پيشگيري از اعتياد از برنامه‌هاي مهم در اين سند است.
مدير كل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر نيز در اين جلسه خاطر‌نشان كرد: در تدوين سند توسعه به مقوله‌هاي اجتماعي بي‌توجهي شده به طوري كه اين امر در بسياري از ابعاد تاثير خود را نشان داده است.
علي خليجي افزود: با توجه به كمبود نيروي متخصص و كارشناس در دستگاه‌هاي اجرايي استان، تقويت كارشناسان فرهنگي و اجتماعي دستگاه‌هاي اجرايي ضروري است.
وي ياد آورشد: بزودي اورژانس اجتماعي استان نير راه‌اندازي مي‌شود كه مكمل فعاليت‌هاي جمعي در عرصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي خواهد بود.

نوشته شده توسط علي خليجي در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 18:42 | لينک ثابت |
 «اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.» /
گر سنگ همه لعل بدخشان بودی / پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی

 سبحانک یا لااله الا انت؛ الغوث، الغوث، خلصنا من النار یارب

در این ساعات و انات معنوی التماس دعا  دارم

 

 

نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 21:3 | لينک ثابت |
 

  برگرفته از وبلاگ لیراوی   جناب آقای خلیفه زاده

پوشش گياه پزشكي روستا

در گذشته به علت عدم امكانات بهداشتي و نبود دكتر در روستا مردم براي درمان بيشتر بيماريهاي خود از داروهايي كه در روستا وجود داشت استفاده مي‌كردند كه اين داروهاي گياهي هنوز هم در اكثر خانه‌هاي روستا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. كه به چند نمونه از آنها در ذيل اشاره مي‌كنيم.

1- بابونه: دم كرده آن براي صورت مفيد است و سياه كردن موها.

2- سربرنجاس: براي رفع اسهال مي‌باشد بدين شكل كه آن را دم داده و آبش را به خورد بيمار مي‌دهند.

3- گل كلون: از اين نوع گياه آبي رنگ بري درمان انواع خارشهاي بدن استفاده مي‌شود.

4- هلپه: ازاين نوع گياه براي تنظيم قند بدن بيماران ديابتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

5- مشكورك: براي درد شكم

6- خيار گرگو: نوعي هندوانه تلخ و براي درمان بواسير به كار مي‌رفته است.

7- خاكه شير: براي از بين بردن دانه‌هاي روي بدن و گرمازده‌گي

8- گل زرد: اين گياه مانند گل كلون است اما از اين نوع گل براي شكم درد مفيد است.

9- اسبيدوشك: اين گياه با دانه‌هاي سفيدرنگ براي درمان اسهال خوب است.

گونة پرنده‌‌اي روستا:

در دشت سياهمكان پرندگان متفاوتي را مي‌توان ديد كه از گونه‌هاي نادر پرندگان كوچك محسوب مي‌شوند كه هر كدام در ذهن مردم روستا نامي محلي دارند كه از آن جمله مي‌توان به پرندگان ذيل اشاره كرد:

1-درمان: اين پرنده داراي پرهاي خاكستري و بالاي سرش مايل به قرمز است.

2- تسوق: بدني زرد يا طوسي دارد.

3- گاني: سفيد و سياه و بدني كشيده دارد.

4- چر: بدني حنايي دارد.

5- دندر: مگس خوار است با بدني خاكستري

6- سه تشك: داراي بدني سياه سفيد است.

7- گز گزو: پرنده‌اي همانند گنجشك است.

8- چغول: بر رس خود كاكل و سر و سينه‌اي خاكستري دارد.

9- سياهدوك: پرهايش سياه و سفيد و از پر سينه تا شكم سفيد رنگ است.

10- زير ديم زردو: زير دمهايش زرد رنگ است.

11- قبا سوزك: بدني سبز رنگ دارد با نوك و پاهاي قرمز رنگ.

12- تيترون: پرنده‌اي كوچك با پاهاي باريك.

13- بحري: پرنده‌اي شكاري كه از چرخ بزرگتر است.

14- سهو: كبوتر باغي است كه نام ديگر آن كاكا يوسف مي‌باشد.

15- رب: كركسي

مالكيت زمين هاي روستا قبل از اصلاحات ارضي

ابتدا بايد راجع به زمين و تحولات اراضي آن سخن گفت:

اصلاحتا اراضي را مي‌توان اين چنين تعريف كرد كه دگرگوني و نوسازي قواعد و رويه‌هاي كشاورزي به منظور هماهنگ ساختن نظام زمينداري با لازمه‌هاي كلي توسعه اقتصادي يا اقدامات دولت براي ايجاد دگرگوني در نحوه مالكيت اراضي و شيوه استفاده از زمين زراعي كه هدف اساسي آن برقراري عدالت اجتماعي و مساوات بوده است كه يكي ديگر از اهداف آن نيز دگرگون ساختن نظام زمينداري يا تغيير مالكيت و نظارت بر زمين و آب بوده است. لبته قبل از اصلاحتا اراضي در اين منطقه زمينها در اختيار شخصيت هاي خاصي قرار داشته كه در دوره خان و خان ملتي مي‌توان از اشخاص ذيل نام برد:

1- امير حسن ليراوي:                   1 دنگ   

2- امير حسين ليراوي                   1 دنگ

3- نعمت اله حيات داوودي  1 دنگ

4- فتح اله حيات داوودي     3/2 دنگ

5- محمد علي ليراوي                    1 دنگ

6- اسدالله حيات داوودي    8 دنگ                6 دنگ

7- خورشيد حيات داوودي   9 دنگ

8- افسر حيات داوودي

9- غلامحسين حيات داوودي                      9/4 دنگ

در اين د وره‌ها كشاورزان روستاي سياهمكان تحت عنوان رعيت در زمينهاي خان روستا اقدام به كاشت گندم و جو مي‌كردند و زمان كاشت گندم و جو در روستا اواخر پاييز و اوايل زمستان و در اوايل بهار و در نيمه‌هاي ارديبهشت محصول را برداشت مي‌كردند.

وضع مالكيت بعد از اصلاحات ارضي

دكتر منوچهر اقبال در فروردين سال 1336 نخست وزيري را كه در دست گرفت طي سخنراني اعلام كرد برحسب دستور شاه اصول خان برچيده و حتي در برخي از نقاط كشور دست به نقسيم اراضي كشاورزان ميان كشاورزان زدند.

وقتي كه مسئله مطرح شد مردم ليراوي به بهانه عروسي پسر كدخداي سياهمكان جمع شدند و با برپايي جلسه حمايت خود را نشان دادند.

در روستا سياهمكان در تاريخ 19/10/1341 از طرف دولت زمينهايي كه در اختيار خانها قرار داشتند از آنها خريداري شده و بين كشاورزان تقسيم و براي هر كدام سندي تنظيم شد. كه هر سند شامل يك سهم زراعي بوده كه هر سهم 15 هكتار و روي هم روستا داراي 64 سهم مي‌باشد.

طبق آمار اداره اصلاحات ارضي زمينهاي زراعيده 3711 هكتار كه شامل 6 دنگ مي‌باشد و زمينهاي ارضي دولتي 6000 هكتار كه شامل كوه- تپه‌ها و ديگر زمين‌ها مي‌شود و جمعاً 9711 هكتار مي‌باشد. چون در اين منطقه شركتهاي زيادي به دليل وجود نفت و گاز مشغول به كار هستند مقدار زيادي از زمينهاي اين ده در اختيار اين شركتها قرار دارد. كه جمعاً 131 هكتار است و 960 هكتار در اختيار زراعين و مابقي در اختيار دولت مي‌باشد.

نحوة كشاورزي در گذشته

مردم در گذشته براي كاشت گندم و جو زحمت زيادي را متحمل مي‌شدند چون كه هيچ كدام از وسايل كشاورزي امروزي را نداشتند و خود تمام مراحل كشت و برداشت را با استفاده از امكاناتي كه داشتند انجام مي‌دادند ابتدا براي مشخص نمودن زمين و محل كاشت هر فرد با استفاده از چوب و سنگ زمين هر كس را معلوم كرده و بر سر مرز هر دو زمين با استفاده از يك تپه خاك كه در اصطلاح محلي تمبور ناميده مي‌شود مرز خود را با كشاورز ديگر مشخص مي‌كردند. براي شخم زمين از حيواناتي چون اسب و قاطر استفاده مي‌كردند كه اين حيوانات را به خيش بسته و با اين وسيله زمين را شخم مي‌زدند كه خيش از جنس چوب بود و در آن از آهن هم استفاده شده بود. و بعد با دست بذرها را در زمين ريخته كه به اين مرحله در اصطلاح محلي تيم دادن مي‌گفتند. (تيم همان دانه است.)

بعد از كاشت گندم و جو منتظر باران مي‌شدند كه بر زمينهاي آنها باريده و سال پرخير و بركتي را داشته باشند طبق يك رسم قديمي اگر باران نمي‌باريد و سال قحط بود مردم رسم گل گلنك را انجام مي دادند و با اين كار از خدا طلب باران مي‌كردند بدين شكل كه ابتدا جوانان روستا در چندين خانواده رفته و اقدام به جمع‌آوري برنج مي‌كردند بعد برنج جمع كرده را پخته و در چندين بشقاب مي‌نهادند بعد يك عدد انگشتري را در زير برنج يك بشقاب نهاده و بشقاب را پنهان كرده و اگر بشقابي كه انگشتر زير آن بود نصيب هر كسي كه مي‌شد دنبال او كرده و او را كتك مي‌زدند كه يك فرد مسن ازروستا ضمانت او را مي‌كرد و فرد بزرگتر چند روز مهلت مي خواست تا در مهلت ياد شده باران بيايد. و چون مردم روستا با نيت پاكي كه داشتند مي ديدند كه در همان چند روز مهلت ياد شده باران باريدن مي‌گرفت.

بعد از كاشت گندم در ارديبهشت ماه نوبت به درو محصولات مي‌رسيد كه به وسيلة داس اين كار را انجام مي دادند و براي اينكه گندم را از پوست آن بيرون بياورند از بو را استفاده مي‌كردند كه جنس آن از چوب بود و دو چوب پهن و سه عدد چوب دايره‌اي كه براي هر كدام سه سوراخ درست مي‌كردند و طرف سر چوبها را آهن گذاشته و 4 عدد چوب را روي دو چوب پهن گذاشته و با بند بالاي چوبها مي‌بستند كه بتوانند روي آن بنشينند و گندم را با اين وسيله كوبيده و پوست گندم را از آن جدا مي‌كردند.

بعد هر كشاورز براي گندم خود يك جاي مشخص داشت كه به آن جاجخون زار مي‌گويند و براي اينكه گندم را به خانه بياورند از هور استفاده مي‌كردند.

و چون سال آينده هم به گندم احتياج داشتند اقدام به نگهداري گندم براي سال آينده مي‌كردند كه اين كار را با كت كردن گندم انجام مي‌دادند براي اينكه گندم آنها را كپك نزند اقدام به حفر گودالي پهن كرده كه در اصطلاح محلي به آن گودال كت مي‌گويند و زير آن را با كاه پوشانده و بعد از گذاشتن گندم درون آن بر روي آن خاك مي‌ريختند.

نگاهي به چهره كنوني روستا:

جمعيت: 788 نفر

مردان: 420                     زنان : 368

باسواد: 342                    بيسواد: 49

تعداد خانواده: 124 خانواده

متاهلين: 105 نفر   مجردين: 116 نفر

اماكن عمومي: از اماكن عمومي اين روستا مي‌توان به مسجد ـ شبكه بهداشت ـ‌ 3 مدرسه ـ ‌مخابرات ـ شوراي حل اختلاف ـ دهياري و پاسگاه انتظامي و ... اشاره كرد.

شغل مردم روستا: در گذشته شغل اكثر مردم دامداري و كشاورزي بود، اما امروزه اين دو شغل به عنوان شغل اصلي مردم به حساب نمي‌آيد و مردم روستا اكثراً در شركتهاي نفت و گازي كه در روستا فعال مي‌باشند مشغول به كار هستند.

اين روستا كه مركز دهستان ليراوي شمالي محسوب مي‌شود از مشرق به كهگيلويه و بويراحمد و از مغرب به بندر ديلم ارتباط دارد.

پالايشگاه گاز NGL سياهمكان:

اين پالايشگاه گاز در بالاي روستا واقع شده است كه خوراك برخي از پتروشيمي‌هاي واقع در بندر امام را تامين مي‌كند. كه اكثر ساكنان روستا در آن مشغول بكار مي‌باشند.

گزيدة فرهنگ لغات مردم سياهمكان

1ـ آربيز: نوعي الك            arbiz

2ـ آسك: آسياب كوچك      ack

3ـ آشپلا: آبكش   aspla

4ـ اَرس: اشك      ars

5ـ اِرنَك: لجباز      emak

6ـ اُساره: ستاره ucarh

7ـ اِيسو: حالا      eyco

8ـ با يك: با هم    badak

9ـ بُورك: ابرو        borg

10ـ بُل كُمْ: لوس  bolkom

11ـ پار: سال گذشته         par

12ـ تات: عموم    tata

13ـ تيله: جوجه    tdlh

14ـ تِرپا: رد پا       terpa

15ـ تُپ: قطره      top

16ـ تر نمي: رطوبت          tarnami

17ـ جام: شيشه jam

18ـ جاهل: جوان  jahel

19ـ چاس: نهار    ca

20ـ خل: كج        al

21ـ توم: مزه        tum

22ـ بيگ: عروس   begg

23ـ وايهك حسرت vaya(-e)

24ـ نهنگ: نزديك neheng

25ـ نيلم: نمي‌گذارم         nilom

26ـ نيم دري: پنجره          nim dari

27ـ كر: پسر        kor

28ـ كر: مه          kar

29ـ كوكا: برادر     kuka

30ـ ساس: نسل  cac

31ـ سر: ليز         cer

32ـ هيمه: هيزم   himach

33ـ همدا: هم سن و سال homda

34ـ هيرون: جنوب             hiron

35ـ يابو: مي‌شود             yabu

36ـ هماركي: يواشكي      homaraky

37ـ مشت: غليظ mast

38ـ محض: خاطر  mahde

39ـ لت: سمت    lat

40ـ گپ: بزرگ      gap

41ـ لر: لاغر         lar

42ـ شپ: كف زدن            sap

43ـ شِوِر:‌دراز       sever

44ـ سبخ: شوره  cabax

45ـ شوپر: خفاش supar

46ـ غر: غبار        yar

47ـ چول:‌ خراب    cul

48ـ خسي: مادر شوهر     xacy

49ـ خس: استخوان          xac

50ـ فرمون: دستور            fermon

51ـ فلت: مكار     felat

52ـ لشت: بي‌حال            last

53ـ مُنگه: نق زدن            mongeh

54ـ‌ مرافه: دعوا    merafeh

55ـ ليم: موزي     lim

56ـ ليوه: ديوانه    liveh

 

 منابع:

1- هفت شهر ليراوي و بندر ديلم نوشته عليرضا خليفه زاده

2- راهنماي خليج فارس: اثر ج.ج لوريم ترجمه محمد حسين نبوي

3- فارسنامه ناصري تأليف ميرزا حسن حسيني

4- مرآت البلدان تأليف اعتماد السلطنه- بكوشش عبدالحسين نوايي و مير هاشم محدث

5- منابع شفاهي روستا

6- تاريخ ايران- سرپرس سايكس- ترجمه محمد تقي گيلاني

7- خليج فارس – تأليف سرپرس سايكس- ترجمه محمدسعيدي

8- پاول شواتس- جغرافياي تاريخي پارس- ترجمه كيكاووس جهانداري

 

 

 

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 19:2 | لينک ثابت |

برگرفته از وبلاگ لیراوی  جناب آقای خلیفه زاده

 

غذاهاي مردم روستا

نوع غذاي مردم روستا در گذشته و حالا با هم متفاوت است در گذشته به دليل نبود امكانات و مواد خوراكي اكثراً از موادي كه خود تهيه مي‌كردند اقدام به پخت غذا مي‌كردند كه فهرست غذاهاي قديمي به شرح زير است:

1ـ شله خرمي                 با استفاده از خرما

2ـ يغلي                          با للك درست مي‌كردند

3ـ رشته آبي                   رشته‌ي دستي

4ـ او خاگ                       آرد و تخم مرغ

5ـ شله مجكي                بادام ـ گندم

6ـ‌ ملخ حلاله

7ـ اوموتو                         ماهي كوچك و خشك

8 ـ اوتمات                       خورش گوجه فرنگي

9ـ حلوا انگشتي

10ـ او كشك                    كشك آماده و خيس شده

11ـ يغلي جيكي              جيكه گياهي كه در صحرا رشد مي‌كند

12ـ توله             گياه صحرايي

13ـ دره               گياه صحرايي

14ـ للك             گندم آسياب شده

15ـ حلواي سردوبندو

16ـ دووا              برنج ـ دوغ ـ‌ جو

17ـ شيربرنج                    شير ـ برنج ـ جو

18ـ حلواي خرمي             خرما ـ روغن حيواني

19ـ قليه ماهي

20ـ گندم برشته   گندم و تخمه

از موارد ذكر شده بالا كه بگذريم تنها به نوع شكار و تهيه ملخ حلاله و طرز استفاده آن اشاره مي‌كنيم.

ملخها وارد روستا كه مي‌شدند اهالي يك نفر را مامور مي‌كردند تا ملخها را تعقيب كرده تا جاي اسكان آنها را شناسايي كند و اهالي هم شبانه براي گرفتن ملخها اقدام مي‌كردند.

چون شب سرد بود ملخها زياد تكان نخورده و همان جايي كه بودند مي‌ايستادند اهالي هم آنها را گرفته و داخل كيسه‌اي كه همراه خود داشتند قرار مي‌دادند بعد در يك ظرف مسي آب را جوش آورده و ملخها را داخل آن قرار ‌داده تا آب پز شده و بعد آنها را خشك به عنوان غذا استفاده مي‌كردند.

 ارزش هاي مردم روستا

به هر جامعه‌اي كه نگاهي مي‌اندازيم داراي يك سري ارزشها مي‌باشند حال مسائلي را كه براي اين مردم داراي ارزش مي‌باشند را بر مي‌شمريم.

1ـ ارزش جنس:‌ در جوامع روستايي به فرزند پسر در گذشته خيلي اهميت مي‌دادند و خانه‌اي را كه پسر نداشت بي‌وارث مي‌خوانند و مي‌گفتند كه چراغ او ديگر كور است به طوري كه در جامعه روستايي هميشه فرد مذكر رئيس خانه است و او بر خانه حاكم است. كه در روستاي سياهمكان هم مثل اكثر جوامع روستايي احترام خاصي براي جنس پسر قايل مي‌شدند چون كه پسران بيشتر در مسايل كشاورزي كمك خانواده بودند ـ خرج خانه را در مي‌آوردند ـ و در دوران سالخوردگي پسران از پدر و مادر محافظت و نگهداري مي‌كردند.

دفاع مردان از خانواده در مقابل ناامني‌ها و مشكلات زندگي ـ انتقال نسب و تبار و وارث و ديگر عوامل دست به دست هم داده تا ارزش اين جنس بيشتر از دختران باشد.

كه يك شعر هم در رابطه با ارزش پسر، هميشه در بين اهالي به اين مضمون وجود داشته كه در زير به آن اشاره مي‌شود:

پدر خوبه كه مادر نازنين است

                        برادر ميوه روي زمين است

 

برادر پشت برادر زاده ام پشت

                        درخت بي‌برادر كي كنه رشد

 

درخت با برادر بوته بوته

                        درخت بي برادر بوته خشكه

 

2ـ‌ ارزش سن: در جوامع روستاي سالخوردگان از احترام خاصي برخوردارند كه هنوز در خانواده‌ها آنها راجع به مسايل مهم تصميم مي‌گرفتند. پيري براي آنها نوعي ارزش شمرده مي‌شد زيرا كهولت آنها معني تجربه، بزرگي را مي‌رساند.

3ـ ‌ارزش فرزند: در جوامع روستايي داشتن فرزند يك ارزش مي‌بود و كسي را كه از نعمت اولاد محروم بود به درخت بي‌بر يا چراغ كور تشبيه مي‌كردند. داشتن بچه را بركت خانه دانسته و براي مادر شدن احترام خاصي قايل شده و مادر از يك جايگاه و پايگاه اجتماعي خوبي برخوردار بود.

از ديگر ارزشهاي مردم روستا مي‌توان به مهمان نوازي ـ همياري ـ خوش باوري و ... اشاره كرد اما بايد اين نكته مهم را هم يادآور شد كه موارد ذكر شده به صورت دست نخورده و بكر باقي نمانده‌اند و در جريان تحولات اجتماعي و توسط روابط روستايي ـ شهري در نتيجه صنعتي شدن تدريجي جامعه و رشد آگاهي اجتماعي مردم دچار تغييراتي شده‌اند مثلاً اگر بخواهيم به يك مورد آن اشاره كنيم مي‌توان به ارزش فرزند اشاره كرد كه امروزه كاملاً با گذشته تفاوت كرده و به خاطر مخارج بالاي زندگي و مشكلات ديگر تعداد  فرزندان از 3 تا بيشتر نيست و نوع جنس فرزند آن هم برايشان فرقي نمي‌كند و مي‌گويند كه پسر بركت خانه و دختر رحمت خداوند است.

 

زيارتي‌ها

در روستا اگر كسي به زيارت اماكن مقدس مي‌رفت سه روز بعد از رفتن او حلوا درست كرده و بين مردم روستا پخش مي‌كنند اگر كسي هم به خانه خدا برود قبل از رفتن به در خانه اهالي روستا رفته و از آنها حلاليت مي‌طلبد مردم روستا هم با وي روبوسي كرده و از او خداحافظي و اگر كينه‌اي نسبت به كسي داشته باشند او را بخشيده و براي همراهي با او تا مسافتي مي‌آيند بعد از رفتن حاجي نوبت به بستن تاب است كه مردم روستا براي تاب خوردن به خانه حاجي مي‌روند و آنها هم با شربت و شيريني از آنها پذيرايي مي‌كنند و بعد از اينكه حاجي از سفر برگشت با شليك گلوله او را تا درب منزلش همراهي مي‌كنند.

سياهمكان در آئينه منابع طبيعي

پوشش گياهي خودروي خوراكي در روستا

1- منگك: اين گايه شورمزه را در ماست ريخته و مي‌خورند.

2- كنگر: با آن نوعي خورش بنام كنگر درست مي‌كنند و آن را ترشي نيز مي‌اندازند و گاهي در ماست حل كرده و همراه ماست هم استفاده مي‌شود.

