عید نوروز را به تمامی ملت ایران همکاران و همشهریان بندر دیلمی و خانواده و بستگان تبریک می گویم
پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنامه هاي کهن ايران ، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي مانده ي سال را پنجه ، پنجک ، خمسه مسترقه ، پيتک (در زبان و تقويم مازندراني) يا بهريزک (در روزشمار زرتشتيان) گويند. ابوريحان درباره ي پنجه مي نويسد: «... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است ، پارسيان پنج روز سال را "پنجي" و"اندرگاه" گويند. سپس اين نام تعريب شده و "اندرجاه" گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه ناميدند ، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود...»
پارسيان اين پنج روز را جشن مي گرفتند ؛ مراسم پنجه تا سال 1304 که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد ، برگزار مي شد.
برگزاري جشن خمسه در بين همه ي قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن موقوفه ي خود ، دراسترک کاشان ، سفارش مي کند که : «... بقيه منافع وقف را هر سال برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک ، وضيع و شريف ، ذکور و اناث ، صغير و کبير بالسويه برسانند.»
زماني که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد ، در دوره ي صفويه مراسم پنجه همزمان با جشن روز آب پاشان بود. در گاهشمار طبري آمده است: «... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي ، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته ، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد ، اراده تماشاي جشن و سرور پنجه که عادت مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد. رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک ، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند و در ميان اهل عجم روز آب پاشان است ، بزرگ و کوچک و مذکر و مونث به کنار دريا آمده ، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و هر جماعت با اهل خود به آب در آمده ، بايکديگر آب بازي کرده ، بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.»
مير نوروزي
از جمله آيين هاي اين جشن پنج روزه ، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود ، اين بوده است که براي شوخي و سرگرمي ، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور ، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد.
حافظ نيز در مورد "مير نوروزي" سخن گفته و دوران حکومت او را " پنج روز" عنوان کرده:
سخن در پرده مي گويم چوگل از غنچه بيرون آي
که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
از برگزاري رسم مير نوروزي ، تا 73 سال پيش ، آگاهي داريم . علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند درباره ي مير نوروزي – که مانند همه پژوهش هاي علامه فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد – شرحي آورده است که به اشارتي بسنده مي شود: «... يکي از دوستان موثق نگارنده ، از اطباي مشهور ، که سابق در خراسان مقيم بوده اند ، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع ، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود: « در بهار 1302 هجري شمسي براي معالجه ي بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم ؛ در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري ، سواره و پياده مي گذرند ، که يکي از آنها با لباس فاخر ، بر اسب رشيدي نشسته ، چتري بر سرافراشته بود. جماعتي هم سواره بر جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پياده به عنوان شاطر و فراش ، که بعضي چوبي در دست داشتند ، در رکاب او يعني پيشاپيش و در جنبين و در عقب او روان بودند. چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتند ، که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبيل گاو يا گوسفند بود - يعني استخوان جمجمه ي حيوان - و اين رمز آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت ، انبوه کثيري از مردم متفرقه ، بزرگ و خرد ، روان بودند و هياهوي بسيار داشتند. تحقيق کردم ، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود ، که تا سيزده عيد ، امير و حکمفرماي شهرست ، به اعيان و اعزه شهر حواله ي نقدي و جنس مي دهد ، که به همه - کم يا زياد - تقديم مي شود. به اين طريق که مثلاً حکمي مي نويسد براي فلان متعين: که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوقخانه کنيد ، مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد و ممکن بود که اين صد تومان را کم و زياد کنند ؛ ولي در هر حال چيزي گرفته مي شد. غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند ، زيرا جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند. بعد از تمام شدن سيزده روز عيد دوره ي امارت او به سر مي آمد و گويا در يک خاندان اين شغل ارثي بود.»
بي گمان امروز ، کساني را که در روزهاي نخست فروردين ، با لباس هاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند ، بازمانده ي شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب"مير نوروزي" و "حاکم پنج روزه" است که تنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شدند ، نه در وقت و جشني ديگر ؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خواندند مي گفتند: حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه.
پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيين هاي نوروزي ، رسمي همگاني است. تهيه لباس ، براي سال تحويل ، فقير و غني را به خود مشغول مي دارد. در جامعه ي سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي- به ويژه براي کودکان ، رسمي در حد الزام بود و همينطور خلعت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز ، براي نوپوشاندن کارگزاران و زير دستان بوده است.
ابوريحان بيروني مي نويسد:« رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند.» مورخان و شاعران از خلعت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند و براي اين باور است که در وقف نامه ي حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است: هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه ، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.
سفرنامه نويسان دوره ي صفويه و قاجاريه ، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي ، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به "نو" ساختن دارد ، رقم عمده ي هزينه هاي فصلي – و گاه سالانه – خانواده ها را تشکيل مي دهد. بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند ، به مناسبت نوروز ، به ويژه هنگام سال تحويل ، لباسي ديگر مي پوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند ، مي کوشند هر قدر هم اندک در هنگام سال تحويل ، نو بپوشند.
در گذشته که فروشگاهها و بازارهاي فروش لباس آماده و دوخته موجود نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند ، نوبتهاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود. اگر در روزهاي پيش از نوروز ، در خانواده ها ، محله ها ، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند ، اين کار نيک گذشته از آنکه کمک به هم نوع مي باشد ، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.
اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي ، همواره مي بينيم که: از طبيعت پيروي کنيم ، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بپوشيم ، که شگون شادماني و آرامش است.
اسلام، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت... نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت.. معلی بن خنیس میگوید: در نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم، فرمود: این روز را می شناسی؟ عرض کردم قربانت گردم این روزی است که عجم آن را بزرگ می شمرند و به یکدیگر هدیه می دهند... حضرت فرمودند: قسم به بیت عقیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت امری قدیم که برای تو تفسیر می کنم... نوروز روزی است که خداوند از انسان ها پیمان گرفت که بندگی او را گردن گذارند و به پیامبرانش ایمان آورند و دستورهای آنان را بپذیرند. آن نخستین روزی است که خورشید بتابید و بادهای باردهنده وزیدن گرفت و گیاهان روئیدن گرفتند. آن روزی است که فرشته وحی بر پیامبر(ص) نازل شد و ابراهیم خلیل(ع) بتها را درهم شکست. روزی است که امام علی(ع) بت های روی خانه کعبه را به زیر افکند و همچنین کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت و آن روزی است که قائم ما در آن روز ظهور خواهد کرد. در مفاتیح الجنان از قول امام صادق (ع) آمده است: چون نوروز شد، غسل کن و پاکیزه ترین جامههای خود را خوشبو گردان و در آن روز، روزه بدار و چون از نماز پیشین فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگزار و بعد از نماز، سجده شکر به جای آور ... آمده است که در هنگام تحویل سال این دعا را بسیار بخوانند: یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال. ما این دعا را با کلامی نغز از زبان مولای متقیان امام علی (ع) می آرائیم، آنجا که می فرمایند: .[خدایا] با بهاری پر ابر و ابری پر باران، آب رحمت خویش را بر خاک خشک ما و بر گیاهان پر برکتت فرو ریز، تا به باران درشت و بسیار آن، ابر مرده، زنده و خاک خشک، خرم و سبز گردد
همزمان با ظهور اسلام، بسیاری از سنن غلط مانند آتش پرستی و منع دفن مردگان از بین رفت، ولی نوروز به عنوان یک جشن ملی باقی ماند و پیشوایان دینی آن را حیاتی دوباره بخشیده و با دعا و نیایش آراستند.
فرماندار بوشهر و رييس ستاد انتخابات درحوزههاي بوشهر، گناوه و ديلم گفت:با پايان يافتن شمارش آراي حوزه انتخابيه بوشهر، گناوه وديلم، غلامعلي ميگلي نژاد به عنوان منتخب مردم اين حوزه انتخابيه در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي مشخص شد.
جعفر پوركبگاني شنبه درگفت و گوي اختصاصي با ايرنا افزود: در اين حوزه انتخابيه ۱۰۱هزارو ۱۴۳نفر آراي خود را به صندوقهاي اخذ راي ريختند.
وي اظهارداشت:از اين شمار، غلامعلي ميگلي نژاد با كسب ۲۵هزارو ۲۳۴راي به عنوان منتخب مردم بوشهر، گناوه و ديلم به هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي راه يافت.
پوركبگاني گفت:حسن قايد زاده باكسب ۱۹هزارو ۲۲۱راي و عبدالكريم جميري با ۱۸هزارو ۵۸۶راي در ردههاي بعدي منتخب اين حوزه انتخابيه قرار گرفتند.
وي گفت: حدود ۱۴۰هزار نفر از جمعيت شهرستانهاي بوشهر، گناوه و ديلم واجد شرايط راي در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بودند.
فرماندار بوشهر افزود: ۱۱۶شعبه اخذ راي براي جمع آوري آراي مردم در اين حوزه انتخابيه پيش بيني شده بود.
وي باتقدير از حضور پرشور مردم شهرستانهاي بوشهر، گناوه و ديلم در اين دوره از انتخابات گفت: انتخابات بدون هيچگونه مشکل بزگزار شد.
به منتخب مردم شریف این حوزه انتخابیه تبریک می گوییم
رضا جمشيدي شنبه در گفت وگوي اختصاصي با ايرنا افزود:از مجموع ۸۰هزارو ۱۴۰راي ماخوذه درحوزه انتخابيه دشتي و تنگستان، سيد محمد مهدي پورفاطمي با كسب ۲۳هزارو ۶۸۶راي حائز حد نصاب آراي اين حوزه انتخابيه شد.
وي اظهارداشت: جمعيت واجد شرايط راي حوزه انتخابيه دشتي و تنگستان در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ۹۱هزار نفر بود كه بيش از ۸۰درصد آنان در انتخابات شركت كردند.
حوزه انتخابيه دشتي و تنگستان داراي يك كرسي نمايندگي در مجلس شوراي اسلامي است.
حجتالاسلام سيد محمد مهدي پورفاطمي در دورههاي ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي نيز به عنوان نماينده مردم حوزه دشتي و تنگستان راهي مجلس شد.
به منتخب مردم شریف این حوزه تبریک می گوییم
حسين هاشمي شنبه درگفت و گوي اختصاصي باايرناافزود:تعدادكل آراي ماخوذه حوزه انتخابيه شهرستان دشتستان ۱۰۹هزار و ۱۴۵راي است.
وي اظهارداشت: از اين شمار جوانشير كدخداپور با ۲۹هزارو ۳۰۵راي حائز اكثريت آرا شد و به عنوان منتخب مردم اين حوزه به مجلس هشتم راه يافت.
هاشمي گفت: دكتر سيد عبدالمجيد شجاع نماينده فعلي شهرستان دشتستان با ۲۷هزارو ۹۹۹راي و ايوب پاپري مقدم با ۲۲هزارو ۴۷۸راي به ترتيب نفرات پس از منتخب مردم دشتستان هستند.
وي اظهارداشت: شهرستان دشتستان در اين دوره از انتخابات ۱۵۰هزار نفر جمعيت واجد شرايط راي داشت.
شهرستان دشتستان به مركزيت برازجان داراي يك كرسي نمايندگي درمجلس شوراي اسلامي است.ك/۳
با تبریک به منتخب مردم دشتستان
ناصر كشاورزي شنبه در گفت وگوي اختصاصي با ايرنا افزود: كل آمار آراي ماخوذه در حوزه انتخابيه دير، كنگان و جم ۷۶هزار و ۹۷۵راي است.
وي اظهارداشت:قيصر صالحي نماينده فعلي اين حوزهانتخابيه باكسب ۱۸هزارو ۲۲راي و عسكر جلاليان با ۱۵هزارو ۴۷۲راي براي كسب يك كرسي نمايندگي در اين حوزه انتخابيه مجددا به رقابت خواهند پرداخت.
كشاورزي گفت: براساس ماده ۶۸قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي از تاريخ انتشاراسامي به مدت دو روز هيات اجرايي مركزحوزهانتخابيه درمحل فرمانداري آماده دريافت شكايات داوطلبان اين دوره است.
جانشين ستاد انتخابات استان بوشهر اضافهكرد:همچنين به استناد تبصره يك، دو و سه ماده يادشده كساني كه ازنحوه برگزاري انتخابات شكايت داشته باشند مي توانند ظرف هفت روز از تاريخ اخذ راي شكايت مستند خود را به دبيرخانه شوراي نگهبان تقديم كنند.
وي گفت: براساس قانون درصورتيكه شاكي بدون دليل و مدرك كسي را متهم كند و عمل شاكي عنوان افترا داشته باشد، قابل تعقيب و پيگيري است.
| جزيره خارگ كه در قسمت شمال خليج فارس قرار دارد فراورده كنش بيولوژيك ميلياردها مرجان در طي بيش از يك ميليون سال است. اين توده مرجاني چهارده هزار سال پيش آب را از روي خود زدوده و چون طاقديسي از بستر فارس زايش يافته است. جزيره خارگ در طول هشت سال دفاع مقدس يعني 2888 روز جنگ 2834 بار مورد حمله جنگندههاي مزدوران بعث قرار گرفت. موقعيت جغرافيايي جزيره: جزيره خارگ از لحاظ جغرافيايي در 30 مايلي شمال غربي بندر بوشهر واقع ميباشد. طول جزيره 8 كيلومتر و عرض آن 4 كيلومتر بوده و داراي هواي گرم و مرطوب ميباشد مخازن ذخيرهسازي نفت: به منظور ايجاد امكان مانورهاي عملياتي، همچنين بازيافت انرژي جنبشي سيال كه در طول مسير از دست داده است و تبديل آن به انرژي پتانسيل در مرتفعترين نقطه جزيره خارگ كه لايههاي مرجاني محكمي داشته و مقاومت بالايي دارد مخازن عظيمي با ظرفيتهاي متفاوت در طي چند پروژه احداث گرديده است. همچنين از اين مخازن در موقع بحراني كه شرايط جوي براي پهلوگيري نفتكش مساعد نيست و يا نفتكش در كنگرگاه حاضر نميباشد جهت ذخيرهسازي نفت استفاده ميشود. اين مخازن كه در ارتفاع 200 فوتي از سطح دريا بنا شدهاند اين امكان را به نفت خام ميدهد تا با نيروي جاذبه به سمت اسكلهها هدايت شوند. مخازن ذخيرهسازي نفت به صورت استوانههاي قطور و مرتفع عمودي بنا شدهاند و ظرفيت آنها از يكصد و چهل هزار تا يك ميليون بشكه متفاوت است. سقف اين مخازن از نوع شناور بوده و با بالا و پائين رفتن سطح نفت در داخل مخزن حركت مينمايد. شناور بوردن سقف به ميزان قابل توجهي از خروج گازهاي سبك همراه نفت جلوگيري ميكند و از كاهش مرغوبيت نفت نيز ميكاهد. همچنين وجود سقف شناور ايمني مخزن را بيشتر و باعث جلوگيري از مخلوط شدن هوا با هيدروكربن داخل مخزن ميگردد. در حال حاضر تعداد مخازن موجود 22 مخزن، با ظرفيتهاي مختلف از 140 هزار بشكه تا يك ميليون بشكه بوده كه تعدادي از اين مخازن در دست تعمير و بازسازي ميباشد. ميزان ذخيرهسازي نفت خام متناسب با تعداد مخازن موجود در سرويس در هر مقطع زماني متغير ميباشد. اسكله غربي (آذرپاد): با رونق گرفتن صنايع كشتيسازي و ساخت نفتكشهاي غولپيكر، صنعت صادرات نفت متحول گشته و در اين راستا كشورهاي صادركننده نفت به پهلوگاههاي بزرگتر و ايجاد شرايط لازم براي پهلوگيري نفتكش با ظرفيتهاي تا 500 هزار تني نيازمند شدند. كشور ايران از جمله كشورهايي بود كه سريعاً در اين خصوص گام برداشت و بدين ترتيب در سال 1350 در فاصله 1455 متري غرب جزيره خارگ و در جايي كه ارتفاع آب بعضاً به 32 متر ميرسد اقدام به طراحي و ساخت جزيره دريايي موسوم به آذرپاد نمود و با احداث چهار خط لوله 56 اينچي زيردريايي امكان انتقال نفت موجود در مخازن را به اسكله آذرپاد مهيا نمود و به موازان آن نيز دو خط لوله 20 اينچ جهت انتقال سوخت به اسكله آذرپاد احداث شد و امكان تحويل سوخت به نفتكشها عملاً تحقق يافت. قبل از شروع جنگ تحميلي چهار پهلوگاه در اسكله آذرپاد به ترتيب از شماره 11 الي 15 فعال بوده و با وجود سيستمهاي دقيق اندازهگيري حجم سيال صادراتي اين اسكله عنوان يكي از بزرگترين و معروفترين اسكلههاي صادراتي دنيا را به خود اختصاص داده بود. با شروع جنگ تحميلي اسكله آذرپاد چندين با مورد حمله هوايي دشمن قرار گرفته و كاملاً نابود گرديد كه با استعانت خداوند متعال و با تلاش جهادگران صنعت نفت 1000 تن سازههاي فلزي تخريب شده در اسكله بازسازي و حدود 700 تن سازه جديد جايگزين آن گرديد. در حال حاضر اسكله آذرپاد با 3 پهلوگاه به شمارههاي 11 و 12 و 15 يكي از فعالترين اسكلههاي نفتي دنيا به شمار ميآيد. اين اسكله به وسيله دو نمايشگر كامپيوتري به ساحل مرتبط ميباشد و مجهز به سيستم كمك ناوبري پيشرفته، سيستم اطفاء حريق خودكار و نيمه خودكار و سيستم چرخشي و گرمايشي سوخت به منظور پيشگيري از لخته شدن آن ميباشد. همچين با استفاده از امكانات موجود كار بارگيري در اسكله 15 با دو نوع نفت به صورت همزمان مهيا ميباشد. خدمات دريايي و دريانوردي: قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، به دليل حساسيت بخش خدمات دريايي، عمده فعاليتهاي آن توسط متخصصين خارجي اداره ميگرديد. ليكن بعد از برچيده شدن دست اجانب، كليه فعاليتهاي اين بخش كه در روند صادرات نفت خام نقش حياتي و حساسي دارد، به دست كاركنان و متخصصين ايراني انجام ميگيرد. اهم وظايف اين بخش عبارتند از: هدايت و راهنمايي نفتكشها و شناورها به لنگرگاه و بالعكس هدايت و راهنمايي نفتكشها به منظور پهلودهي به اسكلههاي شرقي و غربي و جداسازي بعد از اتمام بارگيري آمادهسازي كشتيهاي مادر جهت پهلودهي و جداسازي كشتيهاي سيار و مشتري به آنها براي انتقال نفت و جداسازي آنها انجام بازرسيهاي ايمني از كشتيهاي در حال بارگيري در اسكلهها حصول اطمينان از آماده بودن يدككشهاي عملياتي و قايقهاي راهنمابر و بندگير و همچنين شركت اين شناورها در عمليات پهلودهي جداسازي كشتيهاي نفتي و آمادهباش اضطراري و مقابله با آلودگي نفتي حصول اطمينان از آماده بودن بارجها، يدككش حمل و نقل براي جابجايي كالا و محصولات دريايي حصول اطمينان از آماده بودن شناورهاي مسافربري براي تعويض نوبتكاريها، سفرهاي عمومي و موارد اورژانس منطقه جهت اعزام به بوشهر خطوط لوله: نفت توليدي از مناطق نفتخيز جنوب ابتدا به وسيله خطوط لوله از تلمبهخانههاي اهواز و اميديه و گوره به چند راهه گناوه، سپس توسط سه خط لوله زيردريائي ”30 ، يك خط لوله ”42 و يك خط ”52 از روي بستر دريا پس از طي مسافتي در حدود 32 كيلومتر به جزيره خارگ وارد ميشود. اين خطوط كه ناقل نفت خام سبك و سنگين ميباشد تا مخازن ذخيرهسازي امتداد داشته و پس از ورود به ايستگاه كاهش فشار به تفكيك نوع نفت (سبك و سنگين) وارد مخازن ميشوند و سپس از طريق راه خروجي مخزن توسط دو خط لوله جداگانه كه هر يك به نوع خاصي از نفت اختصاص دارد به سمت چند راه اسكله شرقي و همچنين اسكله غربي معروف به آذرپاد هدايت ميشوند. اسكله شرقي (T) : اين اسكله در سال 1960 ميلادي تكميل گرديد و اولين محموله نفت صادراتي ايران به ميزان 125610 بشكه از طريق امكانات جزيره خارگ در تاريخ دوم ژانويه همان سال تحويل كشتي هلديا گرديد. اين اسكله در فاصله 1100 متري ساحل قرار دارد و عمق آب در اطراف اسكله در حدود 15 تا 22 متر ميباشد. طول اسكله در حدود 1830 متر و عرض آن 40 متر ميباشد و ده پهلوگاه در آن احداث گرديد كه به ترتيب از شماره 1 تا 10 نامگذاري گرديدهاند. در خلال جنگ تحميلي به اسكله شرقي آسيبهاي فراواني وارد گرديد و اين اسكله بارها مورد تهاجم دشمن بعثي قرار گرفت بطوري كه در هنگام بازسازي مجدد اسكله، از بخش شمالي حدود 3500 تن و از بخش جنوبي آن 15000 تن آهنآلات جمعآوري گرديد. پس از پايان جنگ تحميلي همزمان با بازسازي مخازن ذخيرهسازي نفت كار بازسازي و نوسازي اسكله شرقي نيز آغاز شد و در مدت كوتاهي با تلاش شبانهروزي متخصصان و كارگران صنعت نفت اين اسكله آماده بارگيري همزمان به 6 نفتكش با ظرفيتهاي 100 هزار تا 270 هزار تن گرديد سيستم اندازهگيري نفت: به منظور اندازهگيري حجمي نفت خام صادراتي در محل اسكله شرقي (T) و ساحل اسكله آذرپاد مجموعهاي از مدرنترين و پيشرفتهترين سيستمهاي اندازهگيري نفت تعبيه گرديده است. اين سيستمها با دقت زياد، كار اندازهگيري و محاسبه نفت صادراتي را انجام ميدهند. صحت دستگاههاي اندازهگيري هر ساله با نظارت بازرسين مستقل مورد آزمايش و كاليبره قرار گرفته تا حصول اطمينان گردد كه دستگاههاي اندازهگيري از دقت كافي و محاسبه دقيق نفت صادراتي مطابق با آخرين استانداردهاي شناخته شده بينالمللي برخوردار ميباشدو در عمق 42 متري قرار دارد. طول خط لوله 30 اينچ كاندنسيت از پالايشگاه تا S.B.M. ، 7640 متر ميباشد كه فاصله PLEM تا ساحل 3400 متر و فاصله ساحل تا حصار پالايشگاه 4240 متر ميباشد. تأسيسات ميترينگ و شير ساحلي نيز در مسير خط لوله از پالايشگاه به ساحل نصب گرديده است. |
هر موجي كه به موجشكن مي خورد؛ هر ذره آفتاب داغ جنوب كه تلألو آن چشم را مي نوازد؛ هر خط باريك سپيدي كه از گذر لنج ها به جاي مي ماند، و هر ترنم آرامي كه درهاي و هوي باد در كوچه هاي قديمي بهرگان گم مي شود، نشانه اي است از مردان بي نشاني كه عطر نفت از نفس هايشان به مشام ميرسد.
در بهرگان هستيم؛ جايي ميان روستاي باستاني «حصار» و شهر«امام حسن» در حوالی بندر تاریخی دیلم كه هر دو بازماندگان شهر تاريخي «شي نيز»اند و روزگاري مهد تمدن و علم بوده اند. چهار برج خان ليراوي در ميانه روستاي حصار، اقتدار گذشته را تداعي مي كنند و كمي دورتر در حاشيه جنوب شرقي روستا، نرده هاي طولاني فرودگاه امام حسن قرار دارد كه بين شهرك امام حسن و روستاي حصار واقع شده است.
در امتداد نرده ها، جاده اي باريك قرار دارد كه به طول 80 كيلومتر تا آبادان كشيده شده و در حاشيه آن تابلو منطقه عملياتي شركت نفت فلات قاره ديده مي شود.
وارد كه مي شويم، سفرهاي از فضاي سبز زيبا و رنگين كماني از گل ها در محوطه گسترده شده و همه جاپاكيزه و روشن است. در نزديكي ميهمانسرا، كارگران سيه چرده محلي، بساط چاي را گسترده اند و ما رانيز كه تازه از راه رسيده ايم به ضيافت ساده و صميمي خود فرا مي خوانند.
كمي بعد به ميهمانسرا مي رويم آقاي ر.... پيش از صرف ناهار به بخش اداري ميرود تا باهمكارانش چاق سلامتي كند.
من سماور را روشن مي كنم و يك چاي ليواني مينوشم. ساعت 14 ناهار مي خوريم و تا غروب دربخش اداري و محوطه با چهره هاي آشنا گپ مي زنيم. ابتدا قرار مي شود جلسه گفت وگو با مسئولان قسمتها پيش از شام برگزار شود اما مشغله زياد بعضي از مسئولان سبب ميشود جلسه به بعد از موكول شود.
ساعت 9 همه مي آيند و جلسه آغاز مي شود.
در اين نوشتار، با ديدگاه هاي آقايان: ....معاون بهره برداري خشكي، .....معاون بهره برداري و جانشين وقت منطقه، .....رئيس عمليات كالا و ....رئيس خدمات عمومي منطقه عملياتي بهرگان آشنا مي شويم و اين گفت وگوها را در شماره هاي آتي مشعل ادامه خواهيم داد.
آشنايي
معاون بهره برداري و جانشين وقت رئيس منطقه بهرگان داراي فوق ليسانس مهندسي شيمي از دانشگاه تهران است و 16 سال سابقه كار دارد.
به گفته وی منطقه نفتي بهرگان نخستين منطقه عملياتي دريايي است كه با اكتشاف ميدان هاي نفتي در خليج فارس در دهه 1330 و فعال شدن شركت نفت سيري، استخراج نفت از اين منطقه آغاز شد.
بهرگان تنها منطقه عملياتي دريايي است كه به خشكي راه دارد و از چهار ميدان نفتي هنديجان، بهرگانسر، نوروز و سروش تشكيل شده است.
پروژه سروش-نوروز با توليد 190 هزار بشكه نفت كه در پايانه شناور سورنا ذخيره سازي و صادر مي شود و پروژه بازسازي بهرگانسر كه توليد نفت از حوزه هاي بهرگانسر و هنديجان را به 60 هزار بشكه در روز خواهد رساند، از مهمترين طرح هاي در دست اجراي منطقه به شمار مي آيند كه با پايان يافتن آنها، حجم نفت توليدي منطقه در مجموع به 250 هزار بشكه در روز افزايش خواهد يافت و بهرگان درجايگاه دوم پس از خارگ قرار خواهد گرفت.
صدور نفت به شيوه هاي گوناگون و با استفاده از شناور "F.S.U"، مخزن "SBM" و تلمبه خانه گوره، ويژگي عمده منطقه بهرگان به شمار مي آيد.
ليوان اقماري!
معاون بهره برداري منطقه بهرگان كه سال ها در قالب طرح اقماري خدمت كرده است، اين طرح را به ليواني تشبيه مي كند كه نيمي از آن را آب فرا گرفته و نيمه دوم آن تهي است. او مي گويدكاركنان و خانواده هايي كه به نيمه پر ليوان تكيه كرده اند، كار و زندگي را در طول هر دو هفته به آساني وراحتي سپري مي كنند و چون همگي واقعيت را پذيرفته اند، با شادي و رضايتمندي به زندگي اقماري خود ادامه مي دهند و در برابر مشكلات خم به ابرو نمي آورند.
