تبليغاتX
ديلم- بوشهر- ديار من
 

 

فرا رسيدن دهم ذيحجه عيد سعيد قربان،

روز اعلام تقرب جستن به پيشگاه الهي را

به تمامي مسلمانان و موحدين جهان تبريك مي‌گوييم.


  

آن روز كه ابراهيم با پاهاي لرزان اما قلبي مطمئن فرزندش اسماعيل را كه براي داشتنش دعاهاي بسيار كرده بود، به مذبح مي‌برد، از تمام نفسانيات خود در پيشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تيغ از گلوي فرزند بركشيد و گوسفند فرستاده شده از سوي پروردگارش را قرباني كرد، اما امتحاني را كه بايد مي‌داد، پس داد و همراه با خشنودي خداوند از پرهيزگاري بنده‌اش او نيز از سربلندي در امتحان سرخوش بود

وبلاگ تنوب

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 11:41 | لينک ثابت |

 بر گرفته از وبلاگ لیراوی

 

 

دومین همایش دو سالانه  بین المللی خلیج فارس ؛ تاریخ ، فرهنگ و تمدن در روزهای 24 و 25 آبان ماه 1388در دانشکده علوم انسانی  دانشگاه تهران برگزار می شود .

     مدیر این وبلاگ ( علیرضا خلیفه زاده ) روز یک شنبه 24/8/1388 از ساعت 18 تا 18:25 در تالار استاد دکتر باستانی پاریزی ، درباره  ظهور و سقوط خلیفاتِ

بندر دیلم به سخنرانی خواهد پرداخت .

چکیده آن سخنرانی در اینجا به علاقه مندان پیشکش می شود :

 

      بندر دیلم در شمالی ترین نقطه استان بوشهر قراردارد . این بندر با توجه به فاصله نزدیکش با شهر پس کرانه ای  بهبهان و بهره مندی آن از محصولات کشاورزی بلوک حاصلخیز لیراوی ، در طول تاریخ400 ساله اش  همواره مورد توجه دیگر بنادر نواحی شمالی و جنوبی خلیج فارس بوده است .

بر اساس منابع دوره ی صفوی حکومت سیاسی این بندر در دست خاندان " خلیفات " بوده است .

مشایخ خلیفات از اواخر دوره ی صفوی(1107ه.ق )  تا حدود( 1253 ه.ق) حکومت سیاسی بندر دیلم را در دست داشته اند . آنها در حالی که تابع حاکم کوهگیلویه ( به مرکزیت بهبهان/ دهدشت ) بوده اند و در قشون کشی های سلطان حسین صفوی در نواحی ساحلی خلیج فارس  حضوری پر رنگ داشته اند .خلیفات در دوره ی زند نیز از رقابت های سیاسی دو همسایه ی قدرتمندش بنی کعب در شمال وامیران زعابی  بندرریگ در جنوب ، بی بهره نمانده اند .

در دوره ی قاجار و به ویژه در هنگام به قدرت رسیدن شیخ عبدالرسول خان آل مذکور (1247- 1230ه.ق ) و گسترش حوزه ی سیاسی نفوذش تا  بندرهای ریگ و دیلم ، مشایخ خلیفات " کوچکی " آل مذکور را نکردند و این مقاومت منجر به  درگیری ها  و زد و خورد هایی شد که در نهایت موجب تفرقه و سقوط سیاسی آنها شد .

در این پژوهش برای نخستین بار بر اساس منابع تاریخی دست اول ایرانی، نسخ خطی ، اسناد عثمانی ، بریتانیا وهلند ، دست نوشته های محلی و جستارهای میدانی به تبیین چارچوب حکومت خلیفات در بندر دیلم پرداخته شده است.

 

 

نوشته شده توسط علي خليجي در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 16:3 | لينک ثابت |

 

 سالروز شهادت موسس مکتب فقه شیعه حضرت امام جعفر صادق (ع) بر همه انسانهای آزاده و عالمان جهان تسلیت باد

  تسلیت ویژه به همشهریهای مومن دیلمی به این مناسبت

نوشته شده توسط علي خليجي در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 4:16 | لينک ثابت |
احیاء ادبیات دفاع مقدس / صفوی و قالیباف از "بابانظر" چه گفتند؟
محمدباقر قالیباف و یحیی رحیم صفوی دو تن از همرزمان سابق شهیدمحمدحسین نظرنژاد (معروف به بابانظر) در مراسم رونمایی از کتابی به همین نام از خاطرات خود با این شهید گفتند.