3- كاكل: سبزي شورمزه خوراكي است.

4- جيكه: همان سير كوهي مي‌باشد.

5- گرده: مانند سيب زميني در زير زمين رشد مي‌كند وبا آن خورش درست مي‌كنند و اكثراً هم در روي تپه‌ها رشد مي‌كند.

6- گلاله: بوته اين نوع گياه به صورت شاخه شاخه مي‌باشد و هر شاخه چندين گلاله مي‌كند.

گلاله داراي خارهايي در اطراف خود مي‌باشد كه بايد ابتدا خارها را از گلاله جدا كرد تا به قسمت خوراكي آن رسيد.

7- رضل: اين گياه سبز برگ مانند كاهو مي‌باشد.

8- ترشك: عين برگ جغندر مي‌باشد.

9- پنجه: نوعي سبزي خوراكي كه براي هضم معده نيز بسيار مفيد است.

10- رمليك: مانند ميوه كنار مي‌باشد اما از كنار كوچكتر و ترش مزه مي‌باشد.

11- خليل لوك: مانند شويد مي‌باشد.

12- خار خاروك: مانند كاهو مي‌باشد كه تنها ساقه آن خوراكي است.

13- قزه قازول: نوعي سقز خوراكي كه با تراشيدن ساقه اين گياه بدست مي آيد.

14- مندر: نوعي چغندر كوهي مي‌باشد.

15- باكو: درختي به نام ليجي كه ميوه‌اي به نام باكو دارد باكو شكلش همانند ميوه كيوي مي‌باشد.

16- خارك قلي: شكلش مانند هلال است و مثل انگور از شاخه گياهي به نام كيور آويزان است.

17- توله: سبزي است خوراكي كه آن را خرد كرده و در پخت آن از سير استفاده مي‌شود.

18- دره: نوعي سبزي خوراكي با برگهاي باريك و ريز.

19- چل چلاوه: گياه خوراكي به صورت گلهاي كوچك مي‌باشد و از آن براي خوشبو كردن اتاقها استفاده مي‌شود.

20- چندلي: اين گياه ترش مزه به صورت برگ برگ مي‌باشد و از پخته شده اين گياه براي درمان سالك استفاده مي‌شود.

21- ترشوك: اين گياه هم مانند ساير گياهان با شروع بارندگي در روستا سبز مي‌شود و به آن علت داراي مزه‌اي ترش است ترشوك ناميده مي‌شود.

8- تويزه: وسيله‌اي دايره‌اي شكل كه نانهاي آماده پخت را در آن قرار داده و جنس آن از برگ درخت نخل مي‌باشد.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 19:0 | لينک ثابت |
 

 

بازي هاي محلي روستا:

بازيهاي محلي در اين روستا قدمتي چندين ساله دارند كه كودكان بيشتر وقت خود را با آنها سپري مي‌كردند كه ما به برخي از آنها اشاره كرده و چند تاي آنها را به شرح زير مي‌آوريم.

1ـ دوس بازي                   2ـ شاه و وزير       3ـ بازي چوكلي    4ـ بازي اتل متل

5 ـ‌ پشكل چالك   6ـ‌ تپ تپو                        7ـ تير ماي                       8 ـ دال توپه

9ـ خرمن چند من             10ـ سايه بردك     11ـ خس پرتكان   12ـ اشكم بق بقو

13ـ چيل چيل                  14ـ قاب بازي مردان          15ـ كيفار بازي          16ـ تيروكمان‌بازي

17ـ اسبك چرند    18ـ ار ختلي                    19ـ كيلي كو كو    20ـ مسره بازي

21ـ ملا بر سرا     22ـ هفت سنگ               23ـ رابط بازي

بازيها به دو صورت نشسته و ايستاده برگزار مي‌شده است و پسران و دختران هر كدام بازي مخصوص به خود را داشتند كه به ذكر چند نوع و طرز بازي آنان اشاره مي‌‌كنيم.

1ـ سايه بردك: اين بازي را هم پسران بازي مي‌كردند و هم دختران براي شروع بازي ابتدا چند نفري جمع مي‌شدند كه در اين بازي تعداد مطرح نبوده است مدتي هم بازي مي‌كردند كه هوا مهتابي بوده باشد همه افراد سر رديف ايستاده و يك نفر را از ميان خود به عنوان رئيس انتخاب مي‌كردند رئيس يك سنگ گرد برداشته و سنگ را پرتاب مي كرد تا مشخص شود كه سنگ در سايه چه كسي مي‌افتد شخصي كه سايه آن سنگ رويش بود بايد دنبال بقيه افراد مي‌دويد و دست و روس سر آنها مي‌گذاشت دست روي سر هر كه مي‌نهاد آن شخص با شخص اول همكاري مي‌كرد تا الي آخر ... .

2ـ اشكم بق بقو: اين بازي مخصوص دختران بود به اين صورت كه همگي جمع مي‌شدند و يك نفر را با عنوان رئيس انتخاب مي‌كردند اين بازي به صورت نشسته انجام مي‌گيرد. بعد رئيس يك سنگ كوچك را برداشته و سنگ را زير خاكي كه در زير پاي دختران بود مي‌گذاشت به طوري كه كسي نبايد مي‌فهميد كه رئيس سنگ را زير پاي چه كسي پنهان كرده است بعد دختران بلند شده و هر كدام خاك مخصوص به خود را جستجو كرده كه سنگ را پيدا كند. زير پاي هر كه بود مي‌بايد دنبال بقيه مي‌دويد تا الي آخر.

3ـ بازي چوكيلي: اين بازي مخصوص مردان مي‌بود.م يك چوب بزرگ 80 سانتي‌متر و يك چوب كوچك 10 سانتي تهيه كرده و زمين بازي به شكل يك دايره مي‌باشد كه به آن داكه مي‌گويند و گروه برنده در آن دايره چوب كوچك را به سمت بيرون پرتاب مي‌كنند و تيم مقابل متقابلاً آن را به طرف دايره (داكه) پرتاب مي‌كنند كه تيم برتر بايستي از ورود چوب كوچك (كيلي) به درون دايره جلوگيري بعمل آورند.

4ـ دال توپه: اين بازي همانند بيس بال كنوني مي‌باشد.

5ـ تير ماي: همان قايم موشك امروزي است يك نفر چشم مي‌گذارد تا ديگران مخفي شوند.

6ـ چيل چيل بازي: اين بازي با تقسيم دو گروه چند نفره انجام مي‌گيرد گروه اول در يك طرفه جداگانه و گروه دوم هم در طرف ديگر با استفاده از خاك اين بازي را انجام مي‌دادند و خاك را به شكل جمع شده قرار داده كه هر گروه مي‌بايد خاك گروه مقابل را پيدا مي‌كرد و آن را خراب مي‌كرد.

موجودات افسانه‌اي ذهني مردم روستا:

افسانه‌ها جزء روايات شفاهي مردم روستا به شمار مي روند كه نمايشگر خاطرات گذشته نوع بشر است كه منشأ آنها به ماقبل تاريخ مي‌رسد و پيش از هر گونه ادب مكتوبي وجود داشته‌اند.

افسانه‌ها مي‌توانند تصور شعور انسان، كه از ذهنيت خلاق اشخاص متصور مي‌گردد باشند حالا چند نمونه از افسانه‌هاي ذهني اين مردم روستا كه هنوز هم با اين افسانه‌ها زندگي مي‌كنند برايتان ذكر مي‌‌كنم:

1ـ آدم خرو: موجودي افسانه‌اي كه مادران براي ترساندن  بچه‌هايشان از آن نام مي‌برند.

2ـ بابلويي: موجودي افسانه‌اي كه مي‌گويند رنگي كاملاً سياه دارد چشماهيش بالاي سرش قرار دارد و قد آن از انسانها كوتاهتر است و هر وقت كه به اسارت انسانها درآيد مي‌ميرد.

3ـ غولك: موجودي افسانه‌اي همچون جن كه خود را به شكل انسان درمي‌آورد و يا كاملاً خود را شبيه دوستان كسي مي‌كند و او را فريب مي‌دهد.

4ـ كرزنگرو: از ديگر موجودات افسانه اي كه در بين مردم روستا وجود دارد موجودي به نام كرزنگرو مي‌باشد كه اين حيوان جلوي ماه را مي‌گيرد تا به ماه نور نتاباند. اين حيوان هميشه دست خود را بر روي بيني خود قرار مي‌دهد چون كه اگر ضربه بر روي بيني او اصابت كند نابود مي‌شود.

5 ـ يال: اين موجود افسانه‌اي بيشتر در شب كه افراد زير درخت عبور مي‌كنند باعث آسيب رساندن به شخص مي‌شود.

باورهاي مردم روستا

مردم روستا به خاطر سادگي يك سري اعتقاد و باورهايي داشتند كه در گذشته و در همه مراحل زندگي آنها را به كار مي‌بردند كه امروزه به اين اعتقادات خرافات مي‌گويند كه به چند نمونه از آن اشاره مي‌كنيم.

- بعد از سير پاك كردن پوست آن را جمع مي‌كردند اگر جمع نمي‌شد اعتقاد داشتند كه حتماً يك دعوا مي‌شود.

- كفش و يا دمپايي هم اگر وارونه شود دعوا نصيب فرد مي‌شود.

- خر كه صدا درآورد شكم سگ بعد از آن  درد مي‌آيد.

- اگر صداي خروس بي‌موقع باشد فرداي آن گرد و غبار مي‌آيد.

- جارو كه ايستاده به ديوار تكيه داده باشد دعوا نصيب فرد مي‌شود.

- اگر شب جارو كني رزق و رويت از بين مي‌رود.

- گربه را اگر شب بزني گناه كرده‌اي چون اعتقاد داشتند كه گربه ملائكه دارد.

- هر زني كه زياد چادرش را وارونه به سر كند شوهرش زن دوم مي‌گيرد.

- اگر بچه كوچك جارو براي خانه آنها مهمان مي‌آيد.

- براي اينكه باران زود قطع شود نمك به حياط مي‌ريختند و بچه بزرگ داخل آب مي‌نشست.

- اگر چوب را بر زمين بزني طلبكار برايت مي‌آيد.

- سگ كه پشت داد مهمان مي‌آيد.

- اگر روي سگ آب بريزي دستت دانه در مي‌آورد.

- هر كه زياد ته ديگ بخورد شب عروسي‌اش گرد و غبار است.

- اگر روز شنبه مراسم سوگواري برگزار شود بازگشت دارد.

- اگر مرده را بوسه بزني هيچ وقت به خوابت نمي‌آيد.

- گهواره‌اي كه بچه درون آن نيست اگر تكانش دهي بچه شكم درد مي‌گيرد.

- چله افتادن به كسي:‌ اگر زني عروسي كند تا مدت چهل روز اگر در اين مدت كسي فوت كرد عروس حتماً بايد يك چيزي خوردني از خانواده مرده برايش بياورند تا بخورد كه اگر اين كار را نكردند زن حامله نمي‌شود.

- بعد از ظهر هيچ چيز سفيدي را از منزل خارج نمي‌كنند حتي اگر كسي براي گرفتن آن به درب منزلشان بيايد مانند تخم مرغ، نمك چرا معتقدند اتفاق بدي برايشان پيش مي‌آيد.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:58 | لينک ثابت |
 

  برگرفته از وبلاگ لیراوی  جناب آقای خلیفه زاده

مراسم ختنه سوران

اين يكي از رسمهايي مي‌باشد كه در همه جاي ايران متداول است. در قديم براي ختنه كردن پسران مراسم خاصي برگزار مي‌شد طور كه هر خانواده براي اين كار با دعوت كردن اقوام و نهار و شام دادن و مراسم جشن و شادي اين كار را شروع مي‌كردند كه ختنه توسط فردي به نام خطير انجام مي‌گرفت در حين مراسم ختنه، زنان به رقص و پايكوبي مي‌پرداختند و بر سر پسر پول و شيريني مي‌ريختند و يك حيوان قرباني مي‌كردند.

مراسم خواستگاري

ازدواج پايه‌گذار زندگي خانوادگي است و آن به رابطه‌اي قانوني يا شرعي گفته مي‌شود كه مرد و زن را براي مدت موقت يا دايم به هم پيوند مي‌دهد و جامعه آن را به رسميت مي‌شناسد ازدواج بر مبناي مذهب و مقررات ديني و موازين قانوني استوار است و هنگامي مشروع و رسمي تلقي مي‌شود كه با تشريفات خاص اسلامي انجام گيرد و در  دفتر مخصوص ازدواج به ثبت برسد. ازدواج در اين روستا از دو شب حنابندان و شب عروسي متشكل است ولي قبل از اين دو شب مرحله عقد بايد انجام شده باشد. در گذشته براي خواستگاري دختر فرد بزرگ طايفه اقدام مي‌كرد و با صحبت با پدر خانواده دختر مورد نظر خواستگاري را انجام مي‌دادند كه پدر اين موضوع را فقط با مادر خانواده در جريان مي‌گذاشت و افراد ديگر از موضوع خبر نداشتند. وقتي كه خواستگاري انجام مي‌گرفت به علت  اينكه اصطلاح روي فرد را زمين نزنند جواب بله به او مي‌دادند و بيشتر ازدواجها فاميلي مي‌بود كه ازدواج با دختر عمو و دختر دايي ـ دختر خاله ـ دختر عمه به ترتيب معمول‌تر است و بيشتر بر خانواده عمو تاكيد داشته و مي‌گفتند كه عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمانها بسته‌اند بعد از مراسم خواستگاري نوبت به مراسم تعيين شيربها و مهريه مي‌رسد كه با حضور پدر داماد و پدر عروس و چند ريش سفيد طايفه انجام مي‌گرفت كه شيربها را پول گرفته و اين پول را به خانواده عروس براي خريد وسايل زندگي مشترك مي‌دادند مهريه را هم چيزي حدود شيربها تعيين مي‌كردند اما مهريه را خانه داماد به عروس نمي‌دادند و فقط مقدار آن را تعيين مي‌كردند كه در كاغذ ازدواج به ثبت برسد و مي‌گفتن كه مهريه را كي داده و كي گرفته منظور اين بود كه مهريه را پرداخت نمي‌كردند كه هم اكنون هم همين رسم در روستا وجود دارد و از پرداخت مهريه خبري نيست.

از ديگر رسوم ازدواج گل به گل را مي‌توان نام برد به اين صورت كه از هر خانواده‌اي كه دختر را خواستگاري مي‌كردند دختر خود را نيز به عقد پسر آن خانواده در مي‌آوردند كه اين رسم هم اكنون هم در بين مردم روستا رواج دارد كه به آن مراسم گاه به گاه نيز مي‌گويند.

مراسم عروسي در روستا

در گذشته به خاطر توقعات پايين مردم زياد سخت‌گيري صورت نمي‌گرفت. و فاصله مابين عقد و عروسي بيشتر از چند ماه طول نمي‌كشيد.

و بيشتر عروسيها را در فصل پاييز برگزار مي‌كردند براي برگزاري مراسم ازدواج  چند روز جلوتر از مراسم اقدام به دعوت از خويشان و اقوامي مي‌كردند كه در روستا نبودند فردي را انتخاب كرده و او مامور بود كه به خانه تك تك آنها رفته و يكي يكي آنها را براي مراسم دعوت ‌كند و بعد به بازار رفته و رخت عروسي را تهيه مي‌نمايند. و خريد رخت توسط مادر داماد و مادر عروس انجام مي‌گيرد. رختهاي خريداري شده را كه شامل چند تكه پارچه ـ يك جفت كوشك محلي  ـ شيريني ـ حنا ـ‌ وسايل آرايش عروس ـ چادر و غيره مي‌باشد را در پارچه‌اي نهاده و براي بردن آنها به خانه عروس از زن خطير استفاده مي‌كردند كه بايستي حتماً زن كدخداي روستا هم حضور داشته باشد.

باز كردن رخت در خانه عروس هم توسط زن خطير انجام مي‌گرفت كه در وسايل عروس جداگانه براي زن خطير هم چند تكه پارچه و يك جفت كفش مي‌نهادند. در هنگام باز كردن رختها زنان اقدام به خواندن شعر و آوازهاي محلي مي‌كنند كه در زير به چند مورد آن اشعار اشاره مي‌شود:

رخت دوما رو سرم بي تا زمين كربلا

                        كي ببره كي بدوزه فاطمه خير النساء

چوي هيلو چوي ميخك‌چارچوي دروازمون

                        زن بسون شاه دوماد شهر به شهر آوازمون

معني

رخت داماد تا زمين كربلا روي سرم بود كه آن را بدوزد دو كي آن را اندازه بگيرد فاطمه زهرا (س)

چهار چوب خانه ما از چوب هل و ميخك است و ازدواج شاه داماد ما شهر به شهر مي‌پيچد.

آلات موسيقي در عروسيهاي روستا متشكل از تنبك و ني بوده كه به آلات موسيقي بندري معروف  مي‌باشند.

مراسم حنابندان

عصر شب حنابندان حنا را در ظرفي ريخته كه آماده كردن آن توسط زن خطير انجام مي‌گرفت كه در حين درست كردن حنا زنهاي روستا دور او را گرفته و با گفتن بيت و آوازهاي محلي او را در اين كار همراهي مي‌كنند كه حناتر كردن در دو خانواده عروس و داماد و به صورت جداگانه انجام مي‌گرفت:‌

شعر مربوط به حنابندان

1) اي حنابند اي حنا بند حناي خوبي ببند

                        داغ فرزندت نبينم حناش خوني ببند

 2) ما حنامون نارس و ملك دوماد پر كسه

                        يكي دو سرود بگوييد تا حنامون برسه

معني

1) اي كسي كه داري حنا را آماده مي‌كني حناي خوبي را درست كن الهي داغ فرزندت را نبيني حناي آن را خوني ببند يعني اشاره به قرمزي حنا دارد.

2) حناي ما هنوز نرسيده است و شاه داماد ما طايفه سنگين دارد يكي دو تا سرود و آواز بگوييد تا حناي ما آماده شود.

عصر عروسي

در عصر روز عروسي داماد لباسهاي دامادي را به تن مي‌كند و بعد نوبت به سرتراشون مي‌رسد كه داماد را روي يك صندلي نشانده و موهاي آن را توسط مرد خطيري كوتاه و تميز مي‌كنند. بعد داماد را سوار بر اسب كرده و به قبله روستا مي‌‌بردند و در آنجا به دستمال بازي مي‌پردازند كه به اين مراسم دومارو مي‌گويند كه امروزه هم اين رسم در عصر شب عروسي انجام مي‌‌گيرد.

بيت‌هاي مربوط به عروسي

بيت براي باز كردن رخت عروس:‌

قربون سايه سرامون اين خياط اومد نشست 

            سر دستش گل بريزم رخت كوكام بقچه بست

روز خدا وشو خدا يك مراد در دلم     

            رود جونيم زن طلب كرد اين مراد شد حاصلم

هر چه دارم سي تو دارم تو عزيز چونمي      

            همچو نرگس قد بلند و همچو سلطون سايمي

زيره كوفتم زيره بختم گرد زيره وم نشست    

            و جهوني شاه دوماد من مجلس كم نشست

از خدا يك وايه داشتم داوتت بيايه و كار         

            خوم بگوم دلاك بر قصه سي اميد روزگار

1ـ قربان سايه حياطمان بروم كه خياط آمد و نشست بر روي دستها و گل بريزم كه رختهاي برادرم را آماده كرد.

2ـ من شب و روز يك آرزو در دل دشتم و آن خواستن زن توسط برادرم بود كه او اين كار را كرد.

3ـ زيره را كوبيده و غربال كردم كه گرد آن بر من نشست و به قشنگي داماد در مراسم كم بود.

4ـ از خدا يك خواهش داشتم كه عروسيت را ببينم خودم شعر بگويم و دلاك و زن خطير برقصد.

5ـ هر چه دارم براي تو دارم تو عزيز خانه‌ام هستي مانند نرگس قد بلند هستي و مانند سايه بالاي سرم هستي.

برخي از صنايع دستي روستا:‌

در قديم مردم روستا بيشتر وسايل مورد نياز خانه را خود تهيه مي‌كردند كه جزء صنايع دستي محسوب مي‌شده‌اند كه به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم:

1ـ مبلي 2ـ دروشه بند 3ـ هبانه 4ـ گهل 5ـ هاون 6 ـ آسك 7ـ مشك 8ـ جاجيم 9ـ چراغ موشي 10ـ كلك 11ـ مشك و ملار 12ـ بردال 13ـ اوار 14ـ دلوخه 15ـ دول ريزه.

الف) تمبلي: از اين وسيله به عنوان تخت خواب استفاده مي‌كردند تا از گزند حشرات و عقرب در امان باشند براي ساخت اين وسيله ابتدا براي استفاده از يك قالب مخصوص اقدام به زدن خشت با استفاده از خاك رس مي‌كردند بعد كه خشت خشك شد آنها را در سه قسمت متفاوت بر روي هم قرار داده و روي آن را با گل آماده شده مي‌پوشانند و در مرحله آخر با بريدن پيش‌هاي  نخل يا در لفظ محلي لبت روي آن كار را به پايان مي‌رسانند و با قرار دادن جاجيم و نمد شب را روي آن مي‌خوابيدند.

ب) دروشه بند: براي بستن در حياط منزل خود از اين وسيله استفاده مي‌كردند به اين صورت كه چهارچوب كوچك و چهار چوب بزرگ را بر روي سطح چوبها به عنوان در از اين وسيله استفاده مي‌كردند.

ج) هبانه: از اين وسيله براي خنك نگه داشتن آب استفاده مي‌شد براي ساخت آن ابتدا گل كوبيده شده را خوب ورز داده تا كاملاً سفت شود بعد روي صفحه چرخ قرار داده تا شكل پيدا كند براي پخت آن را در كوره مي‌گذاشتند تا سفيد رنگ شده و روي چهار پايه قرار مي‌دادند براي نگهداري آب.

د): دلوخر: از اين وسيله هم براي نگهداري آب خنك استفاده مي‌شد كه آن را با استفاده از پوست حيوانات تهيه مي‌كردند.

د) دول ريزه: براي كشيدن آب از چاه از اين وسيله استفاده مي‌كردند به اين صورت كه مشك را كه پاره شده بود دور نمي‌انداختند بلكه آن را قيچي كرده و به شكل دايره درآورده و با بند 6 گوشه براي آن مي‌گذارند كه به آن دول مي‌گويند.

خ) بردال: از اين وسيله براي آوردن مشك آب استفاده مي‌شد كه از جنس چوب بود.