با اين همه، حقيقت اين است كه ليوان اقماري، يك نيمه خالي نيز دارد كه زندگي ها را پنهان و آشكارتحت تاثير قرار مي دهد. اين نيمه خالي را ميتوان پشت نيمه پر ليوان از ياد برد و يا به آن بها داد وتاثيرات آن را ارزيابي كرد.
بهرگان، مامن المپيادي ها
يكي از تجربه هاي بر جا مانده از پروژه سروش-نوروز، تلفيق تجربه هاي مفيد كاركنان مجرب قديمي با دانش و تخصص نيروهاي تحصيل كرده و جوان است.
در اجراي برنامه ها و سياست هاي كلان شركت ملي نفت ايران و شركت نفت فلات قاره، جوانان ممتاز المپيادي كه در دانشگاه هاي صنعت نفت و اهواز سرگرم تحصيل اند، مي توانند بدون شركت در آزمون ورودي به استخدام شركت نفت فلات قاره درآيند.
سكوهاي بهره برداري منطقه بهرگان همگي در دست بازسازي است كه اين خود انگيزه و جاذبه اي براي حضور نيروهاي دانش آموخته و جوان به شمار مي آيد. با اجراي طرح هاي بازسازي سكوها،ماشين آلات و تجهيزات جديد جايگزين دستگاه هاي قديمي ميشود كه در اين شرايط نياز به نيروهاي جوان اجتناب ناپذير است.
از سوي ديگر، كاركنان پيش كسوت بهرگان، نيروهاي تازه نفس و جوان را همچون فرزندان خود عزيز مي دارند و دانش آنان را مكمل تجربه هاي خود مي دانند. اينان كه عمري براي صنعت نفت دل سوزانده اند، يافته هاي خود را در اختيار فرزندان صنعتي خود قرار مي دهند تا به هنگام بازنشستگي،نگران نبود جانشين آگاه و مجرب براي خود نباشند و با خيال آسوده، زمام كارها را به دست نيروهاي جوان بسپارند.
سورنا؛ پايانه يا نفتكش؟
پايانه شناور سورنا كه نفت توليدي حوزه سروش-نوروز را ذخيره سازي و صادر مي كند، نفتكشي تغيير كاربري يافته است كه 30 سال از ساخت آن مي گذرد و در نتيجه، خطراتي ساكنان آن را تهديد مي كند. گفته مي شود آن گروه از كاركنان منطقه نفتي بهرگان كه در سورنا خدمت مي كنند، از شرايط دريافت مزاياي سختي كار -همچون كاركنان نفتكش ها- برخوردارند اما اين مزايا به آنان تعلق نمي گيردچرا كه از نظر اداره تدوين مقررات، سورنا يك پايانه است نه نفتكش.
به گفته معاون بهره برداري و جانشين وقت رئيس منطقه بهرگان،مكاتباتي با اداره تدوين مقررات به عمل آمده و اميد است كاركنان سورنا به زودي از مزاياي سختي كارهمچون همتايان خود در نفتكش ها بهره مند شوند.
يادآوري ميشود محروميت از پرتو حيات بخش آفتاب در طول دو هفته خدمت و بروز حوادثي چون كشتي شكستگي، از جمله مواردي است كه كاركنان سورنا را از شرايط لازم براي دريافت به هنگام بارگيري مزاياي ياد شده برخوردار مي سازد.
تحولات تاريخي در بهرگان
معاون بهره برداري خشكي منطقه عملياتي بهرگان در سال 1350 با مدرك تحصيلي ديپلم دبيرستان به استخدام شركت نفت فلات قاره در آمد و امروز پس از 33 سال خدمت در رده هاي گوناگون، با تكيه بر انبوه تجربه هاي به دست آمده در طول بيش از سه دهه، مسئوليت سرپرستي واحدهاي مخازن، آمار بارگيري و صدور نفت و تهيه و تامين و توزيع آب مورد نياز تاسيسات را بر عهده دارد.
او با اشاره به گذشته هاي دور، از سال هايي ياد مي كند كه نخستين تلاش هاي براي اكتشاف واستخراج نفت از اعماق آبهاي خليج فارس شكل گرفت:
در سال 1336 قراردادي بين شركت ملي نفت ايران و شركت آجيپ به امضا رسيد و سه سال بعدچاه شماره يك در حوزه نفتي بهرگانسر حفر شد.
در سال 1340 يك حلقه چاه اكتشافي و 9 حلقه چاه توليدي در منطقه حفر شد و سكويي با امكانات حفاري، بهره برداري و مسكوني در دريا استقرار يافت كه خط لولهاي 16 اينچ به طول 50 كيلومتر آن را به منطقه بهرگان متصل ميكرد و نفت ارسالي در چهار مخزن با ظرفيت 22 هزار متر مكعب ذخيره مي شد.در ضمن خط لوله 16 اينچ ديگري به طول 10 كيلومتر، نفت توليدي را براي صدور به پايانه منتقل مي كرد.
در سال 1346، عمليات حفاري در حوزه نفتي نوروز آغاز و در طول 3 سال، 15 حلقه چاه (يك حلقه اكتشافي و 14 حلقه توليدي) حفاري شد.
از آنجا كه نفت توليدي در جنوب غرب منطقه در فاصله 92 كيلومتري نيز قابل استحصال بود سه مخزن ديگر با ظرفيت 65 هزار متر مكعب ساخته شد و پايانه SBM نيز به طول 15 كيلومتر با استفاده ازخط لوله 6 اينچ شروع به كار كرد.
در روز پنجم شهريور سال 1359، شركت هاي خارجي فعال در منطقه ادغام شدند و شركت نفت فلات قاره شكل گرفت.
پس از آغاز جنگ تحميلي در بعدازظهر روز 31 شهريور 59، چاه هاي نفت نوروز بر اثر اصابت موشك آسيب ديد و سكوي نوروز نيز در طول سال هاي 1361 تا 1364، ده بار هدف موشك هاي دشمن قرار گرفت كه بازسازي اوليه تاسيسات آسيب ديده در سال 1373 به همت كارشناسان و كاركنان شريف و ايثارگر شركت نفت فلات قاره انجام شد.
به گفته آقاي مشفق، در طول سال هاي پس از انقلاب، تحولات چشمگيري در منطقه نفت بهرگان به وقوع پيوسته و به موازات اجراي طرح هاي توسعه، امكانات رفاهي كاركنان نيز به گونه اي در خوز توجه افزايش يافته است كه از جايگاه ويژه نيروي انساني در ساختار تشكيلاتي شركت نفت فلات قاره حكايت دارد.
معاون بهره برداري خشكي منطقه بهرگان مي گويد: ترديدي وجود ندارد كه كاركنان صنعت نفت و به ويژه همكاراني كه در مناطق دور افتاده و محروم در قالب طرح اقماري خدمت مي كنند، به كار خودعشق مي ورزند و با تلاشي مضاعف، نارسايي هاي ناشي از جنگ تحميلي و تحريم اقتصادي را جبران مي كنند و اين عشقي است كه از تعهد آنان به وطن و هموطنان سرچشمه مي گيرد. اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه عشق و علاقه به زادگاه و خانه و كاشانه و همسر و فرزندان در اين ميان چه جايگاهي دارد. پاسخ من به اين پرسش در طول 33 سال گذشته همواره اين بوده است كه كاركنان صنعت نفت باتلاش بي وقفه خود روح زندگي و رفاه و آسايش و محروميت زدايي را در كالب كشور و جامعه جاري مي سازد و اين تلاش، حاصلي چنان بزرگ، ارزشمند و افتخارآميز دارد كه هم كاركنان و همخانواده هايشان مي پذيرند نيمي از عمر و زمان با هم بودن را به عنوان بهاي آن بپردازند.
بگذاريد اين طور بگويم كه در طول اين 33 سال، بزرگترين دلخوشي و دلگرمي من و خانواده ام اين بوده است كه اگر 50 درصد در تربيت و آموزش فرزندانم نقش داشته ام، در عوض به سهم خود تلاش كرده ام درصدي از فرزندان خانواده بزرگ ايران كه در مناطق محروم زندگي مي كنند از نعمت دانش وآگاهي بهرهمند شوند.
ميهمان خانواده!
«32 سال است ميهمان خانواده ام هستم. يك روز چمدان به دست به خانه مي روم و مي گويم سلام وروز ديگر چمدانم را بر مي دارم و مي گويم خداحافظ. در طول اين سال ها آنقدر مهارت پيدا كرده ام كه ميتوان با چشمان بسته چمدان را ببندم و باز كنم و صندلي ام را در هواپيما پيدا كنم و از فرودگاه تا خانه بروم.»
اين حرف ها را سيد عباس مس.... رئيس عمليات كالا مي گويد كه 32 سال است ميهمان خانواده اش است و ميزبان دوستان يكرنگ و صميمي كه غم هاي بزرگ زندگياش را با آنان تقسيم مي كند.
مردي از هنديجان كه شبي، باران موشك خانه اش را ويران كرد و هشت عضو خانواده اش را به شهادت رساند.
آقاي مست....كه 19 سال در جزيره خارگ خدمت كرده و از سال 69 در بهرگان به سر مي برد مي گويد:
پس از 32 سال زندگي اقماري، چنان به اين نوع زندگي عادت كرده ام كه گويي سبك و سياق ديگري را نمي شناسم.
آنجا خانواده ام مي پرسند و اينجا همكارانم: چه ساعتي پرواز مي كني؟ و من چنان ساده و معمولي پاسخ مي دهم كه گويي پرسيده اند ساعت چند است! رئيس عمليات كالا با لبخندي ناتمام كه گويي ازخاطره تلخ هنديجان به يادگار مانده است مي گويد: تمام روز سرگرم كارم. شب ها قدم مي زنم و بعد مي خوابم و حالا پس از 32 سال گمان مي كنم خيلي دير است كه بگويم چه تعريفي از طرح اقماري دارم.ببخشيد يك ساعت از وقت خوابيدنم گذشته است!...
مردي براي تمام مناطق
سعيد صداقت را كه در سال 1356 از دانشگاه تهران ليسانس مديريت بازرگاني گرفت، يك سال بعددر شركت ملي نفت استخدام شد و از آن زمان تاكنون، حضور در هر چهار منطقه عملياتي شركت نفت فلات قاره را تجربه كرده است، بيش از ديگر همكارانش در منطقه بهرگان مي شناسيم.
چند سال پيش -گمان مي كنم به اتفاق محمدحسن ... براي نخستين بار به بهرگان رفتيم. آقاي صداقت شخصاً به استقبال ما آمد و ما را از فرودگاه به نامناسبترين اتاق در ميهمانسراي فلات قاره برد.ساعتي بعد به دفترش رفتيم و خواستار اقامتگاه راحت تري شديم. گفت تا ساخته شدن ميهمانسراي جديد ناچار است امكانات موجود را در اختيار ميهمانان قرار دهد و هنوز نسيم نمناك غروب بهرگان برتنور تفته 50 درجهاي بعدازظهر چيره نشده بود كه محل سكونت ما را عوض كرد و اين بار بهترين اتاقي را كه در اختيار داشت و گويا ويژه مديران بود به ما داد و بعد از آن چنان با محبت هايش شرمنده مان كرد كه بارها از كرده خود پشيمان شديم. اين بار هم وقتي وارد سالن فرودگاه شديم، سعيد صداقت را ديديم كه با لباس كار آبي و تر و تميز و كلاه و عينك آفتابي اش به استقبال ما آمده است.
آقاي ص كه پيش از آغاز گفت وگو ما را به ديدار از ساختمان ها و تاسيسات جديد و طرح هاي دردست اجرا برده است، از سفر خاطره انگيز چند سال پيش ما به بهرگان ياد مي كند و مي گويد آنچه امروزدر بهرگان ديده مي شود، به هيچ روي با گذشته قابل مقايسه نيست و تحولات چشمگيري كه رخ داده،حاصل مساعدت تهران و همياري و مشاركت همه همكاران است.
آقاي ص من و همكارانم در خدمات عمومي تلاش مي كنيم هر روز بيش از روز گذشته در خدمت كاركنان باشيم چرا كه اطمينان داريم بخشي بزرگ از رضايتمندي و سودگي خاطر همكاران، به كيفيت ارائه خدمات پرسنلي بستگي دارد و اگر اين خدمات با حداكثر توان و به شكل مناسب ارائه شود، حاصلي جز افزايش انگيزه و شادابي و پويايي همكاران نخواهد داشت و از دشواري ها و دلتنگي هاي ناشي از دوري از خانواده خواهد كاست.
رئيس خدمات عمومي منطقه بهرگان، طرح اقماري را ميراثي به جا مانده از شركت هاي نفتي خارجي كه روزگاري در صنعت نفت ايران حضوري فراگير و فعال داشتند مي داند و مي گويد: طرح اقماري پديده اي خارجي و ناسازگار با فرهنگ و سنتهاي ما ايرانيان است. وابستگي به خانواده، از ويژگيهاي فردي و نهادينه شده ايرانيان به شمار مي آيد و هر عنصر ديگري كه آن را مختل كند، به شدت سركوب مي شود.
در غرب كه بنيان خانواده ها چندان مستحكم نيست، شرايط متفاوتي حاكم است و نبود عضو اصلي و كارگردان خانواده در خانه، مشكلي ايجاد نمي كند.
از سوي ديگر، شرايط طبيعي و ويژگي هاي اقليمي و جغرافيايي نيز در تعريف طرح اقماري مؤثر است.براي مثال در كشوري مثل انگليس كه جزيره اي محصور در ميان امواج درياست و سفرهاي درازمدت باكشتي در آن رخدادي طبيعي و متداول به شمار مي آيد، دو هفته يا دو ماه دوري از خانواده، معضل ومسئله تلقي نمي شود و يك پديده معمولي و رايج است كه همه به آن عادت كرده اند.
رئيس خدمات عمومي منطقه عملياتي بهرگان از آخرين اقدام ها در زمينه وضعيت خاص كاركنان شركت نفت فلات قاره كه در پايانه شناور سورنا سرگرم فعاليت هستند خبر مي دهد و مي گويد:
به دعوت رئيس منطقه بهرگان، گروهي از كارشناسان اداره تدوين مقررات و امور اداري شركت ملي نفت ايران به منطقه سفر كردند و در حالي كه پايانه صادراتي سورنا فعال و نفتكش خارجي سرگرم بارگيري بود به محل اعزام شدند تا از نزديك با چند و چون فعاليت هايي كه همراه با دقت و حساسيت فراوان و در شرايط بحراني و مخاطره آميز در پايانه سورنا جريان دارد آشنا شوند و اهميت ماموريت ومسئوليت دشواري را كه همكاران ما بر عهده دارند دريابند.
متاسفانه بر خلاف انتظار ما، گروه ياد شده در پايان ديدار خود از سورنا اعلام كرد اين پايانه تفاوتي باسكوي ثابت صدور نفت ندارد.
معناي اين اظهار نظر رسمي اين است كه مزاياي مورد نظر به همكاران ما در سورنا تعلق نمي گيرد وتغييري در وضعيت حقوقي آنان صورت نخواهد گرفت. به هر تقدير مكاتبات و پيگيريهاي لازم تادستيابي به نتيجه دلخواه ادامه خواهد يافت.
پاسخ متفاوت
كاركنان شركت نفت فلات قاره در منطقه عملياتي بهرگان در پاسخ به پرسش ما در زمينه چگونگي توزيع و استفاده از امكانات رفاهي اعلام مي كنند در اين زمينه مشكلي وجود ندارد و همه راضي اند واين، پاسخي متفاوت به شمار مي آيد چرا كه در توزيع اين نوع امكانات محدوديت هاي جدي وجود دارد وامكانات موجود، پاسخ گوي نيازهاي رفاهي خانواده بزرگ صنعت نفت نيست.
آقاي صداقت دليل اين رضايتمندي را بيان مي كند: مديريت شركت نفت فلات قاره با درك اين واقعيت كه امكانات رفاهي وزارت نفت محدود است و نمي تواند به نيازهاي رفاهي دم افزون كاركنان وخانواده هايشان پاسخ دهد، تمهيداتي انديشيده است تا به طور مستقل، كاركنان شريف و سختكوش وخانواده هاي صبور و فداكار را در فصل هاي مختلف از امكانات رفاهي ويژه برخوردار سازد.
براي مثال، سال گذشته يكي از هتل هاي بزرگ و مجهز مشهد مقدس از سوي شركت نفت فلات قاره اجاره شد و در اختيار كاركنان قرار گرفت.
اجاره اماكن زيارتي و سياحتي، برنامه اي است كه تداوم خواهد يافت چرا كه كاركنان زحمتكش شركت نفت فلات قاره در وضعيت هاي دشوار و در مواردي دور از خانه و خانواده خدمات صادقانه و توأم با ايثارگري خود را به صنعت نفت كشور ارائه مي كنند و اصول اوليه مديريت نيروي انساني حكم ميكنداين سرمايه هاي ارزشمند معنوي و خانواده هاي صبورشان از امكانات رفاهي مناسب برخوردار شوند.
ویرایش مختصر از نویسنده وبلاگ
يك مقام آگاه در وزارت نفت از تلاش مسوولان اين وزارتخانه براي ايجاد بزرگ ترين قطب پالايشگاهي كشور در منطقه گوره از توابع بوشهر و در نزديكي بندر امام حسن از توابع شهرستان مرزی دیلم خبر داد.
به گفته وي، وزير نفت به طور جد، در تلاش است تا اين امر محقق شود اما به دليل استقبال نكردن سرمايه گذاران داخلي و به ويژه خارجي، اين طرح كه نزديك به دو سال از آن مي گذرد، همچنان مسكوت مانده است.
اين مقام آگاه خاطرنشان كرد: «وزارت نفت در تلاش است تا بتواند اين منطقه را به عنوان منطقه ويژه اقتصادي انرژي به ثبت برساند تا از طريق ارايه تسهيلاتي چون معافيت گمركي، سرمايه گذاران را راغب به سرمايه گذاري در اين منطقه كند.»
او تاكيد كرد: «با ايجاد اولين قطب پالايشگاهي در ايران، تحولي بزرگ در منطقه خليج فارس ايجاد و ايران به قدرت چانه زني بيش تري در سطح منطقه دست خواهد يافت.»اين مقام آگاه درباره هدف ايجاد اين قطب پالايشگاهي در اين منطقه، ضمن اشاره به اين كه منطقه گوره به خارك منتهي مي شود، گفت: «با ايجاد اين طرح، تمام خطوط نفت خام آغاجاري، گچساران، كرنج، اميديه و پارس با ظرفيت روزانه يك ميليون بشكه در روز به اين منطقه منتهي خواهد شد كه بخشي از اين نفت از طريق اسكله شناور صادر و مابقي در همين منطقه فرآورش خواهد شد.»
او ادامه داد: «در اين صورت، خارك فقط نفت جنوب اهواز (ماهشهر) را دريافت خواهد كرد و بخشي از ظرفيت منطقه خارك به جذب فرآورده هاي نفتي اختصاص خواهد يافت.»به گفته او، تاكنون سرمايه گذاران بسياري به وزارت نفت مراجعه كردند كه تاكنون هيچ يك قابليت لازم را براي واگذاري اين طرح بزرگ و ملي نداشته اند.»
توازن ميان نقاط
به گفته يكي از اعضاي كميسيون انرژي، مجلس با احداث چنين طرحي در صورت آن كه توازن ميان نقاط توليد نفت، فرآورش آن و بازارهاي جهاني ايجاد شده باشد، مخالفتي ندارد.اين عضو هيات رييسه كميسيون انرژي متذكر شد: «در حال حاضر كشور با مشكلات توزيع سوخت در نقاط مختلف روبه روست.»
مرادي با ذكر مثالي افزود: «به عنوان مثال، سالانه 12 هزار كاميون، سوخت نيروگاه رامين را از اراك به اهواز منتقل مي كنند كه اين امر خود نشان دهنده عدم توازن در نقاط توليد و مصرف است.»
نياز به 100 ميليارد دلار سرمايه
اين در حالي است كه علي صادقي كارشناس ارشد حوزه نفت و انرژي معتقد است: «در صورت تحقق اين هدف با ظرفيت يك ميليون بشكه در روز، اين طرح نياز به جذب حدود 100 ميليارد دلار سرمايه دارد.»
به گفته وي، به منظور فرآورش هر 100 هزار بشكه نفت نياز به يك ميليارد دلار سرمايه خواهد بود كه در اين صورت ظرفيت فرآورش يك ميليون بشكه نفت در اين منطقه نيازمند 100 ميليارد دلار سرمايه است.»او در پاسخ به سوالي مبني بر اين كه در صورت تحقق چنين هدفي در منطقه «گوره»، نقش ايران در سطح منطقه چه تغييري خواهد كرد، توضيح داد: «با توجه به اين كه طبق چشم انداز 20 ساله كشور، درصدديم تا از سياست فروش نفت خام فاصله و خود را به عنوان فروشنده فرآورده به بازار معرفي كنيم با ايجاد اين قطب پالايشگاهي به جايگاه ويژه اي در جهت احقاق اين سياست ها دست خواهيم يافت.»او متذكر شد: «اگر اين منطقه به عنوان منطقه ويژه فرآورش نفت خام در نظر گرفته شود، جذب سرمايه گذاري براي آن دشوار نخواهد بود.»صادقي ادامه داد: «همچنين اين منطقه از لحاظ نزديكي به بندر امام حسن دیلم و منطقه بهرگان از موقعيت جغرافيايي مناسبي برخوردار است.»به گفته اين كارشناس، اجراي اين طرح از لحاظ كمك به توسعه يافتگي و محروميت زدايي در استان بوشهر جايگاه ويژه اي خواهد داشت.»او يادآور شد: «از همه مهم تر نزديكي اين منطقه به خارك كه قطب صادرات نفت خام كشور محسوب مي شود، جايگاه اين طرح را بيش تر تثبيت مي كند.»
استراتژي جذب نداريم
در حالي پيش بيني مي شود اين طرح به 100 ميليارد دلار سرمايه نياز دارد كه مدير برنامه ريزي شركت ملي نفت مي گويد: «ايران در 10 سال آينده براي رسيدن به هدف توليدي خود به بيش از 100 ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي نياز دارد.»اگرچه وي معتقد است: «پيش بيني نياز به سرمايه گذاري 100 ميليارد دلاري برآورد محافظه كارانه اي است كه اين حجم سرمايه گذاري خارجي تنها يك چهارم از نيازهاي مالي ما را برآورده مي كند.»
نياز به كمي جرات
اما از سوي ديگر، محمدرضا نعمت زاده، معاون وزير نفت در امور پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران، مي گويد: «كمبودي از لحاظ سرمايه در شركت ملي نفت ايران وجود ندارد. ما به كمي جرات بيش تر و تسهيل سرمايه گذاري هاي آينده خود احتياج داريم.»
مهدي ورزي، مدير يك شركت مشاوره اي بين المللي انرژي هم در اين باره معتقد است: «ايران خود مشكل اصلي خودش است، شركت هاي نفتي مايلند در صورتي كه شرايط سرمايه گذاري بهبود يابد و نرخ بازگشت سرمايه خوبي داشته باشند، به سرمايه گذاري در ايران بپردازند.»يكي از مسوولان سابق وزارت نفت هم مي گويد: «ايران همه جذابيت هاي لازم براي سرمايه را دارد اما استراتژي مشخصي براي جذب اين سرمايه ها ندارد.
از نروژ، فنلاند، روسيه، ژاپن و… مي آمدند به خليج فارس. چنان صيد مي كردند كه انگار كف دريا را شخم مي زنند.
* شنيده ايم كه در خليج فارس يك نوع ماهي وجود دارد به نام فانوس ماهي كه مي تواند براي توليد كود كشاورزي و خوراك دام و طيور استفاده شود. مي توان اين ماهي خاص را با شيوه هاي صيد صنعتي، صيد كرد اما تاكنون از ذخاير فانوس ماهي، بهره برداري خوبي نشده است
|
صداي خفه و گنگ و دور موتور لنجي كه به بندر خاموش و خفته نزديك مي شود، در ميان بوي گس و تلخ گازوئيل و بوي زهم ماهي و مانداب تيره بندر، پخش مي شود، لنج، خسته از تكاپو در امواج وحشي دريا، آهسته و كند، مي آيد نزديك بندر كه بياسايد. مردان لنج، جاشوها وناخدا، چين بر پيشاني هاي آفتاب سوخته، نيم برهنه يا با زيرپيراهني سپيد، خيس ازعرق تن و شرجي دريا، در تاب و توش اند تا لنج پهلو بگيرد و صيد ناچيز تخليه شود، هنوز كار هست و تا كار هست، جاشو بايد در عرشه لنج بماند و ناخداي نگران از دريا بازگشته را ياري دهد. طنابهاي زمخت كنفي، لنج را به بندر و ديگر لنج ها، محكم مي كنند. ناخدا خسته است و لنج فرسوده و صيد كم مايه. دريا خراب بوده، خراب، مثل مستي كه كف بر لب آورده باشد. تور صيد را پاره كرده و لنج را دستخوش امواج. در سالهاي دور، دريا را به دو صفت ياد مي كردند: خشم و بخشندگي. دريا آنگونه كه وحشي بود و خشمگين اما سخاوتمند بود و بخشنده. گاه كه مهربان مي نمود، صيد بود و تور ماهيگيران، پربود از ماهي هاي ريز ودرشتي كه دريا مي بخشيد و گاه خشم، جنون مي گرفت و لنج را بر بلنداي موج ها مي كوفت و در گردابها وخيزابها فرو مي برد. اما ناخدايان خسته ي لنج هاي فرسوده، اينك تنها دريا را به خشم مي شناسند. سخاوت را دريا فراموش كرده است. جاشوان وناخدايان و لنج ها، به درياي خست مي روند وكم مايه بازمي گردند. دريا حالا روي خوشي به صياد نشان نمي دهد.
هر بامداد كه صداي دور شونده و گنگ تپ تپ لنجي مي آيد، چشمهايي نگران سوي دريا را مي پايند به بدرقه و اميد بازگشت و چشمهايي پراميد سوي ساحل را مي نگرند به اميد منتظراني سياه چشم، دختركان و زنان برادران، شوهران و پدران، كه جاشوان و ناخدايان به دريا رفته باشند. و هر غروب كه صداي نزديك شونده و بم تپ تپ لنجي مي آيد، چشمهايي در ساحل، از انتظار به در مي آيند و اميد ديدار در دلهايي جوانه مي زند. اينگونه صبح بندر با انتظار و اضطراب آغاز مي شود و غروب با اميد بازگشت و ديدار به شب دوخته مي شود. هر شب بندر با يك رؤيا به خواب مي رود: رؤياي سفر براي صيد و حمل بار. فاصله بندر ديلم از اهواز سي ـ چهل كيلومتر بيشتر از فاصله ديلم تا به شهر است و بندر ديلم نخستين شهر استان بوشهر از سمت جنوب غربي و نخستين شهر همسايه با استان خوزستان. بندر ديلم، به دليل همسايگي اش با خوزستان، هر روز پذيراي شماري از خوزستاني هاست. از اهواز و شوشتر و شوش و دزفول و اين سو، اميديه و آغاجاري و هفتگل و رامهرمز و مسجدسليمان. مسافران از ايذه و باغ ملك هم مي آيند و گاه از راههاي دورتر، اصفهان و شيراز. آمدگان به سوداي خريد مي آيند، خريد كالاهايي كه لنج ها از آن سوي آبها مي آورند. از كويت يا دبي.