مراسم رونمایی از کتاب "بابانظر" (خاطرات شهیدمحمدحسین نظرنژاد) عصر سه‌شنبه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، حسن بنیانیان رئیس حوزه هنری، همسر و فرزندان شهید نظرنژاد و جمعی از هنرمندان و نویسندگان حوزه دفاع مقدس در حوزه هنری تهران برگزار شد.

نخستین سخنران این مراسم بنیانیان بود که پس از پخش فیلم کوتاهی با عنوان "شاید این مرد ..." (درباره شهید نظرنژاد) به پشت تریبون رفت و با ذکر خاطره‌ای از دوران مسئولیتش در جذب خیرین مدرسه‌ساز گفت: گاهی افراد می‌دانند کار خوبی می‌کنند اما عمق این کار را درنمی‌یابند. مسلماً کسانی که خاطراتشان را از جنگ تحمیلی نقل می‌کنند، کسانی که آنها را تدوین می‌کنند، کسانی که آنها را چاپ می‌کنند، کسانی که آنها را توزیع می‌کنند و کسانی که مردم را به خواندن آنها ترغیب می‌کنند همه اینها کارشان باارزش است اما خودشان عمق کارشان را نمی‌دانند.

خاطرات دفاع مقدس ذخیره‌ای علمی برای تمدن‌سازی است

وی با بیان اینکه "خاطرات دفاع مقدس ذخیره‌ای علمی برای تمدن‌سازی است" افزود: در دوران دفاع مقدس سلسله‌ای از آدمهای پاک به جبهه می‌رفتند و آنجا یک ساختار تمدن‌آفرین شکل گرفته بود و اتفاقاً هر چه در سلسله مراتب مدیریت پیش می‌رفتی، روابط آدمها بیشتر تحت تاثیر ایمان بود. امروز این هنر تمدن‌سازی در در کتابهای خاطرات دفاع مقدس نهفته است و من امیدوارم از این راه، راه نجات بشر را استخراج کنیم.

شهیدان در مکتب عشق نکاتی را یاد گرفتند که بسیاری از دانشمندان آنها را یاد نگرفتند

در ادامه این مراسم سرلشکر صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا با اشاره به جمله‌ای که صبح دیروز در مراسم رژه نیروهای مسلح با آن مواجه شده است گفت: در آن جمله آمده بود "شهدا امام‌زادگان عشق‌اند که مزارشان زیارتگاه اهل یقین است". من باورم این است که شهیدان در مکتب عشق چیزهایی را یاد گرفتند که بسیاری از علما و دانشمندان ما در مکاتب علمی و فلسفی آن را یاد نگرفتند. من به شخصه جوانانی را سراغ دارم که وقتی مشکلی دارند و می‌روند به مزار شهدا و در بارگاهشان از آنان می‌خواهند مشکلشان حل شود آن مشکل واقعاً حل می‌شود.

"بابانظر" با واقعیات جنگ تطبیق دارد

وی در ادامه با بیان اینکه بیش از نیمی از کتاب "بابانظر" را خوانده و با بیان اینکه "این کتاب با واقعیتهای جنگ تطبیق دارد و در آن غلو نشده است" افزود: نویسنده و کسی که خاطرات شهید نظرنژاد را از نوار پیاده کرده و نیز ویراستار کار هنرمندانه‌ای انجام داده‌اند. تنها در نگارش نام بعضی مکانها اشتباهات کوچکی صورت گرفته است.

صفوی ابراز امیدواری کرد که این کتاب نیز مانند کتاب "خاکهای نرم کوشک" که به گفته او فروردین ماه امسال هفتاد و چهارمین چاپ آن منتشر شد مورد استقبال قرار گیرد.

مشاور عالی فرماندهی کل قوا در ادامه به بیان خاطراتی از بابانظر پرداخت و گفت: اولین باری که او را دیدم به همراه شهید رستمی (فرمانده عملیات سپاه خراسان) بود که  تنومند و کشتی‌گیر و البته اندکی اخمو بود. به هر حال او را فرماندهی دلاور که بیشتر همراه با سردار قالیباف بود دیدم و البته او و بسیاری دیگر از بزرگواران گوی سبقت را از بنده و آقای قالیباف ربودند.