هـ) جاجيم: براي ساخت جاجيم ابتدا پشم گوسفند را با وسيله‌اي به نام دوك به شكل ريسمان در مي‌آوردند و بعد آن را رنگ كرده سپس چهار عدد چوب بسته و پشمها را بين دو طرف چوبها رد مي‌‌كردند يك عدد چوب كوچك براي صاف كردن بذر يا همان پشم زده شده استفاده تا جاجيم بافته شود از اين جاجيم به عنوان تپه نيز استفاده مي‌كرده‌اند.

د) چراغ موشي: از اين وسيله براي روشن كردن اتاقهاي خود استفاده مي‌كردند براي ساخت آن يك شيشه را پر از نفت كرده و سر شيشه را سوراخ و يك تكه پارچه محكم در سوراخ رد مي‌كردند و با روشن كردن نوك پارچه كه از سر شيشه بسته شده بيرون مي‌ماند براي روشنايي استفاده مي‌كردند.

ش) كلك: كلك را با  استفاده از گل درست مي‌كردند به شكل دايره‌اي كه در آن آتش درست كرده براي گرم كردن منزل استفاده مي‌شده است.

س) اوار: از اين وسيله هم براي آوردن مشك استفاده مي‌شد كه جنس آن از موي بز بود.

م) هاون: از اين وسيله چوبي هم براي كوبيدن گندم و جو استفاده مي‌شود كه از  جنس چوب بوده با يك دسته چوبي بلند.

مراسم سوگواري

روز اول فوت شخص در گذشته تا 7 روز براي او مراسم عزاداري برپا مي‌كردند كه امروزه اين 7 روز به 3 روز ختم مي‌شود كه مردان در مسجد و زنان هم در خانه خود شخص متوفي به عزاداري مي‌پردازند مردان در مسجد با آوردن قرآن خوان مراسم را برپا مي‌دارند و زنان هم در منزل شخص به مراسم عزاداري مي‌پردازند كه به صورت نشسته و سرپايي اين مراسم برگزار مي‌شود. براي مراسم در روز شنبه برگزار نمي‌شود. چون طبق يك اعتقاد به اين باورند كه روز شنبه بازگشت دارد بدين صورت كه هفته بعد هم يك اتفاق بدي مي‌افتد. اگر جواني هم از  دنيا برود براي او حجله مي‌بندند و چند شعر مربوط به مراسم عروسي را براي او مي‌خوانند. بعد از به خاك سپردن مرده تا 3 شبانه روز بر سر مزار او فانوس روشن مي‌كنند و تا چهل روز براي او لباس سياه مي‌پوشند.

در قديم بعضي خانواده‌ها مرده‌يي را خود را كه مي‌خواستند به كربلا و ديگر شهرهاي مذهبي جهت دفن ببرند آن را به اصطلاح در محلي امانت مي‌نهادند كه به آن مرده امانت نهاده  مي‌گويند. براي اين كار ابتدا با خشت اتاقكي با سوراخهاي زياد درست مي‌كردند و با وسايلي چون شاخه نخل و خشت يك جايي كه مرده را روي آن قرار مي‌دادند درست مي‌كردند و چيزي حدود 7 ماه الي يكسال مرده را در آن نهاده تا گوشت آن به اصطلاح ريخته شود و نفري هم مامور بود كه با گرفتن مقداري پول جنازه مرده را به شهرهاي مقدس براي دفن ببرد در ضمن معتقدند فقط مردان بايد خاك بر روي مرده بريزند.

براي مرده در هر شب جمعه خيرات ميدهند و معتقد كه مرده انتظار مي‌كشد و اين رسم را هنوز مي‌توان در بين تمام خانواده‌هاي روستايي ديد. در اول هر ماه رجب هم براي مرده از دست داده و به ياد او مقداري پارچه و پيراهن و كفش خريداري كرده و به يك خانواده فقير هديه مي‌دهند. از ديگر رسوم مربوط به عزاداري كه در بين زنان روستا  انجام مي‌گيرد مراسم شروه گويي است كه به چند نمونه از آن اشاره مي‌كنيم:

1) من ميدون بهش بي شير ترنه زردي

                        نعره و دل ايزنه و بعدش آه سردي

2) شيرم را شير اشكنا و شيرم رفته بيشه

                        را تنش بزنيد داغم تا هميشه

3) زرد شده بهمنل و زرد شده جوونم

                        ور كنم بند بهون و بيايم مكونم

4) يا بيا تا برويم يا بگوني يا يوم

                        قصد پاكي وم بده تا رهيه نپايم

6) كي بودي بيمار سخت و مو نبودم خبردار

                        شربت دست بگيرم و بيام سر بيمار

7) دست راسم ري تيت و دست چپ گريبون بدين بيارين دكتر جراح شايد هم دوا كنه درد بي‌دواي.

معني فارسي

5) رفتم امامزاده و ايكندن زمين

                        اينهان من زمين و نعش جوون

1ـ در بيت اول اشاره به فوت شدن جوان دارد كه داراي موهاي طلايي بوده كه زرنگ بودن آن را با شير مقايسه كرده و مي‌گويد كه آن مانند شير در حال مردن است.

2ـ بيت دوم هم دنباله بيت اول است كه مي‌گويد كه جوان من براي هميشه از كنارم رفت كه در اين مدت مي‌گويد شير براي هميشه به بيشه رفت براي راحتي دل من بيشه را آتش بزنيد اما داغ من تا هميشه است.

3ـ بهمن يك  گياه سبز رنگ است كه به مرور زمان رنگ آن زرد شده و بعد از آن زرد شدن از بين مي‌رود كه مصراع سوم مرگ عزيز خود را به بهمن تشبيه داده است و در مصراع دوم هم مي‌گويد كه مرا از غريب به نزد اقوام خود ببريد.

4ـ يا بيا تا برويم تا بگو كه نمي‌آيم تكليف مرا روشن كن تا انتظار نكشم و چشم به راه نباشم.

5ـ به امامزاده رفتم كه داشتند قبري را آمده و حفر مي‌كردند و در  داخل قبر جنازه جواني را قرار مي‌دادند.

6ـ‌ چه وقت بيمار سخت بودي كه من خبر نداشتم تا شربت را در دستم بگيرم و به عيادت تو بيايم.

7ـ دست راستم روي چشمان تو و دست چپ گريبان و يقه تو و  برويد دكتر را بياوريد شايد كه درد لاعلاج را درمان كند.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:55 | لينک ثابت |
 

 بر گرفته از وبلاگ لیراوی  جناب اقای خلیفه زاده

پوشش گياهي خودروي خوراكي در روستا

1ـ منگگ: اين گياه شورمزه  را در ماست ريخته و مي‌خورند.

2ـ كنگر: با آن نوعي خورش بنام كنگر درست مي‌كنند و آن را ترشي نيز مي‌اندازند. و گاهي در ماست حل كرده و همراه ماست هم استفاده مي‌شود.

3ـ كاكل: سبزي شورمزه خوراكي است.

4ـ جيكه: همان سير كوهي مي‌باشد.

5 ـ گرده: مانند سيب زميني در زير زمين رشد مي‌كند و با آن خورش درست مي‌كنند و اكثراً هم در روي تپه‌ها رشد مي‌كند.

 6ـ گلاله: بوته اين نوع گياه به صورت شاخه شاخه مي‌باشد و هر شاخه چندين گلاله مي‌كند.

گلاله داراي خارهايي در اطراف خود مي‌باشد كه بايد ابتدا خارها را از گلاله جدا كرد تا به قسمت خوراكي آن رسيد.

7ـ رضل: اين گياه سبز برگ مانند كاهو مي‌باشد.

8ـ تروشك: عين برگ چغندر مي‌باشد.

9ـ پنجه: نوعي سبزي خوراكي كه براي هضم معده نيز بسيار مفيد است.

10ـ رمليك: مانند ميوه كنار مي‌باشد اما از كنار كوچكتر و ترش مزه مي‌باشد.

11ـ خليل لوك: مانند شويد مي‌باشد.

12ـ خار خاروك: مانند كاهو مي‌باشد كه تنها ساقه آن خوراكي است.

13ـ قزه قازول: نوعي سقز خوراكي كه با تراشيدن ساقه اين گياه بدست مي‌آيد.

14ـ مندر: ‌نوعي چغندر كوهي مي‌باشد.

15ـ باكو: درختي به نام ليجي كه ميوه‌اي به نام باكو دارد باكو شكلش همانند ميوه كيوي مي‌باشد.

16ـ خارك قلي: شكلش مانند هلال است و مثل انگور از شاخه گياهي به نام كيور آويزان است.

17ـ توله: سبزي است خوراكي كه آن را خرد كرده و در پخت آن از سير استفاده مي‌شود.

18ـ دره: نوعي سبزي خوراكي با برگهاي باريك و ريز.

19ـ چل چلاوه: گياه خوراكي به صورت گلهاي كوچك مي‌باشد و از آن براي خوشبو كردن اتاقها استفاده مي‌شود.

20ـ چندلي: اين گياه ترش مزه به صورت برگ برگ مي‌باشد و از پخته شده اين گياه براي درمان سالك استفاده مي‌شود.

21ـ ترشوك: اين گياه هم مانند ساير گياهان با شروع بارندگي در روستا سبز مي‌شود. و به آن علت داراي مزه‌اي ترش است ترشوك ناميده مي‌شود.

پيرايش و آرايش مردم روستا

زنان روستا در گذشته از وسايلي كه در ذيل مي‌آيد براي آرايش خود استفاده مي‌كرده‌اند:‌

1ـ سرمه: زنان روستاي ما براي آرايش چشمان خود از سرمه استفاده مي‌كنند و معتقد بودند كه سرمه براي برطرف كردن بيماريهاي چشمي از جمله آبريزش چشم مفيد است.

2ـ‌ حنا: براي رنگ كردن موهاي خود از حنناي تر كرده استفاده مي‌كردند و همچنين معتقد بودند كه حنا براي سردرد آنها مفيد است.

3ـ‌ دستينه: از اين نوع وسيله به جاي النگو استفاده مي‌كردند به اين ترتيب كه چندين مهره رنگارنگ را درون نخي مي‌كردند و اين را دور دستان خود مي‌بستند.

4ـ النگوي پلاستيكي: اين نوع النگو از جنس پلاستيك بوده كه به علت نبودن طلا زنان روستا از اين نوع النگو استفاده مي‌كردند.

5 ـ روغنهاي سر: براي خوشبو كردن موهاي خود از انواع روغنها استفاده مي‌شده است.

6ـ ميخك: اين نوع گياه قهوه اي رنگ به صورت تكدانه هاي كوچك مي‌باشد كه داراي بويي معطر بوده كه زنان به عنوان گردن‌بند از آن استفاده مي‌كردند.

7ـ خالكوبي: اكثر زنان روستا با استفاده از وسايلي مانند برگ درخت كنار و مايه سبز رنگي كه در بدن گاو وجود دارد اقدام به خالكوبي مي‌كردند و اين خالها را بر روي دست و دور پاها به شكلهاي مختلفي مانند آهو و اول اسم خود درمي‌آوردند.

8 ـ زلفك: از اين نوع وسيله براي آرايش موهاي خود استفاده مي‌كردند ابتدا موهاي خود را فرق كرده و با اين وسيله موهاي خود را حالت مي‌دادند.

لباس هاي سنتي مردم روستا

هر منطقه‌اي لباس سنتي مخصوص خود را دارا بوده است كه لباس سنتي زنان روستا به شرح ذيل مي‌باشد:

1ـ شلوار فراخو: براي دوخت اين نوع شلوار پارچه زيادي لازم است و بيشتر از پارچه‌هايي كه به رنگ سفيد و قرمز بود استفاده مي‌شد و براي تزئين آن از نوارهاي سياه رنگ در دو طرف شلوار استفاده مي‌كنند.

2ـ شلوار خفتي: از اين نوع شلوار هم اكنون هم زنان روستا استفاده مي‌كنند. نوع دوخت آن به اين صورت بود كه در پايين، با استفاده از يك تكه پارچه آن را تنگ مي‌كردند.

3ـ حله بندي: زنان روستا براي چادر خود با استفاده از پشم گوسفندان اقدام به اين كار مي‌كردند كه براي درست كردن اين نوع چادر دقت فراواني به كار مي‌بردند.

نا استفاده مي‌كنند. كه رنگ آن بشيتر سياه و تور مانند مي‌باشد و چندين نوع دارد يك نوع مي نا را پولكي مي‌ناميدند كه براي تئين مي نا از پولكهاي طلايي رنگ استفاده مي‌شد و با پولك در چهار گوشه مي نا شكل گل يا ستاره و ماه را در مي‌آوردند.

5 ـ پيرهن عربي: اين لباس تور مانند بيشتر در مراسم 4ـ مي‌ نا: زنان روستايي براي پوشش موهاي خود از مي عروسي استفاده مي‌شد كه بر روي لباس خود قرار مي‌دادند و به رنگهاي شاد مانند سبز و قرمز بود.

لباس مردان:

لباس‌هاي سنتي مردان روستا عبارت بودند از شال و قباد كلاه نمدي ـ كردك ـ زناره. مردان اكثراً لباسهاي بلند و آستين گشادي مي‌پوشيدند و با پارچه‌اي سياه دور كمر خود را محكم مي‌بستند كه به آن شال مي‌گفتند و كلاه نمدي آنها هم از پشم بافته مي‌شده است.

عزاداريهاي مذهبي روستا

مردم روستا به خاطر ارادت خاصي كه به مسايل مذهبي دارند، مراسم عزاداري را از قديم‌الايام در روستا برپا مي‌دارند. در گذشته به دليل نبود مسجد در روستا مردم با شروع ماه محرم مراسم سينه زني و نوحه خواني را در كوچه‌هاي روستا برپا مي‌كردند. قبل از شروع مراسم ابتدا مراسم چاوشي را برپا مي‌‌داشتند بعد نوبت به روضه خواني توسط آخوند بود كه اين مراسم در خانه كدخداي روستا برگزار مي‌شد ولي امروزه مراسم عزاداري محرم با حال و هواي ديگري برگزار مي‌شود كه از اول تا 12 شب اين مراسم ادامه دارد كه در شبهاي چهارم به بعد همراه با مراسم زنجير زني و سنج دمام مي‌باشد. زنان روستا در اين ماه اقدام به ادا كردن نذورات خود مي‌كنند كه از جمله اين نذرها مي‌توان به پختن حليم ـ شله زرد ـ حلوا ـ شربت ـ بيسكويت اشاره كرد در شب هفتم ماه محرم كه مصادف با شهادت قاسم مي‌باشد زنان به تر كردن حنا و تزئين برگزار كرده و بعد از مراسم تعزيه براي خواندن فاتحه به قبرستان روستا مي‌روند.

نمونه‌اي از چاوشي

فرياد از غريبي و بي‌ياري حسين

                        دم به دم ناله و زاري حسين

باران تير بود و حسين را سپر نبود

                        زهرا به سينه كرد سپرداري حسين

****************

يك شب به زمين كربلا خوابيده بودم

                        در عالم خواب اين ندا بشنيدم

كه اي قافله سالار بيابان نجف

                        صد ساله گناهان شما بخشيده‌ام

اي به گريه گفت اهل حرم خداحافظ

                        مرا حلال كنيد از كرم خداحافظ

گر به دل ملالي اريد مرا حلال كنيد  خداحافظ

مراسم تولد

در قديم تولد بچه در خانه و توسط دايه انجام مي‌گرفت و براي تولد بچه‌ها خانواده آن براي شادي شيريني مي‌دهند و حيوان سر مي‌برند. وقتي كه بچه متولد شد توسط ماده‌اي آبي رنگ تصوير يك آدمك را روي ديوار اتاق مي‌كشيدند و از اين ماده به دست و كف‌ پاهاي نوزاد مي‌زدند اگر نوزاد پسر بود طبق رسم قديم يك داس بالاي سر او مي‌گذاشتند و اگر دختر بود بالاي سر او سوهان يا قيچي مي‌نهادند در گذشته به علت نبود وسايل كودك نوزاد متولد شده را در سيني مي‌نهادند و در زير سيني مقدار جو قرار مي‌دادند بعد از 5 روز كه از تولد او گذشت جو را به يك خانواده فقير مي‌بخشيدند. البته تا چهل روز كودك را از خانه بيرون نمي‌بردند و در اين چهل روز هر عصر براي او اسپند دود مي‌كردند. از ديگر مراسم تولد پخش كردن داروي زنانه  براي اهالي روستا مي‌باشد كه مردم هم در ازاي آن پولي در كاسه آن قرار مي‌دادند. براي نامگذاري بچه از بزرگ طايفه كمك مي‌گرفتند و رسم بر اين بود كه اگر پسر بود نام پدربزرگ و اگر دختر بود بيشتر نام مادربزرگ آن دختر بر او گذاشته مي‌شد. در قديم براي نامگذاري كودك رسم ديگري هم بود. به اين صورت كه در ماههايي مانند صفر ـ قربان ـ رمضان اگر بچه‌اي به دنيا مي‌آمد نام اين ماهها را بر او مي‌نهادند. بعد از چند روز كه از تولد نوزاد گذشت يك مرغ را  كشته و شكم آن را با پياز و كشمش پر مي‌كردند سر مادر را در داخل قابلمه‌اي كه مرغ در آن بود فرو مي‌بردند و بر اين باور بودند كه با اين كار مادر سر درد نمي‌گيرد.

اما امروزه تولد بچه‌ها كاملاً بهداشتي و در بيمارستانها انجام مي‌گيرد و ديگر از دايه خبري نيست اما باز هم مثل قديم شيريني پخش مي‌كنند و حيوان قرباني مي‌كنند. و اقوام براي  ديدن بچه متولد شده همراه با كادو به پيش خانواده او مي‌روند. و از داروهايي مانند كاك ـ كاچ براي بچه‌ها استفاده مي‌شود. وقتي كه خانمي حامله مي‌شود. با استفاده از وسايلي مانند كمربند ـ شكم مادر بچة خود را سالم نگه مي‌دارد. به اين صورت كه كمربند با استفاده از يك پارچه نازك و خواندن جملات قرآني بر روي آن توسط افرادي كه در اين كار تجربه دارند انجام مي‌شود اعتقاد دارند كه اين كمربند باعث مي‌شود كه بچه سقط نشود مردم روستا همچنين وقتي كه براي اولين بار موهاي كودك را كوتاه مي‌كنند موهاي كوتاه شده را در زير يك درخت سبز به زير خاك مي‌سپارند.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:53 | لينک ثابت |

 

برگرفته از وبلاگ لیراوی  جناب آقای خلیفه زاده

لالايي‌‌هاي مردم روستا

لالاي‌ها ترانه‌هاي  فولكوريك ساختة مردم عادي بوده كه در تمامي نواحي ايران رايج و از طرف ي داراي ويژگيهاي خاص خود مي‌باشند با يك سري خصوصيات جداگانه اقليمي. اين ترانه‌ها واژه‌هايي ساده مي‌باشند كه با آهنگي خاص زمزمه مي‌شوند. لالايي‌ها پيش‌زمينه اي باري به خواب رفتن كودكان هستند كه هر كدام مي‌توانند به نوبه خود حرفهاي دل مادري باشد. از اين گذشته اين ترانه‌ها گاهي در جنوب ايران به شروه تبديل مي‌شوند. همانطور كه مردم اين روستا هم از دوبيتي‌هاي فايز به عنوان لالايي با آهنگ شروه براي پيش‌زمينه خواب كودكان خود استفاده كرده و مي‌كنند:‌

مولالات ايكنم لالاي هميشه

پلنگ از كوه بناله شير بيشه

پلنگ از كوه كه آهو در بيابون

همه جفتند كه من تنها بگردم

الهي دشمنت را خسته بينم

به قلبش خنجري تا دسته بينم

سر شب آيم احوالش بپرسم

سحر آيم مزارش بسته بينم

************

سر كوه بلند ني مي‌زنم ني

شتر گم كرده‌ام پي مي‌زنم پي

شتر گم كرده‌ام بابار كاشي

گلي گم كرده‌ام شايد تو باشي

بيا دلبر برايم دلبري كن

چكش بردار برايم زرگري كن

چكش بردار برو سهكون ببينم

خودت انگشتر يارم نگين كن

************

مولالات ايكنم تا سيم بموني

بري در مكتب و قرآن بخوني

چه قرآني كه خشتش بيشماره

همان شاهي كه تيغش ذوالفقاره

خبر اومند كه ليراوي خرابه

دلم از بهر ليراوي كبابه

بكشتند مردلش زنگل اسيرن

مگه سردار ليراوي بخوابه؟

************

لالا لالا لالا شو زنده دارم

به اميد خدا اميدوارم

لالا گل فيروزه مو

دهن تنگ و زبون فيروزه مو

فلك داد و فلك داد و فلك داد

فلك تخت سليمون داد بر ياد

سليموني كه حكم بر باد مي‌كرد

خودش مي‌ديد كه تختش مي‌برد باد

************

لالا گل زردم

نبينم داغ فرزندم

خداوندا تو ستاري

همه خوابند تو بيداري

به حق خواب و بيداري

عزيزم را نگه داري

برادر پشت برادر زاده‌ام پشت

درخت بي‌برادر كي كند رشد

درخت با برادر كنگه كنگه

درخت بي‌برادر كي كند ر شد

ضرب‌المثل‌ها

مردم سياهمكان در هر كلام خود ضرب‌المثل‌هاي بكر و به جايي را به كار مي‌برند كه جا دارد تعدادي از آنها را باهم بخوانيم.

1ـ سي درايكم ديوار تو بشنو = موقعي به كار مي‌رود كه يك موضوعي را مي‌خواهند غير مستقيم بكار ببرند.

2ـ درازي مه روزه = به كسي كه قد بلند داشته باشد مي‌گويند.

3ـ سوار اشتر و دكلودكلو نبيده = كارش راست است و دروغگو نبوده

4ـ ايسو بكش كه نسنگينه = موقعي كه كسي كاري را نمي‌تواند انجام دهد يك كار ديگر هم به آن اضافه مي‌شود.

5 ـ گرگ گرگه چه من لباس ميش باشه = طبيعت هر كس هر چه باشد همان است تغيير نمي‌كند.

6ـ كولم پيش از بردي = اشاره به آدم فضول دارد.

7ـ اگر گوش عزيزه گوشواره هم عزيزه

8ـ درخت بي‌خواص گز هم بلنده = گز نوعي درخت بي‌ثمر است كه ارتفاع زياد دارد. اين ضرب‌المثل اشاره به اين  دارد كه فهم آدمي به بلندي قد آن نيست.

9ـ خر پير اوسار رنگين = متفاوت بودن نوع لباس پوشيدن افراد در رابطه با سن آنها.