از اهواز كه به سوي ديلم مي روي بايد آشناي راه باشي ياخوش اقبال كه همچون ما سر در گم جاده هاي بي نشانه نشوي و آشناتر و خوش اقبال تر بايد باشي كه به هنگام بازگشت به شب برنخوري كه گاه دره و كوه با جاده اشتباه گرفته مي شوند و فاجعه در مسير اهواز تا ديلم، بسيار رخ مي دهد. جاده اي بي نشانه كه فقط در چند كيلومتر از جاده ۲۲۰كيلومتري علامت گذاري شده و هشدار مي دهد كه راه كجاست و بي راه كجاست. شيب و پيچ تند كجاست وخطر كجا. ما در راه اهواز به ديلم دوبار گم شديم و راننده كه اهوازي بود و يك دوباري به بندر ديلم رفته بود، مجبور بود يا راه رفته را بازگردد، يا از بيراه و جاده هاي خاكي به سوي جاده اصلي برود. مقصد ما بندر ديلم بود. اما به اشتباه سر از جاده بهبهان درآورديم. تا چم سياه از پا زنان كه منطقه اي نفتي جاده خاكي را به سوي روستاي محمودآباد بريديم و در روستايي كه نام «آباد» را فقط داشت به سوي شهر كوچكي به نام سردشت پيچيديم و باز درمسير بندر ديلم قرار گرفتيم. جلوتر يك بار هم در مسير يك منطقه نفتي در آغاجاري افتاده بوديم و مجبور شده بوديم راه به اشتباه رفته را بازگرديم.
بندر ديلم روي نقشه هاي جغرافيايي و راهنماي راه، با يك مربع كوچك مشخص شده و مربع كوچك روي نقشه نشانه مركز شهرستان است، اما به بندر ديلم كه رسيديم دريافتيم مربع كوچك نقشه هاي جغرافيايي براي ديلم زياد است، يك نقطه كوچك هم براي نشان دادن بندري كه روز به روز آب مي رود و كوچكتر مي شود، كافي است. بندري كه اگر شرايط و زمان را مقياس بگيري، در چهارصد پانصدسال پيش به نسبت امروز رونق بيشتري داشته . بارانداز اصفهان پايتخت تركان صفوي بوده و بارانداز شيراز عهد كريم خان زند. حالا ديلم بارانداز هيچ پايتختي نيست. بندر حقير و نفس بريده اي است كه روي سينه ساحل خليج پارس بي رمق افتاده است.
لنجها، راه دريايي بندر ديلم تا كويت را ۲۰ساعته مي روند و تا دبي و بندر جبل علي در ۵۰ساعت دريا را مي پيمايند. چهارصد ـ پانصدسال پيش كه بندر ديلم رونقي داشت و كشتي ها و لنجها در آن ازدحام مي كردند و كاروانها در نوبت بارگيري از كشتي ها و لنجها، قطار مي شدند، نه كويت وجود داشت نه دوبي و نه بندر جبل علي. حالا نگاه حسرت بار و مشتاق جوانها و لنجها به سوي بندرهاي ثروتمند تازه به دوران رسيده اي است كه هم ورود جوانهاي ديلمي را سخت مي گيرند و هم پهلو گرفتن لنجهاي ايراني را.
بسياري از جوانهاي بندر ديلم مي پرسند چگونه است كه كويت و امارات، در اين سي ـ چهل ساله آباد شده اند و ثروتمند و برخوردار از رفاه، اما بندرهاي شمالي خليج پارس، مانند ديلم، بايد روز به روز فقيرتر و كم جمعيت تر و حقيرتر از گذشته شان بشوند.
بندر ديلم اكنون بندري صيادي است و بار و كالا هم در اين بندر تخليه مي شود. لنجهاي باري به كويت و دبي مي روند. بار مي آورند و مدتها در نوبت سفر در انتظار مي مانند. از ديلم اما هيچ باري به سوي كويت و دبي حمل نمي شود. لنجها خالي مي روند و پر باز مي گردند. اين بدان معني است كه كالايي براي صادرات نيست و اگر هست از ديلم صادر نمي شود و مالكان لنجها مي بايد زيان خالي رفتن لنج به كويت و دبي را به سوداي سود ناچيز پربار بازگشتن آنها از اين دو بندر تحمل كنند.
يك بزرگراه كمربندي مسير جاده غربي ديلم را به جاده شرقي آن مي پيوندد. جز اين خيابان، بقيه ديلم را ساختمانها و خيابانهاي كوچك و دلگيري تشكيل مي دهند كه در حاشيه دريا ساخته شده اند و بيشتر خانه ها قديمي اند. با تركيبي از سنگ وخشت خام و ملات آهك. خانه هاي قديمي رو به ويراني و خرابي اند. جاي آن خانه هايي با آجر وملات سيمان ساخته شده.ساختمانهايي عبوس و گرفته. به سمت بازار ساحلي ديلم مي رويم.شايد حدود ۳۰۰ـ۴۰۰ دستفروش و مغازه دار در اين بازار به كسب و كار مشغولند. بيشتر خرده ريز وخرت و پرت مي فروشند و برخي مغازه ها وسايل صوتي و تصويري و وسايل خانگي. ارزانتر از اهواز. مسافران و خريداران به همين هوا به سوي ديلم مي آيند. به هواي كمي ارزاني. سرظهر رسيده ايم و بازار تعطيل است. به سمت بندر مي رويم. قايقهاي صيادي يك جا و لنجهاي باري يك جا و لنجهاي صيادي هم جايي خاص براي پهلو گرفتن دارند. در انتهاي شهر، در دوردست، دوسه كارگاه لنج سازي به چشم مي خورند. بندر ديلم دوبخش دارد. بخشي قديمي كه ساختمان گمرك آن رو به ويراني گذاشته و معلوم بوده كه زماني بندر آبادي بوده است و ساختمان جديد گمرك كه در سمت چپ و دورتر ساخته شده. خلوت و سوت و كور. به سمت بندر مي رويم جايي كه قايقهاي صيادي روي زمين يا در آب كم عمق ولو شده اند. ديلم بندر مجهزي ندارد. نه موج شكن دارد و نه اسكله هاي مجهز به تأسيسات و ماشين هاي بارگيري و تخليه بار. بندر ديواره اي ميان ساحل و دريا. آن هم فقط در بخشي كوچك، بقيه بندر، خور كم عمقي است. خور پيشرفتگي آب است درون خشكي و درجايي كه لنجها و قايقها پهلو مي گيرند، مي تواني درخور قدم بزني وقتي كه دريا جزر مي شود، لنجها كاملاً به گل مي نشينند و براي بيرون آمدن از خور بايد صبر كنند تا دريا مد شود. آب بالا بيايد تا لنج بتواند ازخور بيرون بزند. خور ديلم و بندر كوچكش نياز به لايروبي دارند. موج شكن مي خواهد. اسكه اي و راهي و راه آهني. هيچ كدام از اينها را بندر ندارد.
اهالي بندر شيعه اند و زبانشان پارسي. گويا بازماندگان ايرانيان دريانوردي كه روزگاري سرتاسر خليج پارس، درياي سرخ، درياي بزرگ هند (اقيانوس هند) را زير درفش خويش داشته اند.
قديمي ترين سند تاريخ دريانوردي ايرانيان نه در سواحل شمالي خليج فارس كه در ناحيه چغاميش خوزستان به دست آمده است. گويچه اي سفالي كه در جريان كاوشهاي باستان شناسي پروفسور «دولوگاز» از دانشكده شرق شناسي دانشگاه شيكاگو و پروفسور «جي ـ كانتور» استاد بخش زبانهاي خاور نزديك دانشگاه كاليفرنيا درتپه هاي چغا ميش كشف شده است. بر روي اين گويچه تصوير فرمانده يا پادشاهي ديده مي شود كه در يك كشتي نشسته و از يك لشگركشي دريايي، پيروزمندانه بازگشته. در يك دست گرز و در دست ديگرش ريسماني راگرفته كه با آن اسيران جنگي را نگاه داشته اند. روي دماغه كشتي دريانوردي نشسته كه شيئي شبيه علامت يا پرچمي را در دست داردكه مي توان آن را نخستين درفش ملي ايرانيان به شمار آورد. اين اثر باستاني مربوط به ۶هزارسال پيش از ميلاد و پيش از اختراع خط است.
دوهزارسال پيش از ميلاد مسيح (۴هزارسال پيش ) اقوام آريايي به سواحل دريايي رسيدند كه برايشان ناآشنا بود. پارس ها كه قومي از اقوام آريايي به شمار مي رفتند، نخستين كاشفان درياي ناآشنا بودند و بدين رو نام آن را درياي پارس گذاردند. دير زماني نگذشت كه پارسي ها كشتي سازي و دريانوردي را آموختند و از درياي پارس گذشتند.
دومين گروه دريانورد ايراني نيز به دستور داريوش براي گردآوري اطلاعات رهسپار درياي مديترانه و سواحل يونان شدند كه داستان شورانگيزي دارند. اين گروه در قرن پنجم پيش از ميلاد عازم سفر اكتشافي خود شد.
سومين گروه دريانوردان ايراني را شاهزاده اي به نام ساتاس پس (صداسب) فرماندهي مي كرد. او از شاهزادگان درجه اول هخامنشي و درياسالار داريوش بود. او مأموريت يافت تمام سواحل آفريقا را دور بزند و سپس وارد درياي سرخ شد... اگرچه مأموريت او ناتمام ماند، اما سفر اكتشافي وي نشان مي دهد كه شاهنشاهان هخامنشي به دريانوردي وكشف راههاي آبي و سرزمينها و سواحل دور به شدت علاقه داشته اند.
طي قرنهاي۱۸ و ۱۹ميلادي پنج سنگ نبشته از داريوش اول شاهنشاه هخامنشي در اطراف آبراه كنوني سوئز كشف شد. او نخستين كسي بود كه دستور داد آبراهي ميان درياي سرخ و درياي مديترانه ساخته شود تا كشتي هاي پارسي بتوانند راه كوتاهتر و امن تري را براي تجارت با يونان و سواحل شمالي مديترانه بپيمايند.
در بخشي از سنگ نبشه هاي داريوش كه در مصر به دست آمده نوشته شده است: «داريوش شاه گويد: من پارسي هستم. از پارس تا مصر را گرفتم. من فرمان حفر اين ترعه را دادم. از رودخانه اي به نام نيل كه در مصر جاري است تا دريايي كه به پارس مي رود. پس از آن اين ترعه [آبراه] حفر شد. چنان كه فرمان دادم وكشتي ها از مصر از وسط اين ترعه به سوي پارس روانه شدند. چنان كه خواست من بود.»
دارم تاريخ دريانوردي ايران باستان را به ياد مي آورم كه پايم درون ماسه هاي ساحل فرومي رود. به قايقهاي صيادي رسيده ايم. حواسم پرت شده بود. اينجا بندر ديلم است. چند صياد دارند روي قايقي، تورهايشان را مرتب مي كنند. مي خواهم بروم نزد آنها و مجبورم راهم را از روي قايقهايي بيابم كه نامنظم كنار هم پهلو گرفته اند، با احتياط از قايقي به قايق ديگر مي روم وگاه فضاي خالي دوقايق را مي پرم. مي رسم به گروه صيادان. كسي كه به نظر مي آيد بايد بر ديگران رياست داشته باشد، به صيادان زمان مي دهد. مي روم نزد او. روي قايقي از جنس فايبرگلاس ايستاده. قايقي كه چهارپنج متر طول دارد.
ـ سلام. داري چكار مي كني؟
ـ عليك سلام. داريم خودمان را براي دريا رفتن آماده مي كنيم.
ـ اهل كجايي، چند سال داري، چند سرعائله داري و كارت چيست؟
ـ شاكر حقيقت هستم. ۳۸ ساله ام. اهل همين جايم، ديلم. پنج سر عائله داريم، زن و چهار فرزند. شغلم صيادي است.
ـ كي از دريا آمده اي؟
ـ تازه آمده ايم. نگاه كن. اين سر و وضعمان است. تورها قاطي پاتي شده. داريم تورها را مرتب مي كنيم. توي دريا نمي شود تورها را مرتب كرد. بايد در ساحل اين كار را كرد.
ـ قبلاً با لنج مي رفتند ماهيگيري، حالا با قايق موتوري مي روند؟
ـ نه، لنج هم هست، ولي خب جوانها بيشتر با قايق مي روند صيد.
هزينه اش كمتر از لنج است.
ـ روي دريا مي مانيد؟
ـ معمولاً يا ۱۲ ساعته مي رويم يا ۲۴ ساعته. زمستانها ۱۲ ساعته مي رويم. زياد نمي مانيم. ممكن است دريا توفاني شود. تابستانها ۲۴ ساعته مي رويم.
ـ وضع ماهيگيري و صيد چطور است؟
ـ خوب نيست. از هركس كه بپرسي، همين جواب را به تو مي دهد. امسال به نسبت سالهاي قبل بدتر و كمتر شده. البته در سراسر جهان صيد كم شده. صياد هم زياد شده.
ـ چرا صيد كم شده؟
ـ فكر مي كنم مربوط به شرايط جوي باشد. لايه ازون و اين جور چيزها. در همه جا صيد كم شده فقط مربوط به خليج فارس نيست.
ـ تا كجا مي رويد؟
ـ اگر لازم باشد تا ۱۰۰مايلي ديلم هم مي رويم. وسط خليج فارس. ولي زمستانها نه، خيلي كه از ساحل دورشويم ۱۰ مايل. به خاطر هوا و دريا كه ممكن است خراب شود.
ـ ماهي چي؟ چه جور ماهي هايي صيد مي كني؟
ـ اين تور گوش گير است. انواع ماهي ها را صيد مي كنيم. شوريده، قباد، شيرماهي، زمين كن، كوسه، همه چيز.
ـ با تور ژال هم صيد مي كني؟ (تور ژال نوعي تور كف روب است)
ـ بايد وقتش باشد. برج پنج و شش وقت صيد ميگوست. با تور ژال ماهي صيد نمي كنيم. الآن ده سالي مي شود كه صيد ژال را سهميه بندي كرده اند. جيره بندي شده كه نسل ميگو از بين نرود.
به ياد مي آورم كه ۱۰ سال پيش يا بيشتر، كشتي هاي صيادي بيگانه از كشورهاي دوردست، از نروژ، فنلاند، روسيه، ژاپن و… مي آمدند به خليج فارس. چنان صيد مي كردند كه انگار كف دريا را شخم مي زنند. انگار غارتگراني به غارت آمده و گنج هاي دريا، منابع بزرگ آبزيان خليج فارس را به يغما مي بردند و كسي هم جلودارشان نبود. كشتي هاي بيگانه آنقدر غارت كردند دريا را كه صداي صيادان بومي درآمد، پس از اعتراض آنها بود كه آّمد و شد كشتي هاي صيادي بيگانه محدود شد و از سوي دولت وقت كنترل شد. تا پيش از آن، خليج فارس خوان يغماي بيگانه بود. دست بيگانه باز بود و دست صياد ايراني بسته.
از شاكر حقيقت مي پرسم: چند نفر با اين قايق براي صيد مي رويد؟
او پاسخ مي دهد: «ظرفيت اين قايق چهار نفر است. بيشتر نمي شود. صرف هم ندارد.
ـ در هر سفر چقدر صيد مي كنيد، چند كيلو ماهي؟
ـ برجي حساب كنيم.
ـ نه، در هر بار صيد، چقدر؟
ـ در هر بار صيد ۱۵كيلوماهي ممتاز مي گيريم. مثلاً ماهي شوريده كه كيلويي ۲هزارتومان است. خب به نسبت هزينه زياد جالب نيست. همين تورهايي كه مي بينيد حدود ۲ميليون تومان پولش را داده ايم.
بعداز يك ماه كه از استفاده تور گذشت، از آن حالت اولش خارج مي شود. ديگر ۱۰ هزار تومان هم ارزش ندارد. هر تور ۱۸۰ يارد است و ۶۰ هزار تومان قيمت آن است. الآن اينهايي كه مي بينيد ۲۵ تور است. لوازم صيادي گران است و صيد هم كم شده.
ـ اگر صياد نبودي، دلت مي خواست چه كار كني؟
ـ دلم مي خواست درس بخوانم، خيلي بهتر بود. من تا اول دبيرستان درس خوانده ام. مناطق ما را مي گويند مناطق محروم. معمولاً بچه هاي ما هم شغل پدرانشان را دنبال مي كنند. اين كه مي بيني. پسرم است. كلاس اول دبيرستان است. استعدادها اين جا شكوفا نمي شود.
ـ دلت مي خواست پسرت و يا خودت درس را ادامه بدهيد؟
ـ دلم مي خواهد هم خودم و هم پسرم مي توانستيم درسمان را ادامه بدهيم. دلم مي خواهد همسايه ام و پسرهايش هم مي توانستند درسشان را ادامه بدهند. دلم مي خواهد همه آنها كه دوست دارند درس بخوانند مي توانستند درسشان را تا آخر بخوانند.
ـ مشكلات صيد و صيادي چيستند؟ مشكلاتي كه بايد برطرف بشوند كه وضع صيادان سروسامان بگيرد؟
ـ والا، فكر مي كنم سياستي كه دولت در پيش گرفته، اگر بتواند از عهده اش بربيايد و سهميه بندي صيد رعايت بشود، مي تواند در حل مشكلات ما مؤثر باشد. دولت آمده و در هر فصلي انواع صيد را كدگذاري كرده و مناطق صيادي را مشخص كرده. كار خوبي بوده. براي آينده، براي صيد، خب البته…
شاكر حقيقت، چهره آفتاب سوخته اش را روبه دريا مي گرداند. نگاهي به دريا مي افكند و سپس مي گويد: «البته فكر نكنم بشود صيد را زياد كرد. كار چنداني نمي شود براي افزايش صيد كرد. صيد خيلي كم شده.»
مي گويم: ما شنيده ايم و صيادان ديگر مي گويند كه امكانات و خدمات پس از صيادي در جنوب كم است. مثلاً براي نگهداري ماهي بايد كارخانه يخ احداث بشود. سردخانه ساخته شود و سردخانه يا نيست يا اگر هست كم است و ظرفيت آنها زياد نيست. وسايل حمل و نقل مجهز به سردخانه هم نيست يا كم است. امكان رونق صيادي وجود ندارد چون امكاناتش نيست. و كارخانه هاي فرآوري ماهي نيست. شنيده ايم كه در خليج فارس يك نوع ماهي وجود دارد به نام فانوس ماهي كه مي تواند براي توليد كود كشاورزي و خوراك دام و طيور استفاده شود. مي توان اين ماهي خاص را با شيوه هاي صيد صنعتي، صيد كرد اما تاكنون از ذخاير فانوس ماهي، بهره برداري خوبي نشده است، يك كارشناس به من مي گفت كه تا ۲ ميليون تن در سال مي توان از ذخاير فانوس ماهي خليج فارس بهره برداري كرد بدون آن كه ميزان ذخاير فانوس ماهي كاهش يابد.
نظر تو چيست؟
|
ـ در بندر ديلم سردخانه هم هست؟
ـ نه، يك سردخانه كوچكي ساخته شده كه مربوط به بخش خصوصي است، تعاوني صيادان بندر، سردخانه ندارد. دوسه ماهي است كه اين سردخانه ساخته شده. تا قبل از آن نبود.
ـ شيلات سردخانه ندارد؟
ـ نه، ندارد.
ـ كاميونهاي سردخانه دار مخصوص حمل ماهي هم نداريد؟
ـ نه، چندتايي هستند كه مال اشخاص است. خصوصي است.
ـ چند نفر صياد از راه ماهيگيري در بندر ديلم گذران مي كنند؟
ـ والا، حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ فروند قايق كوچك صيادي در اينجا هست. حدود ۲۵۰ فروند هم لنج هست.
ـ يك لنج صيادي چقدر قيمت دارد؟
ـ يك لنج صيادي با ۳۰ ظرفيت نزديك به ۳۰ميليون[تومان] قيمت دارد. بدون ادوات صيادي اش. حدود ۱۰ميليون تومان هم بايد پول مجوز صيادي بدهند. قبلاً نيازي به دريافت مجوز با اين مبلغ نبود. البته بايد مجوز مي گرفتند اما نه بااين قيمت.
ـ چرا؟
ـ چون صيد زياد بود. حالا كم شده. از وقتي هم كه صيد كم شده دولت محدوديتهايي براي صيادي قايل شده.
ـ قايق صيادي چقدر پولش مي شود؟
ـ قايق حدوداً قيمتش به ۴ميليون مي رسد. موتور و بدنه و بدون ادوات صيادي و به همراه مجوز حدود ۲ميليون تومان هم بايد براي خريد ادوات صيادي بدهد.
ـ يعني اگر كسي بخواهد صيادي كند و قايق بخرد بايد حدوداً ۶ميليون تومان سرمايه گذاري كند؟
ـ بله، حدود ۶ تا۸ ميليون.
ـ آن وقت روزي ۱۰ تا ۱۵ كيلو هم ماهي ممتاز بگيرد؟
ـ نه، هر روز كه ماهي نيست. يك وقت دريا توفاني است، نمي شود به دريا رفت. ميانگين درآمد در ماه حدود ۱۵۰ هزار تا ۲۰۰هزار تومان سهم مالك قايق مي شود. يعني دو برابر اين حساب كن. ۱۵۰هزار تا ۲۰۰هزار تومان هم سهم سرنشين هاي قايق است. سهم صيادها.
ـ بنابر اين كار به صرفه اي نيست. نه؟
ـ نه، آن جوري ديگر به صرفه نيست. چرا قبلاً بود. اگر صيد باشد، سرمايه گذاري خوبي است، اما الآن صيد نيست متأسفانه خيلي كم شده است. شرايط جوي هم بد شده، نمي شود روي درآمد صيادي حساب كرد. بايد به شرايط جوي دل خوش كنيم.
ـ در برابر حوادث ناشي از كار بيمه هستيد؟
ـ نه ولي يك دوسالي مي شود كه بيمه تأمين اجتماعي شده ايم.
ـ اگر براي قايق اتفاقي بيفتد و خداي نكرده براي سرنشينانش چه؟ بيمه داريد؟
ـ نه، قايق و سرنشينان آن بيمه بدنه و سرنشين نيستند.
ـ اگر خداي ناكرده، قايق از دست برود، ديگر جبران نمي شود؟ مثلاً با خسارتي كه بيمه مي دهد.
ـ نه ديگر. از دست مي رود. قايق بيمه نيست. اگر هم بخواهيم بيمه اش كنيم بايد قيمت زيادي بدهيم. بايد برويم شركت هاي خصوصي.
ـ حالا مي خواهي بروي دريا.
ـ حالا كه نه، تازه از دريا آمده ايم، فردا صبح سري مي رويم اگر هوا خوب باشد.
شاكر حقيقت صياد ۳۸ ساله بندر ديلمي را بدرود مي گويم و او را وامي گذارم نزد قايق و تورهايش. آرزو مي كنم تورش هميشه پر از صيد باشد و هوا خوب و دريا سربراه. مي رويم نزد لنجها.
مختار تنگسيري ( مختارو) شاعري دلسوخته و شيداست كه با درك عميق از مشكلات و بحران هاي اجتماعي مردم ديارش آن را به زباني ساده و شيوا در قالب دلتنگي هاي شاعرانه اش به زبان جاري كرده است . او در سال 1333 هجري شمسي پاي در خاك شور و نمناك ديلم گذارد . اولين زمزمه هاي آهنگين را از كلام قرآن مادربزرگش شنيد و نخستين درس هاي زندگي را از پدري زحمت كش و مادري صبور آموخت . شانزده ساله بود كه بارقه هاي ذوق ادبي اش فروزان شد و نشان داد كه شاعري تواناست و قلمي روان دارد . وي قبل از سرودن شعر به طور رسمي و جدي ، به خلق داستان هاي غم انگيز كه بيانگر درد مردمان محروم و زجركشيده ديارش بود پرداخت و با نوشتن اين گونه داستان ها درد درونش را تسكين مي داد . او كه خود را ( مختارو ) تخلص مي كند ، معتقد است در ادبيات هيچ وقت استاد يا راهنمايي به جز كوله باري از كتابهايش كه بر دوش كشيده است ، نداشته است .
شهريار ديار شرجي و گرما در ميان مردمش بسيار محبوب و شناخته شده است . كمتر خانواده ديلمي است كه مجموعه اي از سروده هاي او خصوصا اثرهاي ماندگار سبخي ، بهار ايخه بره ، جاشو ، حسنو ، اميد ، آسمون و غيره را نداشته و به آن التفات ننمايد .
نمونه هايي از اشعار شاعر:
رد آبي عمركو بي موج دريه تو نيدي روز خش تي موج دريه
و شطان و خور و بطه ايگم و عمرل بي خووي سر رهته ايگم
چقه زحمت كشيدي مرد جاشو كه و زوني بريدي مرد جاشو
سر قبرت نوشتم ياكنه مو به غير غم نديدي مرد جاشو
چقه بد زنديي كردي و رهتي نشون دادي چقه مردي و رهتي
جنازت هي كي ري او مل مل ايكه گتم بن غيرته سردي و رهتي
چه اوضي ديدي ايوم لهيمر دلت سيوس تو بي نوم لهيمر
سرت بالا ، تيت من آسمون بي نوابيدي اما دوم لهيمر
كسي غير مو نونه درد جاشو مو ايدونم چه زخمي خرده جاشو
نپرسين تا نگم و حال و روزش دلش و زنده بيدن سرد جاشو
شرا درد و سكون اشكسه ، شو سه هوا هم چول و سرما لفكت ايكه
خوته دلداري ايدي هي رفيقل و بازم فكر مردن ليوت ايكه
برگردان شعر:
عمرت بر موج دريا سپري شد ، تو از موج دريا روز خوش نديدي .
از شطان (مهار كردن لنج) خور و بطه مي گويم ، از عمرهايي كه با بي خوابي سرشده است .
چقدر زحمت كشيدي مرد جاشو ، زانوهايت سست شد مرد جاشو .
بر سر قبر تو من اين را نوشتم ، به جز غم چيزي نديدي مرد جاشو .
چه با سختي و رنج زندگي كردي و رفتي ، ثابت كردي چقدر مردي و رفتي .
جنازه تو كه روي آب مي لغزيد ، گفتم آخر هر چه غيرت بود با خود بردي .
زمان باد لهيمر چه وضعي داشتي ، با شنيدن نام لهيمر بي تاب مي شدي .
سرت بالا بود و به آسمان نگاه مي كردي ، اما اسير دام لهيمر نشدي .
كسي به غير از من درد جاشو را نمي داند ، من مي دانم مرد جاشو چه زخمي خورده .
نپرسيد تا از حال و روزش نگويم ، دلش از زنده بودن سرد است .
بادبان پاره شد و سكان شكسته و شب سياه ، هوا خراب و سرما هم كلافه ات كرد .
به خودت و دوستانت اميدواري مي دادي و باز هم فكر مردن ديوانه ات مي كرد .
****
وقتي كه جوونيم ، چه صافيم و جهون
هي بي شو و رو ايفته كر من ريمون
پير مشته ايابم كه جوونل بعدي
كي باورشون ايكنه بيدم جوون
بازگردان شعر:
وقتي كه جوان هستيم بدني صاف و زيبا داريم .
با گذشت شب و روز در صورتمان چين و چروك مي افتد .
به گونه اي پژمرده مي شويم كه جوان هاي بعدي
باور نمي كنند ما هم زماني جوان بوده ايم .