اعلام آمادگی پرویز پرستویی برای ایفای نقش در فیلم "بابانظر"

در ادامه این مراسم مصاحبه‌ای با پرویز پرستویی بازیگر سینما پخش شد که وی در آن ضمن تجلیل از رشادتهای شهید نظرنژاد آمادگی خود را برای ایفای نقشی در فیلمی که پیشنهاد کرد از زندگی وی ساخته شود اعلام کرد.

سپس محمدباقر قالیباف شهردار تهران و همرزم سابق شهید نظرنژاد سخنانش را با بیان خاطره‌ای از وی آغاز کرد و گفت: من شهید نظرنژاد را برای نخستین بار در روزهای جوانی‌ام زمانی که تازه انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود و ما هم در شور و تاب این پیروزی بودیم دیدم. یادم هست آن زمان هنوز بسیج به معنای امروز شکل نگرفته بود. با این حال من یک بسیجی بودم.

خاطرات شهردار تهران از شهید نظرنژاد

شهردار تهران ادامه داد: خاطرم هست جمعی از جمله شهید نظر‌نژاد، شهید علیمردانی، شهید نعمانی، شهید اسداللهی و شهید رستمی به عملیات سپاه خراسان آمده بودند که واقعاً از توده‌های مردم برخاسته بودند و طیفی دیگر هم بودند که بچه‌های ایدئولوژیک و درس خوانده آن زمان بودند. قرار بود آدمهایی را که اهل سواد نبودند از سپاه اخراج کنند که از جمله آنها شهید نظرنژاد و چند نفر دیگر بودند. به هر حال اسامی این افراد را پشت شیشه قرارگاه چسبانده بودند.

همرزم سابق شهید نظرنژاد افزود: بارها این موضوع تکرار شد اما آن افراد به این حرفها توجه نکردند. یکروز شهید نظرنژاد آمد داخل قرارگاه و کسی را که اسم این افراد را چسبانده بود پشت شیشه دنبال کرده بود و تا او را پیدا کرد و با توجه به جثه تنومندش او را از زمین بلند کرد و به او گفت "این چی چی ئولوژی است که تو می‌گویی (نظرنژاد نمی‌دانست کلمه ایدئولوژی را تلفظ کند) و آن را زده‌ای پشت شیشه، این سر خودکار توست یا نوک تفنگ من؟! اگر یک بار دیگر ببینم اسم من را زده‌ای آنجا بلایی سرت می‌آورم که ... من به عشق امام خمینی (ره) آمده‌ام و نه از شما حقوق می‌خواهم نه مرخصی نه هیچ چیز دیگر، تو چه‌کاره‌ای که به من بگویی بروم جبهه یا نروم؟!"

قالیباف گفت: نظرنژاد ماهها فرمانده من بود و من اولین پس کله‌ای‌ها را در جبهه سوسنگرد و قبل  از عملیات سوسنگرد از او خوردم! او در شجاعت و تدبیر به ویژه در زمان دشواریها بی‌نظیر بود و این هم به خاطر روحیه شهادت طلبی‌اش بود که به او سکینه می‌داد. صحنه‌های زیادی بود که من لرزیدم اما او نلرزید.

شهردار تهران که حدود 30 ساعت قبل از شهادت نظرنژاد با او گفتگویی مفصل داشته است در ادامه به بیان خاطراتی دیگر از او پرداخت و گفت: نظرنژاد که آن زمان می‌خواست برود جبهه کردستان، آمد پیش ما و من و شهید موسوی در اتاق بودیم. او عادت خاصی داشت. وقتی می‌خواست حرفی جدی بزند اول چشمش را - که نداشت و از حدقه درآمده بود - مالش می‌داد و ما می‌فهمیدیم که می‌خواهد حرفی جدی بزند. این کار را کرد و شروع کرد به صحبت کردن که از شروع دوباره آن نوع برخوردهایی که آن اول با او صورت گرفته سخن گفت.