10ـ نكرده كار، نمي‌بره بار = تا كاري را نكرده باشي بهره آن را نمي‌بيني.

11ـ تو اگه دولي موبند دولوم = يعني اگر تو فرد عاقلي هستي من فرد عاقلتري هستم.

12ـ شنبه بارون، كي وادارون = اشاره به اين دارد كه باراني كه روز شنبه شروع شود زود قطع نمي‌گردد.

13ـ مثل حلواي بي نمكي = كسي كه چيزي بلد نباشد.

14ـ مشت نمونه خرواره = خسيسي يا دست و دل بازي مردم را نشان مي‌ دهد.

15ـ سي ماه ايگه نيو كه مومي خوام در بيام = اشاره به فرد زيبا رو دارد.

16ـ سرش سوخته سي دعوا = اشاره به آدم فضول دارد.

17ـ اوشون من يه جوي نيره = براي كسي كه به كار مي‌رود كه با يكديگر تفاهم ندارند.

18ـ سرشير برام آورده = كسي كه تند تند در بزند اين جمله را مي‌گويند.

19ـ توني موني نكن = در كارگيران دخالت نكن تو فقط كار خودت را بكن

20ـ گردنش را تبر ني پرنه = به آدم قوي هيكل اشاره دارد.

21ـ قلندر چهل گپ زد سرش پوكس = اشاره به آدم وراج و پرحرف دارد.

22ـ جاي مار نشسته عقرب كور = يك مرد خوب كه اولاد بدي از او بر جا مانده باشد.

23ـ بي‌اوتيه = وقتي كه كاري را براي كسي انجام مي‌دهد ولي او قدر كارهاي تو را نمي‌داند ناسپاس است.

24ـ دلت بنه دندون = يعني صبر و تحمل داشته باش.

25ـ سر ته بنه بخوس = براي كسي كه شانس و اقبال او بلند باشد به كار مي‌رود.

انواع نان در سهكون

نان جايگاه خاصي در فرهنگ مردم اين روستا دارد به حدي كه به نام نان قسم ياد مي‌كنند و در روستا نان را بر سر هر سفره‌اي مي‌توان ديد اما به نامهاي متفاوتي كه شرح آنها در زير مي‌آيد:

1ـ تپك: ناني است خشك و نازك كه در آن از كنجد پوست گرفته شده استفاده مي‌شود.

2ـ تبدون: ناني كه ابتدا خمير آن را مي‌گذارند تا ور بيايد و براي پخت آن از تنور استفاده مي‌شود كه اين نان هم در آن كنجد به كار رفته و بعد از پخت به آن شكر و روغن مي‌مالند.

3ـ بلبل مولو: مولو هنگام زمستان و با شروع بارندگي در اكثر روستاها رشد مي‌كند و اهالي با اين گياه ناني درست مي‌كنند كه به آن بل بل مولو مي‌گويند مولو را خرد كرده و با اضافه كردن ادويه‌جات به آن باعث مزه‌دار شدن آن مي‌شوند كه بايد مقدار فلفل آن زايدتر از بقيه ادويه جات باشد نان اين مولوهاي خرد شده را وسط دو نان پهن كرده گذاشته و براي پخت آن از تابه استفاده مي‌كنند.

4ـ زير چاله‌اي: ابتدا يك گودال درست مي‌كنند و با چوب درون آن چاله اي كه درست كرده‌‌اند آتش را روشن مي‌كنند و اين نوع نان را چون كه در زير چاله‌اي درست شده قرار مي‌دهند به آن زير چاله‌اي مي‌گويند.

5 ـ قراپيچ: براي خمير درست كردن اين نان بايد زعفران ـ گلاب ـ دارچين به كار گرفته شود و براي پخت آن از تابه استفاده مي‌‌شود و به خاطر اينكه اين نان را در هنگام پخت پيچ مي‌دهند به آن قراپيچ مي‌گويند.

6ـ كوكال: براي تهيه اين نان از موادي چون گلاب ـ زعفران ـ دارچين استفاده مي‌شود بعد خمير را به صورت گرديهاي كوچك درآورده و آنها را پهن كرده و با يك استكان روي نانها را نقش مي‌زنند. براي پخت اين نان از تنور استفاده مي‌شود.

7ـ ري وزيري: براي تهيه اين نان ابتدا خمير را آماده كرده و زردچوبه و پياز خرد كرده را به خمير اضافه كرده تا مواد يكدست شوند براي پخت آن از تابه استفاده مي‌شود يك طرف آن كه سرخ شد برمي‌گردانيم تا طرف ديگر آن سرخ شود.

وسايل براي تهيه پخت نان به قرار ذيل مي‌باشند:

1ـ آرد بير: نوعي الك است كه براي اينكه سبوس آرد را بگيرند از اين وسيله استفاده مي‌كنند.

2ـ تشت خميري:‌ جنس اين نوع ظرف از روي مي‌باشد و براي خمير كردن از آن استفاده مي‌‌شود.

3ـ تير: يك تير چوبي كه براي پهن كردن خمير به كار مي‌رود.

4ـ تخت نان: وسيله‌اي است چوبي به شكل دايره كه خمير را با تير بر روي آن پهن مي‌كنند.

5 ـ جفنه: براي نگهداري نان بعد از پختن از اين وسيله استفاده مي‌شود.

6ـ‌جلت: وسيله‌اي است كه با استفاده از پيش نخل درست مي‌كنند و بيرون آن را با پارچه پوشانده كه خمير پهن شده را روي آن گذاشته و به بدنه تنور مي‌چسبانند.

7ـ تاوه: براي پخت نان از اين وسيله استفاده مي‌شود.

8 ـ تويزه: وسيله‌اي دايره‌اي شكل كه نانهاي آماده پخت را در آن قرار داده و جنس آن از برگ درخت نخل مي‌‌باشد.

پوشش گياه پزشكي روستا:‌

در گذشته به علت عدم امكانات بهداشتي و نبود دكتر در روستا مردم براي درمان بيشتر بيماريهاي خود از داروهايي كه در روستا وجود داشت استفاده مي‌كردند كه اين داروهاي گياهي هنوز هم در اكثر خانه‌هاي روستا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. كه به چند نمونه از آنها در ذيل اشاره مي‌كنيم.

1ـ بابونه: دم كرده آن براي صورت مفيد است و سياه كردن موها.

2ـ سربرنجاس: براي رفع اسهال مي‌باشد بدين شكل كه آن را دم داده و آبش را به خورد بيمار مي‌دهند.

3ـ گل كلون: از اين نوع گياه آبي رنگ براي درمان انواع خارشهاي بدن استفاده مي‌شود.

4ـ هلپه: از اين نوع گياه براي تنظيم قند بدن بيماران ديابتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

5 ـ مشكورك: براي درد شكم

6ـ خيار گرگو: نوعي هندوانه تلخ و براي درمان بواسير به كار مي‌رفته است.

7ـ خاكه شير:‌ براي از بين بردن دانه‌هاي روي بدن و گرمازده‌گي.

8 ـ گل زرد: اين گياه مانند گل كلون است اما از اين نوع گل براي شكم درد مفيد است.

9ـ اسبيدوشك: اين گياه با دانه‌هاي سفيدرنگ براي درمان اسهال خوب است.

10ـ بغيز: اين نوع گياه به صورت دانه مي‌باشد و دانه آن مصرف مي‌شود براي دل‌پيچه كودكان.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:51 | لينک ثابت |

 بر گرفته از وبلاگ لیراوی : جناب آقای خلیفه زاده

 

ث) قتل امير ليراو:

اكبر از طايفة اكبر غالبي سياهمكان به اتفاق دوستانش بر اثر مسئله‌اي با امير ليراو اختلافاتي پيدا مي‌كنند. روزي كه به قلعه امير ليراو مي‌روند و چون ظاهراً به توافق نمي‌رسند به وي حمله‌ور شده و وي را از پا در مي‌آورند.

ج) حادثة دورة حكومت ابوالفتح خان صاره الدوله:

عبدالله خان كلانتر كه به حكومت بهبهان ماليات نمي پرداخت، دستگير و در قلعه حكومتي بهبهان زنداني مي‌گردد. پس از مدتي عبدالله خان را به يكي از روستاهاي هنديجان انتقال داده و در برجي زنداني مي‌كنند. لذا از آنجا فرار و به ليراوي باز مي‌گردد و مقر حكومتش را در قلعه خاني سهكون قرار مي‌دهد.

ح) آغاز حركت ملتي‌ها از سياهمكان:

 دكتر منوچهر اقبال در فروردين سال 1336 نخست وزيري را كه در دست داشت طي سخنراني اعلام كرد برحسب دستور شاه اصول خان خاني پرچيده و حتي در برخي از نقاط كشور دست به تقسيم اراضي كشاورزي ميان كشاورزان زد برخي از مردم ليراوي و اكبري‌هاي سياهمكان به بهانة عروسي پسر حاصل خدري كدخداي سياهمكان در سال 1337 دور هم جمع شده و بعد در تلگرام خانه ديلم تحصن كردند. اين گروه كه به ملتي‌ها معروف شده بودند شكاياتي به نخست وزير و استاندار فارس و ... فرستادند.

خ) واقعة سال 1330 در سياهمكان:

از آنجائيكه حاصل خدري كدخداي سياه مكان از پرداخت «بهره مالكانه» به محمدعلي خان ليراوي سرباز مي‌زد. اوايل مهر سال 1330 محمدعلي خان و سردار نظامي‌اش قلي خان ليراوي به اتفاق بيست نفر تفنگچي روستاي سياهمكان بزرگ را از دست حاصل خدري و حسن اميري خارج كردند. كه آنان به تلگرام خانه بندر ديلم رفته و چند تلگراف به نخست وزير، وزير كشور و ... فرستادند تا مشكلشان حل شد.

هـ) قرارداد بين محمدعلي خان ليراوي و كدخداي سياهمكان:

در مورخة 27/5/1324 مطابق هشتم رمضان 1346 ق قرار دادي با مضمون ذيل بين خان ليراوي و كدخداي سياهمكان بسته شد.

قرارداد في مابين آقاي محمدعلي ليراوي و حسن اميري كدخداي سياهمكان به موجب زير بسته شد كه اگر شش دانگ بلوك ليراوي در تحت اجاره آقاي محمدعلي ليراوي باشد و حسب گذشته قايد حسن اميري داراي هشت يك مستاجري ليراوي باشد و اگر چنانچه آقاي ليراوي موفق به خريد چهاردانگ ليراوي گردند نيم دانگ آقاي ليراوي از سهم خود به مشاراليه برگزار نمايد به شرط اينكه قايد حسن هم مخارجات متعلقه را به سهم خود اعم از قيمت خريد و غيره به آقاي ليراوي پرداخت. در صورتي كه بخواهد در استرداد مخارجات متعلقه تعلل نمايد اين قرارداد از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.

اما خان ليراوي هيچ وقت به اين قرارداد عمل نكرد.  

كدخدايان و خوانين سياهمكان

در دوره قاجاريه و پيش از آن ضابط بلوك معمولاً كدخدايان از ميان ريش سفيدهاي ده بر مي‌گزيدند و يا اينكه كساني را انتخاب مي‌كردند كه وفادار به خان مي‌بوده‌اند. و در دورة پهلوي بر اساس اسناد موجود كدخداي ده از طرف بخشدار منصوب مي‌شده‌اند. كه از طرف ضابطين مامور جمع‌آوري ماليات كشاورزي بوده‌اند.

الف) كدخداها:‌

1ـ كاغلامشاه اكبري (در زمان آقاخان)

2ـ‌ حسن اميري (حسن كافتو)

3ـ كا حاصل خدري

ب ) خوانين مستقر در سياهمكان:

1ـ عبداله خان كلانتر

2ـ لطفعلي خان سراج

آثار باستاني و زيارتگاه ها

در اطراف روستا يك سكه مسي اشكاني با مشخصات زير يافت شده است يك روي روي سكه تصوير پادشاه وقت و طرف ديگر نقش كامل يك گوزن با شاخهاي بلند و كشيده كه از نظر كارشناسان باستان شناس اين سكه با سكه‌هاي سرب هگمتانه همخواني دارد.

ـ تل غاچي قاتل علي صادي

كه اكنون اولي در وسط روستا و دومي غرب و قبله آن واقع است. اين تپه‌ها كه وسعت 10×10 مترمربع را شامل مي‌شود حدود 2 متر ارتفاع دارند كوزه‌هاي شكسته، سفالهاي رنگين و گوپالهايي كه تا چند سال بيش و هم اكنون بالا و كنار آن در موقع آب بريدگي در فصل زمستان نمايان مي‌شود بيانگر تاريخي بودن آنهاست كه همان جزء تمدن اسلامي و يا دوران هخامنشي ـ اشكاني ـ ساساني را در برمي‌گيرد.

دره اميري

در روايات متعدد آمده است كه امير ليراو كه در منطقه ليراوي و زيدون با مركزيت روستاي قلعه گلاب حكومت مي‌كرده است كه اين دره به فرمان او به قصد عمران و آباداني دشت ليراوي حفر شده كه واقع در زمينهاي روستاي سياهمكان مي‌باشد.

آب گوگردي

آب گوگردي واقع در كوههاي سياهمكان بسيار معروف است اين آب در نزديك زيارتگاه بي‌بي حليمه خاتون قرار دارد. كه گويا از بستگان امام رضا (ع) مي‌باشد.

رئيس الكرم

طبق گفته پيشينيان شخصي بود كه از اصحاب امام رضا (ع) و ساربان آنها بوده كه در اين روستا فوت نموده است.

شاهزاده محمد:

اين قبر آرامگاه و مقبره‌اي ندارد و در قبرستان روستا واقع شده است. طبق گفتة پيشينيان سيد محمد شاهروبند از سادات شهرستان گناوه خواب ديده است كه در قبرستان سياهمكان قبري به نام شاهزاده محمد مي‌باشد كه پيشينة چنداني از آن در دست نيست.

6 ـ خانه قديمي كدخداهاي روستا كه محل استقرار كدخداهاي منسوب خان بوده است.

بايك برج خاني

- گز بلندو: درخت گزي بلند كه قدمت چندين ساله داشته و متعلق به خاندان كل كرم اكبري در روستا بوده است كه اكنون از آن چيزي باقي نمانده است.

- قبرستان شبندي:

محل دفن سياه روياني كه در سياهمكان در سالهاي گذشته زندگي مي‌كرده‌اند مي‌باشد. كه در شمال روستا واقع شده است.

سياهمكان در آئينه فرهنگ مردم

دين و مذهب

دين و مذهب همه مردم اين روستا شيعه دوازده امامي مي‌باشد. و به مسايل مذهبي كاملاً معتقد و به آنها ايمان قلبي دارند و به همين خاطر در مراسمي كه براي ائمه گرفته مي‌شود شركت مي‌كنند و به عزاداري مي‌‌پردازند و ارادت خاصي به اولاد پيامبر و سادات دارند و براي آنها احترام خاصي قائل مي‌باشد.

زبان و لهجه

طبق اسناد معتبر تاريخي كل منطقه ليراوي به يكي از ايلات بختياري اطلاق مي‌شود لرها تيره‌اي ايراني هستند كه در جنوب غربي ايران به سر مي‌برند و به سه بخش ممسني، كهگيلويه و بختياري تقسيم مي‌شوند. وجه مشترك بين لرها زبان آنهاست. صفت اختصاصي گويش لري بيانگر آن است كه اين منطقه اصولاً تحت تأثير ايرانيان پارسي زبان بوده است و نه مادها.

زبان مردم روستا فارسي لري بوده كه با لهجه محلي بدان تكلم مي‌كنند كه البته تعدادي از مفردات زبانهاي بيگانه مانند انگليسي و پرتقالي و عربي نيز در آن مشاهده مي‌شود كه دليل وجود اين كلمات در زبان مردم روستا به خاطر وجود افراد خارجي در روستا بوده كه در شركتهاي نفتي به كار مشغول بودند كه به چند كلمه خارجي در زير اشاره مي‌كنيم:

تمات (كوچه فرنگي)                                 واير (سيم برق)

گلاس (ليوان)

پنسل (مداد)                                           كوپ (استكان چاي)

فينگلي (انگشت)

نمونه‌اي از چيستان هاي مردم روستا

1ـ‌ تابو گچي نه در داره نه دربچي     جواب: تخم مرغ

2ـ اسب سياه را زين كنيد دل بچه‌ها را خوش كنيد.     جواب: ‌تابه و نان

3ـ آن چيست كه در بازار سياه و در خانه قرمز است؟   جواب: زغال

4ـ عجايب صنعتي ديدم در اين دشت دو پايش در هوا سر كله مي‌گشت.    جواب: خيش

5ـ جهال جهال قد بسته نهي بواش نشسته.                         جواب: قليان

6ـ ميره بالا بار داره مياد پايين كار دارد.                      جواب: قاشق

7ـ آسمونش سبز، شهرش سرخ و مردمش سياه.      جواب:‌ هندوانه

8 ـ كودكي دارم به سن چهارده بالغ شود    چون كه پادرسي گذارد طفل نابالغ شود  جواب: ماه

9ـ سوراخ تنگ و تاريك پرغلوم پا باريك                       جواب: مورچه

10ـ اشيشه و مشيشه، دو روغن تو يه شيشه:         جواب: تخم مرغ

11ـ چهار چو، چهار مله چو، تا چهار چو جنب نقره چهار مه چو چو خواب نكته   جواب: گهواره بچه

12ـ چهل تا كوكاين يه قوا               جواب: كبريت

14ـ آن چيست يكي گمپلكي پرتو كي          جواب: ‌لامپ

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:48 | لينک ثابت |
 

 

برگرفته از وبلاگ لیراوی   جناب آقای علیرضا خلیفه زاده

پيشگفتار

     بايد اعتراف كرد كه پژوهش، كاري بسيار سخت، طاقت‌فرسا ولي در عين حال شيرين و لذت بخش است. در اين تحقيق ساختار فرهنگي روستايي را بازگو مي‌كنيم و راجع به مردمي سخن به ميان مي‌آوريم كه سالها در رنج و مشقت زندگي سرافرازانه‌اي داشته و گاهي در برابر استبداد و زور ايستاده و مبارزه كرده‌اند. همراه با فرهنگها، آداب، رسوم و باورهاي بكر دست نخورده‌اي كه انسان را به شعور مي‌رساند. فرهنگ اين روستا نمونه‌اي از الگوي خوب فرهنگ روستايي در ايران زمين است.

ليراوي در تاريخ:

همانطور كه مي‌دانيم روستاي سياهمكان بزرگ جزء روستاهاي منطقه ليراوي مي‌باشد. لذا لازم است قبل از هر سخني در خصوص اين روستاي تاريخي مختصري نيز در خصوص منطقه ليراوي و قدمت تاريخي آن شرح دهيم. ليراوي در دوره ايلاميان 3000-1000 قبل از ميلاد قدمت داشته و در سده‌هاي ششم و هفتم ليراوي نام يكي از طوايف مقتدر لر بوده است، كه مناطق تصرف شده آنها در نواحي ساحلي و كوهستاني كهگيلويه، كم كم از قرن هشتم به بعد به اين نام شهرت مي‌يابد. در دوره هخامنشي نيز منطقه ليراوي طبق كتيبه داريوش جزء ساتراپ پارس (استان پارس) مي‌باشد يا محسوب مي‌شده است.

در كتاب راهنماي خليج فارس اثر ج.ج لوريمر به ترجمه آقاي محمدحسين نبوي آمده است:

ليراوي تنها منطقه‌اي از سرزمين بهبهان است كه در كناره دريايي ايران واقع شده و منطقه خوزستان جنوبي را از هنديجان و منطقه بنا در خليج فارس نزديك حيات داوود جدا مي‌سازد. حدود ليراوي در ساحل خليج از نقطه 7 ميلي شمالي تا سبزپوشان (روستاي بنك) 31 ميلي جنوب شرقي ديلم امتداد دارد و از سمت داخلي جهت مقابل دريا يك رشته كوه دريايي كم ارتفاع به طول 6 ميل در طرف شمالي منطقه به اين رشته كوه محدود مي‌شود و در جانب جنوب 18 ميلي دريا ارتفاع اين رشته كوه واقع در پشت ديلم به 1000 پا مي‌رسد.

در فارسنامه نيز اهالي كهگيلويه را به  دو قسمت زيركوه و پشت كوه تقسيم مي‌كند كه منطقه ليراوي جزء ناحيه زير كوه مي‌باشد كه در اصل با الوار پشتكوه از يك طايفه‌اند.

در بهمن سال 1374 كه بخش ديلم به شهرستان ارتقاء يافت داراي دو بخش مركزي و بخش امام حسن شد.

1ـ بخش مركزي به مركزيت ديلم.  2ـ بخش امام حسن به مركزيت شهر امام حسن

بخش مركزي خود به دو قسمت مي‌شود:

الف) دهستان ليراوي شمالي به مركزيت روستاي سياهمكان

ب) دهستان ليراوي حومه با مركزيت روستاي عامري به ترتيب با 16 و 6 روستا

بخش امام حسن هم به دهستان ليراوي جنوبي و دهستان ليراوي مياني به ترتيب با 11 و 10 روستا.

علت نامگذاري روستا به اين نام

علت نامگذاري روستاي سياهمكان يا در تلفظ عاميانه سهكون به اين نام به خاطر اين بود كه طايفه‌اي با پوست سياه كه در پهلوي روستا در زير درختان سبز و بلندي به نام گز سكونت داشتند، ولي اين سياهان روستا را به وجود نياورده‌اند. موسس يا باني اين روستا شخصي به نام اكبر غالب كه جهت علف‌خواري و چراي دامهاي خود به اين منطقه يعني ليراوي عزيمت نموده و زمين كرايه مي‌كند تا نزديك روستاي احمد حسين فعلي و بعد براي كرايه كردن زمين به طرف شمال كه نزديك روستاي سياهمكان كوچك فعلي مي‌باشد آمدند. طايفه گبر نشيني كه طرف غرب روستاي مظفري كنوني سكونت داشتند با ماندن اكبر غالب مخالفت كردند به طوري كه كار اين دو به جنگ و درگيري هم كشيده شد و شبانه همديگر را شبيخون مي‌زدند. نمونه‌اي از درگيري آنها طرف شرق گاوزرد يا كهمرزاد فعلي مي‌باشد و از نمونه‌هاي ديگر درگيري اين دو صحنه ماكول و صحنه لهه مي‌باشد كه پيروز خوانده مي‌شود و گبرها از منطقه فرار كرده و بعدها اين طايفه دچار بيماري طاعون شديدي شدند كه بعضي از جمعيت خود را از دست دادند و قبرستان متعلق به آنها اكنون در روستا وجود دارد و پسر اكبر غالب به نام حسن روستاي سياهمكان بزرگ را بنا نهاده است و طايفه اكبري كه در روستا مي‌ باشند از فرزندان حسن پسر اكبر غالب مي‌باشند. حسين اكبر غالب ديگر فرزند اكبر غالب روستاي بني اسماعيل را بنا مي‌نهد كه سدة تنوب كه بنام سدة حسين معروف است متعلق به حسين مي‌باشد كه ورثة حسين اكنون در بصرة عراق زندگي و فرزندان حسن در سياهمكان مانده و نوادگان آنها در روستا زندگي مي‌كنند.