*******************
مطالب مربوط به شاعران برگرفته از وبلاگ نوید است که برای گردانندگان ان موفقیت و استمرار در کار ارزو می کنم
فتح اله علي مرادي در پاييز هزارو سيصدو سي وسه در بندر ديلم در يك خانواده ادب دوست چشم به جهان گشود. از آنجا كه هر هفته در خانه پدري ايشان، جلسات كتاب خواني و شعر خواني برپا مي شد لذا از همان روزهاي كودكي به ادبيات به خصوص به شعر علاقه مند شده وهر از گاهي شعر واره هايي را در زير لب زمزمه مي كرد. وي سرودن شعر را به طور جدي از سال 1350 شمسي شروع كرد ،كه در آن زمان همكاري هايي با مجلات ادبي كودكان داشت.ايشان فارغ التحصيل رشته ي كارداني ادبيات فارسي هستند وبيش از سي سال است كه در كسوت معلمي هستند.ايشان همه ي قالب هاي شعري را دوست دارند اما بيشتر در زمينه ي غزل وشعر نو طبع آزمايي مي كنند:
يك شب
از نردبان عشق تو
عروج مي كنم
و ستاره ها را
دسته
دسته
از سقف آسمان مي چينم
گردنبندي از ستاره ها مي بافم
وشبي نيز
آنرا به گردن تو مي آويزم
آنگاه
آسمان در برابرت
سجده خواهد كرد.
********
پيرم و مانند قالي زير پا افتاده ام
كشتي بشكسته اي بي ناخدا افتاده ام
خسته ام از انجماد زير صفر سينه ها
همچو سايه از خودم حتي جدا افتاده ام
مي كنم كز در خودم زير پتوي يخ زده
در كنار آشنا، نا آشنا افتاده ام
مي كشم تن را به زير آفتاب خستگي
بي خبر از هرم دستان خدا افتاده ام
خسته ام از اين همه سامانه دل مردگي
چون سوار خسته اي در نا كجا افتاده ام
شاعري درد آشنايم در دل شهر شما
در ميان بي هنرها، بي بها افتاده ام
رخنه كرده مد پرستي سالها در بين ما
من كه روح آبشارم از جلا افتاده ام
من كه عمري آفتاب روشن يك رنگي ام
سايه اي نا آشنا دور از شما افتاده ام
***********
يكي ديگر از شاعران ديلم علي احساني است ،وي در مرداد ماه سال هزارو سيصدو شصت و دو در ديلم متولد شد و كار شعر را به صورت حرفه اي از سال هفتادو هشت آغاز كرد. او كار خود را در قالب هاي شعري غزل و سپيد دنبال مي كند و به غير از آن ترجمه اشعار انگليسي را هم گاهي بر حسب تفنن انجام مي دهد.
ميان اين همه آدم سراغ دريا رفت
پر از علامت پرسش خزيد و آنجا رفت
گلوي او خفه مي شد، چه بغض تلخي داشت
به شوق ديدن دريا چه بي مهابا رفت
دچار حس غريبي، ملال تنهايي
پر از هواي رهايي، سراغ دريا رفت
به چشم آبي دريا نشست و هي زل زد
تمام فكر و خيالش به قعر دريا رفت
و ناگهان به خود آمد، بلند شد آرام
دوباره حسرت فردا، دوباره تنها رفت
دليل بودن خود را زچشم دريا خواند
وبا ملال مظاعف از آنجا رفت
****
مرا به كجا بايد...؟
كه نمي برند،
اين پاهاي تنبل جغرافيا.
از خليج تا خزر،
البرز البرز
سايه روشن!
چه بد كردم به غربت رو نهادم
به زندان تهي دستي فتادم
الهي همچو (پاكباز) كس نباشد
كه دنيا ناگهان دادي به بادم
مرحوم «كربلايي رضا پاكباز» فرزند مرحوم كربلايي نجف در بوشهر متولد وتا عنفوان نوجواني عمر خويش را، در بوشهر سپري كرد. پدر وي به شغل درودگري (نجاري) اشتغال داشت و سپس به همراه فرزند خود، به «كويت» مهاجرت كرد.
شاعر صاحب دل و شوريده حال، در كنار پدر وپا به پاي او، به كار درودگري پرداخت ودر آن كار خبره گرديد،به طوري كه گفته مي شود، آن قدر در كار خود اعتبار كسب كرد، كه از طرف بزرگان كشور كويت، ماموريت پيدا كرد، تا امور مربوط به نجاري خانه هاي آنها را،انجام دهدو بعدها به شهرت بالايي از اعتبار رسيد.
اما شاعر رنج غربت كشيده و صاحب دل ما ، هرگز تحت تاثير اين شهرت ناپايدار قرار نگرفت و اين موقعيت ها هرگز از رنج وي در غربت و هواي شهر و دياروشوق ديدار ياران نكاست.
شاعر شوريده حال دل به ياري بست كه چندان با سوز دل شاعر آشنا نبود وبعد از به آتش كشيدن دل شاعر، راه بي وفايي را در پيش گرفت و دل شاعر را بيش از پي، با دردها و رنج ها آشنا ساخت:
نگار من سر انگشتش حنا بست
به جسم وجان من چون شعله اي جست
چو (پاكباز) عالمي كرده جگر خون
به اميد وصالش رفت از دست
شاعر در ميان سالي، با خانواده اي از بندر ديلم در كويت آشنا ودر نتيجه، منجر به ازدواج وي با يكي از دختران آن خانواده سرشناس،در كويت گرديد.
پس از آن كه خانواده، تصميم به بازگشت به بندر ديلم گرفت، شاعر دل سوخته نيز به تبعيت از همسر خود كويت را ترك و به بندر ديلم مهاجرت نمود ودر خانه اي واقع در ضلع شمالي ميدان«حسينيه اعظم»(ميدان امام حسين فعلي) كه متعلق به مرحوم حاج حسين كه از اقوام نزديك همسر وي بود ودر كويت به سر مي برد، سكني گزيد وشغل درودگري را دنبال كرد.
اما رنج مويه هاي شاعر انتهايي نداشت:
قدم در خاك ديلم چون نهادم
تمام هستي ام بر باد دادم
نكرده گوش (پاكباز) پند ياران
چو اسكندر به گردابي فتادم
شاعر با آشنا شدن با محافل شبانه كتاب خواني و شعر خواني كه هر شب، در منزل يكي از دوست داران شعر و ادب تشكيل مي شد، با اشتياق در آن محفل شركت و سروده هاي خود را قراعت مي نمود و با اشعار دل نشين خود به آن مجلس ادبي، رونق مي بخشيد.
مر حوم «رضا پاكباز» از سواد مكتبي بر خوردار بود و با استفاده از مطالعه،سواد خود را ارتقا مي داد.وي بيشتر اشعار خود را، در قالب دو بيتي كه با روحيه مردم جنوب، بيشتر مانوس است، مي سرود. اما از سرودن تك بيت ها ويا غزل كوتاه نيز غافل نبود.
ترسم كه بميرم و غم بي پدر شود
اين طفل ناز پرور من در بدر شود.
مرحوم« پاكباز» اسم خانوادگي خود را در سروده هايش تخلص مي كرد وبا همين نام، براي مردم و ادب دوستان شناخته شده بود.
نكته اي كه قابل ذكر است و بر صاحب دلان و ادب دوستان،پوشيده نيست،اين است كه واژه «پاكباز»در دو بيتي هاي شاعر اشكال ايجاد كرده ووزن دو بيتي ها را تا اندازه اي مختل كرده است. چرا كه حرف (ز) در پايان واژه (پاكباز) زايد به نظر مي رسد و خوانده نمي شود. البته با توجه به سواد مكتبي شاعر و محدوديت هاي موجود در آن زمان، اين نكته چندان دور از انتظار نيست.
مرحوم كربلايي رضا پاكباز، فرد بسيار خوش مشرب، مردم دار، خوش برخورد و بذله گويي بود و علي رغم تبسمي كه هميشه بر لب داشت، غم گنگي در نگاه صميمي اش موج مي زد. به طوري كه مي شد به رنج هاي درونش پي برد واين رنج تا پايان عمر، همراه وي بود:
فلك پيچيده حال و روزگارم
بريده دست من از وصل يارم
غم (پاكباز) ز درياها فزون است
بريده ريشه سبز انارم
مرحوم كربلايي رضا پاكباز،در سحرگاه چهاردهم بهمن ماه هزارو سيصدو پنجاه وهشت،نداي حق را لبيك گفت و در گورستان عمومي ديلم به خاك سپرده شد.
آرامگاه وي در سمت غربي منبع آب زميني واقع و زيارتگاه دوستان قديمي و دوست داران شعر و ادب است.
مركز عيش من آن گوشه ي ميخانه دل
تا حريفان به در آيند پشيمان و خجل
تا به خلوت بدرد جيب تاسف (پاكباز)
كشتي عشق بنا گاه فتاده است به گل
خط ريل بندر امام خميني(ره)
به راه آهن شيراز - بوشهر - عسلويه متصل مي شود
معاون عمراني استانداري بوشهر گفت: خط ريلي راه آهن بندر امام خميني(ره) پس از تاييد مطالعات فني و اقتصادي به راه آهن شيراز - بوشهر - عسلويه متصل مي شود.
مسعود نصوري در گفت وگو با فارس افزود: محور ارتباطي بندر امام خميني(ره) در طرح اوليه از شهرهاي ديلم، گناوه و بندر ريگ عبور کرده و به خط ريلي راه آهن شيراز بوشهر عسلويه متصل مي شود.
مهندس نصوری معاون عمرانی استاندار بوشهر مردی خوب- خاکی و کاری است که امیدواریم پی گیر این کار مهم باشد
البته مهمتر و اساسی تر از آن ایجاد بزرگراه برازجان به دیلم و انی تر ان رسیدگی و به سامان در اوردن راه برازجان- گناوه و دیلم است که بنظر می رسد خیلی بیش از این می توانست مورد توجه قرار گیرد که امید است مورد توجه قرار گیرد.
این مسیر از پرترددترین محورهای ارتباطی در جنوب کشور و شایسته توجه بیشتر است
داستان سفر مسافر عزيز ما به ديلم بر مي گردد به سنه 1334 يعني اوج خرابي جاده ها و کمبود وسيله نقليه بخصوص در فصل زمستان با ريزش اولين قطرات باران شل و گل اجازه جابه جائي و مسافرت به هيچ کس نمي داد. وسيله نقليه آن قدر کم بود که روزها بايد منتظر مي ماندي تا به طور اتفاقي وسيله اي پيدا شود و تو را به مقصد برساند و کساني که به محل مأًموريت خود مي رفتند بايد اول مهر تا پايان خرداد سال بعد صبر کنند مگر زماني که اجباري در کار بود و يا ماًموريت فوري پيش مي آمد آن هم بايد چند روزي در کنار جاده بايستد تا شايد اتومبيلي که اکثرا کاميون و يا وانت که آن ها را پيکاب مي خواندند و يا گاهگاهي جيپ ارتشي که براي سرکشي به پاسگاه ها مي آمدند وبا خواهش و تمنا از ديلم تا گناوه و يا از گناوه تا برازجان و شهرهاي ديگر بوشهر که به آن ها بخش مي گفتند رفت و آمد نمايند و يا مأموريت خود را به انجام برسانند.
دي ماه 1334 بود، پدرم مژده آمدن عمو حاجي که پسر خاله او بود و براي ما بسيار عزيز و محترم، به ما داد و گفت قرار است عمو يکي دو روز ديگر به ديلم بيايد. از خوشحالي دقيقه شماري مي کرديم و من هرروز به اميد اين که عمو آمده باشد فاصله مدرسه تا خانه را مي دويدم و اول به در خانه نگاه مي کردم که کفش جديدي از اطاق بيرون مي بينم يا نه تا اين که بعدازظهر روز چهارشنبه در خانه ما به صدا درآمد با شتاب به طرف در رفتم، باز کردم عموي مهربان و بلند قامت ما بود با ساکي و کيسه اي که پر از ليموشيرين تا من را ديد ساک را بر زمين گذاشت و بغلم کرد و مرا سخت در آغوش گرفت. پدرم از داخل حياط پرسيد کي بود؟
گفتم: عمو حاجي! او خودش را سريع به عمو رسانيد و همديگر را غرق بوسه کردند. پدر و عمو گرچه پسر خاله بودند ولي همديگر را کو کا صدا مي زدند، قربان صدقه هاي فراوان رد و بدل شد. عمو را با اقوام به داخل خانه هدايت کرد مادر بزرگم که خاله عمو مي شد و عمو او را ددا صدا مي زد از عمو استقبال جانانه اي همراه با گريه و اشک شوق از ديدن پسر خواهرش نمود و بعد از احوال پرسي مادر از عمو و گرفتن ساک و کيسه از دست او که ما به علت خوشحالي و شادي فراموش کرده بوديم به عمو کمک کنيم و از اين بابت عذرخواهي هم شد، به داخل اتاق رفتيم اتاقي که ما در آن زندگي مي کرديم پنج دري سابق بود که وسط آن را پرده اي نصب کرد، و به دو قسمت اندروني و مجلسي تقسيم شده بود. عمو در قسمت مجلسي نشست و پدرم روبه روي او و مادربزرگ کنار عمو، چاي که قبلا آماده شده بود سرازير استکان ها شد و بلافاصله وارد دهان و حلقوم حاضرين، پدر از عمو پرسيد ناهار ميل کردي، جواب مثبت بود و يا اين که عمو تعارف کرد و نمي خواست آن وقت روز کسي را به دردسر تهيه غذا بياندازد، بعد از ساعتي پدرم مرا مأمور گرفتن مرغي چاق و چله براي تهيه شام نمود، مرغ را گرفتم و تحويل پدر دادم. شامي مفصل که شامل مرغ شکم گرفته به وسيله پياز و کشمش و گردو و دارچين همراه با پلو و سبزي و خرما و ساير مخلفات بود آماده شد. قبل از اين که سفره پهن شود من آفتابه لگن را براي شست و شوي دست و دهان عمو و پدر آماده کردم، بعد سفره را انداخته بشقاب ها و سبزي و خرما اول و سپس پلو و به دنبال آن مرغ کامل در ظرفي به اندازه سر سفره مهيا شد.
قديم رسم بود اول بايد مهيمان همراه بزرگ صاحب خانه غذا صرف نمايند و بعدا بقيه اهل منزل، آن شب نيز به همان طريق عمل شد، پس از نيم ساعتي که براي ما بچه ها نيم قرن گذشت به علت اين که بوي غذاي تازه و گرم به خصوص محتويات داخل شکم مرغ بريان چنان بي قرارمان کرده بود که از لب و لوچه ما آب سرازير بود و من هر از چند گاهي آهسته از کنار پرده نگاهي به پدر و عمو مي انداختم تا ببينم وضع به چه صورت است تا اين که پدرم مرا صدا زد که آفتابه لگن را جهت شستن مجدد بياورم، فورا اجابت کردم و در حالي که عمو دست هايش را مي شست من نيم نگاهي به داخل سفره انداختم رضايت بخش بود، پس از فراغت از شستن دست عمو و پدر آفتابه لگن را به بيرون اطاق بردم و سريع براي بردن غذاها برگشتم و به همان طريق اول که آورده بودم آن ها را بردم. آخر کار ديس محتوي مرغ، پشت پرده که رسيدم تکه بزرگي از ران باقي مانده را جدا کردم و به داخل دهان چپانيدم مادرم چشم غره اي به من رفت و اخم کرد ولي مادربزرگم خنديد و آهسته گفت چه کار پسرم داري؟ مادر نيز رضايت داد بقيه مرغ ها همراه با ته ديگ برداشته و خوش رنگ داخل سيني ريخت و من و دو خواهر کوچکم، مادر و مادربزرگ شام خورديم، عمو و پدر هم مشغول گوش دادن به اخبار راديويي بودند که پدرم تازه خريده بود و به آن آندريا مي گفتند، شدند.
بعد از شام بساط چاي و منقل پر از آتش در حالي که قوري و کتري دو طرف خرمن آتش قرار گرفته بود در محل مجلسي آماده شد و همگي دور عمو جمع شديم و تا پاسي از شب گفتيم و خنديديم و شاد بوديم. پدر و مادربزرگ دوباره از اهل محل و اقوام و خويشان پرسيدند عمو بيشتر مي گفت همه خوب اند الحمدالله و بعد گفت: عمو حسن و عمه شريفو هني مثل بچه ها از هم بهونه مي گيرن و قهر و آشتي برقرارن.
رسول که پسر برادر عمو بود سربازي رفته و حبيب به استخدام دادگستري درآمده و پهلوي خودم کار مي کند عمو عبدي و عمو عبدالله سفر دريايي مي روند و عمو حسن برادر ديگر او ماهيگري مي کند و خلاصه از هر دري سخني به ميان آمد من در حالي که کنار منقل پر از آتش روي پاي مادربزرگم دراز کشيده بودم به خواب رفتم و بقيه ماجراهايي که عموي مهربان تعريف مي کرد در خواب ديدم.
صبح روز بعد پدرم مرا صدا زد که براي رفتن به مدرسه آماده شوم، با بي ميلي بلند شدم اول به طرف عمو نگاه کردم زير لحاف خواب بود در دلم گفتم خوشا به حال عمو که نمي خواهد به مدرسه برود و صبح به اين زودي و سردي هوا راحت خوابيده. آن روز ساعت آخر ورزش داشتيم از معلم به بهانه سردرد اجازه گرفتم و فورا به خانه آمدم عمو و مادربزرگ کنار ديوار و زير آفتاب نيمه گرم زمستان نشسته بودند و با هم صحبت مي کردند پس از سلام من هم به جمع آن ها پيوستم مادر بزرگ از عمو پرسيد: عزيز دلم سفر راحت بود و وسليه پيدا مي شد؟
عمو گفت اي ددا اگه بفهمي چند دفعه خن خن(2) وابيدم تا رسيدم اول با يک پيکاب که مي خواست بره خورموج تا چغادک بعد از يک ساعت با ماشين ديگري تا برازگون(3) بعد با ماشين لاري(4) تا گناوه و ديگه چون شو شده بيد رفتم خونه ناخدا سلمان چقه خوشحال شدن، ديشو اُنجا ماندم صبح مجيد و منصور چند دفه رفتن گاراژ تا تونستن ماشين گير بيارن که مي خواست بره آبادان ديگه هر طوري بيد باش آمدم تا ديلم تو راه هم دو دفه تو شل گير کرد با زحمت درش آورديم.
در همين موقع پدرم نيز آمد و به جمع ما پيوست و به عمو گفت: کوکا فردا که جمعه مي خيم با معلم ها و رييس فرهنگ و رييس بانک که از دوستان هستند بريم تنوب (5) صحراگردي جاي خوشين. عمو گفت چه بهتر تا دلمو واز بشه از بس همش خونه وا اداره و دوباره خونه.
قرار شده بود صبح اول وقت بزرگان راهي تنوب شوند و ما بچه ها نزديک ظهر که غذا آماده شد به آن محل ببريم هر چه اصرار کردم که من هم اول وقت بروم و موقع آماده شدن ناهار دوباره برگردم پدرم قبول نکرد و گفت خسته مي شوي اين همه راه دو بار بري و برگردي. خلاصه زور پدر چربيد و من با بي ميلي تا ظهر منتظر آماده شدن غذا در خانه ماندم. ما شش نفر بوديم که غذاها را به محل مورد نظر رسانيدم. پس از صرف ناهار بچه ها مشغول توپ بازي شدند دو نفر از معلمان هم به ما پيوستند و تا نزديک غروب بازي کرديم، موقع برگشت يکي از معلمان پيشنهاد کرد مسابقه دو تا فلان نقطه بين حاضرين برگزار شود، همه پذيرفتند. خط شروع کشيده شد و شمارش يک دو و سه همه دويدند عمو حاجي که هم بلند قدتر بود و هم آماده چون هميشه با دوچرخه به سرکار مي رفت پاهايش آمادگي بيشتري داشت اول شد و برايش دست زدند. چه خنده ي مليحي مي کرد، من هميشه خنده عمو را دوست مي داشتم چون چهره اش مهربان تر مي شد. به منزل برگشتم باز بساط شام ولي نه به مفصل بودم شب قبل و دوباره گفت و گو و گوش دادن به راديو، عمو يک هفته پيش ما ماند و آخر هفته با اتومبيل جيبي که متعلق به ارتش بود و او را مي شناخت تا گناوه رفت که بقيه را را هر چه نصيب شد طي نمايد، عمو رفت ولي خاطرات شرين هم نشيني و مجالست با او براي هميشه در ذهن و خاطر من باقيماند خدايش بيامرزد.
گوهر کميابي بود و مهربان و خوش زبان بود عمو و حضورش باعث قوت قلب.
معني کلمات و اصطلاحات:
1- دِدا: خواهر
2- خن خن: خن محلي در کشتي براي نگهداري بار و مسافر اصطلاح خن – خن يعني از يک اتومبيل به اتومبيل ديگر سوار شدن.
3- برازگون: برازجان.
4- ماشين لاري: نوعي کاميون بزرگ بارکش .
5- تنوب: محلي در نيم فرسنگي شرق بندر ديلم که قبلا قهوه خانه بين راه بود و جايي با صفا و سبز و خرم و محل کشت و
می دانید که ایت الله عبایی از روحانیون مبارز مشهدی بود که حدود هشت ماهی در دوران پهلوی به دلیل مبارزات ضد حکومت ستمشاهی به بندر دیلم تبعید شد و اگر اشتباه نکرده باشم تقریبا مستاجر و یا به تعبیری میهمان خانواده حاج اقا پور ابراهیم بودند
در ذیل دو بخش کوچک از خاطرات ایشان مرتبط با دیلم را می اورم
در طول این مدّت دو مرتبه زندانى شدم؛ نخست در قم بازداشت شدم و سپس به تهران انتقال یافتم و سرانجام پس از سه ماه آزاد شدم.
پس از خوزستان به بندر دیلم رفتم. اوضاع در آنجا نا امن و سفرهاى قاچاق و غیره وجود داشت ما توانستیم برنامههاى معیشتى آنجا را تنظیم و ارتباط آنان را با جزایر براى همكارى با مردم مرتّب نماییم.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنهاي روز چهارشنبه در ديدار قشرهايي از مردم شهرهاي مختلف كشور، جمعي از عشاير سراسر ايران، شماري از خانواده هاي معظم شهدا و تعدادي از كاروانهاي راهيان نور با اشاره به مخالفت استكبار با «برگزاري انتخابات در ايران، حضور مردم در آن و انتخاب نمايندگان اصلح»، علت اصلي تلاش بيوقفه و گسترده تبليغاتي – سياسي بيگانگان را براي جلوگيري از حضور پرشور ملت در انتخابات 24 اسفند، دشمني زورگويان جهاني با اسلام و جمهوري اسلامي دانستند و افزودند: آنان درك كردهاند كه ملت بزرگ ايران، ميداندار و پرچم دار روند بيداري و اقتدار امت اسلامي است به همين علت با هر مسئلهاي كه زمينه ساز «عزت و رفاه و پيشرفتِ ايران و ايراني» باشد مخالفند. | |||
|
مدير كل امور اجتماعي استانداري بوشهر: |
|
مردم از حق اجتماعي براي مشاركت در سرنوشت خود استفاده ميكنند |
|
خبرگزاري فارس: مدير كل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر گفـت: مردم استان بوشهر آگاهانه و هوشمندانه از حق اجتماعي خود در راستاي مشاركت در تعيين سرنوشت خود استفاده ميكنند. |
|
علي خليجي امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در بوشهر افزود: دشمنان ايران و ايراني با استفاده از پول و امكاناتي كه استكبار جهاني در اختيارشان قرار داده بر طبل توخالي تحريم انتخابات مي كوبند اما اطمينان داريم ملت هوشيار ما در 24اسفند حضوري پرشكوه در پاي صندوقهاي راي خواهند داشت. |
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر امروز در جلسهاي با حضور فرماندار و امام جمعه شهرستان ديلم مسائل و مشكات لنجداران و ملوانان ديلمي بررسي شد. | |||
برطبق تلگراف واصله از بوشهر در تاریخ 29 اسفند استخراج ارا حوزه انتخابیه بوشهر توابع 28 اسفند خاتمه یافت واز 21886 ورقه ارا ماخوذ اقای میرزا شگرالله خان صفوی مدیر روز نامه کوشش به اکثریت 20793رای واقای حاج محمد رضای بهبهانی به اکثریت 30667 رای به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شدند
شنبه 21 فروردین
در تاریخ 17 فروردین ماه قبل از ظهر مسافرین کشتی استایو لار یس که امریکایی وانگلیس ودانمارکی بو.دند در بوشهر پیاده شده و قریب دو ساعت در بهمن روی شهر وگردش نمودند به کشتی مراجعت کردند ودو نفر فرانسوی از مسافرین کشتی مزبور به طرف شیراز رفتند وکشتی 5 ساعت ونیم بعد از ظهر برای بصره حرکت نمود 12سیاح فرانسوی نیز که شش خانم وشش مرد هستند با کشتی تجارتی دیروز غروب وارد ودر مهمانخانه کازرون منزل نموده عازم شیراز هستند شنبه 10خرداد
به طوری که از بوشهر خبر میدهند حکمران بنادر برای سرکشی به بنادر جنوب واقعه در ساحل خلیج فارس وسایر شهرهای .......