نظرنژاد هشدار می‌داد "دوباره آن ایدئولوژی‌ چی‌ها در جامعه حاکم شده‌اند"

وی ادامه داد: نظرنژاد گفت "دوباره آن ایدئولوژی‌ چی‌ها در جامعه حاکم شده‌اند و حتی در محیط سپاه هم باز همان ارتباطات گذشته برگشته است". از من و سردار قاآنی گله کرد و گفت "شماها من را رها کردید"و آخرش هم زد زیر گریه و بلند بلند و مردانه گریه کرد. بعد تکیه زد به دیوار و گفت "خدایا از این به بعد سر سخنم با توست و دیگر با بندگان خدا کار ندارم". او خطاب به من گفت "آقا باقر تو با من بوده‌ای، آیا جایی بوده است که من بترسم و خاکریزی بوده که نرفته باشم و جایی بوده که مرگ قطعی بوده باشد و من نرفته باشم؟"

قالیباف به نقل از نظرنژاد گفت: خانواده من در طول زندگیم از من خیری ندیده‌اند و همه‌اش دنبال درمان من بوده‌اند و من را تحمل کرده‌اند. حق من دیگر شهادت است و خدا دیگر تا کی می‌خواهد من را امتحان کند. خدایا! اگر من را دوست داری دیگر بس است، نپسند کنار پیاده رو بخوابم و بمیرم.

شهردار تهران گفت: یک شب بعد از اینکه نظرنژاد به سمت اشنویه به راه افتاد خبر دادند که در ارتفاعات آنجا به خاطر کمبود فشار هوا ترکشهایی که در سرش بوده جابجا شده و خونریزی کرده و به شهادت رسیده است.

ما به عنوان رزمنده نباید از جامعه طلبکار باشیم

این همرزم شهید نظرنژاد در طول 8 سال دفاع مقدس گفت: چیزی که امروز در حوزه دفاع مقدس بیش از هر چیز ما را آزار می‌دهد و باید جلو آن را بگیریم تحریف در جنگ است و باید اجازه ندهیم در جنگ تحریف اتفاق بیفتد. ما خودمان به عنوان رزمنده نباید از جامعه طلبکار باشیم همانطور که شهید نظرنژاد طلبی نداشت. در آن طرف هم نباید کسانی که ما یکروز به آنها در جبهه‌ها محتاج بودیم اما نیامدند امروز طوری رفتار کنند و حرف بزنند که انگار همه کاره جبهه آنها بوده‌اند. به هر حال تنها راه نجات جامعه از مشکلات، فرهنگ دفاع مقدس است.

در ادامه این مراسم و پس از پخش فیلمی از مصاحبه‌ای با فرزندان شهید نظرنژاد (مصطفی و مرتضی) و نیز مرضیه نظرنژاد (همسر بابانظر)، مرتضی سرهنگی رئیس دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری در سخنانی با تاکید بر اهمیت خاطرات دوران دفاع مقدس گفت: سربازهای زمان جنگ پیر می‌شوند اما یک رفتار می‌تواند آنها را 20 ساله نگه دارد و آن بیان یا نوشتن خاطراتشان است.

وی همچنین بر لزوم استفاده رسانه‌ها از زبان تعهدی به جای زبان تبلیغی در بیان خاطرات جنگ تاکید کرد و در پایان سخنانش ابراز امیدواری کرد به کمک شهرداری تهران و وزارت آموزش و پرورش، کتاب‌های "دا" و "بابانظر" میان معلمان تهران توزیع شود.

تاکید دکتر خاموشی بر گردآوری و بیان خاطرات شهداء دفاع مقدس

در پایان این مراسم نیز حجت‌الاسلام  دکترخاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با بیان اینکه بهترین کتاب برای درک محتوای کتاب "بابانظر"، کتاب "عین الحیات" علامه مجلسی است گفت: ما بعضی اوقات دنبال انسان کامل تصوریمان می‌گردیم اما نباید خیلی دنبال تصور بدویم. من "بابانظر" را سه روزه خواندم و مقداری هم ویراستاری کردم و تحویل دفتر ادبیات مقاومت دادم.

وی در ادامه با تبریک شهادت بابانظر به خانواده وی گفت: وظیفه ما این است که راه آنها را با بیان خاطراتشان ادامه دهیم و احیاء ادبیات دفاع مقدس و بازگشت به همان ادبیات اوایل انقلاب تنها راه برون‌رفت ما خواهد بود.