طوايف ساكن روستا:

در روستا به جزء طايفه اكبري به جزء دو طايفه اكبري طوايف ذيل نيز سكونت دارند كه بعداً به اين روستا كوچ كرده و يك جانشين شده‌اند.

1ـ ‌خدري

2ـ‌ كاوي

خدري‌ها كه از طوايف لر بختياري بوده‌ كه به اين روستا كوچ كرده و از نسل خدر عالي  مي‌باشند. كه با طوايف بهمئي و طيبي برادر زاده‌اند. و كاوي‌ها كه از طوايف عرب كعب بوده وارد منطقه ليراوي شده و بعضاً در روستاي سياهمكان وصلت كرده و آنجا مانده‌اند.

سياهمكان در سفر نامه‌ها:

ميرزا حسن حسيني مؤلف فارسنامه در كتاب خود از سياهمكان اين چنين ياد مي‌كند:

سياهمكان سفلي (سياهمكان كوچك) 6 فرسخ ميانه شمال و مغرب احمد حسين است.

در سال 1294 ق اعتماد السلطنه وزير انطباعات ناصرالدين شاه در كتاب مرآت البلدان به 21 روساي ليراوي اشاره دارد كه از روستاي سياهمكان هم نامبرده است.

ژان جوردن لوريمر در كتابي كه به سال 1285 در ايران تهيه كرده است راجع به سياهمكان آورده است.

نام روستا                                   جايگاه                                                    خانه‌ها و ساكنان

سهكون                         6 ميل شمال غرب مال شهاب                    30 خانه لر

ملاحظات: داراي يك برج ـ محصولات گندم و جو

حيوانات: 8 اسب، 40 الاغ، 5 گاو، 800 ميش و بز

در سال هاي 31-1329 دومورينس حقوقدان فرانسوي در مورد عشاير فارس به عنوان مشاور حقوقي وزارت‌ داخله كشور ايران به تحقيقات گسترده دست مي‌زند مي‌نويسد: اغلب روستاهاي واقع در پشتكوه مخروبه است اما در عوض روستاهاي زيركوه يا همان روستاهاي منطقه ليراوي قابل سكونت و افراد به صورت يكجانشين در آنجا به سر مي‌برند. ايشان در تقسيم‌بنديهاي خود از 32 روستاي ليراوي از سياهمكان سفلي و عليا نام برده است. جمعيت سياهمكان در زمستان سال 1332 به شرح زير بوده است:

طبق گزارش بخشدار ديلم آقاي علوي كنگاني جمعيت سياهمكان بزرگ 350 نفر و سياهمكان كوچك 58 نفر بوده است.

صاهك الغرب يا سياهمكان:

صاهك الغرب به معني صاهك (چاهك) واقع در غرب است. در مقام تميز از دو منطقه ديگر به نام صاهك الكبري و صاهك الصغري كه در مشرق فارس است قرار دارند.

استخري محقق قرن چهارم مي‌نويسد: در ولايت ارجان در دهي كه صاهك الغرب نام دارد چاهي است مردم آنجا مي‌گويند عمق اين چاه را با طناب و قلع اندازه گرفته‌اند بدون اينكه بتوانند به مقدار واقعي آن پي ببرند. و علي الدوام از آن چاه آب بيرون مي‌جهد به اندازه جوي يك آسياب و احتياج آن ده را  تامين مي‌كند. ابن خوفل در قرن چهارم هجري در اين خصوص مي‌گويد در صاهك واقع در ولايت ارجان بيش از اين چاههاي عميق بدون ته وجود دارد. همچنين پاول شواتس در خصوص اين موضوع مي‌گويد. در نقشه جايي ثبت شده است به نام سهكون در شرق و دقيقتر شرق جنوب شرق ديلم اما فقط به دليل شباهت اسم نمي‌توان دو موضوع صاهك و سهكون را يكي شمرد ولي اين را هم بايد اضافه نمود كه با توجه به گفتار پيشينيان و صحبتهاي آنان پي به اين نكته مي‌بريم كه چنين چاهي در سهكون يا همان سياهمكان موجود بوده كه مردم آب خود را از آن تأمين مي‌كردند و در اصطلاح محلي آن را جفنه نام مي‌نهادند كه هم اكنون در شرق سياهمكان واقع است.

نفت در زمين هاي سياهمكان:‌

اختلافات حاصل خدري كدخداي روستا و خوانين دره شوري در مورد زمين‌هايي كه در آنها نفت بود.

در تيرماه سال 1345 در اراضي كشاورزي روستا شركت ملي نفت اقدام به حفر دو حلقه چاه شماره 25 و 29 كرد كه حاصل خدري به منظور مساعدت در امر معاش و بهبود زندگي اهالي منطقه از دكتر اقبال رئيس هيئت مديره شركت نفت درخواست كرد كه امور كارگري و نگهباني آن تأسيسات نفتي را به ايشان واگذار كنند كه ظاهراً شركت نفت اين امور را بر اساس رابطه به محمد حسن خان دره شوري واگذار كرد و باعث اختلاف ميان حاصل و خان دره شوري شد اين اختلافات ادامه داشت و حتي در يك مورد هم باعث درگيري ميان اين  دو شد بالاخره در  تاريخ 7/11/46 محمد حسن خان تأمين نگهبانان شركتها را از قرار هر نفر در روز 65 ريال دستمزد به حاصل واگذار كرد.

برخي از حوادث سياهمكان

الف) سال قحطو: در اين سال به علت قحط سالي و نيامدن بارندگي كشاورزان كاشت و برداشتي نداشتند به همين  جهت ماندن در روستا برايشان سخت شد آن سال كه مقارن با 1310 هـ . ش بود به سال قحطي معروف شد و باعث  مهاجرت عده‌اي از مردم روستا به شهرهايي مانند بصره عراق، زيدون، بهبهان و آبادان شد.

ب) سال كلهي : اين سال با هجوم ملخها به اراضي مردم روستا شروع شد و به علت وجود زياد ملخها به اين نام خوانده مي‌شود. ملخها از دو نوع بودند ملخ حلاله و حرامه كه سال ملخ حرام مصادف با اوايل حكومت رضا شاه و حمله دوم مصادف با حكومت مصدق بود.

ت) سال تو گپي: تو به معني تب و گپي به معني بزرگ است بعد از سال ملخي زمستان مردم به طرف نخلستانهاي عراق براي كسب درآمد رفته و در تابستان مشغول به برداشت محصول بودند كه در منطقه به دليل نبود بهداشت و كمي مواد غذايي  مردم به نوعي بيماري همراه با تب سخت دچار شدند كه به تو گپو شهرت يافت. هر خانواده اي كه مريض مي‌شد به علت مسري بودن آن مرض همسايه‌ها جرأت رفتن به نزد يكديگر را نداشتند زيرا آنها هم دچار بيماري مي‌شدند كه بر اثر اين بيماري بيشتر جوانان روستا جان خود را از دست دادند كه سالمندان از آن سال به بدي ياد مي‌كنند.

اين روستا در گذشته چندين و چند بار نيز مورد هجوم و غارت قرار گرفته است به دليل نبود امنيت بيشتر روستاهاي منطقه ليراوي مورد هجوم قرار مي‌گرفتند كه روستاي سياهمكان هم از اين امر مستثني نبوده ولي به دليل داشتن مردان تفنگچي جرات غارت اين روستا را كمتر داشتند و هميشه با يك ترس به اين روستا حمله مي‌شد. اين حمله‌ها توسط لرها صورت مي‌گرفت به اين ترتيب كه 100 الي 150 نفر افراد لر به اين روستا حمله مي‌كردند كه همگي پياده بوده و اكثر كساني كه نام خاندان كل كرم بزرگ را مي‌شنيدند راه آمده را برمي‌گشتند، زيرا اين خاندان شجاع و هوشمند بوده و تفنگچياني زيرك داشتند.

به عنوان مثال: در سال 1327 گروه ياغي بوير احمد به روستاي بيدو كه نزديك روستاي سياهمكان مي‌باشد حمله كرده و گوسفندان آن روستا را به غارت بردند و چون نتوانستند از عهده آنها برآيند دست به دامان مردان روستاي سياهمكان شدند تفنگچي‌هاي روستا هم به دنبال لرها رفته و آنها را تا محلي به نام  دره دنگي تعقيب كردند و سارقين در آنجا كمين كرده و اهالي متوجه كمين آنها نبودند و چون از بالا بر اهالي روستا نظر داشتند توانستند چندين نفر از آنها را زخمي و چند نفر هم جان خود را از دست دادند افراد زخمي شده در اين درگيري عبارتند از:‌

1ـ ابوالفتح اكبري

 2ـ سرباز اكبري

 3ـ غانم اكبري

 4ـ يوسف رجبي

 و كشته شدگان در اين درگيري به قرار ذيل بودند: 1ـ حسن اكبري 2ـ كائيد اكبري

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:43 | لينک ثابت |

 

 دكتر ايرج نبي پور عضو انجمن دوستداران ميراث فرهنگي در بوشهر و خليج فارس

   تاريخ تمدن بوشهر به بيش از پنج هزار سال پيش باز مي گردد. زيگورات مذهبي مربوط به دوران طلايي عيلام ، به نام كي ري ري شا در هزارة سوم پيش از ميلاد كه آثار آن توسط پزارد فرانسوي در سال 1913 در تل پي تل بندر بوشهرحفاري شد مكاني بوده است كه در كنار مراسم مذهبي ، درمان هاي طبي بيماران نيز در آن انجام مي پذيرفته است زيرا در تمدن باستاني عيلامي ، مذهب ، جادو و طب با يكديگر ارتباط و پيوستگي نزديك داشته اند و روحانيون زيگورات هاي تمدن هاي باستان به عنوان پزشك نيز نقش ايفا مي كردند ،آنان  آشنايي عميقي با آناتومي بدن و درمان هاي جراحي ، حتي جراحي ناحيه چشم و جمجمه داشتند.

 از دودمان ايراني كه در شبه جزيره بوشهر ساكن بوده اند و به حد بالايي از تمدن و شهر نشيني دست يافتند ، پارت ها هستند كه در تحقيقاتي كه توسط نگارنده در ويرانه هاي ساحلي شهر بزرگ پارتي ، واقع در ساحل غربي بوشهر ، انجام گرديده است، به ادوات و ظروف سفالين لوله داري كه كاربري در علوم دارويي و مصرف شربت هاي طبي داشته اند برخورد نموده است كه نمايانگر رشد علمي و تكنولوژيك اين شهر در آن دوران است. يكي از دانشگاههاي عصر ساساني ، همزمان با دانشگاه جندي شاپور ، دانشگاه بندر سي نيز است كه آثار اين بندر اكنون در روستاي حصار در 16 كيلومتري جنوب بندر ديلم و 20 كيلومتري شمال بندر گناوه پا برجا مي باشد. همانگونه كه در دانشگاه جندي شاپور ، علم پزشكي در بيمارستان آموزشي آن آموزش داده مي شده است، بي شك در شهر دانشگاهي سي نيز مي بايست بر اساس الگوي دانشگاه جندي شاپور ، آموزش پزشكي نيز انجام مي پذيرفته است كه پژوهش هاي باستان شناسي آينده در اين بندر از رازهاي شگفت انگيز پيشرفت علم و صنعت آن پرده برخواهد داشت. همچنين در دوران تمدن اسلامي ، به بندر تجارتي سيراف در استان بوشهر برمي خوريم كه مشهورترين بندر تجارتي قرون وسطي در جهان اسلام بوده است. ابومنصور ، استاد پزشكي ابن سينا ، در جلسات درس به او و ديگر دانشجويانش از روش هاي جراحي و پزشكي سخن مي گويد كه در سيراف آموخته است و اين حاصل برخورد سيرافيان بازرگان با تمدن مصر باستان كه تاريخ پزشكي آنان به بيش از دو هزار سال پيش از ميلاد مي رسد مي باشد. روش هاي جراحي مغز و آناتومي و اصول كالبد شكافي كه مصريان در طول تاريخ خويش باز مي جويند، از راه اين مهاجران دريا، اين ارثيه گرانبها به سيراف مي رسد تا در دامان خود پزشكاني چون پور سينا را به پرورش در آورد كه نوشتارش 600 سال مسأله آموز دانشكده هاي پزشكي اروپا تا حتي پيش از دوران رنسانس مي باشد. در سيراف پيش از اعمال جراحي با ماده اي كه از تقطير خرما به دست مي آوردند بر زخم ها مي مالاندند تا از عفونت هاي پس از جراحي كه اكنون نيز از اساسي ترين مسائل جراحي است جلوگيري كنند. ماهان ابن بحر سيرافي ، زماني كه بر سرزمين جاوه فرود مي آمد به يادداشت برداري از گياهان اين بوم مي پردازد تا آنجا كه داروهاي گياهي بسياري در سيراف رايج مي گردد. يكي از اين داروها كينين است كه تب مالاريا و تب هاي نوبه اي بومي آن بندر با آن درمان مي كردند و ابن منصور در سيراف از اين دارو آگاه شده و تجويز آن را به دانشجويان خود مانند ابن سينا آموزش مي دهد. اين همان دارويي است كه اروپاييان تا سده هاي پيش از رنسانس و كشف آمريكاي لاتين از آن آگاهي نمي يابند. پس از تمدن درخشان اسلامي و حضور پر صلابت آن در بندر سيراف بوشهر، به نشاني از تاريخ پزشكي بوشهر بر نمي خوريم تا در سال 1763 ميلادي كه نخستين سازمان درماني جديد در عصر استعمار در بوشهر تشكيل مي شود و مستر مين رينگ ، نخستين جراح مقيم آن مي شود.

كريم خان ، شاه ايران از اهميتي كه بصره يافته بود و تجارت هندوستان را از بنادر ايران منحرف مي كرد احساس نگراني مي كرد و تصميم گرفت آن شهر را مورد حمله قرار داده و تسخير كند. در نتيجه ، كاركنان شركت هند شرقي بيمارستان بصره ، اين شهر را ترك و در بوشهر مستقر شدند و مبلغ دو هزار روپيه براي تأسيس بيمارستان در شهر بوشهر صرف گرديد. پس از اين زمان ، در طول دوران استعمار ، پزشكان و جراحان حاذقي در شهر بوشهر به صورت دائم وجود داشته اند و از بيماري هاي منطقه كه در گزارشات اين پزشكان و جراحان اشاره شده است مي توان از وبا، طاعون ، مالاريا ، مرض رشته و تراخم نام برد.  حتي در سال 1896 ميلادي ، به دليل شيوع بيماري طاعون ، پزشكان روس نيز در بوشهر در مورد اين بيماري به پژوهش پرداختند.

از اقدامات بي نظير و بي همتاي سيستم خدمات بهداشتي بندر بوشهر تأسيس قرنطينه بود كه هزينه سنگين آن به عهده دولت ايران بود و به دليل وجود دستگاههاي پيشرفته ضد عفوني آن، اين قرنظينه به عنوان سد جلوگيري از سرايت وبا و طاعون از شرق به اروپا خود نمايي مي كرد. نظارت انگليسي ها بر اين قرنطينه ، از سوي وزارت امور خارجه وقت ايران در تاريخ 1307 شمسي پايان داده شد و سرپرست طبي قرنطينه به دست بهرامي كه در انستيتو پاستور تهران خدمت كرده بود سپرده شد. همچنين سرپرستي بيمارستان خيريه بندر بوشهر نيز به بهرامي سپرده شد. اين بيمارستان در سال 1916 ميلادي توسط دولت هاي انگليس و ايران ساخته شده بود و تجار محلي به طيب خاطر قبول كرده بودند كه عوارض مختصري بر تمام مال التجاره هايي كه از بندر عبور داده مي شدند بسته شود تا حيات اقتصادي بيمارستان به مخاطره نيفتد. اين بيمارستان كه يك سازمان خيريه و افتخاري بود ، به عنوان يك مؤسسه ايراني و انگليسي محسوب مي شد كه با مقاصد خير خواهانه هر دو دولت و با كمك هاي مالي ايران و انگليس اداره مي شد. از اين رو بندر بوشهر در ساخت بيمارستان و مؤسسات تمدني جديد درماني ، نه تنها در ايران بلكه در سطح منطقه خليج فارس تاريخي منحصر بفرد دارد.

د رمدرسه سعادت بوشهر نيز كه همسنگ دارالفنون تهران بود تلاشي صورت گرفت كه آن را به يك كالج تخصصي ارتقاء دهند. سند با ارزشي در آرشيو سري اسناد مدرسه سعادت است كه نشان مي دهد تلاشي براي آموزش پزشكي در مدرسه سعادت نيز به انجام رسيده است. همچنانكه در دارالفنون ، طب پس از يك سال آموزش تئوري به صورت باليني در بيمارستان آموزش مي دادند. اكنون در آرشيو تاريخي كتابخانه مدرسه سعادت ، 36 جلد كتاب تخصصي علوم پزشكي در زمينه بيماري هاي داخلي ، جراحي ، زنان و زايمان ، چشم پزشكي ، آناتومي ، فيزيولوژي ، پاتولوژي و بيوشيمي باليني موجود است كه 31 جلد از اين كتب به زبان فرانسه بوده كه در سال هاي 1823 الي 1875 ميلادي در پاريس به چاپ رسيده اند. از اين رو ، شهر بوشهرنيز در راستاي تأسيس نهادهاي آموزش پزشكي مدرن نيز پيشرو بوده است.

پس از انقلاب اسلامي ، در سال 1362 ، آموزشكده مامايي نرجس زير نظر سازمان منطقه اي بهداري استان بوشهر تشكيل شد و در رشته مامايي ، مقطع كارداني ، دانشجو گرفت. در سال 1367 نيز آموزشكده مذكور به دانشكده پرستاري و مامايي و پيراپزشكي تغيير نام داد. اين دانشكده تا سال 1369 زير نظر دانشگاه علوم پزشكي شيراز اداره مي شد كه با تلاش مسئولين در تاريخ ياد شده مستقل گرديد و تحت عنوان دانشكده علوم پزشكي ، مستقيماً زير نظر وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي ، فعاليت هاي آموزشي خود را ادامه داد. در سال 1369 نيز با پذيرش 25 دانشجو ، آموزش پزشكي در اين دانشكده رسماً آغاز گرديد و اين دانشكده در سال 1374 با ادغام سازمان بهداشت و درمان استان بوشهر به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تغيير نام داد.

 

نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 11:38 | لينک ثابت |

برگرفته از وبلاگ یک همشهری

دقيقا به ياد ندارم ولي احساس مي كنم اواخر دهه 40 شمسي بود كه تلفن وارد ديلم شد و چون من در آن زمان كودكي 4 يا پنج ساله بيش نبودم خاطره اي مبهم از آنروزها در ذهنم باقي است .

پدرم مي گفت زمانيكه تلفن آمد هيچكس حاضر به خريد آن نبود و حدود 400 شماره تلفن آنهم از نوع هندلي مشتري نداشت چون آنروزها مثل امروزه نبود كه فلان شخص حقيقي يا حقوقي و يا نهادها و دستگاهها براي آبدارخانه اشان هم تلفن ابتياع نمايند و اصلاً بجز چند اداره كوچك و جمع و جور مثل بخشدار‍‍‍ی ، شهردارِِِِ‍‍ی ، ژاندارمري، بهداري ، گمرك ويكي دو بانك ،  اينهمه سازمان هاي عريض و طويل و بي خاصيت وجود نداشت ،يعني تقريبا مثل اكنون جوامع اُروپايي كه در شهري 20 هزار نفري در آلمان فقط دو اداره پليس و شهرداري وجود دارد ، و تمام امور مربوط به آب ، برق ، مسكن، بهداشت و ... در شهرداري انجام مي شود و امور انتظامي و امنيتي و ... هم توسط پليس رتق و فتق خواهد شد

درد سرتان ندهم آنروزها تمام ناخدايان ، ملوانان و لنج داران را مجبور كردند كه حتماً تلفن خريداري نمايند چون در غير اينصورت از خروج لنج ها جلوگيري بعمل مي آمد .

بله تلفن بدين منوال وارد چرخه زندگي مردم ما شد اما در ابتدا رشد چندان مناسبي نداشت و بعد از حدود 15 سال يعني حوالي نيمه دوم سال 1364 تلفن هاي شماره گير وارد سيستم مخابراتي شهر ديلم شدند و به بهره برداري رسيدند ولي هنوز هم امكان تماس با ديگر شهرها از طريق گرفتن كد مهيا نبود و حدود سالهاي 67 و يا 68 بود كه سيستم ماكروويو ديلم راه اندازي شد و تماس با ديگر شهرها هم امكانپذير گرديد .

تمام روند تكاملي تلفن براي من كه در جريان آمدن اين وسيله ارتباطي بودم ، بصورت 

خاطراتی باقي مانده است ، چه آن روزهاي زمستان سال 1364 كه در تهران مشغول خدمت سربازي بودم و براي تماس با منزل مي بايست يك بعدالظهر كامل را مرخصي مي گرفتم و از ساعت 15 يا 16در مركز تلفن كوثر ميدان انقلاب مي نشستم تا اواخر شب كه بلندگو صدا مي زد « آقاي ....، بندر ديلم كابين 12 » و وقتي دو كلمه با مادرم صحبت مي كردم تلفن قطع مي شد و من با چشماني اشكبار آن مركز تلفن را ترك مي كردم تا روزي ديگر و تكرار همين حكايت درد ناك ... و يا خاطرات تلفن هندلي :

فلسفه كار با تلفن هندلي بصورتي بود كه ابتدا مي بايست هندل تلفن را چند دور مي چرخاندي و در مركز تلفن ، اُپراتور گوشي را برمي داشت ، آنوقت شما شماره مورد نظر كه همگي سه رقمي بودند مثلاً 253 يا 371 و يا نام مالك را مي گفتي ، بعد اُپراتور شما را از طريق فيشي با طرف مقابل مرتبط مي نمود و مكالمه آغاز مي شد و اگر احياناً تصميم به تماس با ديگر شهرها بود بايد شماره را به اُپراتور مي دادي و ساعت ها صبر مي نمودي تا او از طريق يكي دو خط FX بوشهر برايتان امكان صحبت را فراهم مي نمود .