دوشنبه 19 خرداد
ریگ – انجمن تربیت بدنی در حکومتی تشکیل مقداری وجوه جمع اوری گردید
چهارشنبه 21 خرداد
بوشهر – کشتی شاهرخ دیشب وارد مقداری قند وشکر وچای قاچاقی که ضبط شده بود به گمرک تحویل داد
سه شنبه 27خرداد
مناقضه برای ساختن فانوس دریایی در بوشهر وکیش
1- فانوس بحری وهوایی در کنار میدان طیاره بوشهر که خصائل کلی ان عبارتست از چراغ دوار بابرق ساده
2- بردنور در حالت معمولی بیست پنج مایل بحری
روشنی با چراغ الکتریک به قوه 1500 وات
دارای یک دستگاه تعویض اتوماتیک {به محض انکه چراغ اصلی سوخته شود چراغ یدکی دومی جای انرا بگیرد
چراغ راه فوقانی به قوه 250وات – جنس فانوس از برنز با دربهای مربوط به ان
برج ان اهنی وبه بلندی 24 متر
ئدارای صحفه تقسیم الکتریک علاوه برانچه لازمه کار عادی فانوس است دولامپ برای چراغ بلایی ودو لامپ برای چراغ اصلی ودو سری جاروب موتور و ده فوز....ل تابلوونیز دو شیشه چراغ بلور یدکی پیش بینی میشود
دو دستگاه الکتروژن که نفت سفید مصرف کرده یکی به قوه 12-10 کیلووات در {1000} تا{1200}دور با تابلوهای لازمه وادوات مربوطه
پیشنهاددهندگان باید تا شهریور پیشنهاد خود را در محمره به دفتر فرماندهی قوای بحری جنوب تسلیم نمایند پیشنهادات باید مربوط باشد به تحویل فانوسها که کاملا ساخته وبه کار انداخته باشند ونیز ابنیه که جهت مراقبین ومحل موتور برق لازم است کاملا پیش بینی شده باشد پیشنهاددهندگان هر یک بایستی بنام قوای بحری جنوب 20000 ریال در بانک ملی ایران شعبه محمره به ودیعه بگذارند ودر صورتی که مناقضه بنام شده وحاضر برای قرداد نشد به نفع قوای مجریه مبلغ مذکور ضبط خواهد شد
5شنبه 19 تیرماه
اخبار ولایات جنوب مخصوصا بوشهر هوا خیلی شدید گرم است
1شبه 12 مرداد
بوشهر – هوا به شدت گرم از قرار مذکور در هفته گذشته 5 نفر از گرما تلف شده اند
سه شنبه 21مرداد
در هفته قبل یک جهاز شراعی با چند نفر به طور قاچاق میخواستند بدون جواز مسافرت از دیلم به کویت بروند چون جواز مسافرت نداشتند در جهاز انها تفتیش نمودند مقداری اسکناس که می خواستند برای خرید ببرند کشف شده است انها را ضبط نموده اند نا خدایان واجزاء کشتی تحت تعقیب میباشند
و همچنین از دیلم اطلاع میدهند که مدیر گمرک اطلاع حاصل
مینماید که یک جهاز قاچاق در لیلتین وارد به مامور ین سرحدی دستور تعقیب داده در نتیجه مامورین 19 دله شکر در کوه کنارک یک فرسخی شرقی قریه لیلین کشف وبه اداره گمرک دیلم تحویل میدهند ونیز یک جهاز حامل 18 گونی چای وقماش وشکر در عبدالله پایین نموده اند ومورد تعقیب واقع گردیده است
از بوشهر خبر میدهند روز 5شنبه 19 تیرماه طرف صبح یک نفر جوان محمد نامی برای شنا در دریای قبله بوشهر با یک نفر دیگر رفته بودند در موقعیکه مشغول به شناوری بودند یک جانور دریایی موسوم به کوس که یک قسم نهنگ میباشد به محمد مزبور تصاددم وران مشارلیه را طعمه خود نموده تمام گوشت ران او را بلعیده که دریا را خونین مینماید محمد فوق الذکر بیچاره از تلاش جان شناوری خودش را به ساحل میرساند به محض رسیدن به ساحل نگاه به ران خود مینماید در اثر زیاد رفتن خون فوری فوت مینماید
5شنبه 23 مرداد
دیشب چند فقره زلزله حادث ولی اسیبی نرسانده است هوا به شدت گرم است
شنبه 25 مرداد
از بوشهر اطلاع میدهند که در تاریخ 15 خرداد ماه در بندر کلات یک جهاز قاچاق که حامل 232 گونی قند و18 بسته قماش و4صندوق چای و3 صندوق پارچه ابریشم مصنوعی بوده مستحفظین سرحدی جهاز مزبور را دستگیر ودر روز 19 خرداد جهاز و اموال ان به لنگه وارد وبه اداره گمرک لنگه به بنادر جزء برای تفتیش رفته بودند به وسیله .........تمتم خبر درباره قاچاق است
29 مرداد 4شنبه
بوشهر – دو نفر مهندس مامور بانک فلاحتی وارد چاهای ان بندر را معاینه واظهار داشتند که ممکن است ارتزین حفر نمایند
دوشنبه دهم شهریور
شرکت بندر سازی هلندی به مناسبت سال تولد ملکه هلند مجلس جشنی منعقد و محوطه مقابل اداره بندر را با تمثال مبارک همایونی وبیرق های ایران مزین ودر خاتمه به هزار دویست نفر عملجات بپاکت شیرینی تقسیم نمودند محترمین محلی به روسای ادازرات نیز دعوت داشتند
شنبه 15 شهریور
طبق راپورت واصله از بوشهر سفیر کبیر دولت ژاپون بادونفر از همراهان خود به قصد عزیمت به طهران به وسیله کشتی وارد بوشهر شده ودر مدت توقف از طرف ریاست گمرکات ومالیه بنادر جنوب از مشارلیه پذیرایی به عمل امد
1شنبه 30شهریور
مقالهای بنام کنار دریا به قلم دکتر فرهی از بندر بوشهر چاپ شده است
4 شنبه 16مهر
اقای علی نقی صحت زاده از طرف وزارت معارف به سمت ریاست معارف بوشهر تعیین گردیده است
شنبه 20مهر
چون مدتی قانون دوره اول اطاق تجارت بوشهر منتفی شده بود برحسب پیشنهاد اداره کل تجارت وتصویب هیئت دولت 9نفر از اقایان ذیل
1- کربلایی غلام برازجانی 2- سید عبدالرسول کازرونی 3-مهدی تیمسار 4-حاج علی شیرازی کشمیری 5- عبدالرسول چوبک 6-حاج محمد باقر بهبهانی 7-حاج محمد علی برکت 8-سید علی گلشنی 9-سید محمد طباطبایی –از بین منتخبین درجه اول به عضویت اطاق تجارت بوشهر انتخاب گردید و روز 6/7/14 اولین جلسه اطاق تجارت مزبور از طرف حکمران بنادر جنوب مفتوح واقایان ذیل 1-سید علی گلشنی رئیس 2- مهدی تیمسار نایب رئیس 3 – محمد طباطبایی منشی وتحویل دار برای هیئت رئیسه اطاق تجارت بوشهر تعیین شد ند
5شنبه 24/مهر
بوشهر دیشب در ساعت 8/35 به طول 30 ثانیه زلزله شدیدی شد ولی خسارتی وارد نیاورد –برازجان زلزله شدیدی حادث اسیبی وارد نیاورد
شنبه 4ابان
بوشهر از ساعت 4بهد از ظهر تا کنون هفت وهشت زلزله خفیف وسخت واقع ولی خرابی وصدمه ای وارد نیاورد
3شنبه 6ابان
از دیشب تا امروز غروب هفت مرتبه زلزله حادث ولیکن خرابی وصدمهایی وارد نیاورد
شنبه 17ابان 1314
ساختمان مریض خانه که دو ماه قبل به وسیله شرکت هلندی ساختمان بندی وشروع شد انجام واثاثیه ولوازم ان خریداری شد فعلا مشغول ترتیب وتنظیم اطاق های ان میباشد
2شنبه 19ابان
طبق راپورت واصله از بوشهر در اثر زلزله شدیدی که چند روز قبل واقع شد در اهرم به مسافت 8فرسنگی بوشهر واقع است زلزله خیلی سخت واقع شده بطوری که کوهی که در حوالی ان واقع ومعروف به کوه {بیر.می }در اثر زمین لرزه تر کیده وتخته سنگهای بزرگ از کوه سرازیر وپرتاب شده است ودر اثر صدای مهیب ان اهالی دچار وحشت گردیدند وچند روز نیز از قله کوه مزبور دود وبخار متصاعد میشد
وبه قرار ی که اظهار میشود کوه مزبور دارای مواد معدنی از قبیل گوگرد میباشد علاوه براینکه از این کوه ابی خارج میشود که خیلی گرم واز شدت گرمی وحرارت نمیتوان به ان نزدیک شد وبوی گوگرد هم می دهد اب مز بور پس از طی مسافتی ملول شده واز طرف اهالی محل عمیقی ترتیب دادند که اب در انجا محفوظ می گردد محل مزبور موسوم به { اوبا } میباشد وغالبا اشخاص مریض به ان محل رفته وشست شوی مینمابند وبطوری که به تجربه رسیده اب ان برای اغلب امراض موثر ونافع میباشد..................................................................................شنبه 24 ابان بوشهر زلزله بی خطری واقع خسارتی نداشته است
1شنبه 2 اذر
مقارن ظهر دو مرتبه زلزله حادث وهوا ابر ومستعد بارندگی است
5شنبه 3اذر
اقای اردلان حکمران لرستان به حکومت بوشهر ومضافات در روز شنبه 3/9/14به مقر ماموریت خود وارد ومشغول کار شدند
اقای احمد جدی مدعی العموم کاشان به سمت مدعی العموم بوشهر منصوب روز یکشنبه 2/9/14 وارد ومشغمل انجام وظیفه محول گردید
در اثر بارندگی زیاد در بین راه بوشهر وبرازجان حمل ونقل پست ها ومال التجاره وایاب وذهاب مسافرین تا اندازهای معوق وروز 2/9/14اتومبیل باری که در راه مذکور عبور مینمود با شخص راه گذار تصادم مشارلیه را شدیدا مجروع ومشرف به هلاکت است
5شنبه 20اذر
ورود وزیر امور خارجه هند در تاریخ 19 اذر به بوشهر وحکمران عده از اقایان تجار ومحترمین به کشتی وی برای ملاقات وفردا حرکت به خرمشهر
شنبه 22 اذر
از بوشهر خبر می دهند دوشب قبل ساعت 11 مامورین شهربانی در نزدیکی اداره ارتش مرکزی با یک نفر از اصناف بوشهر تصادف میکنند که با الاغ که حامل مقداری قماش قاچاق بوده او را دستگیر وبا الاغ واموال به شهربانی میبرند وقضیه تحت تعقیب است
5شنبه 27اذر
نظر به اینکه موضوع ایاب وذهاب مسافرین وتقل وانتقال پست بنادر خلیج فارس مورد توجه تجار جنوب واطاق تجارت بوشهر قرار گرفته بود اخیرا از طرف اعضای اطاق تجارت مزبور وتجار جنوب به منظور ساختمان 10فروند کشتی بخاری {موتور بحری } تصمیم گرفته شده و شرکتی با سرمایه اقایان تجار مذکور تشکیل گردیدند کشتی های مزبور برای ایاب وذهاب از بندر عباس تا خرمشهر دایر وبکار اندازند مقدمات تشکیل این شرکت فراهم گردید تا پس از ثبت اساسنامه ان وانتخاب هیئت مدیره شروع به کار کنند...........
روزنامه اطلاعات 4شنبه 10دی ماه 1314
اولین مسابقه فو تبال در برازجان .
از برازجان خبر میدهند چند روز قبل اولین مسابقه فوتبال به عمل امد بر حسب دعوتی که از طرف نماینده دبستان فرخی وکلوب تمدن به عمل امد ه بود تمام روسای ادارات دولتی ومعارف شهر در میدان مسابقه حاضر وعده ای تماشاچی نیز از مرد وزن حضور داشتند سپس بین محصلین دبستان فرخی وبین اعضای کلوپ تمدن برازجان فو تبال شروع گردید مسابقه مزبور 2ساعت امتداد وبالاخره هیچ یک از انها
فایق نشدند پس از خاتمه محصلین دبستان فرخی سرود ملی جشن مزبور خاتمه یافت ................
شنبه سیزدهم دیماه
برازجان از حکومت باحضور روسای ادارات وخانمهایشان نطقی مبنی بر ترقی وتعادل وتربیت نسوان و پیشرفت منظورمقدس دولت ایراد وکمال خوشوقتی استقبال نموده وپس از صرف چای وشیرینی مجلس به سلامتی ذات اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران خاتمه یافت
بوشهر – مقارن غروب 29/9/14 زلزله حادث شد با این که وقوع ان در اثناء بارانهای ممتد از این لحاظ اهالی مشوش شدند ولی اسیبی وارد نیاورد
روز اول دی ماه در کنار ساحل گمرک بوشهر صندوق بزرگی که محتوی ان دو تومبیل سواری بود از کشتی به دریا افتاد وبه اب فرو رفت در ضمن سقوط با یک نفر جاشو تصادم بر مشارلیه سخت کوبید فی الفور مقتول گردید پس از تحقیقات لازمه از طرف مدعی العموم ودکتر قانونی اجازه دفن میت صادر گردید
اخیرا در قسمت جوازهای عمامه تجدید نظر به عمل امده به عده محدودی که طبق مقرارت استحقاق داشتند اجازه تسلیم و بقیه به کلاه ولباس عمومی مبدل گردیدند......
شنبه 20 دی ماه
بوشهر دیروز مقدار زیادی کلاه زنانه وارد گمرک بوشهر شد بر اثر تقاضای اهالی مقداری از ان باز و در حدود احتیاجات بین اهالی به فروش رسید..........
5شنبه 25 دی ماه
سالن تئاتر یکه مدتها مسدود بود به مناسبت ورود هیئت تئاتر مفتوح وبا حضور حکومت روسئای ادارات واها لی وخانمهایشان حضور داشتند .
چهار شنبه، اول بهمن –
دیلم –مجلس جشنی به مناسبت تربیت نسوان در منزل اقای رئیس تجار منعقد وروئسای دوایر دولتی وبقیه اهالی با خانمهایشان در مجلس مزبور حضور بهم می رسانید ونقطهای جامعی ایراد وتمامی شاگردان دبستان سرودی بنام اعلحضرت همایون شاهنشاهی قرائت سپس مجلس خاتمه یافت ........
5شنبه 5 بهمن
بوشهر –به منظور توزیع گواهی نامه از طرف اداره معارف دردبیرستان سعادت مجلس جشن با شکوهی با حضور کلیه روسا واعضای دوایروتجار ومحترمین ووجوه طبقات مختلف با حضور خانمهایشان که بالغ بر هزار نفر بودند منعقد گردید طبق پروگرامی که از طرف اداره معارف تدوین شده بود اقای حکمران در اطراف ترقیات عصرحاضر نطقی ایراد ومجلس با سرود شاهنشاهی از طرف محصلان وپیش اهنگان خوانده شد افتتاح وپس از عملیات ورزش پیش اهنگی فوق العاده جالب توجهی یکی از خانمهای اموزگار ویکی از محصلان خطابه ای در فواید تربیتوترقی نسوان قرائت نمودند .
دوشنبه 6بهمن
اخبار حاصله از بنادر جنوب مخصوصا بوشهر استقبال اهالی را در جنبش تجدید خواهی وبرداشتن چادر حاکی می باشد از طرف مقامات رسمی وتجار واصناف جشن های گرفته شده است .
سه شنبه 7بهمن
ترقی وتجدد نسوان در بنادر جنوب سیر تکاملی نموده در بوشهر وسایر بنادر خانمها با لباس ساده وکلاه ملبس هسنتد علاوه از اینکه خانمها ی مامورین این ترقی وتربیت نسوان را حسن استقبال نموده اند از خانم های وجوه اهالی ازتجار وکسبه وسایر طبقات نیز با کمال متانت وخور سندی پیرو اصلاحات ومجالس متعدد به شگرانه این نعمت منعقد نموده واهالی تمتم طبقات با خانمهای خود در تمام مجالس حاضر وعموما سپاسگذاری ترقیات عصر حاضر وسلامت وعظمت سلطنت اعلیحضرت همایون شاهنشایی را از خداوند خواستارند
با تعلیمات حکمران بنادر جنوب واهتمام رئیس معارف بنادر برای تربیت وترقی نسوان کلیه محصلات با یک وضع پسندیده عموما با لباسهای ساده متحدالشکل همه روزه برای تحصیل به دبستان ها حاضر میشوند ---- عصر روز جمعه 19/10/14 از طرف رئیس انجمن بلدیه بوشهر وخانمشان وروسای ومحترمین اهالی وخانمهایشان حضور به هم رسانیده خطابه خانم رئیس بانک ملی بوشهر در محسنات تربیت وترقی نسوان ایراد نمود از طرف حکمذان نیز در تایید وموضوع تجدد تربیت نسوان وترقیات عصر همایون شاهنشاهیشرحی بیان گردید ومجلس به دعای بقای ذات مقدس اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خاتمه یافت......
5شنبه 9بهمن .
ریگ—جمعیتی از وجوه اهالی به اسم موسس پیشاهنگی بنا به دعوت مدیر دبستان در دبستان گرد امده پس از قرائت لایحه مبنی بر فوایدپیش اهنگی دبستان چند نفر از بین خود برای هیئت مدیریت انتخاب وتحت ریاست مدیر دبستان تشکیل یافته
دوشنبه 13 بهمن
بوشهر – برای توزیع گواهی نامه های محصلین بنادر جنوب جشن مجلل وبا شکوهی در دبیرستان سعادت ان جا منعقد گردید ه است مدعوین که بالغ بر هزار نفر بودند عموما به اتفاق خانم هایشان حضور یافته بودند
بدوا از طرف بعضی از حضار نطقهای مهیجی راجع نهضت معارفی وترقی وتر بیت کشور ایراد وقبل از توزیع جوایز وگواهی نامه ها پیش اهنگها و ورزشکاران ومحصلین به دفیله ونمایش جالب توجه وخواندن سرودهای مختلف مبادرت نموده اند
چهارشنبه 15بهمن
راجع به نصب بی سیم ساحلی عایق اخرین تلگرافی که رسیده اقای {سوه}مشغول نصب دکل های بی سیم بوشهر میباشد
چهارشنبه 15 ابان1314 طبق راپورت واصله از بوشهرچند شب قبل یک کشتی ماهی گیری که حامل 2 نفر صیاد بود غرق –ودو نفر ماهیگیر دریا غرق وجسد انها به دست نیامده است دو روز بعد برجسد یک نفر از ماهی گیران در ساحل دریا پیدا شده ان را از دریا بیرون اوردند وپس از معاینه اجازه دفن ان دو صادر گردید جسد یک نفر دیگر تا به حال پیدا نشده است
طبق راپورت واصله از بوشهر چند شب قبل هنگامی که عده زیادی از واردین در مسافرخانه واقع در بیرون شهر منزل نموده بودند یک مرتبه طبقه بالایی وپاینی عمارت فرو ریخته و7نفر زیر اوار می مانند فورا از طرف اداره شهربانی وبلدیه اقدام جدی برای نجات اشخاص به عمل امده وتا سه ساعت قبل از ظهر بهد مشغول برداشتن خاک وبیرون اوردن اجساد بودند ودر نتیجه 12نفر جسد مرده که 10نفر انها مرد ویک نفر زن و بچه بوده زیر اوار خارج نمودند و5نفر دیگر مجروع شده بودند وپس از معاینه صحی از طرف مدعی العموم اجساد مرد ه ها دفن گردیده ومجروحین برای معالجه به مریض خانه اعزام شدند بلدیه بوشهر پس از وقوع این حادثه به شعبه ساختمان بلدیه دستور داده که تمام ساختمانهایی که احتمال انهدام انها میرود خراب نمایند به جای انه9ا ساختمانهای جدید ومحکم بنا شود
شنبه 18 بهمن
دو ونیم بعد از ظهر 5شنبه دوم بهمن ماه 1314 مجلس جشن توزیع گواهی نامه ها ی محصلین در دبیرستان سعادت تشکیل عده مدعوین از اقایان وخانمها هشتصد نفر به اضافه محصلین محصلات عده حضار بر دو هزار نفر بالغ می گردیدبدوا برنامه جشن بین حضار توزیع همه واز جریانات اتیه مجلی با خبر گردیدند بعدا جناب اقای اردلان حکمران بنادر جنوب نطقی بلیغ مبنی براهمیت معارف وعلم وترقیات روز لفزون مملکت وتجدد نسوان ایران فرمودند با خاتمه بیانات موزیک سلام وسرود دوشیزگان با قیام حضار شروع گردید متعاقبا عملیات قشگ پیشاهنگی نمایش داده شد سپس مقاله مسبوطه اقای شهریاری دبیر دبیرستان سعادت ویک خطابه کوچک پر معنی از طرف یکی از محصلات قرائت گردید سرود پیشاهنگان وعملیات ورزشی شروع شد پس از ان خطابه قابل تحصینی به وسیله یک نفر از خانمهای اموزگار قرائت ودر پی اقای رئیس معارف نطقی بیان فرمود در خاتمه جناب اقای اردلان حکمران بنادر گواهی نامه های دوره ابتدایی ومتوسطه وجوایز ونشانهای ورزشکاران را اعطا مجلس با زنده باد اعلیحضرت ومسرت زیاد خاتمه یافت
سه شنبه 21بهمن
یک مهندس برای نقشه برداری واصلاح امور بلدی وارد وشروع به کار نموده است ......
5شنبه 23بهمن
اقای حکمران بنادر پس از بازدید نقاط مختلف وسر کشی به حکومتهاودوایر تابعه شب گذشته به بوشهر باز گشت –اقای رئیس معارف دیروز به طرف تهران عزیمت نمودند ..........
سه شنبه 28بهمن
در میدان فوتبال مدرسه پهلوی بوشهر جشنی تشکیل گردید که عده ای حضار از خانمها واقایان بیش از 1000نفر بود خطا به یک دوشیزه وورزشهای محصلات قابل توجه بود عملیات پیشاهنگی ونطق بلیق اقای رئیس معارف وکنفرانس یکی از دبیران در باب تاسیسات دانشگاهای ملل متمدنه مورد تمجید واقع شد پیشرفت نهضت بانوان در بوشهر به درجه رسیده که اساسا چادربه سر در شهر وحومه های اطراف دیده نمیشود اهالی در استقبال این تجدد ازشهرهای همسایه گوی سبقت را ربوده اند
چند شب قبل موتور سیکلتی با یک اژان در خیابان پهلوی بوشهر تصادم کرد اژان مزبور فوری حیات را بدرود گفته پس از معاینات لازمه اجازه دفن داده شد مرتکب تحت تعقیب است
بوشهر –زلزله فوق العاده سختی شد وپس از 4دقیقه در ساعت 8/50زلزله خفیف دیگر وقوع یافت ولی بی خطر بود
47شنبه 29بهمن اقای صالح رئیس گمرکات وارد وبلافاصله در اداره مربوطه حاضر ومشغول رسیدگی به امور گمرکی گردید
1شنبه 10اسفند
دیلم – رئیس مالیه وگمرکات ناحیه ریگ به دیلم وارد وبا تجار دیلم راجع به شرکت کشتی رانی خلیج مذاکراتی نمود در اثر تشویق رئیس مالیه تجار برای شرکت کشتی رانی حاضر شدند
بوشهر – چهار بعد از ظهر سپهبد وفرمانده لشکر فارس به اتفاق سه سر هنگ وچند نفر افسر دیگر وارد گردیدند در منزل رئیس گمرک مجلس جشنی به مناسبت نهضت بانوان منعقد از طرف حکومت وریاست گمرک ایراد نطق وخطابه گردید مجلس به دعای ذات شاهنشاهی خاتمه یافت
مطلبق دعوتی که از طرف خانم طیبه پیر مرادی واقای پیرمرادی رئیس بانک ملی به عمل امد بود هفته گذشته مجلس پذیرایی شایانی در منزل شخص رئیس بانک تشکیل عده مدعویون از خانمها واقایان که بالغ برسیصد نفر بود ایراد وسالونهای متعدد مملو نموده وبا وجه مطلوبی مرتب شده بود صدای سرودهای مهیج وطن پرستی ومخصوصا ابراز خصوصیات میزبان خاطر واردین را مسرور داشته وبه ویژه وضعیت مصاحبت ازادانه نسوان شاهد وحاکی از این بود که گویا سیاه پوشی برای ...... ان طبقه ممتاز سالها است سپری شده وهمه با روحی بشاش به وجد این نهضت ستایش میکردند
پنج نفر از قاچاقچیان که مسلحانه مرتکب قاچاق وتیر اندازی در مقابل مامورین دولت شده در اثناء ان درگیرو.......دستگیر گردیده بودند به حکم قانون 2 اسفند به مکافات اعمال شنیع خود تیرباران شدند
5شنبه 14 اسفند
دیلم --- در اثر تشویقات اقای هور ست دیروز تجار در اداره حکومتی حاضر مبلغ شصت هزار ریال شرکت کشتی رانی تعهد نموده واقای کفیل حکومت جدیت دارد که از مبلغ مزبور اضافه شود
شنبه 16 اسفند
بارندگی برای نواحی بوشهر این ایام بسیار اهمیت دارد وچند هفته بود که در بارندگی تاخیر حاصل شده بود ودیشب مفصلا باران باریده وموجب خشنودی رعایا گردید
امتحانات نهایی مدارسنقاط بنادر که جزء مناطق گرمسیریاست زودتر از نقاط دیگر شروع میشود به همین مناسبت برای شروع به امتحانات نهایی مدارس دو اقدام مقدماتی به عمل امده ودر جریان است یکی ان که امتحانات داخلی مدارس شروع گردیده ودر جریان است و دیگر انکه جلسه مقدماتی امتحانات نهایی تشکیل ومشغول تدارکات وتکمیل مقدمات نهایی هستند
17 اسفند 1شنبه
سابقا اطلاع داده بودیم که اخیرا تجار بنادر جنوب در نظر گرفته اند شرکتی برای کشتی رانی در خلیج فارس تشکیل نمایند اینک به قرار اطلاع واصله عده زیادی از تجار بنادر در شرکت مزبور داخل شده اند وتجاری که تا به حال در ان شرکت سهام خریداری نمودهاند به قرار ذیل میباشد 1- حاج رئیس التجار 1000000ریال 2- حاج محمد باقر 300000 ریال 3-مهدی تیمسار 800000 ریال3-گلشنی 30000 ریال توکل 30000 ریال حاج رضا هفته 30000 ریال کربلایی غلام 20000 ریال سید محمود عزیزی 10000 ریال مسیو ملکم 10000ریال های کی گلزار 10000 ریال جمشیدی 10000 ریال طباطبایی 5000 ریال حاج اسماعیل قنبری 5000 ریال حاج حسین رضا 5000 ریال حاج خلیل دوانی5000 ریال عباس محمدیان 4000 ریال بعلاوه عده دیگری از تجار هستند که مندرجا در شرکت مزبور اسم نویسی نموده وحاضر شدهاند که سهام شرکت مزبور نیز ابتیاع نمایند مقدمات تاسیس این شرکت فراهم وقریبا اساسنامه ان به ثبت خواهد رسید ومشغول کار میشوند
برای تکمیل شرکت کشتی رانی جلساتی علی متناوب در اداره حکومتی تشکیل وتا کنون عده زیادی از تجار با سهام مختلفه در شرکت مزبور وارد گردیده اند با جدیتی که برای انجام منظور از طرف حکمران به عمل میاید قطعا به زودی جمع اوری سرمایه که اصل مقدماتی است خاتمه وبرای خرید کشتی اقدام به عمل خواهد امد
روز دهم اسفند مجلس سربازگیری برای رسیدگی وختم دوسیه های سنه ماضیه به طور فوق العاده تشکگیل وپس از بازدید امور لازمه خاتمه پذیرد
رئیس بی سیم تهران برای رسیدگی به امور نصب بی سیم ساحلی امروز به بوشهر وارد گردید
شنبه 23 اسفند
برحسب معمول به احترام ومناسبت شب نهم ذیحجه لیله عرفه جمعیت کثیری از خانمها واقایان و ازدحام داشتند خانمها واقایانم به اصول تمدن وطرز تجدد با مسرت خاطره با یکدیگر مصاحبه مینمودند
بوشهر 22اسفند ---به مناسبت تصادف روز 21جاری با عید غدیر مراسم سلام در اداره حکومتی در مقابل تمثال مقدس اعلیحضرت همایون شلهنشایی به عمل امد برحسب دعوتی که از طرف حکمران بنادر به عمل امده بود روسای ادارات ودوائر دولتی اعضاء اطاق تجارت وانجمن بلدی با لباسهای رسمی در مراسم مزبور حضور یافتند
تمام روزها مجالس خانوادگی بوشهر مناسبت نهضت مقدس بانوان که اکنون تمام بنادر جنوب ..... یافته است منعقد میباشد ....................مزبور برای اشنایی اقایان وخانم ها با کمال .... دوام سلطنت اعلیحضرت همایون شاهنشایی را خواستارند
2شنبه 25 اسفند
بعد از ظهر جمعه 15 جاری مسابقه فوتبال بین دسته فوتبالیست نظامیان بحریه انگلیس مامور مانور ناوی وتیم دبیرستان سعادت در میدان واقعه در خارج شهر به عمل امد یک گل در مقابل هیچ به نفع نظامیان تمام شد
روز 5شنبه 14 جاری گتری قماش که قسمت عمده ان پارچه ابریشمی بود به وسیله شهربانی در ساحل دریا یک فرسخی بوشهر مکشوف گردید موضوع تحت رسیدگی است
بوشهر 24 اسفند ---- به مناسبت مولود اعلیحضرت همایون شاهنشاهی جشن مجللی در دبیرستان سعادت منعقد وحکمران بنادر و روسای ادارات وتمام کارکنان معارف با خانم ها یشان در جشن مزبور دعوت داشته وقریب به ششصد نفر در این جشن حضور به هم رسانده بودند عملیات ورزش توسط دوشیزادگان وپسران برطبق برنامه انجام شد وسپس مراسم نهال کاری با تشریفات شایسته انجام ومجلس با فریاد وهلهله زنده باد همایون شاهنشاه پهلوی خاتمه یافت
برگرفته از وبلاگ زرتشت دوانی
در اين شهر, آثار تاريخي متعددي وجود دارد كه مهمترين و معروفترين آنها, عبارتند از: بازار قديم, تَل ارامنه نزديك بازار قديم, ساختمان مدرسه سعادت, كليساي ارامنه گريكوري, كليساي مسيح مقدس, ساختمان اميريه سابق (شهرداري سابق) آب انبار قوام, مسجد جامع, ساختمان استانداري سابق (و پيش از آن مقر ژنرال كنسول انگليس), ساختمان گمرك(چهار برج), ساختمان عظيم و نيمه مخروبه مَلِك (ملك التجار) در بهمني, عمارت دريابيگي (محل سابق كارخانه يخسازي و برق) نزديك جفره و عمارت ژرمني (مقر سابق فرماندهي انگليس كه اشتباهاً آن را ژرمني مىنامند) و عمارت سبز آباد.