در پایان این مراسم با اهدای لوحهای سپاسی به مصطفی رحیمی، سیدحسین بیضایی (دست‌اندرکاران تدوین این کتاب) و اعضای خانواده بابانظر، از آنها تقدیر شد.

نوشته شده توسط علي خليجي در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 14:0 | لينک ثابت |
 اول مهر، تداعي گر خاطرات براي هر ايراني، شايد از جمله معدود اشتراكاتمان باشد با هر مسلك و نحله فكري

براي من اول مهر  در دوران خدمتم يادآور خاطرات زيادي است. تلخ و شيرين

يادش بخير همكاري كه پس از راهپيمايي روز اول مهر(براي بازگشايي مدارس راهپيمايي مي شد) مي گفت كمر سال شكست و تعبيرش از گذشت نيمه اول سال بود و تعريضي به سال تحصيلي مي كرد.

خاطرات مدرسه راهنمايي قدس، اصرار خانواده ها براي  ثبت نام در اين  مدرسه و تكميل نشدن ظرفيت مدرسه هاي همگن كه سرانجام منجر به قرعه كشي براي انتقال دانش آموز از قدس به ساير مدارس بود و  آقاي حجت پناه و.....

ضمنا  اگر اشتباه نكنم يكي دو سال هم در آموزشگاه ابتدايي نبوت بوديم، اين يكي دقيقا عكس اولي بود، با لطايف الحيل بايستي  خانواده ها را ترغيب به ماندن فرزندشان در مدرسه مي كرديم البته اگر اشتباه نكرده باشم سال دوم روند بهتر شده بود و خانواده ها اعتمادشان تقريبا جلب شده بود.

طي مسئوليتم در مدارس هيچگاه نخواستم وجيه الملله شوم و دقت نظر، فعاليت مستمر و جديت را فداي خوشايند همكار يا ولي دانش آموز نكردم كه ممكن است به ذائقه بعضي ها خوش نيامده باشد اما  تمام تلاش خود و همكارانم را  در ابتدا متوجه وضعيت اخلاقي و سپس آموزشي بچه ها  مي كردم.

در اولين روز از سال تحصيلي۸۹-۸۸  به همه دانش آموزاني كه در مدارس مختلف مانند قدس، مدرس، هدايت، دكتر حسابي، بعثت ، رسالت عامري در خدمتشان بودم  و امروز جملگي مردانان و زنان برومندي هستند و همچنين دانش آموزان مجتمع آموزشي خارطوم و شهيد مصلحيان شيراز سلام صميمانه نثار  مي كنم.

ياد همه دانش آموزاني كه در دوران دفاع مقدس به شهادت رسيدند و يا به دلايل مختلف از دنيا رفتند را گرامي مي دارم و  از خداوند منان براي آنها  علو درجات مسئلت دارم.

همچنين گرامي مي دارم ياد و خاطرات تلخ و شيرين با همه همكارانم در  سالهاي خدمت در آموزش و پرورش ديلم را و براي آنها آرزوي دوام توفيق دارم.

براي همه همكاراني كه امروز در قيد حيات نيستند رحمت و مغفرت الهي  طلب مي كنم و گرامي مي دارم ياد شهيد بزرگوار عزيز ستار پناهي و همه معلمهاي شهيد شهر و استان و كشورم را.

براي  معلمهاي فقيد مرحوم حاج رحمان طاهري، پسر عمه ناكامم مرحوم عبدالخالق امامي و همكار مرحومم محمد علي باقر پور نيز آمرزش  و رحمت واسعه الهي  خواستارم.

البته گويا نوشته نوستالژي شد. دوران خوب انتخاب تئاتر مدرسه قدس به عنوان تئاتر برتر كشوري- قبولي خيره كننده دانش آموزان  دبيرستاني در  سالي كه آقاي ماسوله عهده دار مديريت دبيرستان بود، كسب موفقيتهاي دانش آموزانم در مسابقات علمي و فرهنگي، پيروزي هندباليستهاي قدس، اردوهاي دانش آموزي و گردشهاي  بيرون از شهر با همكاران.