بارها پيش مي آمد اُپراتور از سر كنجكاوي معمول در شهرهاي كوچك روي خط باقي مي ماند و سير تا پياز مكالمه شما را شنود مي نمود ، بعنوان مثال در يك مورد پدرم داشت با دوستش صحبت مي كرد كه : لنج ما با لنج « كل بريم  » چند روز است كه از كويت ترخيص نموده اند و هنوز نرسيده اند و من نگران هستم ، در اينجا بود كه اُپراتور وارد صحبت آنها شده و گفت : ناخدا ناراحت نباش لنج كل بريم همين الان رسيد و لنج شما هم انشاالله مي رسد .

و در مورد ديگري ، دوستي تعريف مي كرد : براي عروسي خواهرم ، مادر مي خواست با تلفن دوستان و آشنايان را دعوت كند و وقتي چند جا تماس گرفت ، اُپراتور روي خط آمد و گفت : « راسي ، ني خي دي غُلوَ دعوت كني ؟! » و سر آخر ، هم او اسامي تمام مدعوين را از مادرم گرفت و خودش همگي را دعوت نمود و حتي آنهايي كه تلفن هم نداشتند را از طريق همسايه اي كه تلفن داشت با خبر كرد .

با توضيحات بالا مشخص مي شود هنوز تكنولوژي جديد، محيطي مجازي فراهم ننموده بود و مي شد رگ و ريشه های رفافت و جوانمردي را لمس و احساس نمود اما بقول يكي از دوستان ورود سيستم هاي جديد بخصوص CALLER ID موجب شده مردم روز به روز « بي اُوُ تيهَ تر  و آ بن » چون تا تلفن زنگ ميزند و چشم شما به صفحه مانيتور بالاي تلفن مي افتد ، فوراً شماره تماس گيرنده را مي خواني و با خود مي گويي بابا ولش كن « عبدو شلُو » زنگ زده  « حتماً دارتهَ ايخه تلپ وابوُ » و گوشي را بر نمي داري و فردا هم قسم مي خوري كه منزل نبوده اي يا خواب تشريف داشتي و يا هزار و يك دروغ و چاخان ديگر . البته جديداً براي اشخاصي كه حال و حوصله بلند شدن و نگاه كردن به صفحه شماره انداز را ندارند تلفن هايي به بازار آمده كه وقتي زنگ مي خورند هم زمان صداي لطيفي شماره تماس گيرنده را تكرار مي كند : 4 ، 2 ، 2 ، 5 ، 3 ، و الي آخر و تو بدون هر زحمتي متوجه مي شوي كه  تماس گيرنده « عبدوُ شلوُ » است و يا نـــــه ، مــــريم خانمه !

و باز از پيشرفت علوم ارتباطات بايد گفت و ورود سيستم هاي بسيار پيشرفته تلفن همراه ، تلفن هاي ماهواره اي ، اينترنت ، چت و ارتباطات تصويري و تازه تر وب لاگ و وبلاگ نويسي كه رشدي فزآينده و تصاعدي را در سطح جهاني و بلطبع كشور ما پيدا نموده است .

تا وقتيكه تزوير و ريا و جاه طلبي وجود دارد نقابك ها هم روزبروز رنگارنگتر خواهند شد !!!

نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 11:23 | لينک ثابت |
 


منبع خبر : ایرنا

رييس شبكه بهداشت و درمان شهرستان ديلم در استان بوشهر گفت: مرگ ومير نوزادان در اين شهرستان 17 در هزار است.
 عبدالحسين ناصري چهارشنبه در آيين تجليل از بهياران و بهورزان شهرستان ديلم با اشاره به اينكه اين رقم از نرم كشوري پايين تر است و اين شهرستان را در جايگاه مطلوبي قرار داده افزود: براساس آمار موجود مرگ و مير نوزادان در سطح كشور 20 در هزار است.
به گزارش ايرنا وي گفت: تاپيش ازپيروزي انقلاب اسلامي از هر يكهزار نوزاد متولد شده در كشور 130 نفر تا قبل از يك سالگي دچار مرگ ومير مي شد.
رييس شبكه بهداشت و درمان شهرستان ديلم ، كزاز، سرخك و فلج اطفال را از بيماريهاي رايج دهه هاي گذشته در بين نوزادان دانست و گفت: اكنون اين بيماري ها كاملا مهار شده است.
وي آموزش هاي بهداشتي به خانواده ها بويژه روستانشينان، توسعه فرهنگ بهداشت عمومي و فردي در جامعه و پيشگيري از بيماريهاي واگير را از عوامل ارتقاي سطح بهداشت در كشور ذكر كرد.
ناصري گفت: هم اينك 22 بهيار وبهورز در 11 خانه بهداشت روستايي شهرستان ديلم امور بهداشتي و درماني خانوارهاي روستايي را برعهده دارند.
امام جمعه موقت ديلم نيز در اين آيين تلاش بهياران و بهورزان را در خدمت به روستاييان ستود و گفت: تلاش براي ارتقاي سطح سلامت جامعه كاري بسيار ارزشمند است.
حجت الاسلام محمد گله گير افزود:كساني كه در روستاها مخلصانه به امور بهداشت و درمان افراد محروم كمك مي كنند بايد حمايت و پشتيباني شوند.
نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 11:8 | لينک ثابت |

                              

 تدوين  از علي خليجي

 

  

 اين  موضوع كه بين دينداري و تقيد به معنويت و ارزشهاي الهي و انساني  با ارتكاب به اعمال ناپسند و تن دادن به ناهنجاريها رابطه معكوسي وجود دارد مورد اذعان  همه صاحبنظران مي باشد و به يك معنا  قدرت بازدارندگي  پايبندي به ارزشهاي ديني  در برابر ناهنجاريهاي اخلاقي و اجتماعي به عنوان يك  موضوع  پذيرفته شده در علوم رفتاري است.دراین راستا جامعه‌شناسان وآسیب شناسان اجتماعی بر این باورند كه تاكید مردم بر پایبندی به اخلاقیات و پیوند با جلوه‌هایی ازمعنویت در ماه رمضان منجر به  كاهش چشمگير انواع ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود.

 از يك منظر  علت كاهش وقوع انواع بزهكاري در اين ماه  را در افزايش ضريب تحمل افراد اعم از روزه دار و  يا غير روزه دار و صيقل خوردن روح انساني در اين مدت  عنوان كرده اند.

به طور معمول با روزه داری می‌توان صفات رذیله را كه منجر به مكدرشدن روح انسان می‌شود كنار گذاشت و روح و روان خود را پاك كرد  و از اين رهگذر در ماه مبارك رمضان میزان سرزنش‌ها و نیش زبان‌های افراد به یكدیگر هم كاهش می‌یابد.

براي نفي اين مطلب كه كاهش ناهنجاريها در ماه رمضان تنها يك ادعاست ادله هاي زيادي قابل طرح است،همبستگی میان مسلمانان و میل رو به‌تزاید آنان برای شركت در مراسم و مناسك جمعی همچون نمازهای جماعت ، منجر به تقویت روحیه گروهی و افزایش پیوندهای عاطفی میان مسلمانان می‌شود واین پیوندها خود عاملی برای كاهش جرایم است.

به اعتقاد نگارنده كارهایی مانند رسیدگی به ایتام و نیازمندان، مراسم گلریزان و فراهم كردن شرایط آزادی زندانیانی كه به دلایل شرایط موجود اقتصادی یا بر اثر حادثه‌ای ناگوار به زندان افتاده‌اند، از مزایای ماه رمضان است كه بركات آن ماندگار است  زيرا دستگیری از نیازمندان و ایتام و مهیاكردن شرایط زندگی بهتر برای آنان، باعث می‌شود این افراد ازانواع آسیب‌های اجتماعی كه سرمنشاء آن فقر است، مصون بمانند.

دادستان كل كشور با تاكيد بر كاستن از ميزان  جرائم در اين ماه از كاهش 40 درصدي امار جرايم در ماه رمضان خبر داده  و از اين ماه به عنوان اردوي سي روزه اموزشي براي شركت در صحنه مسابقه 11 ماهه  ياد مي كند.

تحقيقات علمي نشان مي دهد كه فريضه عبادي روزه در كنار جنبه هاي مثبت روحي و معنوي آن، آثار و كاركردهاي اجتماعي زيادي نيز دارد.
 يك جامعه شناس ، در همين زمينه مي گويد: براساس آمارهاي پژوهشگران، روزه آثار اجتماعي آشكار و پنهان زيادي دارد. اولين تأثير اجتماعي روزه، بازسازي روابط افراد جامعه و كاهش آسيبها و انحرافهاي اجتماعي است.
 دكتر مهاجري مي افزايد: براساس يافته هاي پژوهشي و همچنين آخرين گزارشهاي نيروي انتظامي، در ماه مبارك رمضان به دليل روزه دار بودن افراد جامعه انحرافهاي اجتماعي مانند سرقت، قتل و... كاهش يافته و فضاي جامعه بسيار مطبوع تر مي شود.
عضو هيأت علمي دانشگاه تهران اظهار مي دارد: رمضان فرصت مناسبي است كه از سويي گروههاي مختلف اجتماعي را به هم نزديك كرده و به انسجام اجتماعي مي رساند و از سوي ديگر همفكري و انسجام اجتماعي را در سازمانهاي ديني از قبيل مساجد افزايش مي دهد.
.
دكتر مهاجري مي افزايد: تأثير اجتماعي ديگر رمضان، تقويت و بالندگي هنجارها و ارزشهاي اجتماعي است، به طوري كه در بهار رمضان بسياري از هنجارهاي ديني مطلوب كه به فراموشي سپرده شده بود، آرام آرام شادابي مي يابد و رويش دوباره پيدا مي كنند.

وي از ضرورت تعميم  كاركردهاي مثبت اين ماه به ساير ماهها  و چالش هاي فراروي اين مهم  سخن گفته است.، اثر گذاري جايگاه متوليان امور فرهنگي جامعه در اين زمينه  و عدم  حضور بسياري از افراد فرهيخته در عرصه فرهنگي كشور و  جايگزيني صورت گرايي بجاي محتواگرايي  از موضوعاتي است كه  در اين مورد از سوي  اين جامعه شناس عنوان مي شود.

 گروهي از جامعه شناسان روزه  را پلي به سوي تجربه مشترك ديني در افراد جامعه  تلقي مي كنند و تجربه ديني را   اساس دينداري و نه تنها زمينه ساز تغيير نگرش در فرد ، بلكه  موثر در بهبود روابط اجتماعي او نيز  مي دانند.

يك جامعه شناس و استاد دانشگاه امام حسين(ع) نيز با بيان اينكه روزه داري نوعي از رفتار مبتني بر مجموعه اي از نگرشهاست كه ريشه در يك نظام ارزشي و هنجاري خاص دارد، مي گويد: فرد روزه دار به عنوان يك انسان مذهبي خود را مقيد به رعايت بيشتر و بهتر هنجارهاي مذهبي و اجتماعي مي داند كه اين هنجارها نتيجه كنشهاي اجتماعي شخص روزه دار است.
دكتر عباس اسلامي، اضافه مي كند: كنشهاي اجتماعي را مي توان به دو گروه پيوسته و گسسته تقسيم كرد. كنشهاي گسسته رفتارهايي مانند ستيزه جويي، رقابت و.. را دربر مي گيرند و كنشهاي پيوسته شامل رفتارهاي پسنديده اي مانند تعاون، همدلي و همراهي هستند.
وي مي افزايد: با روزه داري معمولاً كنشهاي پيوسته اجتماعي توسعه مي يابد، زيرا روزه داري مبتني بر مجموعه اي از نگرشها، كنشها، ارزشها و هنجارهاست كه اگر فرد براساس اين نگرشها و كنشها رفتار خود را تنظيم و كنشهاي پيوسته را انجام دهد، معمولاً زمينه براي بروز كنشهاي گسسته بعدي كاهش مي يابد. به عنوان مثال، وقتي فردي از اعمال ناهنجار اخلاقي مانند دروغ و غيبت خودداري كند، زمينه براي بسياري از اعمال ناهنجار بعدي او مسدود مي شود و مجموعه اين كنشهاي پيوسته فضاي كلي اجتماع را تلطيف مي كند و تحت تأثير اين فضا در ماه مبارك رمضان فضاي اجتماع سالم تر مي شود و كنشهاي فردي بيشتر به سوي هنجارهاي مطلوب گرايش مي يابند. بنابراين، شاهد كاهش انواع آسيبها و رفتارهاي ناهنجار اخلاقي هستيم.
اين جامعه شناس روزه را عامل انسجام و همبستگي اجتماعي مي داند؛ زيرا از يك سو باعث ايجاد همدلي و مشاركت بين افراد جامعه و از سوي ديگر باعث افزايش انسجام اجتماعي مي شود. چون همه با پرداختن به يك ارزش واحد، اعمالي يكسان را به جا مي آورند كه در نهايت موجب نوعي همدلي و همگرايي اجتماعي مي شود.
یكی دیگر از مزایای ماه مبارك رمضان تقویت بنیان و نهاد خانواده از طریق همزیستی بر سر سفره های افطار و سحری است تا جایی كه اگر پیش از ماه مبارك رمضان خانواده های شاغل و درگیر كارهای روز مره فرصت می یابند تنها یك وعده غذایی آن هم به صورت نامنظم كنار یكدیگر باشند اما در ماه رمضان هر كس از اعضای خانواده در هر كجا كه شاغل است تلاش می كند خود را به هنگام افطار سر سفره حاضر كند و همین وضعیت در هنگام سحری نیز تكرار می شود.

نهاد خانواده زمانی مستحكم و بنیان های آن تقویت می شود كه اعضای خانواده فرصت بیشتری برای همدلی، همفكری، هم اندیشی و هم صحبتی با یكدیگر داشته باشند.
ماه مبارك رمضان این امكان را برای خانواده ها فراهم می آورد كه بیشتر با هم باشند و از همین رهگذر است كه امكان حركت های تكروی  كه اغلب از دل آن جرم می خیزد، به حداقل می رسد.

 روزه در تمام ادیان به معنای پرهیز و ترك آمده است و مردم تمامی ادیان با این عبادت به خداشناسی، تزكیه نفس، تعدیل اراده در امور دنیوی، رعایت اصول اخلاقی، بهداشتی و اجتماعی دعوت می شوند و این مهم تنها و تنها از طریق كانون خانواده محكم و محكم تر می شود

مسئولان، كارشناسان و مدیران باید از جنبه اجتماعی كنكاش كنند كه چه عاملی، چه شیوه ای و چه نفس مسیحایی باعث و بانی آن شده است كه در این ماه خطاها كم، لغزش ها اندك، جرم ها رو به افول، آسیب ها در سراشیبی سقوط و مهربانی ها، عطوفت ها، نوعدوستی ها، دگرخواهی ها، احسان و نیكوكاری روند تصاعدی طی می كند، اگر چرایی آن بررسی و تحلیل شود و این شیوه در گفتار و رفتار همه آدمیان دامنه آن از ماه مبارك رمضان فراتر رفته و در سایر ماه ها ساری و جاری شود روند ارتكاب جرایم، انحرافات، خودخواهی ها، و زیاده خواهی ها سیر نزولی خواهد یافت.ماه رمضان را از جنبه فردی الگویی برای سایر ماه ها قرار دهیم و عطوفت را میهمان درون خانه های خود نگهداریم و از جنبه اجتماعی نیز مدیران، كارگزاران، مسئولان و تصمیم سازان و تصمیم گیران جامعه با تأسی از این ماه خود رفتارها را به گونه ای شكل دهند تا الگوهای اخلاقی جامعه باشند و جامعه نیز با تأسی از همین روش راه فلاح و رستگاری بپیماید.

 بي شك گام نهادن در اين مسير بستر مناسبي را براي كاستن از آسيبهاي اجتماعي فراهم مي كند كه روند رو به تزايد آن براي همه  نگران كننده است و تبعات منفي آن مي تواند دامنگير بخش زيادي از جامعه شود.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 9:38 | لينک ثابت |
 

 

عمليات اجرايي ترمينال مسافربري دريايي شهرستان گناوه همزمان با هفته دولت روز پنجشنبه باحضور معاون عمراني استاندار بوشهر و مسوولان استاني و محلي اين شهرستان آغاز شد.


به گزارش ايرنا اين ترمينال در زميني به مساحت ‪ ۲۱‬هزار و‪ ۲۵۰‬متر مربع و با زيربناي يك هزار و ‪ ۹۵۰‬مترمربع در دوطبقه با بيش‌از ‪ ۳۰‬ميليارد ريال اعتبار احداث مي‌شود.


اين پايانه مسافربري كه منطبق با طرح بين‌المللي احداث مي‌شود، مجهز به سالن انتظار و خروج و سالن ورود مسافر، مبادي گمركي ، انتظامي و كنترل رواديد، پيشخوان تحويل بار و انبار و توشه، پيشخوان اطلاعات ، نمازخانه، كافي شاپ ، پاركينگ تاكسي و خودروهاي سواري وفضاهاي اداري متعدد مي‌باشد.


با بهره برداري از اين ترمينال مسافرت‌هاي دريايي بين جزيره خارك و گناوه تسهيل مي‌شود و درآينده زمينه مسافرت‌هاي خارج از كشور از اين بندر نيز فراهم خواهد شد و تحول اساسي در اين شهرستان بوجود مي‌آيد.


شهرستان گناوه با ‪ ۸۳‬هزارنفر جمعيت درشمال استان بوشهر و سواحل نيلگون خليج فارس قراردارد. ك/‪۲‬

نوشته شده توسط علي خليجي در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 18:25 | لينک ثابت |

 


تهران- حیات

معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر گفت: روز گذشته، چهارم شهریور جاری به مناسبت هفته دولت، نمایشگاه «حدیث معراج» با حضور علی خلیجی ، مدیر کل امور اجتماعی استانداری بوشهر درسازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران این استان برپا شد.
محسن موسوی در گفتگو با خبرنگار حیات، با اشاره به این مطلب گفت: همان طور که رویکرد بنیاد شهید وامور  ایثارگران رویکردی فرهنگی است، ما هم در این نمایشگاه، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را در سر لوحه کار خود قرار دادیم.
وی افزود: در این نمایشگاه علاوه بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، بررسی نحوه عملکرد بنیاد شهید وامور ایثارگران استان بوشهر، کارهای پژوهشی انجام شده توسط این بنیاد،  کتاب های چاپ شده در زمینه ایثار و شهادت ، تصاویر شهدا و تصاویری از مقاومت مردم لبنان به نمایش گذاشته شد.
وی همچنین در خصوص یادواره شهدای انقلاب گفت: به همین مناسبت هشتم شهریور جاری مراسمی با حضور ابوطالب شفقت، استاندار بوشهر در مسجد امیر المومنین این شهر برگزار می شود.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 12:55 | لينک ثابت |
چهار نفر از قهرمانان چهارمين دوره مسابقات ورزشي بيماران خاص استان بوشهر روزسه‌شنبه تجليل شدند.


معاون سياسي و امنيتي استانداري بوشهر در اين آيين گفت:تلاش‌هاي بيماران خاص در عرصه ورزش براي كسب افتخارالگويي مطلوب براي جوانان محسوب مي‌شود.


حسين هاشمي افزود:شور و نشاط در بين ورزشكاران بيماران خاص مايه افتخار است و مسووليت ما را نسبت به آنان بيشتر مي‌كند.


وي باتاكيد بر رسيدگي بيشتر به امور بيماران خاص استان بوشهراظهارداشت:
براي ايجاد نشاط و اميد دربين اين قشر همكاري دستگاههاي متولي امور بيماران خاص ضروري است.


مديركل اموراجتماعي و شوراهاي‌استانداري بوشهرنيزگفت:توجه به‌امور فرهنگي و اجتماعي در كنار فعاليت‌هاي عمراني يكي از شاخص‌هاي عملكرد دولت نهم است.


علي خليجي افزود: همكاري خانواده‌هاي بيماران خاص در موفقيت‌هاي آنان موثر است و در همين راستا انجمن حمايت از بيماران كليوي و خاص نيز بايد به امور ورزش اين قشر توجه بيشتري كند.


دراين آيين از خانم‌ها صديقه عبدي پور قهرمان كسب طلا و نقره در رشته هاي تيراندزاي و دارت، مريم عباسي و بنفشه باژوند دارندگان مدال نقره در رشته تنيس روي ميز مسابقات ورزشي بيماران خاص كشور تقدير شد.


مسابقات ورزشي بيماران خاص كشور در استان زنجان برگزار شد.

نوشته شده توسط علي خليجي در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 20:12 | لينک ثابت |

 

خبرگزاري فارس: نفرات برتر مسابقات قهرماني ورزشي بيماران خاص استان بوشهر طي مراسمي با حضور معاون استاندار تجليل شدند.

به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، معاون سياسي امنيتي استانداري بوشهر در اين آيين گفت: تلاش‌هاي بيماران خاص در عرصه ورزشي براي كسب افتخار، الگويي براي جوانان محسوب مي‌شود.
حسين هاشمي افزود: شور و نشاط در بين ورزشكاران بيماران خاص مايه افتخار بوده و مسئوليت ما را نسبت به ايشان بيشتر مي‌كند.
وي با تأكيد بر رسيدگي به امور بيماران خاص اظهار داشت: براي ايجاد نشاط و اميد در بين بيماران خاص، همكاري دستگاه‌هايي متولي امور بيماران خاص ضروري است.
مدير كل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر نيز گفت: توجه به امور فرهنگي و اجتماعي در كنار رسيدگي به امور عمراني يكي از شاخصه‌هاي مهم دولت نهم بوده است.
علي خليجي همكاري خانواده‌هاي بيماران خاص در موفقيت‌هاي آنان را مؤثر دانست و اظهار داشت: انجمن حمايت از بيماران كليوي و بيماران خاص بايد به امور ورزش آنان توجه بيشتري كنند.
تيم منتخب ورزشكاران بيماران خاص استان بوشهر در چهارمين دوره مسابقات ورزشي بيماران خاص در زنجان با كسب يك مدال طلا و سه نقره به مقام اول دست يافت.

نوشته شده توسط علي خليجي در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 20:8 | لينک ثابت |
 

معاون برنامه‌ريزي استانداري بوشهر بابيان اينكه توجه دولت نهم به مناطق كمتر توسعه يافته ويژه است،گفت:امسال ‪ ۱۰‬درصدازاعتبارات عمراني اين استان به شهرستان ديلم اختصاص يافته است.