مسجد امام حسن مجتبی(ع) (سیاهگلاسابق)
این مسجد واقع در محلهی جبری میباشد. قدمت این مسجد به 150 سال میرسد (براساس گفتههای بزرگان محل ) . گفته میشود در آن زمان افرادی از شهرستان خورموج و روستاهای اطراف مانند کُردو وارد بندر بوشهر میشوند و در این قسمت محلهی جبری ساکن میشوند. این افراد از نظر رنگ پوست کمی سیاه بودند و حرفه اصلی این افراد دریانوردی بوده است.
این افراد همیشه در هر کاری به صورت دستهجمعی حرکت میکردند و به همین دلیل، این محل را به نام محلهی "سیاهگلا" نامگذاری کردهاند، [افرادی مهاجر و سیاهپوست که به صورت گروهی حرکت میکردند] و مسجدی هم که بعدها در این محل ساخته میشود به نام مسجد "سیاهگلا" شناخته میشود، البته باید گفت که از همان زمان تأسیس، مسجد به نام "امام حسن مجتبی" بوده است ولی چون در محلهی سیاهگلا بوده برای اهالی بوشهر هم با نام محل شناخته شده است.
از کلیدداران و سازندگان این مسجد میتوان به حاج حیدر دشتی به عنوان بنیانگذار این مسجد و پسرش حاج غلام علی دشتی اشاره کرد و بعد از این بزرگواران میتوان از مرحوم حاج علیاکبر گُنبدی، مرحوم حاج حسین اُفسی (معروف به جماتی ـ ایشان 50 سال به عنوان کلیددار این مکان بوده است) و بعد از فوت ایشان یعنی در سال 1376 ه.ش کلید این مسجد در دست آقای محمد خوردبین جای میگیرد که برای ایشان از خداوند منان خواستار طول عمر باعظمت هستیم.
در مورد بازسازی این مسجد گفته میشود که 2 بار به طور کلی تخریب گردیده و از نو ساخته شده است که میتوان به سال 1335 ه.ش اشاره کرد و بار دوم هم در سال 1364 ه.ش که به طور کامل تخریب گردیده و از نو ساخته شده است.
صحن این مسجد هم در همان سالهای اولیه ساخته شده است و در سال 1364 ه.ش کاملتر شده و به صورت امروزی که مشاهده میشود در میآید.
صحن این مسجد نوحهخوانان بیشماری را در دل خود جای داده است که میتوان از کرم غریبی، مهدی زبردست، مندلی کشتکار، غلامرضا بهی، جواد دشتیان، مرحوم احمد پژنگ، علی نیکزاد، مرحوم صادق ملاح و از سال 1383 ه.ش آقای حبیب چاه شوری به عنوان نوحهخوان رسمی این مسجد نام برد. در این مسجد هم مانند اکثر مساجد دیگر بندر بوشهر مراسم مختلف مانند تعزیه طایفه بنیاسد و ... انجام میشود.
خانه و موزه شهيد رئيسعلي دلواري
خانه و موزه شهيد رئيسعلی دلواری در شهر دلوار به فاصله 45 كيلومتری جنوب بوشهر واقع گرديده است . دلوار مركز بخش ساحلی تنگستان و زادگاه رئيسعلی می باشد . مبارزات شهيد رئيسعلی دلواری بر عليه تجاوز انگليس به بوشهر در بيش از 80 سال پيش ، خاطره ای بس شگرف و فراموش نشدنی در ذهن مردم منطقه بر جای گذاشته است.
امامزاده عبدالمهيمن
مقبره اين امامزاده در محله امامزاده بوشهر واقع است.گنبد آن خشخاشي هشت ترك و اندود با گچ،و رواق در چهار طرف به صورت ايوان مي باشد كه حكايت از گنبد سازي دوران قاجاريه مي نمايد.به استناد نوشته لوحه نصب شده به رواق داخلي آن،امامزاده از اعقاب حضرت عباس بن علي بن ابي طالب (ع) مي باشد.وي سيدي فقيه و پاك سيرت بود كه به زمان خلافت هارون الرشيد،پس از مسافرت به كشور مصر،در بوشهر ساكن و به سال 312 هـ .ق فوت نموده است.بناي قديمي اين آرامگاه در اثر زلزله به كلي خراب شده و حدود يك سده پيش تجديد بنا گرديده است.
گنبد سليمان بن علي
در كنار جاده ديلم و تقريبا در خارج شهر گنبدي عظيم با سطح پلكاني و كاشيكاري به رنگ آبي تيره قرار دارد كه به گنبد سليمان بن علي معروف مي باشد.سبك ساختمان گنبد ،جلوه اي از معماري قديمي سواحل خليج فارس دارد و مشابه گنبد دانيال نبي در شوش و متاثر از سبك معماري معبد سازي هندي است.مردم محل معتقدند كه سليمان بن علي از اولاد حضرت زين العابدين امام سجاد (ع) مي باشد.
در شمال شرقي گناوه بقاياي اطلال قديمي وجود دارد كه به نام تل گنبد مشهور است و بقاياي عمارتي به چشم مي خورد كه آثار پي چهار طاقي قديمي در آن جلوه گر است و آثار غرفه هايي به طول و عرض شش در پنج متر آشكار مي باشد . ظاهرا به نظر مي آيد كه به علت ارتفاي نسبي تپه ، معبد يا آتشكده بوده است زيرا نوع ديوار سازي ، مصالح ساختماني و موقعيت بنا سبك ساختماني آتشكده هاي ساساني در جنوب فارس و از جمله فيروزآباد را به بيننده القا مي كند.
توديو
اين غار در كنار جاده گناوه ديلم و در صخر ه اي كه 82 متر عرض دارد واقع شده است . به گوش بوميان ( توديو ) يعني خانه ديو خوانده مي شود . براي رسيدن به غار لازم است كه صخره را دور زده و از پشت وارد آن شد . غار داراي حفره اي به طول 40/3 سانتي متر و عرض 60/1 سانتي متر است . دالان اصلي غار با طول 5 متر به عرض 5/2 متر داراي چهار طاق مي باشد. طاق اول با گودي 2 متر و عرض 5/1 متر و ارتفاع 80/1 متر و طاق دوم با عرض 2 متر ،طول 60/1 متر و ارتفاع 80/1 متر است و با تشابه تقريبي اندازه ها به مصنوعي بودن آن مي توان پي برد.
جنس غار از نوع سنگ رسوبي است و در آخر دريچه ديده باني به طول 55/2 متر و پهناي 80/1 متر را به ديدن منظره زيباي خليج فارس دعوت مي كند، ارتفاع دهانه غار با سطح پائين صخره 5/5 متر مي باشد.
بوميان در اين باورند كه غار در گذشته پناهگاه دو ديو بوده و با كشتن ديوي كه درغار خوابيده بود،ديو دوم كه براي شكار به بيرون از غار رفته بود از ماجرا خبردار شده و مي گريزد و با رفتن خود،به كابوس وحشتناك ديو ها پايان مي بخشد.
كلات موند
در دامنه كوه مند در فاصله 30 كيلومتري خورموج در جنوب روستاي حيدري و در ارتفاعات سنگي مشرف به بستر قديمي رودخانه سيلابي ،آثار حجاري هايي در دل صخره اي بلند وجود دارد. نماي خارجي معبد كلات عبارت است از يك سكوي اصلي با سقف قوسي شكل و دو مدخل ديگر و ده حفره به شكل روزنه هايي در طرفين سكوي اصلي كه به منزله نورگيرها يا پنجره رواق هاي اصلي معبد مي باشد.به نظر مي رسد قسمت مياني ،مكان جلوس كاهنان يا مقربان و انجام مراسم مخصوص مذهبي بوده است.نكته قابل توجه در معبد كلات وجود چاههاي متعدد در اتاق هاي پائيني است كه به نظر مي رسد جهت دفن اموات يا نگهداري استخوان آن ها حفر شده است .
آب انبار قوام
ساختمان آب انبار قوام در محوطه بازي در جانب غربي شهر بوشهر(كنار دريا)قرار گرفته و مربوط به يكصدو پنجاه سال قبل مي باشد كه با مصالح محلي در زمان قاجاريه ساخته شده است . اسكلت اصلي و طاق آن از سنگ هاي رسوبي خيلي مقاوم با سه دهانه ستون بندي به وسيله چهار طاق پوشيده شده ، دو متر از آب انبار خارج از زمين و 60/2 متر در داخل زمين قرار دارد . داخل آب انبار با پوشش ساروج بسيار مقاوم ساخته شده است . در نماي خارجي به فاصله معيني پنجره هايي به ابعاد 90/120 تعبيه شده است . در حال حاضر از اين آب انبار بعنوان چاي خانه سنتي استفاده مي شود .
بندر سي نيز (شي نيز )
آثار خرابه هاي سي نيز قديم در دامنه هاي ارتفاعات تپه مانند ، نزديك خور امام حسن و در حدود 20 كيلومتري بندر ديلم واقع است. تا سال 321 هـ ق كه آغاز قيام قرمطيان است بندري آباد و پر رونق بوده است ، در اين قرمطيان آن را ويران كردند . در سي نيز قديم اطلال آكنده از سنگ ، ملاط گچ و سنگ هاي دريايي ، حصار خانه ها ، آب انبار ، چاه ، آب ريز و گرمابه كه بر روي هم انباشته شده اند وجود دارد .
مسجد بردستان
مسجد بردستان بر روي تپه اي در كنار روستاي بردستان از توابع شهرستان دير واقع شده است . اين مسجد از يك عمارت مربع مستطيل با يك مدخل كوچك و شبستان وسيع تشكيل شده است ، شبستان براي روشنايي و هواگيري، فضاهاي درگاه مانندي دارد كه از داخل و خارج با گچ بر هاي زيبايي تزيين شده اند .بر فراز شبستان ، بادگيري به سبك معمول در جنوب ايران ساخته شده است كه خنكي و مطلوبيت هواي درون شبستان را تامين مي كند . اين مسجد در سال 1273 هـ ق توسط حيدر ان دشتي تعمير شده است . كتيبه اي در درون يكي از اتاق هاي مسجد وجود دارد كه تاريخ تعمير آن در سال 852 هجري نشان مي دهد و گمان مي رود از بناهاي قرون اوليه اسلامي باشد .
اين كليسا در شهر بوشهر قرار دارد و نمونه بسيار جالبي از صنعت معمار ايران است . تمام پنجر ه هاي آن داراي شيشه هاي الوان ايراني است .
چشمه هاي آب گرم
چشمه آب باد اهرم چشمه آب گرم مير احمد واقع در جاده خورموج چشمه آب گرم دالكي (دهستان دالكي) .
عمارت ملک و پارک ساحلی آب شیرین کن
مجموعه ساختمان های عمارت ملک در حدود 100 سال قدمت دارد ودر نزدیکی میدان بهمنی شهرستان بوشهر قرارگرفته است. مساحت زیربنای آن 4000 متر مربع بوده و در دوره قاجاریه توسط معماران فرانسوی با مصالح محلی احداث شده و درب و پنجره آن زیر نظر مهندسین فرانسوی ساخته شده است. عمارت متعلق به یکی از ثروتمندان بوشهر به نام محمد مهدی ملک التجاره بوده است این کاخ توسط متجاوزین انگلیس اشغال شده و به صورت مقر نظامی آن ها در آمد. آن ها بعد از سال ها استقرار در این کاخ با ورشکست شدن ملک التجار(صاحب اصلی کاخ) لوازم نفیس آن را با قیمت کم خریداری کرده و با خود بردند. در اواخرسلطنت رضا شاه این عمارت که خوابگاه نظامیان شده بوده و پس از چندین بار بازسازی رو به ویرانی نهاد و متاسفانه به خاطر وسعت زیاد هنوز مرمت نشده است.
نوع و سبک معماری از سبک ساختمان سازی دو قرن پیش سواحل خلیج فارس که به بنگله معروف است تاثیر گرفته است و دارای یک قسمت استحفاظی , بارو و شاهنشین و قسمتی به صورت چند ایوان و اتاق های مسکونی است .
پارک ساحلی آب شیرین کن هم در نزدیکی عمارت ملک و روبروی دانشگاه خلیج فارس قرار دارد که خیلی با صفا و زیباست . یک قسمت از این پارک جزء منطقه نظامی است ولی با این حال بازدید امکان پذیر است . رستوران سنتی و کافی شاپ هم در پارک موجود است و از پیتزا سمبوسه های خوشمزه پارک آب شیرین کن هم بی نصیب نمانید . پارک آب شیرین کن در اوایل فصل بهار از همیشه سر سبزتر و زیباتر است .
برگرفته از لیان ابوشهر
ارجان َ ايّتها الجيادُ فانه
عزمي الذي يَدع ُ الوشيج مکسّرا.
و قال ابوعلي : ارجان وزنه فَعّلان و لاتجعله افعلان لانک ان جعلت َ الهمزة زائدة جعلت الفاء والعين من موضع واحدو هذا لاينبغي ان يحمل علي شي لقلته اَلاتري انه لايجي منه الا حروف قليلة فان قلت َ اِن فعلان بناء نادر لم يجي في شي من کلامهم و افعلان قدجاء نحو انبجان و ارْوَنان قيل هذاالبناءُ و ان لم يجي في الابنية العربية فقد جاء في العجمي بکم اسماً ففعلان مثله اذا لم يُقَيّدْ بالالف والنون و لايُنکر ان يجي العجمي علي مالاتکون عليه امثلةُالعربي الاتري انه قدجاءَ فيه نحو سَراويل في ابنيةالاًّحاد و ابريسم و آجُرّ و لم يجي علي ذلک شي من ابنية کلام العرب فکذلک ارجان و يَدُلّک علي انه لايستقيم ان يُحْمَل َ علي افعلان ان سيبويه جعل اِمًّعة فَعًّلة و لم يجعله اِفعَلة بناء لم يجي في الصفات و ان کان قدجاءَ في الاسماء نحو اِشفَي و اِنفَحَة و اِبيَن و کذلک قال ابوعثمان في اِمّا في قولک امّا زيد فمنطلَق انک لو سميت َ بها لجعلتَها فعّلا و لم تجعلها اِفعَل لما ذکرنا و کذلک يکون علي قياس قول سيبوَيه و ابي عثمان الاِجاص والاجّانة و الاِجار فِعّالاً و لايکون اِفعالاً والهمزة فيها فاءالفعل وحکي ابوعثمان في همزة اِجّانة الفتح و الکسر و انشدني محمدبن السري :
اراد اللّه ان يُخزي بُجيراً
فسلّطني عليه بارّجان .
اصطخري گويد: ارّجان شهريست بزرگ و کثيرالخير و در آن نخيل و زيتون بسيار است و داراي ميوه هاي سردسيري و گرمسيري است و اين ناحيه برّي و بحري و سهلي و جبلي است ، آب آن فراوان ، مسافتش تا دريا يک روزه راه است و بين ارّجان و شيراز شصت فرسنگ است و بين آن و سوقالاهواز نيز شصت فرسنگ. و نخستين کسي که به روايت ايرانيان آنرا بنا کرد قباذبن فيروز پدر انوشروان عادل است ، آنگاه که سلطنت را از برادر خود جاماسب بازگرفت و با روميان غزو کرد و از دياربکر دو شهر ميّافارقين و آمد را فتح کرد و آن دو در تصرف روميان بود وي بفرمود تا شهر مزبور را در سرحد فارس و اهوازبنا کردند و آنرا «اَبَرقُباذ» ناميد و اين همانست که ارّجان خوانده ميشود و در آن شهر قباد اسراي دو شهر مذکور را ساکن گردانيد آن ناحيه را کوره اي کرد و روستاهائي از رامهرمز و کوره شاپور و کوره اردشيرخره و کوره اصفهان بدان ضميمه کرد. گويند در فتوح اسلام ذکر ارّجان آمده است و ياقوت گويد ندانم مُراد همين موضع است يا جز آن ، يا يکي از دو روايت غلط است وهم گويند بعض کوره ارجان متعلق به اصفهان بود و بعض آن متعلق به اصطخر و بعض آن متعلق به رامهرمز و درعهد اسلام مجموع آنها را کوره واحد کردند و آن از کُوَر فارس محسوب شد. احمدبن محمدبن الفقيه گويد: حديث کرد مرا محمدبن احمد الاصبهاني که در ارّجان غاريست در کوهي که از آن آبي شبيه بعرق از سنگي بجوشد و ازآن مومياي سپيد نيکو گيرند و اين غار دري آهنين و نگهبانان دارد و آن در بسته است و بمهر سلطان ممهور است مگر در سال يک روز که قاضي و شيوخ بلد گرد آيند ودر حضرت ايشان آن در بگشايند و مردي ثقه عريان داخل شود و آنچه از موميا جمع شده گرد کند و آنرا در قاروره اي کند و وزن آن در حدود صد مثقال باشد پس بيرون آيد و در را ببندند و مهر کنند و مجموع موميا را نزدسلطان برند و خاصيت آن علاج هر گونه شکاف يا شکست استخوان است ، به کسي که استخوانش شکسته باشد بمقدار عدسي از آن بنوشانند، با نوشيدن اول استخوان منجبر شودو در وقت صلاح پذيرد. بشّاري و اصطخري گويند که اين غار در کوره دارابجرد است و ياقوت گويد من آنرا در جاي خود ياد کنم . از ارجان تا نوربندجان (نوبندگان ) شيراز بيست وشش فرسنگ است و بين آن دو شعب بوّان است که بکثرت درختان و نزهت موصوف است و جماعت بسيار از اهل علم به ارّجان منسوبند از جمله ابوسهل احمدبن سهل الارجاني و ابوعبداللّه محمدبن حسن الارجاني و ابوسعد احمدبن محمدبن ابي نصر الضرير الارجاني الجُلکي الاصبهاني و قاضي ابوبکر احمدبن محمدبن الحسين الارجاني الشاعر. (معجم البلدان ). مولف مجمل التواريخ والقصص گويد: [ قباد ] بر سرحدّ پارس شهري بنا کرد «به از ايمدُکواد
دوستان فاضلی مانند اقای دکتر لیراوی- خلیفه زاده علیمرادی و... در این زمینه چه می گویند
قرمطيان بحرين
عبدالله مرادعلي بيگي
جنبش اسماعيليان قرمطي، يكي از گستردهترين جنبشهاي فكري ( سياسي ـ مذهبي) و از پرتوانترين خيزشهاي نظامي در ضديت با خلافت غاصبانهي عباسيان شمرده ميشد. اين جنبش به مانند اكثر قريب به اتفاق جنبشهاي ضد خلافت در اين دوران، ماهيت شعوبي داشت.
عبدالله حمدان قرمط،1 بينانگذار اين جنبش، از مردم « بندر ديلم» در كناره خليجفارس بود و از
تربيت يافتگان سازمان اسماعيلي به شمار ميرفت. ميمون قداح اهوازي و پسرش عبدالله
بنيانگذاران سازمان اسماعيلي و از دعوتگران اوليه و اصلي به امامت اسماعيل فرزند ارشد امام جعفر صادق (ع) و پسراسماعيل، محمد بودند.
عبدالله حمدان كه در سالهاي مياني قرن سوم هجري قمري در شهر كوفه ميزيست، در ميان مردم به تقوا و پارسايي شهره بود و همه او را به خردمندي ميستودند و در تدبير و سياست مظهر هوش ايرانياش ميشمردند. وي به سبب مردمداري و بلند نامي در آزادگي و عدالتخواهي، همواره مورد وثوق مردم و طرف رجوع ستمكشيدگان از جور دستگاهي خلافت، از شهرهاي دور و نزديك، به ويژه از شهرهاي ايرانينشين ميان رودان و سواحل خليجفارس بود. در قيام صاحبالزنج (ميان سالهاي 254 تا 270 هجري قمري)، وي از جمله كساني بود كه در شوراندن ستمديدگان رنجبر بر عليه بيدادگريهاي حاكم، نقشي فعال داشت.
عبدالله قرمط تا به آخر سخت بر اين اعتقاد استوار بود كه سرانجام، مردم ايران قدرت را از عرب باز پس ميگيرند. 2 باز آوردن استقلال ايران و اعاده حاكميت ايرانيان، همواره اعتقاد و آرمان استوار همهي مبارزان ايراني در تمامي جنبشهايي بود كه به صورتهاي مختلف بر عليه خلافت غاصب (از اموي و عباسي) پيكار ميكردند. عبدالله قرمط براي تحقق اين آرمان بزرگ ملي و سياسي ايرانيان، كه يكي از اصول اساسي مبارزاتي جنبش وي محسوب ميشد، به تلاش برخاست و رزميگران و سرشار از سلحشوري و ايثار پي افكند.
وي به سال (277 هجري قمري) ، يعني حدود هفت سال پس از كشته شدن صاحبالزنج، در سواد شهر كوفه، مركزي به نام « دارالهجره» بنا نهاد و به نام محمدبن اسماعيل، امام قايم منتظر اسماعيلي قرمطي، به دعوت و سازماندهي گروههاي مبارز شيعه پرداخت. بايد دانست كه اسماعيليان قرمطي، برخلاف اسماعيليان فاطمي، قايل به امامان مستور نبودند. بلكه آنان، اسماعيل فرزند ارشد امام جعفر صادق (ع) را كه در حيات پدر در گذشته بود، امام هفتم و فرزند وي، محمد را مهدي قايم منتظر ميدانستند.3
با آشكار شدن دعوت جديد از سوي عبدالله قرمط، در اندك زمان، مردمان بسيار، از سراسر ميانرودان، هجر (بحرين) و خوزستان، كه از قبل به واسطهي دعوت داعيان پيشين اسماعيلي و وجود ميراث خونين قيامهاي پيدرپي گذشتهي فرقههاي شيعه، از اماميه (قيام كربلا، سرآغاز همهي قيامهاي شيعيان محسوب ميشود). كيسانيه و زيديه، زمينهي قبول داشت و دلهاي بسياري با اصول آن همراه بود، اين دعوت را پذيرا شدند و به آن پيوستند.
از ميان شاگردان و تربيت يافتگان عبدالله قرمط، داعيان بزرگي برخاستند كه « عبدان» داماد و كاتب او و دو خاندان ايراني « ذكرويه پسر مهرويه» و « ابوسعيد حسن بهرام گناوهاي» از همه مشهورترند.
ذكرويه پسر مهرويه و پسران او « يحيي» و « حسين» ناشر افكار اسماعيليان قرمطي در شمال غرب ميانرودان و شام شدند و ميان سالهاي (289 تا 294 هجري قمري) رهبري چند قيام خونين را در آن خطه بر ضد دستگاه خلافت عباسيان برعهده داشتند.4
كار دعوت در سرزمين بحرين (بحرين كرانهاي و جزيرهاي) برعهده ابوسعيد حسن بهرام گناوهاي سپرده شده بود. با گروش انبوهي مردمان به دعوت قرمطي، به ويژه از ميان ايرانيان كه اكثريت غالب جمعيت بحرين را تشكيل ميدادند، ابوسعيد در اولين سالهاي دهه هشتاد از قرن سوم هجري قمري، توانست شهرهاي هجر (گرا ـ هگر) و خط (پنيات اردشير) را به تصرف درآورد و دست غارتگران دستگاه خلافت را از سرزمين بحرين كوتاه سازد. بدين ترتيب ابوسعيد دولت ايرانيان قرمطي را در بحرين تاسيس كرد و شهر هجر را مركز اين دولت قرار داد. از اين دوران به تدريج شهر هجر به « لحسا» و شهر خط به « قطيف» نام بردار گرديد و تا امروز بحرين كرانهاي با همين نام قرمطي خود خوانده ميشود.
دولت قرمطي در سال (291 هجري قمري) بر سرزمين يمامه دست يافت و در سال (293 هجري قمري) سرتاسر سواحل جنوبي خليجارس و سرزمين عمان به دولت قرمطي پيوست.5
ابوسعيد در سال (301 هجري قمري) كشته شد و پسرش « ابوطاهر گناوهاي» پيشواي اسماعيليان قرمطي گرديد. دولت قرمطيان بحرين تا سال (349 هجري قمري) دوام داشت و تا برپا بود، دستگاهي جورپيشهي خلفا، آن را به درستي خطري بزرگ براي موجوديت خود ميدانست.
دليل وحشت بياندازهي خلافت بغداد از دولت قرمطيان بحرين تنها به واسطه بيباكي و زوروتيزي شمشير قرمطيان در مقابله با دستگاهي خلافت نبود. بلكه آن چه خواب راحت خلافت بغداد را آشفته ميساخت، نوع خاص حكومت اجتماعي بنياد گرفته بر قسط و عدل و شورا بود كه قرمطيان در بحرين مستقر ساخته بودند.
حكيم فرزانه و دين داناي ايراني، ناصرخسرو كه در سال (438 هجري قمري) در مصر بود به هنگام بازگشت به ايران از بحرين ديدار كرد، در سفرنامه خود به توصيف اين حكومت پرداخته است.6
جنبش قرمطيان كه خصمآشتي ناپذير دولت تلبيس خلافت بود، در حقيقت يكي از مظلومترين جنبشهاي پيكارگر عدالتخواه و ضد ستم ايراني نيز ميباشد كه در طول تاريخ هدف شديدترين تهاجمات كلامي مخالفان قرار داشته است. به طوري كه در زير ضربات بيامان تبليغات مسموم بدخواهان وابسته به خلافت جور، به گونهي جنبشي ضد اجتماع و اخلاق و مخالف دين و قرآن نموده شده است. تا آن جا كه چهرهاي غير واقعي و دور از انصاف از آن در تاريخها نوشته گشته ودرباور و ذهنهاي ناآگاه نشسته است.7
شرکت در انتخابات حق و تکلیف است. از حق خود در گزینش نماینده مجلس نگذریم و مسوولانه با شرکت در انتخابات ۲۴ اسفند عشق و علاقه امان به ایران اسلامی را یک بار دیگر به منصه ظهور برسانیم(( ... شهری بزرگ است بر لب دريا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و جامعی نيکو اما آب ايشان از باران بود و غير از آب باران چاه و کاريز نبود که آب شيرين دهد . ايشان را حوض ها و آبگيرها باشد که هرگز تنگی آب نبود ، و در آن جا سه کاروانسرای بزرگ ساخته اند هر يک از آن چون حصاری است محکم و عالی ، و در مسجد آدينه آن جا بر منبر نام يعقوب ليث ديدم نوشته . پرسيدم از يکی که حال چگونه بوده است گفت که يعقوب ليث تا اين شهر گرفته بود وليکن ديگر هيچ امير خراسان را آن قوت نبوده است . و در اين تاريخ که من آن جا رسيدم اين شهر به دست پسران اباکالنجار بود که ملک پارس بود . و خواربار يعنی ماکول اين شهر از شهر ها و ولايت ها برند که آن جا بجز ماهی چيزی نباشد ، و اين شهر باجگاهی است و کشتی بندان ، و چون از آن جا به جانب جنوب بر کنار دريا بروند ناحيت توه و کازرون باشد و من در اين شهر مهروبان بماندم به سبب آن که گفتند راه ها ناايمن است از آن که پسران اباکالنجار را با هم جنگ و خصومت بود و هر يک سری می کشيدند و ملک مشوش کشته بود ....))