كلاسهاي آقاي عباسي، رجز خواني عليه امريكا در كلاس حرفه و فن، ساعتهاي تدريس انشاي خودم، مدرسه شبانه و دانش آموزان منحصر بفردش، حضور  دبيران قدس در  روز جمعه در مدرسه، تعاوني آقاي هاشمي، ماهگيري همزمان دو معاون- اکبر خان اسماعیلی ( اکبر پهلوان)-  مبدل شدن  حیاط مدرسه قدس به دریاچه پس از هر بارندگی-  قصد فرار دانش آموزان از راهپیمایی ها - تنبیه و تشویقها- سرقت و پیدا شدن ارگ مدرسه و....... همه در زمره مواردی است که در قبال گذر زمان و سپری شدن عمر در ذهنم  حک شده است.

نوشته شده توسط علي خليجي در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 9:35 | لينک ثابت |

 بدون شرح- درج مطلب الزاما به معنای تایید  ان نمی باشد
برگرفته از یکی از سایتهای استان بوشهر
 
علي مددي|آهنگ جدائی عسلویه از استان بوشهر با هنرمندان جديد

 

استان بوشهر سالیان متمادی است که مطمع شهروندان غیر استانی است و خاک زرخیز مناطق جنوبی آن همواره چشم طمع ورزان را بویژه در نواحی فارس و لار کور نموده است. جدائی عسلویه و میادین گازی و 28 فاز پالایشگاهی مستقر در آن ، که همچون قطعه ای از طلاست، همواره آرزوی حسدورزان قرار داشته است. گاهی اوقات هم نوائی برخی مدیران سیاسی بومی، چه از سر آگاهی و چه نا آگاهی با برخی مدیران غیر بومی و بویژه مجریان این آهنگ شوم، زنگ خطری بزرگ برای استان بوشهر بوده و خواهد بود.

هرچند که اصلاح طلبان تجزیه طلب در دوره های گذشته بارها و بارها جهت جدائی عسلویه از استان بوشهر به کمک عوامل با نفوذ خود در دولت و بویژه در وزارت کشور، دست به اقدام متعدد زده بودند و خوشبختانه همواره با درایت شهروندان و مدیران ارشد استان  ناکام باقی ماندند، با روی کار آمدن دولت نهم بنظر رسید که  این آرزوی گستاخانه ایشان به یاس تبدیل شده است، اما، متاسفانه آنچه امروز در مدیریت حوزه نفت در استان بوشهر در حال وقوع است خبری غیر از این می دهد. چهره تجزیه طلبانه اصلاح طلبان این بار در دولت نهم و دهم با کمک مدیران نفتی و با مافیای قدرت و پول از آستين مدیران شرکت نفت ایران و نیز وزیر(سابق) فارسی نفت، نوذری در قالب مدیریت منطقه عسلويه در حال هویداست.

گویا این بار از طریق مافیای نفتی و با ابزار جديد در حال تکمیل سناریوی جدائی عسلویه از استان بوشهر می باشند.

تغییر ساختار سازمانی منطقه ویژه در اولین روزهای حضور مدير جديد در استان بوشهر و تشکیل سه منطقه اقتصادی مجزا شامل عسلویه، کنگان و پارس شمالی مهره چینی دقیق و همراه با تفکر ایشان در راستای ماموریت ویژه وی به استان بوشهر است. حمایت همه جانبه وزیر سابق نفت از این ساختار جدید منطقه ویژه نشان از هماهنگی کامل این سه راس مثلث جهت رسیدن به هدف جدائی عسلویه از استان بوشهر است. با تشکیل سه بخش مستقل و تایید و تصویب آن توسط معاون وزير نفت و ابلاغ آن، این امکان وجود دارد که سه مدیریت مجزا ایجاد نمود و سپس براحتی با تفکیک کنگان و عسلویه از پارس شمالی ، دو ناحیه صنعتی عسلویه و کنگان با پیوستن به منطقه لار به رویای فارسیها تحقق بخشد و با اعطای پارس شمالی به استان بوشهر نیز دهن شهروندان عزیز بوشهری را اندکی شیرین و کلاه بزرگی در طول تاریخ بر سر همه استان خواهد رفت.

ذکر عبارت فارس شمالی توسط آقای جشن ساز در روز معارفه آقای سوری در منطقه ویژه و تکرار آن به کرات که مورد سئوال یکی از خبرنگاران نیز قرار گرفت و تاکید واهی ایشان مبنی بر فارس شمالی بجای پارس شمالی آیا می تواند بخشی از سناریوی تغییر نام "پارس" به" فارس" و سپس آهنگ جدائی "فارس جنوبی" از استان بوشهر باشد؟ هنوز یادمان نرفته که آقای نوذری در سال 86  نیز، خبر از کشف یک میدان نفتی در "فارس شمالی" واقع در محدوده جغرافیائی استان بوشهر داد.