رسول زارعي دوشنبه به مناسبت گراميداشت هفته دولت درمراسم افتتاح چند پروژه عمراني ديلم افزود: در هفته دولت امسال ‪ ۲۹۶‬پروژه عمراني با بيش از ‪ ۷۰۰‬ميليارد ريال اعتبار در بخش‌هاي فرهنگي، آموزشي، راه وارتباطات، عمران شهري و روستايي، توسعه مسكن و بخش‌هاي زيربنايي آب، برق ومخابرات درمناطق مختلف شهري و روستايي اين استان بهره‌برداري مي‌شود.


وي با اشاره به خدمات گسترده دولت در رفع محروميت‌ها و ارايه خدمات همه جانبه به مردم در اقصي نقاط كشور بويژه استان بوشهر گفت: در هفته دولت امسال ‪ ۱۰‬پروژه عمراني با صرف بيش از ‪ ۷۰‬ميليارد ريال اعتبار در شهرستان ديلم بهره‌برداري خواهد شد.


به‌گزارش ايرنا درسفر معاون برنامه‌ريزي استانداري بوشهر، تعريض و بهسازي جاده ديلم به گناوه با روكش آسفالت بطول ‪ ۱۷‬كيلومتر با ‪ ۴۱‬دهانه پل وصرف ‪ ۵۲‬ميليارد و‪ ۵۰۰‬ميليون ريال، بهسازي وآسفالت راه روستايي بيدو، بنه‌خاطر و كناركوه بطول هشت كيلومتر با دو ميليارد و ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال و هشت واحد از منازل سازماني با سه ميليارد و ‪ ۳۲۰‬ميليون افتتاح شد.


همچنين سالن اجتماعات و امتحانات آموزش و پرورش با يك ميليارد و‪۶۰۰‬ ميليون ريال اعتبار و نمازخانه مدرسه فرهنگ شهرستان ديلم با ‪ ۳۰۰‬ميليون ريال به بهره‌برداري رسيد.


فرماندارديلم نيز گفت: تاكنون بيش از ‪ ۱۳‬ميلياردريال اعتبار براي تكميل بيمارستان بقيه‌الاعظم (عج) اين شهرستان اختصاص يافته است.


عبدالله ستارپناهي افزود:افتتاح و بهره‌برداري ازفاز اول بيمارستان ديلم با ‪ ۱۳‬ميلياردريال اعتبار، تكميل بيش از ‪ ۱۰‬كيلومتر جاده محور ديلم به گناوه با هفت ميليارد ريال اعتبار، تعريض، بهسازي وتوسعه كوچه‌ها، معابر وميادين شهر ديلم با هفت ميليارد ريال، توسعه عمران روستايي و تكميل موج شكن بندر ديلم از عمده خدمات دولت در اين شهرستان است.


فرماندارديلم همچنين گفت: بزودي چهارمين كارخانه آرد ونيز پالايشگاه قير استان بوشهر در اين شهرستان اجرايي خواهد شد.


شهرستان ديلم با ‪ ۳۲‬هزارنفرجمعيت در شمالي‌ترين نقطه استان بوشهر قرار دارد.ك/‪ ۲‬



نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 20:39 | لينک ثابت |
مدير كل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر گفت: در مقابل مردم به عنوان شهروند مسوول هستيم و دراين خصوص عزم دولت تسريع در خدمات است.

علي خليجي شنبه در حاشيه بازديد از اردوگاه موقت جمع آوري گداهاي خارجي دربوشهراظهارداشت: براي جمع‌آوري و طرد گداهاي خارجي نياز به عزم ملي است واين مهم دراستان بوشهر با هماهنگي و برنامه‌ريزي از روزجاري آغازشده است.


وي اظهارداشت: پيگيري و مكاتباتي براي رفع مشكلات فراروي جمع آوري و طرد گداهاي خارجي با مسوولان كشوري و استان‌هاي همجوار انجام شده است.


خليجي گفت:همچنين با مسوولان پليس راه و سازمان حمل و نقل و پايانه ها براي جلوگيري از ورود مجدد گداهاي خارجي به استان بوشهر هماهنگي انجام شده است.


مديركل‌اموراجتماعي وشوراهاي‌استانداري بوشهراضافه كرد:مسوولان دستگاه‌هايي كه در اين زمينه در مقابل مردم مسووليت دارند بايد براي موفقيت اجراي طرح همكاري بيشتري كنند.


خليجي‌گفت:حضور گداهاي خارجي در معابر و سطح شهر افزون بر زشت كردن چهره شهر از نظر به مخاطره انداختن سلامتي مردم نيزممكن است مشكلاتي در پي داشته باشد.


وي افزود:هم اينك دو اردوگاه موقت در شهرهاي بوشهرو كنگان ايجاد شده‌است و به امكانات لازم براي استقرار موقت گداهاي خارجي نيز مجهز شده اند.


خليجي‌اضافه‌كرد:طرح جمع‌آوري‌گداهاي خارجي‌باهمكاري نيروي انتظامي، شهرداري و سازمان بهزيستي از روز شنبه آغاز شده است.


فرمانده انتظامي استان بوشهرنيزگفت: درصورت همكاري دستگاه‌هاي مسوول دركمتر از ‪ ۴۸‬ساعت همه گداهاي خارجي دراستان بوشهر جمع‌آوري و زمينه طرد آنان فراهم خواهدشد.


سرهنگ رضامحمدي يگانه بيان كرد: هم‌اينك محل‌هاي سكونت و استقرار گداهاي خارجي در مناطق مختلف استان بوشهر شناسايي شده‌است و به واحدهاي عمل‌كننده ابلاغ شده‌است.ك/‪۲‬


نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 20:34 | لينک ثابت |

برگرفته از وبلاگ انجمن دوستداران میراث فرهنگی فارس
 
بندردیلم

پیشینه تاریخی بندر دیلم

در دوره ی عیلامیان و پس از آن در کناره خلیج فارس، بنادری وجود داشته که دیلمون،  تا اوگه، گوگانه، آیستانه و هرمزی از معروف ترین آن ها هستند. محل دقیق این شهرها مشخص نیست و پژوهشگران در این باره نظرات مختلفی ابراز کردند.

عده ای دیلمون را بندر دیلم فعلی دانسته اند و برخی جزیره بحرین را محل آن می دانند و   عده ای هم با اتکا به کاوش های باستان شناسان در سال 1340 شمسی، جزیره فیلکه  (در کویت) را به عنوان محل دیلمون معرفی می کنند.

همچنین برخی بر این اعتقادند که تااوگه بندر دیلم فعلی است و عده ای دیگر احتمال قوی تر را این می دانند که تااوگه در محل برازجان قرار داشته است.

 

واژه ی دیلم

از تحقیقات دکتر عبدالرسول خیراندیش، مدیر گروه تاریخ دانشگاه شیراز چنین برمی آید که دیلم در شمال به نوعی حصار که از چوب ساخته شده می گفته اند و در دوره ساسانیان   دیلمی ها گروهی سوار بوده اند که نگهداری از مرزها را به عهده داشته اند.

این گروه در ماجرای مزدکیان سرکوب شدند و بعدها انوشیروان برخی از آن ها را که در زندان بودند (از جمله شخصی به نام وهریز)آزاد کرده و با کشتی برای فتح یمن فرستاد.

از آن جا که منطقه ی میان دشتستان و بندردیلم برای پرورش اسب مناسب بوده و نیز با توجه به شورشهایی که در آن منطقه روی داده بود، این احتمال وجود دارد که آن ها از محل بندر دیلم کنونی به یمن رفته باشند و شاید برخی از آن ها در آنجا مانده باشند.

یکی دیگراز پژوهشگران احمد اقتداری دیلم و دیلمون را به معنای چشمه آب و مرداب و سرزمین آبرفتی که از آبرفت رودخانه ها فراهم آمده باشد، می داند و نام رود دیاله(دیله)، در خوزستان و شط دجله و نام آبادی های دله، دیل در خوزستان و کوه گیلویه را با کلمه ی دیلم و دیلمون دارای ریشه ی مشترک می داند.

در پایان باید به گزارش ابن خردادبه در سال 232 ه.ق. اشاره کرد که برای اولین بار کلمه ی دیلم را درجنوب ایران به عنوان یک پل به کار می برد:

(کنار دروازه ی ارجان درطرفی که به سوی خوزستان است، پلی هست بر روی رودخانه ی طاب که برحسب نام دیلمی، طبیب حجاج تسمیه شده است.

منبع: خلیفه زاده، علیرضا، هفت شهرلیراوی و بندر دیلم- بوشهر : انتشارات شروع 1382

نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:34 | لينک ثابت |

برگرفته از وبلاگ انجمن دوستداران میراث فرهنگی فارس
 
بندردیلم

پیشینه تاریخی بندر دیلم

در دوره ی عیلامیان و پس از آن در کناره خلیج فارس، بنادری وجود داشته که دیلمون،  تا اوگه، گوگانه، آیستانه و هرمزی از معروف ترین آن ها هستند. محل دقیق این شهرها مشخص نیست و پژوهشگران در این باره نظرات مختلفی ابراز کردند.

عده ای دیلمون را بندر دیلم فعلی دانسته اند و برخی جزیره بحرین را محل آن می دانند و   عده ای هم با اتکا به کاوش های باستان شناسان در سال 1340 شمسی، جزیره فیلکه  (در کویت) را به عنوان محل دیلمون معرفی می کنند.

همچنین برخی بر این اعتقادند که تااوگه بندر دیلم فعلی است و عده ای دیگر احتمال قوی تر را این می دانند که تااوگه در محل برازجان قرار داشته است.

 

واژه ی دیلم

از تحقیقات دکتر عبدالرسول خیراندیش، مدیر گروه تاریخ دانشگاه شیراز چنین برمی آید که دیلم در شمال به نوعی حصار که از چوب ساخته شده می گفته اند و در دوره ساسانیان   دیلمی ها گروهی سوار بوده اند که نگهداری از مرزها را به عهده داشته اند.

این گروه در ماجرای مزدکیان سرکوب شدند و بعدها انوشیروان برخی از آن ها را که در زندان بودند (از جمله شخصی به نام وهریز)آزاد کرده و با کشتی برای فتح یمن فرستاد.

از آن جا که منطقه ی میان دشتستان و بندردیلم برای پرورش اسب مناسب بوده و نیز با توجه به شورشهایی که در آن منطقه روی داده بود، این احتمال وجود دارد که آن ها از محل بندر دیلم کنونی به یمن رفته باشند و شاید برخی از آن ها در آنجا مانده باشند.

یکی دیگراز پژوهشگران احمد اقتداری دیلم و دیلمون را به معنای چشمه آب و مرداب و سرزمین آبرفتی که از آبرفت رودخانه ها فراهم آمده باشد، می داند و نام رود دیاله(دیله)، در خوزستان و شط دجله و نام آبادی های دله، دیل در خوزستان و کوه گیلویه را با کلمه ی دیلم و دیلمون دارای ریشه ی مشترک می داند.

در پایان باید به گزارش ابن خردادبه در سال 232 ه.ق. اشاره کرد که برای اولین بار کلمه ی دیلم را درجنوب ایران به عنوان یک پل به کار می برد:

(کنار دروازه ی ارجان درطرفی که به سوی خوزستان است، پلی هست بر روی رودخانه ی طاب که برحسب نام دیلمی، طبیب حجاج تسمیه شده است.

منبع: خلیفه زاده، علیرضا، هفت شهرلیراوی و بندر دیلم- بوشهر : انتشارات شروع 1382

نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:34 | لينک ثابت |

مقام معظم رهبري در ديدار هيات دولت:

 

خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب، انتقاد را خدمت و تخريب را خيانت به نظام و كشور دانستند و با ابراز تأسف شديد از تخريب دولت نهم تحت عنوان انتقاد، افزودند: انكار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت، "پركاري و نشاط خدمت به مردم"، "برجسته كردن شعارها و گفتمان امام و انقلاب" و "انس با مردم و روحيه مردمي" را سه خصوصيت بسيار با ارزش دولت نهم خواندند و تأكيد كردند: دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است و همه برنامه‌ريزي‌ها و تلاش‌ا بايد با اين جهت‌گيري انجام شود.
ايشان شهيدان رجايي و باهنر را مظهر علم و عمل بر شمردند و با گراميداشت ياد رئيس جمهور و نخست وزير شهيد افزودند: ارزش‌هاي اين دو شهيد بزرگوار بايد در نگاه مسئولان و رفتار عمومي آنان تجلي يابد.
حضرت آيت الله خامنه اي ضمن تبيين خصوصيات ممتاز دولت نهم تصريح كردند: قدرداني از دولت به علت برخورداري از خصوصيات ممتازي است كه در منطق اسلامي، معيار واقعي تشخّص و شرافت محسوب مي شود.
رهبر انقلاب اسلامي در تبيين اولين خصوصيت برجسته دولت نهم، كابينه آقاي احمدي نژاد را دولت كار و اقدام خواندند و افزودند: انرژي، تحرك، نشاط كار و جديت در خدمت به مردم، ويژگي بسيار با ارزش و مستمر دولت است كه پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهاي استاني يكي از نمودهاي آن بشمار مي رود.
حضرت آيت الله خامنه اي انطباق شعارها و گفتمان دولت را با شعارها و گفتمان امام و انقلاب دومين خصوصيت بسيار با ارزش دولت دانستند و افزودند: زنده كردن و بازسازي برخي خصوصيات جوهري انقلاب و منطق امام ـ و مقابله با كساني كه مي خواستند اين ارزشها و مفاهيم اساسي را منسوخ كنند از خصوصيات بسيار برجسته اين دولت است.
ايشان در همين زمينه خاطر نشان كردند: عدالتخواهي حقيقي و استكبار ستيزي از جمله شعارهاي انقلابي دولت است و هر كس كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب متصور مي داند، قدردان اين ويژگي است.
رهبر انقلاب اسلامي اعاده "عزت ملي و استقلال حقيقي" را از اقدامات تحسين برانگيز دولت بر شمردند و افزودند: اعتقاد و افتخار به عزت و هويت ملي مبناي استقلال حقيقي هر ملت است.
حضرت آيت الله خامنه اي با انتقاد از برخي كه در گذشته درمقابل بيگانگان زياده خواه، احساس انفعال و شرمندگي مي كردند افزودند: اين دولت، در تعاملات جهاني وفاداري به گفتمان انقلاب را افتخار خود مي داند و روند بسيار خطرناك غربزدگي و گرايشهاي سكولاريستي را كه متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتي كشور بود، سد كرده است.
ايشان پايداري در موضوع انرژي هسته اي را يكي از مظاهر دفاع از هويت ملي خواندند و افزودند: برخي كشورهاي زورگو و پر رو و دنباله هاي بي ارزش آنان مي خواستند حرف خود را در مقابل ملت ايران به كرسي بنشانند اما ملت، شخص رئيس جمهور و دولت در مقابل افزون طلبي ها ايستادند و جلو رفتند.
رهبر انقلاب اسلامي جرأت در ايجاد تحول، شجاعت تصميم گيري براي حل مشكلات بزرگ ـ و جرأت مقابله با فساد را از جمله نمودهاي مهم گفتمان انقلابي دولت خواندند و افزودند: قلع و قمع اژدهاي هفت سر فساد بسيار سخت است البته اكنون نيز اين هدف محقق نشده اما جرأت مقابله با آن در اين دولت، كاملاً مشهود و محسوس است.
حضرت آيت الله خامنه اي خارج شدن از حالت انفعال و گرفتن روحيه تهاجمي در مقابل زورگويان جهاني را از جلوه ‌هاي وفاداري دولت به شعار و گفتمان انقلاب اسلامي دانستند و خاطر نشان كردند: استكبار داراي نقاط ضعف فراواني است كه بايد با برجسته كردن آنها، زورگويان جهاني را به انفعال و پاسخ گويي انداخت و اين دولت داراي چنين روحيه اي است.
رهبر انقلاب اسلامي مردمي بودن را سومين خصوصيت ممتاز دولت دانستند و افزودند: شرافت شما در همسطح بودن با ملت ـ ساده زيستي و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلي عملي اين خصوصيات در رفتار رئيس جمهور و هيأت دولت باعث جلب اعتماد بيشتر مردم و ريشه كن شدن بلاي اسراف و اشرافي گري مي شود. ايشان حمايت از دولتها را مشي حضرت امام و رهبري انقلاب خواندند و خاطر نشان كردند: قوه مجريه بار عمده مديريت كشور را بر عهده دارد و بهمين علت دولتهاي قبلي نيز مورد حمايت بوده اند اما خصوصيات دولت فعلي، باعث مي شود كه حمايت گرمتري از آن بشود و دلگرمي بيشتري درباره اقدامات آن وجود داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامي حمايت از دولت را به معناي چشم بستن بر ضعفهاي آن ندانستند و افزودند: البته كارهايي وجود دارد كه دولت بايد تدبير كند يا انجام دهد.
حضرت آيت الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنانشان، در تشريح مطالبات و توقعات خود از دولت، رعايت قانون را مورد تأكيد قرار دادند و افزودند: وقتي قانوني با سازوكار قانون اساسي در مجلس و شوراي نگهبان تصويب شد، بايد تا مادامي كه تغيير نكرده حتماً به آن عمل شود.
ايشان خاطر نشان كردند: ممكن است دولت، روال تصويب يك قانون ابلاغ شده را صحيح نداند اما متصدي اين مسئله، قوه مجريه نيست و دولت حتي اگر معتقد به ضعف يك قانون بود بايد به آن عمل كند.
حضرت آيت الله خامنه اي نظارت مستمر بر زير مجموعه ها را بسيار مهم و موجب رفع موانع احتمالي و پيشرفت كارها دانستند و افزودند: رئيس جمهور نيز بر عملكرد وزرا نظارت كند البته اين مسئله نبايد با استقلال كار وزيران منافات پيدا كند چرا كه اعضاي دولت از مجلس رأي گرفته اند و در حوزه كار خود، استقلال دارند.
رهبر انقلاب، پيگيري جدي مصوبات و وعده هاي داده شده به مردم را از ديگر توقعات مورد انتظار از دولت برشمردند و افزودند: مردم معتقدند دولت نهم، مردمي است و از جنس خودشان است، اين امتياز توقع مردم را بالا مي بَرَد بنابراين اگر در جايي، عمل به وعده اي با مشكل روبروست، به صراحت با مردم در ميان بگذاريد.
ايشان، تعامل با قواي مقننه و قضائيه و تعامل نظام مند با نخبگان را از ديگران ضروريات كار دولت دانستند و افزودند: بايد از ديدگاههاي اصلاحي نخبگان و ظرفيت همه نيروها استفاده كرد.
رهبر انقلاب اسلامي، اطلاع رساني هنرمندانه و صحيح از فعاليتهاي هيأت دولت را ضروري خواندند و افزودند: بايد با برنامه سازي هنرمندانه، گزارش كار دولت را به اطلاع مردم رساند.
ايشان، دولت را به توجه مستمر به مستحكم كردن پايه هاي علم و فناوري توصيه كردند و افزودند: مقوله فرهنگ نيز بسيار مهم است و بايد همواره در بالاترين سطح به آن توجه داشت.
حضرت‌ آيت الله خامنه اي در مرزبندي انتقاد و تخريب خاطر نشان كردند انتقاد، ارزش‌يابي منصفانه و كارشناسانه است كه با نظر خيرخواهي انجام مي شود و در آن نقاط مثبت و منفي در كنار هم مورد توجه قرار مي گيرد و دولت بايد با سعه صدر از اين انتقادها استقبال كند، آنها را با گوش جان بشنود و با بررسي و توجه كافي و كامل، به انتقادهاي صحيح عمل نمايد.
ايشان انتقاد را خدمت و تخريب را خيانت به نظام و كشور دانستند و با ابراز تأسف شديد از تخريب دولت نهم تحت عنوان انتقاد افزودند: انكار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها، و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.
حضرت آيت الله خامنه اي، دولت را به پذيرش انتقادهاي دلسوزانه و صحيح توصيه مؤكد كردند و با اشاره به اقدامات تخريبي برخي افراد در تبديل نقاط قوت دولت به نقاط ضعف خاطر نشان كردند: زبان دولت در موضوع هسته اي، زبان عزت و اقتدار ملي است اما برخي چون فلان دولت زياده خواه از موضع هسته ايِ عزتمند دولت ايران خوشش نمي آيد اين مواضع صحيح را هدف تخريب قرار مي دهند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به افزايش انتقاد تخريب دولتها در سال آخر دوره اول فعاليت آنها افزودند: البته اين دولت، بيشتر مورد هجوم تخريبي قرار دارد و دو جريان داخلي و خارجي آن را مي كوبند.
ايشان هجوم رسانه هاي بيگانه به دولت نهم را به جنگ احزاب تشبيه كردند و افزودند: دولت نهم به اين علت، هدف حملات بيوقفه،‌ قرار دارد كه گفتمان آن،‌گفتمان امام و انقلاب است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به انگيزه هاي متفاوت طيف وسيعي كه به تخريب دولت مشغول است افزودند: برخي از اين افراد مغرض نيستند بلكه كم اطلاع يا بي اطلاع هستند،‌ برخي هم غرضهاي شخصي و سطحي دارند، اما بعضي، يا از اول امام را قبول نداشته اند و يا در وسط راه با انقلاب دچار مشكل شده اند، بهمين علت با غرضهاي عمقي و كينه امام، به تخريب دولت نهم مشغولند.
ايشان بار ديگر لزوم توجه دولت به انتقادهاي كارشناسانه را خاطرنشان كردند و افزودند: البته دولت هم بايد با دوري از مواضع تهمت آفرين، به تخريب كنندگان بهانه ندهد و مانع برخي جنجال آفريني ها شود.
حضرت آيت الله خامنه اي حفظ و تقويت روحيه كار و تلاش،‌ اولويت دادن به طرح ها و كارهاي نيمه تمام و شكوفا شدن نتايج اين طرحها در زندگي مردم را مهم دانستند و تأكيد كردند دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است و برنامه ريزيها و تلاشهاي همه مسئولان بايد در جهت ايجاد جهشي بزرگ در روند پيشرفت كشور و عدالت گستري وسيع،‌ صورت گيرد.
حضرت آيت الله خامنه اي، معنويت و عقلانيت را لازمه تحقق عدالت خواندند و افزودند: اگر بخواهيم ايران عزيز ما الگوي ديگران شود بايد پيشرفت و عدالت را بموازات هم مورد توجه كامل قرار دهيم.
حضرت آيت الله خامنه اي سند چشم انداز 20 ساله را "نقشة راه حقيقي پيشرفت" كشور دانستند و نظارت بر برنامه ها و جهت گيري هاي سازمانها و دستگاهها را براي تشخيص انطباق آنها با سند چشم انداز و رصد ميزان تحقق اهداف اين سند، كاملاً ضروري خواندند.
رهبر انقلاب اسلامي، اجراي صحيح و كامل سياستهاي اصل 44 را زمينه ساز تحولي همه جانبه برشمردند و پيگيري جدي اين سياست ها را خواستار شدند.
حضرت آيت الله خامنه اي طرح تحول اقتصادي را از كارهاي بزرگ دولت نهم خواندند و با قابل قبول خواندن سرفصلهاي اين طرح عظيم افزودند: اين كار بسيار مهم حتماً انجام شود اما در اين روند بايد از هرگونه شتابزدگي مطلقاً پرهيز كرد.
ايشان خاطر نشان كردند اجراي خوب اين طرح، قدم بزرگي در پيشرفت كشور است اما اجراي شتاب زده آن، خطرها و ضررهايي بدنبال مي آورد بنابراين بايد با بررسي چشم اندازها و پيامدها، و تدبير كردن راههاي جلوگيري يا كنترل تبعات منفي، اين جراحي بزرگ را بسلامت انجام داد.
ايشان در زمينه طرح تحول اقتصادي افزودند: اگر اجراي بخشي از اين طرح تورم زاست بايد براي جلوگيري از بروز اين مسئله و يا كنترل تبعات منفي آن، چاره انديشي كرد. حضرت آيت الله خامنه اي همچنين تلاش بيشتر براي كنترل تورم را بعنوان يكي از مشكلات مردم خواستار شدند و افزودند: البته تورم جهاني، خشكسالي و برخي عوامل ديگر در تورم موجود دخيلند اما عوامل ديگري نيز وجود دارد كه دولت مي تواند با كنترل آنها، تورم را كاهش دهد. رهبر انقلاب اسلامي توجه دولت به عوامل اجتناب پذير در تورم را ضروري خواندند و افزودند: كاهش تورم باعث خواهد شد آثار خدمات بزرگ دولت نهم در زندگي مردم،‌ ملموس تر شود.
رهبر انقلاب اسلامي با قدرداني صميمانه از رئيس جمهور، هيأت وزيران و كاركنان دستگاههاي مختلف اجرايي خاطر نشان كردند: خدمت به مردم توفيقي الهي است كه بايد با تلاش و خدمت بيشتر، آن را قدرشناسي كرد.
حضرت آيت الله خامنه اي همچنين با اشاره به ماه شريف شعبان و ضيافت الهي رمضان، استفاده از ظرفيتهاي بي پايان معنوي اين دو ماه عظيم را توصيه كردند.
رهبر انقلاب اسلامي با قدرداني از گزارشي كه رئيس جمهور در اين ديدار بيان كرد، خاطر نشان كردند: هدف همه كارها، جلب رضايت الهي است اما اطلاع رساني دقيق، صحيح و هنرمندانه به مردم درباره كارهاي انجام شده كاملاً ضروري است و بايد در اين زمينه فعاليت بيشتري صورت گيرد.
آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور در اين ديدار ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر و ساير شهداي دولت، گزارش مبسوطي از عملكرد دولت در بخشهاي مختلف بيان كرد.
رئيس جمهور با اشاره به روند صعودي رشد اقتصادي كشور بدون احتساب نفت و رسيدن آن به عدد 7/7 درصد در سال 86 گفت: با اصلاحاتي كه در ساختار بودجه انجام شده،‌سهم درآمدهاي نفتي به بودجه عمومي از 63 درصد در سال 83 به 4/53 درصد در سال 86 رسيده است.
آقاي احمدي نژاد انجام اصلاحات ساختاري و همچنين اصلاحات رفتاري را از اولويت هاي اساسي و جدي دولت نهم برشمرد و با اشاره به پيگيري اجراي سياستهاي اصل 44 افزود: واگذاريهاي انجام شده در چارچوب سياستهاي اصل 44 در سه سال گذشته ده برابر كل سالهاي قبل است.
رئيس جمهور با اشاره به رشد بازار سرمايه از لحاظ حجمي و از نظر بازدهي و انجام روزانه 69 ميليارد تومان معامله در بورس خاطر نشان كرد: شاخص بورس نيز در سه سال اخير هشتاد درصد رشد داشته اشت.
آقاي احمدي نژاد در خصوص سفرهاي استاني دولت نهم گفت: اجراي بيش از نود درصد از شش هزار و صد و يازده مصوبه و توافقنامه دور اول سفرهاي استاني به اتمام رسيده و يا در حال اجرا است ضمن آنكه 36 درصد از 1813 مصوبه و توافقنامه يازده سفر در دور دوم سفرهاي استاني نيز عملياتي شده است.
رئيس جمهور افزود: از صد و چهل و سه هزار طرح عمراني كه از سال 79 تاكنون دركشور آغاز شده، صد هزار طرح عمراني مربوط به دولت نهم است كه 52 هزار طرح عمراني به پايان رسيده است.
آقاي احمدي نژاد در بيان عملكرد دولت در بخش بهداشت و درمان، به افزايش پايگاههاي اورژانس شهري و جاده اي، افزايش تخت هاي بيمارستاني، و مراكز تحقيقاتي پزشكي، و همچنين اجراي طرح پزشك خانواده اشاره و تأكيد كرد: دولت نهم به روستاها از جمله روستاهاي محروم توجه ويژه اي داشته است به گونه اي كه اعتبار تخصيص يافته به روستاهاي محروم از هشتاد و پنج صدم درصد كل اعتبارات عمراني به 17/1 صدم درصد اعتبارات عمراني رسيده است.
رئيس جمهور در تشريح عملكرد دولت نهم در بخش نفت، گاز و پتروشيمي به رشد اكتشاف و توليد در اين بخشها، افزايش تعداد صنايعي كه گاز رساني شده و افزايش روستاهائي كه از گاز بهره مند شده اند اشاره كرد و افزود: سهميه بندي بنزين و استفاده از كارت هوشمند، و برنامه ريزي احداث 7 پالايشگاه بنزين، كارهاي بزرگي است كه در اين دولت انجام شده است.
آقاي احمدي نژاد با اشاره به رشد 172 درصدي سرمايه گذاري در بخش صنعت، و صادرات صنعتي سي ميليارد دلاري در سه سال گذشته خاطر نشان كرد: در بخش نيرو نيز در طول سه سال گذشته 12600 مگاوات به ظرفيت توليد برق افزوده شده در حالي كه در فاصله سالهاي 68 تا 75 اين عدد هشت هزارو شصت مگاوات و در فاصله سالهاي 76 تا 83، دوازده هزار و سيصد مگاوات بوده است.
رئيس جمهور عملكرد دولت نهم در بخش مسكن را يادآور شد و تاكيد كرد: تا سال 83، دولتهاي قبلي براي يك ميليون و پنجاه هزار واحد مسكوني زمين كرده بودند، در حاليكه در سه سال گذشته براي يك ميليون و دويست و پنجاه هزار واحد مسكوني زمين تهيه شده است.
آقاي احمدي نژاد افزود: در طول سه سال گذشته، ساخت 560 هزار مسكن روستائي آغاز شده كه چهارصد هزار واحد آن به اتمام رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به واگذاري پنج و نيم ميليون خط تلفن ثابت و همراه تا سال 76 و واگذاري 19 ميليون و چهار صد هزار تا سال 83 گفت در سه سال فعاليت دولت نهم خطوط تلفن ثابت و همراه چهل ميليون خط افزايش و قيمت آنها نيز كاهش يافته است.
آقاي احمدي نژاد در خصوص خدمت رساني به قشرهاي مختلف بويژه محرومان و گسترش پوشش بيمه اي افراد گفت: در سه سال گذشته ضمن افزايش حقوق بازنشستگان كشوري و تامين اجتماعي و ساخت دوازده هزار واحد مسكوني براي معلولان، نود درصد جمعيت كشور از خدمات بيمه درماني برخوردار شده اند.
آقاي احمدي نژاد به رشد 20 تا 30درصد محصولات زراعي، باغي و دامي، و رشد آبزي پروري اشاره و خاطر نشان كرد: در خصوص اشتغال، رقم بيكاري از 9/11درصد در سال 84 به 6/9درصد در ابتداي سال جاري رسيده است.
راه اندازي 30 سامانه ملي در حوزه بازرگاني، خريد نقدي 26 ميليون تن محصول از كشاورزان رشد دويست درصدي صادرات نسبت به هدف تعيين شده در برنامه چهارم از جمله اقدامات دولت در بخش بازرگاني و تجارت بود كه رئيس جمهور به آنها اشاره كرد.
آقاي احمدي نژاد در تبيين عملكرد دولت در بخش فرهنگي، سه برابر شدن بودجه فرهنگي در سه سال گذشته را ياد آور شد و گفت : افزايش 25 برابري كتابخانه ها نسبت به سال 83 ، تكميل بيش از دويست ساختمان كتابخانه و مجتمع فرهنگي، هدفمند شدن يارانه ها در حوزه نشر، توجه ويژه به مساجد بعنوان پايگاه اصلي فرهنگي و تلاش براي مقابله با ناتوي فرهنگي از جمله اقدامات دولت نهم در حوزه فرهنگ است.
رئيس جمهور ضمن بيان عملكرد دولت در بخشهاي گردشگري و ميراث فرهنگي، تربيت بدني، و محيط زيست، در خصوص فعاليتهاي انجام شده در بخش علمي و پژوهشي تأكيد كرد: در سال 86 هفت هزار اختراع ثبت شده است و تاكنون نيز سه هزار نخبه در كشور شناسايي شده اند.
آقاي احمدي نژاد افزود: امسال مقالات علمي به بيش از سيزده هزار مقاله مي رسد و پارك هاي فناوري نيز به سه برابر رسيده است ضمن آنكه قرارداد بخش صنعت با دانشگاه از دو ميليارد تومان در سال 83 به پانصد ميليارد تومان در سال جاري رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به فعاليت دولت در بخش آموزش و پرورش گفت: توجه به مراكز تربيت معلم، كوچك سازي سازمان و تشكيلات،‌ توسعه مدارس استعدادهاي درخشان و فني و حرفه اي از جمله سياست هاي دولت در اين بخش بوده است.
آقاي احمدي نژاد در خصوص تورم نيز خاطر نشان كرد: تورم وارداتي، خلق پول و عملكرد بانكها، دو علت اصلي تورم در كشور است و دولت تلاش مي كند ضمن كنترل اين دو علت، سهم دولت را در تورم نيز كنترل كند.
رئيس جمهور در خصوص عملكرد دولت در سياست خارجي نيز تأكيد كرد: امروز كشور در يك وضعيت بسيار خوب و رو به جلو قرار دارد و در سطح جهان تأثيرگذار است.
در پايان اين ديدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي اقامه شد.

نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:25 | لينک ثابت |

 

برداشت از سایت رجا نیور

                                  درج مطلب بدون شرح بمعنای  تایید مفاد آن نیست

اواسط ارديبهشت ماه سال جاري دكتر احمدي نژاد حدود 5 ساعت با جمعي از دانشجويان كه اغلب آنان را حاميان وي تشكيل مي دادند، به گفتگو نشست. اين اقدام از سوي وي البته سابقه دارد و رئيس جمهور طي 3 سال گذشته تلاش كرده است، گاهگاهي علاوه بر ديدارهاي عمومي در سفرهاي استاني و گفتگو با برخي گروههاي مرجع مانند روحانيون در جريان اين سفرها، ديدارهايي نيز با دانشجويان و دانشگاهيان داشته باشد، تا خلأ ميان رأس و بدنه جريان جديد و جوان اصولگرايي را خود در مقام نيروي اصلي پيشبرنده جريان پر كند.

به هر حال، در ديدار 5 ساعته مورد اشاره كه در آن از هر دري گفته شد، بحث حلقه اول و نزديكان رئيس جمهور نيز به ميان آمد و احمدي نژاد در پاسخ به اظهارات دانشجويي از دانشگاه صنعتي شريف در اين زمينه توضيحاتي داد. جان مايه توضيحات رئيس جمهور اين بود كه تصورات ايجاد شده درخصوص افراد پيرامونش اغلب متأثر از فضاي ناسالمي است كه از سوي مخالفان دولت به منظور تخريب بهترين ياران توسط خودي ها طراحي مي شود. بر همين اساس دكتر احمدي نژاد پيش بيني كرد حتي اگر همه اين افراد را نيز جابجا و تركيب جديدي معين كند، ظرف مدت كوتاهي همان حرف و حديث ها تكرار مي شود و بنابراين، بايد با هوشياري در دام رقيب قرار نگرفت و در ميداني كه او براي اتلاف انرژي و سوزاندن فرصت ها طراحي كرده است، بازي نكرد.

حرف و حديث ها و نقل قول هاي متنوع درخصوص اطرافيان رئيس جمهور تقريباً از ابتداي فعاليت اين دولت وجود داشته است. در اينكه عده اي به دليل مخالفت هاي مبنايي خود يا حب و بغض هاي شخصي و يا حسادت هاي ناشي از توقعات، فرد يا افرادي را برنتابند و پيوسته با ذره بين در جستجوي نقاط ضعف آنان و سپس بزرگ نمايي اين نقاط ضعف و چماق كردن آن بر سر دولت و احمدي نژاد باشند، ترديدي نيست، با اين حال، به نظر مي رسد هزينه سازي هاي برخي از اين نزديكان نيز نقش كليدي در اين فرآيند ايفا مي كند. اسفنديار رحيم مشايي يكي از اين افراد است كه اكنون به سبب موقعيت دولتي (معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري) و انتساب سببي خود به دكتر احمدي نژاد از موقعيت حساسي برخوردار است اما هر از چندي با ابراز نشانه هايي از ماجراجويي، بدون توجه به اين موقعيت حساس بر مركب هزينه سازي مي نشيند.

پس از هر دور از اين هزينه سازي ها فارغ از تبعات و بازتاب هاي مرتبط داخلي و خارجي آن –كه در جاي خود بسيار قابل تأمل است-، اين بدنه حامي جريان جديد اصولگرايي است كه خموده تر مي شود و در دوراني كه بيش از هر وقت ديگر بايد براي جهش بعدي آماده شود، پالس هايي دريافت مي كند كه او را بيشتر منزوي مي سازد. شايد لازم به تأكيد مجدد باشد كه بسياري از آنچه كه در اتاق هاي شايعه سازي مخالفان احمدي نژاد اعم از اصولگرا و ضداصولگرا ساخته و پرداخته مي شود، نادرست و عين بي تقوايي است اما گاه برآيند يك واقعه و بازتاب هاي آن، ناخواسته در جهت تقويت اين موارد برمي آيد.

آقاي مشايي براي دومين بار و به قول خودشان هزارمين بار به نمايندگي از ملت ايران اصرار بر اظهار دوستي با مردم اسرائيل كرده است. تا آنجا كه از جوابيه و مجموعه اظهارات وي برمي آيد، مشايي، حساب مهاجريني را كه با وعده و وعيدها از سرزمين هاي خود به سرزمين هاي اشغالي آمده اند، از نظاميان و دولت رژيم صهيونيستي جدا مي داند و معتقد است اين تصوير كه همگي اين افراد در خيابان هاي تل آويو و بيت المقدس و... چكمه پوش و اسلحه به دست آماده حمله به جمهوري اسلامي هستند، تصوير درستي نيست بلكه بسياري از اين افراد انسان هاي عادي از نوع بشر هستند كه مشغول زندگي، زراعت و تجارت خود هستند و كاري هم به كار سياست ندارند. اين نوشتار قصد بررسي اين ديدگاه را ندارد اما اجمالاً اين نوع نگاه از اساس نگاه غلطي است چراكه در آن اولاً اشغالگري و تعرض به جان و مال مسلمانان مورد اعتراض و مستحق هجمه قرار نمي گيرد و ثانياً پيش فرض هاي آن با واقعيت خارجي، يعني اسرائيل به مثابه يك پادگان نظامي بزرگ كه اساساً حيات خود را در گرو تقويت اين وجه مي داند و به عنوان نمونه دوره سربازي 10 ساله آن براي تمام ساكنان اعم از زن و مرد اجباري است، سازگاري ندارد.

نكته قابل توجه اينكه دلسوزي براي نوع بشر و تحريص بر هدايت آنان از هر قوم و نژادي يقيناً ممدوح و برگرفته از سيره پيامبر اعظم(ص) و ائمه هدي (ع) است. بدون ترديد اشغالگران صهيونيست در شقاوت به قتله سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا نمي رسند، در حالي كه آن حضرت براساس وجود سراسر لطف خود تا لحظه آخر بر هدايت آنان شائق بود و حتي لب به نفرين نگشود، اگرچه هرگز با آنان، مادام كه رو به جهنم پرشتاب بودند، ابراز همبستگي و دوستي نكرد. براساس اين گزاره از سنت و سيره، دلسوزي جناب مشايي اگر از جنس دلسوزي دكتر احمدي نژاد در جمع سفرا بود كه براي مهاجران به سرزمين هاي اشغالي با تعبير بدبختاني كه با سراب واهي به اين سرزمين ها آمده اند، ابراز دلسوزي كرد، نه تنها ناپسند نبود بلكه رفتاري انساني و اسلامي بود. اما گويا ماجرا چيز ديگري است.

"علت محدثه، همان علت مبقيه است"؛ همه تقريباً بر اين گزاره اتفاق نظر دارند. علت محدثه تولد جريان جديد اصولگرا، شاخص هايي بود كه فهرست كردن دوباره آنها مي تواند در مقطع فعلي مفيد به فايده باشد. رويكرد استكبارستيزانه و تهاجمي احمدي نژاد در طول اين 3 سال بزرگ ترين برگ برنده او بوده است تا جايي كه برخي نشريات عربي او را محبوب توده ها و رهبر جريان مقاومت جهاني خواندند. خدشه در اين معنا، خدشه در همان علت مبقيه است.

اظهارات اخير آقاي مشايي و اصرار بيجاي او، موجب خدشه در اين معنا شده است و اين مقوّي همان پالس هاي منفي و غلطي است كه سمّي مهلك براي بدنه جريان جديدي است كه تازه وقت روييدن آن است و بالاخره اينكه رسانه هاي مخالف دولت طي اين هفته ها اينچنين اخبار مربوط به اين اظهارات و بازتاب هايش را پوشش مي دهند و برجسته مي كنند، دقيقاً در راستاي سوزندان اين برگ برنده اساسي است.

مشايي ممكن است در حوزه كاري خود مدير موفقي بوده باشد كه تشخيص اين موضوع در صلاحيت خبرگان حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري است اما دفع پالس هاي غلطي كه اخيراً براي بدنه ارسال شده است، جز با بركناري او جبران نمي شود. تغيير 9 وزير و چند مدير ارشد ديگر دولت در طول اين 3 سال موجب شده است هرگونه برچسب رودربايستي و تعارف به احمدي نژاد نچسبد، بنابراين، اگر تا امروز نيز مشايي همچنان بر سر كار است، دليل چيز ديگري است. به هر حال، دليل آن هر چه كه باشد و اتاق هاي شايعه ساز عليه دولت و احمدي نژاد كه بعضاً مدعي اصولگرايي نيزهستند و بارها در كمال بداخلاقي شايعات كذبي را عليه رئيس جمهور و اطرافيان او سازماندهي كرده اند، هر چقدر هم كه خوشحال شوند، بركناري مشايي، بدنه حامي جريان اصولگراي ناب را كه تمام سرمايه اين جريان است، از پژمردگي مي رهاند و بار ديگر تنديسي حقيقي از ايثار و قاطعيت از احمدي نژاد در نظر آنان مي سازد.

نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:18 | لينک ثابت |
 درج مطلب  بدون شرح بمعنای تایید مفاد ان نیست
 
نیروهای کار عسلویه از روستایی در کازرون می آیند و جوانان استان بیکارند
حجت الاسلام و المسلمین حسینی امام جمعه بندر دیر در جلسه شورای اداری شهرستان که با حضور استاندار بوشهر برگزار گردید ضمن انتقاد شدید از نگاه وزیر نفت به استان بوشهر از او خواست تا با نگاه فرامنطقه ای سعی در کمک به مناطق محروم شود.
حجت الاسلام و المسلمین حسینی امام جمعه بندر دیر در جلسه شورای اداری شهرستان که با حضور استاندار بوشهر برگزار گردید ضمن انتقاد شدید از نگاه وزیر نفت به استان بوشهر از او خواست تا با نگاه فرامنطقه ای سعی در کمک به مناطق محروم شود.
حسینی در این زمینه افزود : بزرگترین سرمایه گذاری ها در استان بوشهر و در منطقه ی عسلویه صورت گرفته اما نکته یی که باعث درد و رنج مردم این استان شده سهم ناچیز مردم این استان از این سرمایه گذاری های کلان بوده است .
ایشان در ادامه با انتقاد و گلایه شدید اقزود : افراد را از روستایی در کازرون برای کار به عسلویه می آورند و آنگاه جوانان ما باید روزانه برای پیداکردن به فرمانداریها مراجعه کنند و با دستانی خالی به خانه برگردند .
امام جمعه ی دیر : نیروهای کار عسلویه از روستایی در کازرون می آیند و جوانان استان بیکارند

جاده ها و بزرگراههای فراوان برای اتصال عسلویه به استان فارس احداث و ساخته می شود . دانشکده های نفت و گازی که قرار است نیروی کاری این منطقه را تامین کند در استان فارس احداث می شود و نیروهای بومی استان که قرار است 50 درصد نیروی کار عسلویه باشند در کجا تربیت خواهند شد و حرفه خواهند آموخت.
حسینی در ادامه افزود : وزیر باید به فکر کل کشور باشد ونه به فکر منطقه ی خود. ایشان در ادامه با توجه به بحث انتزاع عسلویه گفت : از اوایل دهه 70 تا کنون مسئولین استان فارس مشغول تدارک مقدمات انتزاع عسلویه از این استان و اتصال به استان فارس بودند که با هوشیاری و مقاومت ائمه ی جمعه و نماینده های وقت مجلس این بحث به فراموشی سپرده شد . اما مسئولین استان فارس در این برهه زمانی بیکار ننشته اند و به گونه ای دیگر وارد عمل شده اند و بیشترین استفاده را از این امکانات برده اند .
امام جمعه ی دیر در ادامه با اشاره به قضیه ی پارس شمالی از وزیر نفت خواست با توجه به تاخیرات متعدد هر چه زودتر تکلیف این میدان گازی را روشن کنند و کلنگ آن را به زمین بزنند.
 منبع : دیر نیوز
نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 17:49 | لينک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
vspace=5