بقعه امام زاده عبدالله مشهور به شاه عبدالله...
در قدیم به آن ابوالشاه می گفته اند، امامزاده عبدالله بن امام محمد باقر (ع) واقع در روستای شاه عبدالله کنار بندر تاریخی ماهرویان از معتبرترین اماکن مذهبی شهرستان دیلم می باشد، این بقعه که اخیراً مورد بازسازی جدی و گسترش قرار گرفته و بافت قدیمی خود را از دست داده است در محوطه منطقه بزرگ ماهرویان و قسمت شرقی آن بر بالای برآمدگی از سطح زمین به ارتفاع 4 متر از سطح دریا قرار گرفته است. در ضلع جنوبی آن بقعه ای به نام قدمگاه حضرت امام جعفرصادق(ع) وجود دارد که گفته شده امامزاده عبدالله فرزند امام محمد باقر (ع) می باشد.
در کتابهای «کنزالانساب» نوشته سید مرتضی علم الهدی و کتاب «بحرالانساب» امیر تیمور گورکانی به فرزندی به نام عبدالله برای امام محمد باقر (ع) نام برده شده است. و در کتاب «مقاتل الطالبین» تألیف ابوالفرج علی بن الحسینی اصفهانی بر مسموم شدن عبدالله بن محمد بن علی توسط فردی اموی که در دورانی فرمانداری منطقه ماهرویان را بر عهده داشته به میان آمده است...
در مورد چگونگی قتل این امامزاده توسط فرماندار اموی ماهرویان چنین نقل شده است که: عبدالله بن محمد (ع) بر مردی از بنی امیه نزول کرد آن مرد اموی به فکر افتاد که عبدالله را به قتل برساند. عبدالله این اندیشه را دریافت و به او گفت: «مرا نکُش تا در پیشگاه الهی برای تو یار و یاور باشم.» مرد اموی ابتدا به او وعده دوستانه داد و پس از ساعتی که سرگرمش کرد، شربتی مسموم به کامش ریخت و بدین ترتیب خون پاکش را به گردن گرفت...
دو روایت مردمی در بین مردم منطقه شاه عبدالله نیز سینه به سینه نقل شده و چنین حکایت داشته که قلعه ای در بندر ماهرویان به نام قلعه عبدالرحمن (همان فرماندار اموی) وجود داشته که تا چندی پیش نیز شالوده های آن در روستای شاه عبدالله بر بقایای مخروبه های شهر ماهرویان وجود داشته و بخاطر طرح توسعه حرم امامزاده عبدالله بعداً تخریب گردیده است و معتقدند که امامزاده عبدالله مدتی مهمان همین شخص اموی بوده و توسط ایشان به لحاظ جلوگیری از تشکیل پایگاه مردمی در منطقه و ترس ازدست دادن جاه و جلال خود مسموم شده و پس از فوت امامزاده عبدالله در همین منطقه مدفون شده است...
این حرم شریف هم اکنون مورد توجه شیعیان منطقه امامزاده عبدالله و حاشیه خلیج فارس بویژه شهروندان و همشهریانمان (شهرستان دیلم) مـی بـاشد. کـه همه ساله در بخشی از ایام سال مردم برای تجدید بیعت ،زیارت معنوی و برگزاری مراسمات مذهبی به جوار حرم شریف این امامزاده عزیمت می نمایند...
برگرفته از وبلاگ ماهرویان

مديركل اموراجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهرگفت:وجود مديريت منسجم در حوزه مباحث فرهنگي و اجتماعي باعث بهرهمندي بيشتر امور خواهد شد.
علي خليجي شنبه درنشست كارگروه اجتماعياستان بوشهرافزود: بخشي از مشكلات موجود در بخش فرهنگي و اجتماعي فقدان اعتبار و بخش مهمي نيز به علت نبود وحدت رويه در تصميمگيري و برنامهريزي امور است.
وي اظهارداشت: باتمام توفيقاتي كه كارگروه اجتماعي درسالجاري كسب كرده است،برخي كم لطفي و بيمهريها نسبت به اين كارگروه باعث شده تا اهداف تبيين شده به درستي محقق نشود.
وي اضافه كرد: شماري از دستگاههاي عضو كارگروه اجتماعي طرحهاي زيادي دارند كه بايد از محل اين اعتبار به آنها كمك شود اما تعريف و مصرف نشدن رديف اعتباري ۱۰۲۱۲در جايگاه خود مشكل ساز شدهاست.
مديركل امور اجتماعي و شوراهاي استانداري بوشهر در بخش ديگري از سخنان خود گفت: به رغم فرهنگ اعتقادي و باورهاي ديني مردماستان بوشهر و اهميت كانون خانواده دردين مبين اسلام، افزايش روند طلاق باعث نگراني شدهاست.
وي افزود: دفتراموراجتماعي استانداري بوشهر براي تصميمگيري صحيح، چند طرح تحقيقاتي و پژوهشي درمباحث اجتماعي امسال اجرا كردهاست كه رضايت مندي مردم از اجراي طرح ها، بررسي وضعيت جوانان شاغل در پارس جنوبي و مطالعات آسيبهاي اجتماعي در عسلويه از جمله اين طرحها است.
خليجي گفت:هدفگذاري درمباحث اجتماعي و فرهنگي واستفاده ازفرصتها و امكانات موفقيت برنامهها را افزايش ميدهد.
اين مقام مسوول گفت: استان بوشهر دربسياري از شاخصهاي فرهنگي و اجتماعي از لحاظ سخت افزاري با مشكل جدي روبرو است. ك/۲
فرزندان آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی
مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی دارای فرزندان برومندی بوده که عده ای از آنها در کسوت روحانیت و شماری دیگر نیز به عنوان معتمدین اهالی در بندر دیلم و بهبهان و سایر نقاط کشور از حسن شهرت برخوردار بود و منشا خدماتی بوده اند.
فرزند ارشد آن مرحوم آیت الله حاج شیخ میرزا عبدالوهاب شریعت بوده که سالیان متمادی در بندر دیلم به ترویج احکام شرع مشغول بودند.
مرحوم آیت الله شریعت در نجف و قم تلمذ نموده و از افراد مورد وثوق مرحوم حایری یزدی بزرگ موسس حوزه علمیه قم بشمار می روند که مدتی مسوولیت امور حسابداری حوزه مقدسه قم بعهده مرحوم آیت الله شریعت بوده است.
آن فقید به مساله امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ویژه ای داشته و در پرتو تدبیر ایشان و همت معتمدان و اهالی غیور و متدین دیلم در دوران حکوت ستمشاهی هیچ یک از مظاهر فساد اخلاقی در این دیار امکان و مجال عرض اندام نیافت و بعضا برخی از پیروان مذاهب ساختگی که قصد اقامت در دیلم را داشتند با پایمردی این روحانی و حمایت متدین- به دیگر نقاط عزیمت می کردند و اهالی یکدست از پیروان مذهب جعفری و شیعه اثنی عشری بوده است.
بسیاری از مناسبتهای مذهبی که حتی تکریم و پاسداشت آن در دیگر نواحی مجاور کمتر بچشم می خورد بشدت مورد توجه مردم بود و بی شک حضور بیت فقاهت و روحانیت در اشاعه این فرهنگ تاثیر گذار بوده است.
ایشان در نجف اشرف با اهل و عیال سکونت داشته که در پی درخواست معتمدین بندر دیلم منجمله مرحوم حاج بشیر بشیری از آیت الله حکیم بزرگَ مرحوم آقای شریعت از سوی ایشان مامور عزیمت به دیلم و تصدی تمشیت مسایل دینی و مذهبی اهالی شده است و برغم اینکه در سطوح عالی علمی و اجتهاد قرار داشتند اما عمل به تکلیف دینی مد نظرشان بود.
بسیاری از روحانیون- وعاظ و شخصیتهای قرانی کشور در چندین دهه ملجا خود در بندر دیلم را این روحانی می دانستند.
برگزاری مراسم دعا و توجه به اقامه نماز جماعت در مسجد معروف به ایرانی که هم اینک بنام نامی صاحب الامر و الزمان عجج نامیده می شود از جمله فعالیتهای ایشان بود.
این روحانی سرانجام در فروردین ماه ۱۳۶۵ رحلت نمود و در آرامگاه ابوحسین قم دفن شد.
مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ جعفر سلیمانی اعلی الله مقامه و مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ جواد سلیمانی رحمت الله علیه از دیگر فرزندان مبرز مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی بودند که در پایگاههای ترویج تشییع علوی در شهرهای دیلم و بهبهان خدمات و مجاهدتهای زیادی نمودند( اطلاعات تکمیلی در مورد این دو روحانی جلیل القدر پس از تنظیم ارایه می شود)
همچنین جناب حجت الاسلام حاج شیخ عبدالنبی سلیمانی نیز از روحانیون بنام در مناطق جنوبی کشور است که در دوران مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی نقش موثری داشت و بر اثر مبارزات ناچار به ترک دیلم و عزیمت به اهواز شدند و سالیان درازی است که به عنوان مدرس حوزه در اهواز اشتغال دارند.
آقایان حاج مرتضی سلیمانی- حاج ابوالقاسم سلیمانی- حاج تقی سلیمانی- حاج اسماعیل سلیمانی. اسدالله سلیمانی و حاج محمد طاهر سلیمانی( مهندس محمد طاهر سليماني نقش عمده اي در احداث كتابخانه امام جعفر صادق بندر ديلم داشته اند) از فرزندان برومند آن روحانی بزرگوارند که در کسوت روحانیت نبوده اما به دلیل احترام و اعتماد اهالی در بندر دیلم و بهبهان مورد رجوع مردم در مسایل اجتماعی و فرهنگی می باشند.
حجت الاسلام حاج شیخ رحيم (يدالله) سلیمانی و حجت الاسلام حاج شیخ علی سلیمانی از نوه های مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی می باشند که در کسوت روحانیت مسیر خدمتی را که سلف شریفشان به دین مبین و مردم متدین به آن اهتمام داشتند استمرار می بخشند.
مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی
ایشان فرزند آیت الله آقا شیخ سلیمان در بهبهان متولد شد و از جوانی مقدمات علوم را نزد والد علامه خویش و سایر علمای طراز اول بهبهان تلمذ نمود و تا حدود سطح را در این شهرستان که براستی مهد علم و دانش و فرهنگ و دیانت بوده بپایان رساند.
وی برای استفاده بیشتر از رشحات فقه جعفری و ادامه تحصیل رحل اقامت به نجف اشرف و کربلای معلی افکند و از محضر علمای بزرگ و مدرسان بنام مانند آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی حایری کسب فیض می نماید تا به مقام شامخی از فقاهت دست می یابد.
مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین سلیمانی اعلی الله مقامه بدستور مرحوم شیرازی برای تبلیغ و ترویج شرع مقدس به زادگاهشان بهبهان عزیمت می کنند و منشا خدمات زیادی در این دیار می شوند.
به دلیل همجواری بهبهان با بندر دیلم و به تقاضای اهالی دیلم رهسپار این بندر محروم و دور افتاده و فاقد ابتدایی ترین امکانات می شود.
این عالم روحانی و وارسته بدور از تشریفات بود و برغم محرومیتهای آنروز منطقه در بندر دیلم اقامت گزیده و حدود ۴۵ سال متوالی در این شهر مرزی به ترویج احکام اسلام همت می گمارد.
منزل ساده و محقر آن روحانی جلیل القدر ملجا مردم محروم منطقه بود که خوشبختانه به همت ورثه محترم آن فقید سعید و با تقبل هزینه مبدل به کتابخانه امام جعفر صادق(ع) بندر دیلم شده است و انتظار دارد متولیان امر در صیانت و حفاظت از این مرکز علمی که یادگار مجاهدت عالمان وارسته مذهب جعفری است دقت بیشتری داشته باشند.
مرحوم حاج آقا شیخ محمد حسین سلیمانی از مناعت طلع و روحیه والا یی برخوردار بوده و ساده زیستی- حسن خلق و ملاطفت و مهربانی و خیر خواهی ایشان زبانزد اهالی بندر دیلم و ساکنان شریف منطقه لیراوی بوده است.
ایشان دارای طبع فوق العاده و خوش قریحه و اهل شعر بوده است که متاسفانه همانگونه که شرحش رفت به علت فقدان ابتدایی ترین امکانات تالیفات ایشان به زیور چاپ و نشر آراسته نشد که از جمله می توان به منظومه ای در فقه و حاشیه بر معالم الاصول اشاره کرد.
در سالیانی که حکومت ستمشاهی رضاخانی فعالیت روحانیت و عزاداری خامس آل عبا حضرت سید الشهدا را ممنوع کرده و ماموران محلی شدیدا با مظاهر دیانت و شریعت برخورد می کردند آیت الله سلیمانی با اشتیاقی وصف ناپذیر و علیرغم تنگناها و تضییقات به اقامه عزاداری سالار شهیدان پرداخته و پیشتاز مردم ولایتمدار بندر دیلم در این خصوص بود.
از نشانه های دلسوزی این روحانی متعهد و سختکوش این است که با هزینه شخصی و به دلیل فقدان آب اشامیدنی مبادرت به احداث آب انباری در محلی بنام " مغدر" که در محدوده دیلم واقع است- نمود که در مواقع خشکسالی و بی بارانی مورد استفاده اهالی قرار می گرفت.
این روحانی آگاه و اندیشمند که در همه ابعاد و به تمام معنا همراه و یاور مردم بود پس از چند دهه خدمت به فرهنگ و مذهب جان بجان آفرین تسلیم نمود و در آرامگاه ابوحسین در شهر مقدس قم دفن شد که همواره آرامگاه این روحانی محل زیارت اهالی و مریدان بوده است.
ادامه دارد......
تنظیم از: جناب آقای پرویز خلیجی
مرحوم مغفور آیت الله حاج شیخ سلیمان بن شیخ عبدالعلی بهبهانی از علما و فقهای نامدار دیار عالم پرور بهبهان که در دوره قاجاریه می زیسته و جد خاندان معصومیَ سلیمانی و شریعت محسوب می شوند.
آن عالم فرزانه از شاگردان مبرز و زبده شیخ اعظم انصاری و بسیار مورد ملاطفت و توجه آن شیخ قرار داشته بگونه ای که وقتی از مرحوم آخوند ملا حسین بهبهانی رحمت الله علیه برای ازدواج با دخترش خواستگاری می کند مرحوم شیخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه خود خطبه عقد و نکاح را قرائت و قباله نکاح به خط شریفشان تحریر و ممهمور می شود که موجود می باشد.
ایت الله شیخ سلیمان بعد از وفات استاد فرزانه اش مرحوم آیت الله العظمی انصاری به قصد تجدید دیدار با اقوام و خانواده از نجف به قصد بهبهان حرکت می کند.
در مدخل ورودی به کشور( آبهای ساحلی) وارد بندر دیلم که از مناطق دور افتاده اما در عین حال دارای رونق تجاری بوده مورد استقبال عمومی قرار گرفته و معتمدین و اهالی بندر دیلم از این روحانی فاضل درخواست می کنند بعنوان مرجع مسایل شرعی و پاسخ به مراجعات دینی و ترویج شریعت در این دیار اقامت گزیند که مورد موافقت آیت الله شیخ سلیمان قرار می گیرد.
با پذیرش توطن در بندر دیلم از اهل و عیال خود در نجف اشرف می خواهد که به سمت دیلم حرکت کنند.
پس از مدتی اقامت در بندر دیلم آن عالم روحانی و وارسته قصد مسقط الراس خود یعنی شهر بهبهان نموده و عازم آن شهر می شود.
در بهبهان تصدی محراب و منبر در محل گود بقال را پذیرا شده و ضمن اقامه نماز جماعت به ترویج احکام دین می پردازد.
این روحانی فاضل سالیان متمادی ملجا مردم این دیار بوده تا سرانجام در سال ۱۳۲۲ هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم نموده و در زمین و ملک شخصی خودشان که آنزمان در جوار قلعه و خندق قدیم بهبهان واقع بوده مدفون شده است که هم اینک مدرسه علمیه حجت ابن الحسن العسکری اروحنا فدا در آن محل واقع است.
آن عالم روحانی سه فرزند پسر بنامهای حاج شیخ علی معصومی. حاج شیخ محمد حسین سلیمانی و حاج شیخ علی شریعتی از خود بجا گذاشت که هر یک از آنها سالیان متمادی در شهرهای بهبهان. بندردیلم و هندیجان و مناطق همجوار آن مرجع رجوعات شرعی و دینی مردم بودند.
آیت الله حاج شیخ محمد علی معصومی ولد ارشد آیت الله شیخ سلیمان از معتمدین و مورد وثوق شیخ اعظم انصاری بوده و به درجه اجتهاد رسیده و عموم علمای نجف اشرف اجتهاد ایشان را تصدیق کرده اند.
ایشان علاوه فعالیت در عرصه های دینی و مذهبی از مبارزان با استعمار و عوامل آن بشمار می رود و شرح حالات و مبارزات سیاسی شیخ در کتاب فارس و جنگ بین الملل درج شده است.
این روحانی نستوه در سن ۸۴ سالگی به دیار باقی شتافت و بر اساس وصیتنامه در جوار قبر والد مرحومشان آقا شیخ سلیمان در قبله بهبهان مدفون شد.
ادامه دارد......
| تخریب بخشی از بارگاه امام زاده حسن |
| در تاريخ ۸:۲۰:۰۰ شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۶ (5 بار خوانده شده) |
|
|
از افراد مطرح و صاحب قلم و روزنامه نگار
مرحوم دیلمی پور از مشاهیر دیلم
برگرفته از وبلاگ ماهرویان

برگرفته از وبلاگ دیلمی یل


تئاتر دیلم دارای قدمت زیاد اما امروز برغم استعدادهای زیاد تئاتر دیلم کم فروغ

...... تصویری از بندردیلم در 121 سال قبل " و در آن مطلب، بخشی از سفرنامه ی دو فرانسوی آورده شد که حدوداً 121 سال قبل ( 1885 میلادی ) طی سفری تحقیقاتی در خطه ی جنوبی کشور، گذارشان به بندردیلم نیز می رسد. این سفرنامه که به دستور ناصرالدین شاه و توسط اعتماد السلطنه ترجمه شده است ظاهراً تنها ترجمه از این سفرنامه محسوب می شود و ترجمه ای که اکنون نیز از این سفرنامه در بازار موجود است و مورد استناد تاریخی قرار می گیرد همین ترجمه است.
در چاپ موجود، تعدادی طراحی از برخی مناطقی که این دو فرانسوی از آنها دیدن کرده اند نیز یافت می شود که مربوط به همان زمان است و البته از بندردیلم در میان این طراحی ها تصویری نیست. کنجکاوی مرا بر آن داشت تا طی جستجویی در اینترنت متن اصلی و فرانسوی این سفرنامه را پیدا کنم و ترجمه قاجاری آن را بازنگری کنم. خوشبختانه پس از جستجویی نسبتاً طولانی در اینترنت متن اسکن شده ی این سفرنامه ی کهنسال را پیدا کردم و در کمال تعجب تصویری از بندردیلم نیز دیدم که در چاپ بازاری آن موجود نیست و ظاهراً اولین تصویر یافت شده مربوط به دیلم در 120 سال قبل است. از این عجیب تر شکل ترجمه ی اعتماد السلطنه است که در ذیل با آن بیشتر آشنا خواهید شد.
ترجمه ای که اعتماد السلطنه از این سفرنامه بعمل آورده است ترجمه ای است که به ترجمه آزاد شناخته می شود. در ترجمه ی آزاد مترجم چندان خود را موظف به حرکت بر رد پای نویسنده نمی داند. بلکه محوریت کار را بر مضمون نوشته قرار داده به تناسب هم به اصل مطلب اضافه می کند و هم به دلخواه از آن کم می کند. این نوع ترجمه برای هر متنی بدون اشکال باشد برای ترجمه متون تاریخی که قرار است مورد استناد قرار گیرند مسلماً پذیرفته نیست. ولی پیش فرض ناصرالدین شاه در دستور به ترجمه ی آن و ذهنیت خود اعتماد السلطنه در ترجمه ی این سفرنامه علی الظاهر این بوده است که مطلبی جالب و خواندنی تهیه شود که هم اوقات خوشی صرف خواندن آن گردد هم پا به پای نویسنده از مناطق گوناگون دیدن شود. استناد تاریخی آنگونه که ما اکنون از آن سخن می گوییم مورد نظر آنان نبوده است و اصلاً در آن زمان این سفرنامه متنی تاریخی محسوب نمی شده است. از این رو مترجم چندان در بند جزییات نمانده و هر چه را از متن فهمیده در قرع و انبیق ذهنش پرو بال داده و حاصل دست کم در مورد این بخش از ترجمه این بوده است که تنها حدود 40 درصد به متن اصلی وفادار بماند. ولی نکته ای که جالب است به آن اشاره شود چند سطری است که اعتماد السلطنه در مورد خرابی مناطق دور از دارالخلافه طهران ،از خود و البته از زبان نویسندگان به متن اضافه می کند. شاید بدینوسیله می خواسته است شاه را از وضعیت اسف بار شهرها و مناطق دور از تهران باخبر کند که چون خود مستقیماً جرات ابراز آن را نداشته از زبان این دو فرانسوی آن را نوشته است.
در ادامه، نخست ترجمه ی اعتماد السلطنه آورده می شود با این توضیح که بخشهای قرمز رنگ در ترجمه ی او، قسمتهایی است که مطلقاً در متن اصلی نبوده است و مترجم از خود به متن افزوده است. سپس ترجمه ای که از متن فرانسوی این بخش از سفرنامه انجام داده ام، تقدیم می گردد. در ترجمه کوشیده ام وفاداری به متن اصلی و روانی ترجمه همراه با هم رعایت شوند.
ترجمه اعتماد السلطنه:
" بندردیلم شهر کوچکی است و در آن جا ایرانیان یک قلعه دارند و اطراف آن مختصر نخلستانی است. منزل ما در خانه ی حاکم است. به واسطه ی پنجره هایی که در اطاقها تعبیه کرده اند جریان هوا زیاد است و شخص به راحتی زندگی می کند. بندردیلم از بنادر بسیار خوب خلیج فارس است و در معنی تجارتگاه هند و ایران و عثمانی است. در این بندر کشتی زیادی از هر ملت دیده می شود ، [اما ایرانیان اهتمامی در آبادانی این بندر نمی کنند. هر نقطه ای که از طهران- مرکز دولتی – دورتر است به تناسب دوری، خرابتر است. بندردیلم که در منتهای جنوب ایران و سرحد است قهراً باید خرابتر از سایر جاهای دیگر باشد.] میرزا عبدالله خان حاکم بندردیلم شخص تاجری است و در این دو سه شبی که ما در آنجا بودیم هر شب با خان حاکم بالای بام مشرف به دریا می نشستیم. از اول شب تا وقت خوابیدن، متصل عاملهای خان می آمدند و خروج و ورود بارهای مال التجاره را به ارباب خود می گفتند و او ثبت بر می داشت.[ از وجنات خان پیدا بود که از تجارت فایده ی کلی می برد. ورود ما به بندردیلم یک نوع سعادتی بود. ما از این راههای بد و هوای گرم و هر نوع حوادث خلاص شدیم و به کنار دریا رسیدیم. از این به بعد آسوده خواهیم بود.] "
ترجمه پیشنهادی :
" بندردیلم شهر کوچکی است که خانه هایش همگی به گرد خانه ی خان ساخته شده اند. خانه خان عمارت بزرگی است با برج و باروهای بلند که از دور به شکل قلعه ای نمایان می شود. چند درخت نخل به این مجموعه زیبایی خاصی بخشیده اند. ما در سالنی بزرگ در عمارت خان منزل می کنیم. در این سالن، دیوار در نزدیکی کف اتاق دریچه های کوچک و متعددی دارد که از طریق آنها جریانی دائمی از هوای خنک و تازه آدمی را در بر می گیرد.
گرمای سوزان و طاقت فرسای عربستان در اینجا با نسیمی که از روی دریا می وزد ملایم می شود. اهمیت نسبتاً زیاد این بندر کوچک از این نظر است که استراحتگاهی است برای کشتی هایی که میان هند، ایران و عثمانی در رفت و آمدند. این بندر مملو از کشتی های خارق العاده ای است که قسمت عقب و بسیار بلندشان، آکنده از تزئینات چوبی است
میرزا عبدالله خان حاکم شهر، تاجر بزرگی است. هر شب روی مهتابی خانه که مشرف به دریاست، مباشران متعدد وی، یکی یکی برای ارائه گزارش به حضور می رسند و منشی ها گزارش های آنها را ثبت می کنند. تو گویی تجارتخانه ای اروپایی است.هر نفر پس از ورود دلیل آمدنش را می گوید و آنگاه بر می گردد. البته به علاوه ی آن تعارفات و آداب طولانی و پیچیده که به جز اتلاف وقت چیزی در پی ندارند. دفاتر ثبت که بسته می شوند، قلیانها روشن می شوند و همه ی این مردان ساعتها بی هیچ اندوه و غصه ای که به نظر بیاید در این شبهای مهتابی و دلپذیر مشغول کشیدن قلیان شده از هر دری سخن می رانند و در آن پایین امواج دریاست که آرام در حرکتند. و این جاست که آن سیمای آرام و با وقار مشرق زمین آنگونه که اکنون دوستش داریم باز جان می گیرد. "

توضیحی در مورد تصویر :
این تصویر توسط شخصی به نام Taylor طراحی شده است که یکی از چند طراح تصویرهای سفرنامه محسوب می شود. زیر تصویر عبارت زیر نوشته شده است: " بندر دیلم ، تصویر شده توسط تیلور بر اساس کروکی (croquis ) آقای هوسه. "
از این رو درباره ی این تصویر دو فرض می توان در نظر گرفت:
1- آقای تیلور بر اساس توصیفاتی که نویسنده از وضع ساختمانها و منطقه دیلم بدست داده است تصویری خیالی ترسیم کرده است تا سبب تنوع و جذابیت سفرنامه شود.
2- آقای تیلور با مشورت نویسنده و بر اساس راهنمایی های شفاهی نویسنده، تصویر دیلم را به آن صورتی که نویسندگان دیده اند، تهیه کرده است.