 

نمایندگان محترم استان و  استاندار محترم بوشهر ،

آیا وقت ان نرسیده با مدیریتی یکپارچه، با اعمال قدرت و نفوذ از طریق رئیس جمهور محترم و  نیز مجلس شورای اسلامی، با معرفی چهره واقعی مافیای نفتی نسبت به استان بوشهر و کسانی که متاسفانه خواب وزارت نفت را نیز در دولت دهم  می بینند، مانع از حضور این مدیران" تجزیه طلب" با ظاهر " اصولگرایانه" در دولت دهم شوند.

حقیقتا اگر چنین اتفاقی حادث شود هم مدیران ارشد استان مقصرند و هم مدیران بومی که با چراغ سبز خویش مدیریت بومی بوشهری را از چهره صنعت نفت زدودند و اگر جبران نکنند هرگز از ذهن این استان زدوده نخواهند شد.

امید است حال که رئیس جمهور محترم با درایت خویش و با شناخت نسبت به این مافیای نفتی به معرفی وزیر نفت دولت دهم از خارج از مجموعه صنعت نفت اقدام نموده با حمایت همه جانبه خویش باعث تحقق این مهم شویم و راه را بر اندیشه های ناصواب ایشان بویژه در نواختن آهنگ جدائی عسلویه از استان بوشهر با هنرمندی سوری و جشن ساز بست.

نوشته شده توسط علي خليجي در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 8:56 | لينک ثابت |
ضمن گرامیداشت لیالی قدر   سالروز ضربت خوردن و ایام سوگواری مولی الموحدین حضرت علی (ع) را  به همه شیفتگان عدالت و حق و ایمان تسلیت

می گویم

 التماس دعا

اس ام اس شبهاي قدر و شهادت حضرت علي(ع)

نوشته شده توسط علي خليجي در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 9:29 | لينک ثابت |
 