فرض اول را نمی توان پذیرفت زیرا اگر مستند طراح صرفاً توصیف نویسنده بود نمی دانست که در نزدیکی دیلم آرامگاهی است به شکل اتاقک کوچکی با گنبدی بر بالای خود. یعنی همانی که ما اکنون به گنبد سیّد می شناسیمش و در تصویر نیز دیده می شود. چون نویسندگان در سفرنامه هیچ ذکری از این آرامگاه در نزدیکی دیلم نمی کنند. دفن سیّد مرحوم بنا بر کاشی نوشته ی سر در آن مربوط به 1265 هجری قمری است. یعنی 163 سال قبل که حدوداً می شود 41 سال قبل از ورود این دو فرانسوی به دیلم. و این زمانی کافی است برای احداث اتاقک مقبره و گنبد بالای آن به آن صورتی که در تصویر دیده می شود، مضافاً بر این که فاصله میان گنبد سیّد و منطقه قلعه در تصویر، به تقریب با مسافت واقعی و فعلی مطابقت می کند. از این رو می توان فرض دوم را پذیرفت و قبول کرد که این همان دیلمی است که این دو فرانسوی در 121 سال قبل دیده اند.
نکته ی آخر این که استناد به متون سفرنامه ای با ترجمه های قدیمی غالب اوقات گمراه کننده است. از این رو ترجمه دوباره این متون برای استناد تاریخی به آنها ضروری است. از سوی دیگر سفرنامه های زیادی مربوط به ایران هست که توسط فرانسویان در قرن 19 نگاشته شده اند و هنوز ترجمه ای از آنها صورت نگرفته است و در میان آنها مسلماً می توان قطعاتی مربوط به جنوب و بندر دیلم یافت. پیدا کردن این سفرنامه ها و ترجمه ی بخشهای مربوط به دیلم آنها کاری است ضروری و شدنی که همت بسیار و وقت و حوصله ی کافی می خواهد. امیدوارم روزی کسانی این مهم را بر عهده بگیرند تا با کنار هم نهادن این قطعات تصویری نسبتاً کامل از گذشته های دور دیلم ساخته شود. به امید آن روز.
ساختمان کتابخانه امام جعفر صادق (ع) که توسط ورثه مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین سلیمانی بهبهانی ساخته و وقف شده است اما متاسفانه مسوولان امر اهتمام لازم را در زمینه صیانت از این موقوفه فرهنگی نداشته اند.
روزنامه پیک خجسته، به مدیریت مرحوم مصطفی خجسته، فرزند مرحوم غلامعلی فرزند خواجه غلامحسین کازرونی، معروف به آقادائی، در سال 1327 شمسی آغاز به انتشار کرد و حدود ربع قرن، بدون وقفه، در شیراز منتشر شد. مندرجات روزنامه پیک خجسته، بیشتر در زمینه مسایل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و دفاع از منافع مردم جزایر خلیج فارس و صفحات جنوب تنظیم می شد.
مرحوم خجسته که از نویسندگان خونگرم و مبارز فارس بود علاوه بر نشر روزنامه، به تحقیقات تاریخی نیز می پرداخت و کتاب (بحرین در دو قرن اخیر) که چاپ شده و طی آن با مدارک متقن تاریخی، حاکمیت ایران بر جزایر بحرین به اثبات رسیده، از کارهای تحقیقاتی اوست.
نگارنده این سطور با این روزنامه در زمینه تهیه مسایل تاریخی و اجتماعی همکاری نزدیک داشته است
****************************************************************
پرویز خلیجی که پدرش نخستین خبرنگار دیلمی بوده است از ۱۷ سالگی(یعنی سال ۱۳۳۴ و ۳۵ ) با همکاری خبری با هفته نامه فریاد خوزستان(اهواز ) و پیک خجسته (شیراز) و آیندگان و... وقایع و اتفاقات و نیاز های شهر دیلم و بلوک لیراوی را انعکاس داده است و خوشبتختانه هم اکنون نیز در این زمینه فعال می باشد
***************************************************************
جمله مى توان به اخبار و مقالات روزنك ، پيك خجسته اشاره كرد.
اين روزنامه در شماره همان روز يعنى 27 دى ماه مهم ترين تيتر خود را به امام ره اختصاص داده و مى نويسد: آيت الله العظمى خمينى تا پايان هفته آينده وطن مراجعت مى كند.
پيك خجسته همچنين طى مقاله مفصل به تشريح حوادث يك ساله گذشته از 17 دى ماه 1356 تا دى ماه 1357 مى پردازد و نوشتار خود را با تيترى تحت عنوان جرقه ، آتش ، خون ، اعتصاب آغاز مى نمايد. در اين مقاله روند حركت نهضت را به طور واقعى در خلال يك سال بررسى مى نمايد.
***********************************************
این یاداشت ها تماما بر اساس گفتگوبا سالداران بوشهری در رابطه با نهضت جنوب انجام گرفته شده است
بعد اعزامیاز پایان یافتن غائله نهضت جنوب در بوشهر ریئس علی اهرمی مدتی در بازداشت به سرمیبرد سران حزب توده با نفوذ خود میخواستنداو رادربوشهر یاشیراز محاکمه نمایند ولی رئیس علی قبول ننموده خواستاراعزاش به تهران بود دراین میان اردشیر خان شبانکازه ای که مرد تنومندو بلند بالایی میبود باکیفی پر از اسکناس به خانه خدریدر بوشهرامد ودر ارتباط زیادی باشهربانی وباج دادنها رئیس رابه تهران منتقل نمود وخود اردشیرخان نیز همراه وی به تهران رفت
نقل از اقای غلام حسین عشمه درسن هفتاد سالگی 1385
عبد الر سول جمالی میگویدازطرف حزب توده ماموریت داشت که برای رییس علی مشکل تراشی نمایدازاین رو زنی بنام شهرو را حمایت کرده بودکه بر علیه رییس علی شکایت کندکه به او تجاوز کرده است حتا نشانی ان هم کج بودن ویا خال الت است به همین دلیل رییس علی مدتی در زندان به سرمی برد.در سلول وی حاج ابول شریفیان هم می بود که تصدیق این گفتهانمود
یک روز حبیب دو بر رابه شهربانی پیش رییس علی اوردندگفتند که وی به دختری اهل محله کوتی تجاوز کرده است رییس علی اسلحه خود را به طرف او نشانه گرفت و خواست او را بکشد حا ضرین پادرمیانی کردند وتخفیف مجازات خواستند.این باررییس دستورداد که دلاکی را حاضر در نیروی کنند.واز دلاک خواست الت وی را قطع نماید دلاک خواست کیف مخصوص خود را باز کند که این بار سیدصادق شمس التماس نمود وگفت که وی میمیرد رییس که سخت عصبانی شدهبود دستورداد که حبیب دوبر را زیر طاق شهربانی ببرند وبعددستور دادکه از بالای طاق سنگ شمشه بزرگی برسر وپشت وی کوفتند این عمل باعث شد وی تا مدتها زمینگیرشدهبود . .
سیدحسن ارشدکه در عمارت امنیه درسال1325ش سربازنیروی زمینی می بودودر زیرفرمان سرگرداراسته خدمت مینمود نفل میکند چریکای نهضتی فشنگ های برنورا از روی سر چهارقسمت می بریدندوبعدبه طرف سربازهای گردان شلیک می نمودند این عمل انها باعث میشد وقت اصابت بدن مضروب پاره پاره گردد
بین النهرین بود
درکتاب ایرانیان درمیان انگلیسی ها نوشته دنیس رایت.صحنه هایی ازتاریخ مناسبات ا یران وبریتانیا.ص271
امکان دارد که در نتیجه سفر ناصرالدین شاه به انگلیس وهیاهوی ان حاجی علی اکبر بازرگان متمکن تهرانی به فکر افتاده باشد که دو پسرش را به انگلیس بفرستد که درانجایک دفتر تجارتی
تاسیس کنندتجارتخانه علی اکبر وپسران ،محدود،واقع در شماره 109خیابان پورتلند در شهر منچستر،در حدی که ما اطلاع داریم قدیمیترین موسسه بازرگانی ایرانی استکه در انگلستان پا گرفت از سا لهای دهه1890 ،1370 تا اواخردهه1920 ،1338 این موسسه باصادرکردن منسوجات نخی انگلیسی به ایران وکشورهای همسایه وواردکردن خشکباروکتیرااز ایران کسب وکار پرسودی داشت مدتی هم دست اندر کار فروش اسلحه در خلیج فارس بودهردوپسرحاجی علی اکبر ،حسین اقا،که اورا معمولا مستر ایگار می نامیدند،واقا رضا پس از مدتی به تابعیت انگلستان در امدند .
شخص اخیرکه عضو باشگاه اعیانی گلف رویا ل سنت جورج بود وهنگا م بازی {اوانس}معینی میگرفت درجنگ جهانی اول با درجه سرورانی درارتش بریتا نیا
خدمت کرد و افسراطلاعا تی اعزامی بود
اقای علی رنجبرهفتاد ساله نقل میکند تنگسیرها وقتی وارد کارخانه اعتمادیه شدند لامپ برق را نمی شناختن واز نورانی بودن ان تعجب میکردن دست خود را نزد یک ان بردند به علت گرم بودن دستش سوخت با دهان به فوت نمودند خاموش نشدبا ناراحتی تفنگ خود رابه طرف لامپ نشانه گرفت ولامپ متلاشی نمود ووقتی دید ند که با دست برکلید روی دیوار لامپ خاموش شدباتعجب گفتنددست را روی دیوار میکشند گلوپ روشن خاموش میشود.اقایان عشمه و
اقای سیروس بنه گزی این داستان را نقل نمودند
اقای سیروس بنه گزی درصحبتهای خود نقل نمود که فتح خان حیاوت داوودی به این دلیل رییس علی را انتخاب که وی ارتباط نزدیکی با خانوادهای بوشهری مانند فروزانی داشت
سیدحسن ارشد میگوید:
سیدصادق شمس یکی ازاهالی امامزاده بود که در بازار بوشهر به سبزی فروشی مشغول بود بعد از مدتی به قاچاق کالا و مسافر روی اورد و توانست به قدرت وثروت متوسطی دست پیدا کند وی با کاپیتان ماژور هاوس دوستی نزدیکی برقرار نمود ودر خریدغلات مردم وسوزاندن وبه دریا ریختن وصادر به حاشیه خلیج فارس به نفع انگلیسیهافعالیت چشمگیر داشت .با این عمل قحط سالی مصنوعی به وجود میامد وی همیشه مسلح وزورگیر میبود واراضی بیشماری رابه نفع خود ثبت نمود ودر جلسات محرمانه با لیوزی شرکت میکرد وهمیشه میگفت در کشتن افراد بیشماری دست داشته است وادم همیشه باید از دهانش اتش در بیاید ووقتی مردباید از قبرش دوداتش بیرون بیاید وی در سا ل1358 در راه شیراز دراثر سانحه تصادف کشته شد.
کتاب شاهنامه سرایی و گامی در تاریخ معاصر شهرستان دیلم مولف الله کرم لیراوی
صحفه165:{برای نمونه در شماره1785.روزنامه خلیج ایران که احتمالا تا سال 1329 شمسی منتشر میشده است مقاله ای درباره {نهضت جنوب ایران}درج شده که ماان را از کتاب {مطبوعات بوشهررکنی اساسی در تاریخروزنامه نگاری ایران .نوشته محقق گران سنگ اقای سیدقاسم یا حسینی }گرفته ایم:<ازبعد از شهریور 1320که راه قاچاق کالا واسلحه بنادر جنوب باز شد شکر وچای سهمیه رعایای فلک زده بهخوانین داده میشده ودر بازار سیاه به فروش میرسید در اندک زمانی روسای عشایر وخوانین بلوک جنوب دارای ثروت هنگفت شدند وهمچنین از طرف کنسول انگلیس به انان کمک وهمراهی میشد روسای عشایر وخوانین محلی ومردم نشان دادند که ادارات دولتی همه تحت اختیارات انهاست هرکس مخالفت او امر ایشان کند از بین خواهد رفت و هر کس به اطاعت وفرمان انها گردن نهد به او مساعدت نمایند کما اینکه در دو فقره به منظور کمک به فتح الله خان حیات داودی توصیه اعزام قشون به بلوک لیراوی وشرکت در زد وخورد با محمد علی لیراوی شد.همچنین نسبت به زایر علی اسماعیل دشتی که به سبب اندکی بی اعتنایی به کنسول به بهانه تاخیر مازاد گندم ستونی از /سمت دریا تحت نظر {{ماژورهوس}}برای سرکوبی او اعزام گردید وزایر علی اسماعیل مجبور شد از خانه وعلاقه خود دست کشیده فرار کند از این نظر کلیه روسای عشایر جنوب تحت فرمان کنسول بوده وامر او را انجام میدادند رفتن فتح الله حیات داوودی به امر کنسول قبل از ظهور نهضت وملاقات و مذاکره او با خوانین جنوب با امدن ناصر خان قشقایی به بوشهر وملاقات او با سر کنسول همه برای این بوده که در موقع مناسب حاضر به انجام خدمت باشند
دربخشی ازکتاب هفت شهر لیراوی وبندر دیلم نوشته علی رضا خلیفه زاده :
هفت صفحه ان در باره نهضت جنوب مطالبی نوشته شده است که منابع ان بیشتر کتاب اسرارنهضت ....نوشته اسماعیل نوری زاده بوشهری میباشد منا بع دیگر نیز وجود دارد که سعی نمودیم به انها پرداخته شود.ص348:{{این نقشه{راه اندازی نهضت جنوب}البته انقدر سری بود که حتی روزنامه پارس با مدیریت فضل الله شرقی که وابستگی وعلاقه خاصی به فتح الله خان داشت در شهریور 1325 طی یکی دو مقاله در مخالفت با ان عنوان کرد که غائله جنوب به دست تودهای ها در حا ل شکل گیری است ولی اندکی پس از ان خیلی سریع به سکوت
گرایید .ص350:{{حدود 50نفر از تفنگچیان لیراوی پس از تصرف بندر دیلم به منظور یاری رساندن به چریکهای حاضر در بوشهر چند روزی به فرماندهی محمدعلی خان به بوشهر رفتند.نقل از :حاج نعمت الله صادقی<ازاگاهان به تاریخ بندر دیلم>.ص352
ص325: فتح الله حیات داوودی خود پایان ماجرا را برای مهند س بازرگان {هم بندشدر زندان } این چنین بازگو می کند :یک روزی که سران قشقایی یعنی ناصر خان وخسروخان وعدهئ زیادی از شیراز به صفحات ما امده بود ند در برازجان به استقبالشان رفته بودیم.پس از پذیرایی مفصل در عمارت فرمانداری {بوشهر}جلسه کرده بودیم.دیدم اتومبیل کنسول انگلیس در شیراز ،انجاست گذشت وکارتی دم در داد،مرابه چای دعوت کرد به اتفاق ناصر خان پیش اورفتیم.بعد از خوش وبش وتعارف گفت :خوب اقایان کارهایی کردید که خیلی لازم وخوب بود اما میدانید که قضایای اذربایجان در خارج حل شده وقرار است روس ها تخلیه نمایند الان هم قوای دولتی تا زنجان رفته اند {این دیدار احتمالا 20 اذر 1325انجامشده }
وبه زودی هم به تبریز خواهند رفت شما بیش از این اگر بخواهید جنوب را اشغال کنید اسباب اشکال خواهید شد...خلاصه چنین فهماند که باید برگردید به خانه هایتان واگر قوای ایرانی هم از عهده شما بر نیایند ما خودبیرونتان خواهیم کرد .ما وارفتیم وناصرخان خیلی پکر شد چارهای تمکین نداشتیم،اما به کدخداهاوخانها وبه مردم خودمان وبه شهرها چه بگوییم واین عده های که از ایلات امده بودند وخود را به کشتن داده بودند وحتی {غارت وغنیمت }نبرده اند
چطور ممکن است برگردند وقبول کنند.بیرون باغ دوتایی با هم قدم زدیم وناصرخان نمیدانست چه بکند گفتم به برازجان که برگشتیم تو همه سرکردها رادعوت کن وقضایا را بگو ان وقت من اول حرف میزنم وتبعیت میکنم سایرین هم ناچارا راضی خواهند شد همین کار را کردیم وبه همین ترتیب شد}}نقل از هفته نامه نصیر بوشهر ش44مقاله نهضت حنوب در استان بوشهر به قلم مهندس مصطفی کشاورز.
ص352یک گزارش مفصل در 22/9/25از بوشهر نشان میدهدکه سه ماه پس از تصرف بوشهر همچنان ادارات در دست نهضتی هامیباشد ویکی دو اداره مستقر شده در بوشهر نیز قدرت خاصی ندارتد تنها تلگرافهادیگر کنترل وسانسور نمیشدند وهمچنین این گزارش بیان میکند که مردم از خبر پشرفت ارتش دراذربا یجا ن خوشحال میباشد در 25/9/1325-سرتیپ هوشمند افشار گزارش دیگر امده {{خوانین با بازگشت فهیمی فرماندار بوشهر موافقند ولی با حضور غفاری رئیس گمرک مخالفند}}.........ص 353--- در یک تلگراف فرستاده شده از بوشهر به تاریخ 12/12/1325 با امضائ رائین امده است.:{تا کنون قریب سیصد قبضه اسلحه وپنج میلیون ریال بابت بهای اموال غارت شده ،دولت ، از طرف خوانین بنادر به جز خوانین دشتی تحویل فرمانداری شده ،در این نواحی نیست ....وکلای سابق مشغول دسته بندی وتبلیغات انتخاباتی هستند ،مردم از اقای بهبهانی کاندید حزب دموکرات ایران حسن استقبال مینمایند اقای احمد فرامرزی که از طرف بنادر ثلاث دشتستان ،لیراوی ،چاکوتاه کاندید هستند زمینه سازی مساعد وبسیار خوبی دارد.....رائین}این تلگراف نشان میدهد که قوای انتظامی دولتی تا اسفند ماه نیز قدرت ونفودی در جنوب نداشته ا ند اگر چه برخی ادارات به ظاهر شروع به کار کرده بوده اند
حتی شاه در پانزدهم بهمن ماه پیام تدووطن پرست }که تلاش کردند تا قضایا بدون خونریزی به پایان برسد تشکر کرد... کتاب سالهای بحرانی خاطرات روزانه محمد ناصر صولت قشقایی{از فروردین 1329 تا اذر 1332 }به تصحیح نصرالله حدادی –موسسه خدماتی درسا—چاپ دوم 1366
به هنگام نخست وزیری قوام السلطنه در سال 1325ومدتی پس از بروز حادثه فرقه دمکرات در اذر بایجان واعلان خود مختاری ان خطه . در فارس نیز شورشی به راه افتاد
سران ایل قشقایی طی تلگرافی به دولت وقت خواسته های خویش را بدین گونه شرح واعلام کردند:
1- اخراج وزیران توده ای از کابینه وتغییر روسای ناصالح در ارتش
2- واگذاری کارهای ادارت فارس از لشکری وکشوری به خود اهالی فارس که تحت نظر مردم اداره شود
3- تشکیل انجمن ایالتی و ولایتی در فارس
4-ازدیاد نمایندگان مجلس به تناسب جمعیت
5- اختصاص مبلغ کافی جهت عمران . فرهنگ وبهداشت محلی
6- تجدید نظر در قوانین مضری که منافی قانون اساسی است
7- اتصال راه اهن مرکزی به شیراز و بوشهر واسفالت جاده ها
امضاء کنندگان :محمد ناصر قشقایی . ملک منصور قشقایی .خسرو قشقایی .محمد حسین قشقایی*
از جانب نخست وزیر هیئتی مرکب از اعزار نیک پی معاون نخست وزیر.سردار فاخر حکمت استاندار فارس .علی هیئت دادستان دیوان کشور . سرپاس صفاری رئیس کل شهربانی و امیر همایون بوشهری عازم شیراز شدند پیش از این هیئت نیز سر لشکر زا هدی عازم منطقه گردیده بود نکته جالبی که در بافت این هیئت وجود داشت این بو.د که همگی اعضای ان از دوستان صمیمی خود ناصر خان بودند در این مدت عشایر فارس پس از تصرف بوشهر و کازرون خود را برای تصرف شیراز اماده می کردند. سر اشکر زاهدی در پاسخ به در خواست نمایندگان فارس مبنی برمقابله با عشایر گفت {این کارها مربوط به من نیست . ماقصد برادر کشی نداریم و میخواهیم قضایا را با مسالمت حل کنیم}**
در این حادثه که به سرعت خاتمه پیدا کرد تعداد زیادی از افسران وعشایر به قتل رسیدند وچندین مرتبه مقر ایل نیز توسط نیروی هوایی بمباران شد*** در شیراز دونفر از خلبانان به جرم حمله هوایی به چادر ناصر خان واقع در اق چشمه توبیخ شدند****
پس از مدت کمی مذاکره هیئت صلح به اتفاق ناصر خان بر اصول زیر توافق نمودند وغائله خاتمه پیدا کرد
1-اجرای کامل قانون اساسی 2- تشکیل انجمن های ایالتی-3ازدیاد تعدادوکلای فارس4اتصال راه اهنهای کشور به فارس5- اسفالت جاده های فارس6-تعمیم وتوسعه امور بهداشت وفرهنگ فارس7-اصلاح امور اقتصادی8-اصلاح قوانین مربوط به فارس 9-انتخاب مامورین انتخاب از میان اهالی فارس 10 -اعلان عفو عمومی در فارس 11-ابقا وبرقراری وتداوم نهضت ملی فارس بر اساس وطن پرستی وحفظ استقلال وتمامیت کشور ایران وبه اتکا شخص جناب اشرف اقای قوام السلطنه*****
چنان که در اخر همین اعلامیه امده است نهضت فارس به رهبری شخص قوام السلطنه برپاگردید وانگیزه عمده از ان ایجاد تسهیلات جهت حل مشکل اذر بایجان واخراج وزرای توده ای {فریدون کشاورز – ایرج اسکندری – مرتضی یزدی }از کابینه بود هر چند وزرای توده ای ودیگرصاحب منصمان این حزب {ازقبیل عباس اسکندری شهردار تهران }خود استعفا دادند ولی در حقیقت شرایط خاص جامعه انان را وادار به کناره گیری نمود ضمنا خود قشقایی ها نیز بار دیگر به بعضی از خواسته هایشان رسیده بودند
ذکر این نکته ضروری است که ناصر قشقایی از قدیم لایام رابطه خوبی با قوام داشت وحتی هنگام انتخاب مجدد وی به نخست وزیری برای اولین بار در طول حیاتش به وی تبریک گفت این تلگراف دوهفته قبل از شروع ماجرای فارس مخابره شده است
{{حضور مبارک حضرت اشرف اقای قوام السلطنه نخست وزیر محبوب دامت عظمته از رادیو شنیده شد مجلس با اکثریت تمام رای اعتماد به بقای مقام شامخ نخست وزیری حضرت اشرف داده با نهایت شعف ومسرت تبریکات صمیمانه تقدیم ومخصوصا این شادباش موفقیت را نه تنها به حضرت اشرف بلکه به خود وعموم ملت ایران میگویم نیز باید عموم از مجلس امیدوار بود که در این موقع خطیر وبحران مملکت تشخیص داده اند تنها کسی که میتواند این مشکلات را مرتفع نماید حضرت اشرف میباشد امیدوارم خود بنده هم قریبا به مرکز امده از زیارت وجود مبارک بهرمند گردد اوامر را پیوسته تا زمان شرفیابی منتظرم محمد ناصر قشقایی******
نکته مهمی که در این ماجرا وکلا تاریخ ایل قشقایی وجود دارد این است که رهبران قشقایی اصولا منافع شخصی وایلی خود را به هر چیز دیگری ترجیح داده اند در مراحل مختلف زمانی براثر اقدامی از جانب انان دولتهای بیگانه ویا حکومتهای مرکزی ویا حتی مخالفان حکومت به نتیجه مطلوب رسیده اند ولی همواره مهمتر از همه خود قشقایی ها به خواسته هایشان دست یافته اند به عبارت دیگر هر شخص یا جریان با هر انگیزهای به روند خواسته های ایل قشقایی وسران انها کمک کند قشقایی ها تا مدتی به اونیاز دارند با ان همرایی می کنند در ادامه همین ماجرا نیز پس از مدت کمی شاه فرمان عفو عمومی صادر کرد و ماجرا عملا پایان یافته تلقی شد
{{ نظر به اینکه از سال 1320 در استان فارس حوادثی رخ داده ودر اثر ان عده ای از افراد ایلات وشهرنشینها ان استان اقداماتی نموده ند که از مراتب میهن دوستی انان انتظار نمی رفت واز این جهت بیم ان دارند که مورد بی مرحمتی ما واقع گردند چون همواره احساسات میهن پرستانه انها منظور نظر بوده وخاطر خطیر ملوکانه مانیز جز تامین رفاه واسایش افراد اهالی کشور واطاعت قوانین مملکت میباشد لذا مقررمی داریم جناب اشرف نخست وزیر شمول مراحم ملوکانه ما را بهعموم اهالی فارس اعم از شهری وایلی غیره ابلاغ کرده وانها را مطمئن سازد مادام که در اتیه عملی مخالف قوانین کشور ویا منافی امنیت واسایش عموم مرتکب نگردند مورد عواطف ملوکانه بوده واز هر قسم مصون ومحفوظ خواهند بود. محمد رضا پهلوی *******
وبلاخره خود ناصر خان غرض اصلی نهضت را این گونه بازگو کرد:
{{چون حکومت دمکرات اذربایجان به استقلال ایران اسیب بزرگی میرساند وکار به جایی رسید که مرکز نیز داشت به وسیله احزاب وفرق چپ وتندرو اداره میشد با وجود احتمال هرگونه عیب جویی دست به این نهضت زده شد وبا این که همه میدانستند که نهضت جنوب پایه علمی وفرهنگی ندارد وقابل بقاء ومداوم نیست به عنوان یک مانور عمومی سوءاستفاده کرده باعث ناامنی وغارتگریهایی در برخی از نقاط فارس شدند .... ودر نقاطی ماجراجویان توانستند به مردم بی گناه وبی خانمان ازارهایی برسانند ...از نظر بین المللی حادثه فارس به نفع عده ای از دول خارجی بود....}}*********
وضعيت معماري شهرستان ديلم نابسامان است
شهروندان بايد به ساخت و ساز توجه بيشتري داشته باشند
وضعيت معماري شهر ستان بسيار نا بسامان است و شهروندان به مسائل محيطي و ساخت و سازهاي شهر و به ويژه نماهاي شهري بايد بيشتر توجه كنند .
همچنين الگوهاي بومي معماري بايد در شهرستان وجود داشته باشند و در نماهاي شهري اعمال شوند ، سيماي شهري در وضعيت فعلي داراي ديد مطلوبي نيست و معماري نا همگن ساختمانها و عملكرد نامناسب آن بر منظر شهري تاثيرات منفي گذاشته است.
اولين گام در اين راستا آگاهي مردم از محيط است و با توجه به مشكلات زندگي شهري كه موجب غفلت از بسياري از مسائل پيرامون ما ميشود، تشويق شهروندان و احساس مسووليت آنان در توجه به محيط اطراف و رفع مشكلات موجود، از اهميت بسياري برخوردار است.
حضور شهروندان و توجه آنان به نماهاي شهري حائز اهميت است و آگاه كردن شهروندان نسبت به مسائل محيطي باعث مي شود تا آنها تحرك پيدا كرده، نماهاي زيبا را شناسايي و معرفي كنند و از مسوولان خواستار رفع بسياري از مشكلات شوند.
در حال حاضر مشكلي كه وجود دارد اين است كه مردم نسبت به ساخت و ساز بيتوجه هستند و اين وظيفه ماست كه با راهكارهاي مختلف آنها را تشويق به همكاري كنيم و از نظرات متخصصان معماري و صاحبنظران اين موضوع در رفع مشكلات موجود به ويژه در نماهاي شهر ستان
برگرفته از وبلاگ معماری بندر دیلم