 مطلبی  با عنوان گره گشوی مدرن از آقای صالحی فر در وبلاگ بخواب رفته  دیلمی یل
دیرهنگامی است درشهر ما شاید د ه ها وبلکه صدها سال پیش مادران ومادر بزرگان ما یکی – دو روز قبل ازشب " گره گشو " می نشستند وبا نخ وسوزن یا چرخ خیاطی برای کودکان ونوجوانان خود کیسه گره گشو می دوختندو زیبا ترین پارچه های دور ریز را متناسب با رنگ وطرح " اورشمی " یا ساده برای دختران وپسران خردسال خود " کوک وگند " می زدندند .... دیشب. شب 15 رمضان مصادف با شب ولادت کریم اهل بیت امامت وطهارت حضرت امام حسن مجتبی ( ع )بود طبق آئین وسنت دیر پای دیلم مراسم سنتی گره گشو در این شهر شور وشعف خاصی به پا نموده بود .من نیز برحسب وظییفه وبا ایده های ناسیونالیستی خود دوربین را برداشته برای تصویر برداری وپوشش خبر مراسم از سیمای استان وشاید کشورصحنه هایی ضبط نمایم اما ...کیسه های 10 کیلویی برنج خاطره . محسن ودوانار وارداتی و توزیع کیک " تی تاب " ابمیوه و... (به لحاظ اینکه تصویر برداری از آرم محصولات دربرنامه های خبری وتولیدی ممنوع می باشد) که جای کیسه گره گشو و نقل و آجیل مخصوص این شب را گرفته بودند  حسابی در کاسه وکوزه من گشت. دسته های مدرن گره گشو موتوری وهمچنین کوچه های تاریک مدیریت برق شهرستان با شگلک های کودکان مودب ودنیا دیده جلو دوربین دست به دست هم داده بودند تا جدیت مرا در تحقق این امر ناخواسته ناکام بگذارندهرجند ناموفق اما برای من جای تامل بود که چگونه صنعت ماشینیسم یا مدرنیته ابعاد زندگی دزر جوامع سنتی وشرقی را تحت تاثیر خود قرار داده بگونه ای که این جوامع با ظرفیتهای معدود ومحدود خود  سیستم های مدرن را در خود ناقص ضبط ونصب کرده اند که اکنون نه- رومی روم اند ونه زنگی زنگ - به خاطر داریم چند سالی بیش نیست که مادران سحر خیز ما نخست " تش تنیر " راه می انداختند ونان محلی برای سفره صبحانه مهیا می کردند دست خمیری خود را همراه ظروف بازمانده از شام. صبحدم در دریا می شستند سپس به هوای پهن کردن سفره صبحانه برای شوهر وفرزندان خود به سوی خانه خیز بر می داشتند – آنانکه برای درآمد خود گاو وگوسفند در خانه داشتند دوشیدن شیر وگاوداری را هم اضافه کنید -- پس از آن لبلسها را به کناره دریا برده وبعد با مقداری آب شیرین ذخیره شده آبکشی می کردند در همان حال رسالت مهم خبر گذاریهای رسمی امروزی را بصورت غیر رسمی با همنوعان خود انجام می دادند!!.القصه غذا را بروی " چاله " گذاشته خیاطی وبچه داری را شروع می کردند وسفره ناهار را جمع نکرده عملی شدن  اصل روابط عمومی  وبرای تداوم سیر اخبار در جامعه سوی فاتحه ها " هله بسر " می شدند و.... زندگی تکرار دیروز است ... اما امروز که زنان ومادران خود را می بینیم  تا ساعت 11 الی 12 ظهر خوابند بخشی از وقت خود را با سی دی -  -کامپیوتر می گذرانند وانصافا به کمک ماکروفر غذایی سریع ومتنوع درست می کنند وبا تعویض " پمپرز " تک فرزند خود با دستمال مرطوب وقت را همچنان درگرو مدرنیته صنعتی می گذرانند تا فردا .البته عصرهای خودراهم با چیپس وپفک وهله هوله می گذرانند و...و... وظیفه خبرگزاری خود را ساعتی با تلفن وموبایل انجام می دهند.!! و همچون دیشب کیسه نایلون گوشه دارد یا کیسه برنج خاطره را دست بچه اش می دهد برود برای اخر شبش آجیل وتنقلات بیاورد واین اندیشه ناقص نیمه صنعتی زنان ماست که کار مرادر انعکاس این رویداد سنتی ناکام می گذارد ومن در تعجبم از مادرانمان که چگونه با میانگین 8 فرزند برای شب گره گشو یا سبزه" حیات حاجی " و... وقت می گذاشتند وبا تمام وجود خود بودن خود را اثبات می نمودند !!

  گره گشو = آئینی شاددر شب ۱۵ رمضان باحضورکودکان ونوجوانان دردیلم                                    تش تنیر = آتش در تنور روشن کردن برای پخت نان                                                                        چاله= اجاق سنتی                                                                                                                  هله بسر =بسر کردن عبا یا چادر                                                                                                حیات حاجی مراسمی سنتی در عصر روز نهم ذالحجه
نوشته شده توسط علي خليجي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 9:21 | لينک ثابت |
 
 
ضمن ارزوی قبولی طاعات و عبادات روزه داران  میلاد  امام حسن مجتبی(ع) را به کلیه عزیزلت تبریک عرض می نماید. ضمنا  اهتمام مردم خوب  شهرستان دیلم در احیا و پاسداشت مراسم گره گشو را  قدر می دانیم.
 امید آنکه بالاخره هنرمندان شهرمان در معرفی این سنت دیر پا به عموم ملت ایران تلاش منتج به نتیجه ای داشته باشند.
 مطلبی از سایت موسسه خیریه ولی عصر(عج) که همینجا با اغتنام از فرصت همت والایشان را ارج می نهم پیرامون گره گشو می آورم
 
 
 
 
 
 
 
 


یکی از سنن قدیمی شهر دیلم ، مراسم « گره گشا » نام دارد ، این مراسم پر سابقه و کهن در شب 15 رمضان ، میلادحضرت امام حسن مجتبی (ع)، برگزار می شود، بدین ترتیب که چند روز قبل از شب 15 ، خانواده ها به تهیه و آماده سازی ، آجیل مخصوص و تنقلات اقدام می کنند از جمله گندم ، نخود ، باقلای لپه و دیگر حبوبات را بو می دهند و با نقل و شکلات و سایر شیرینی جات مخلوط می کنند ، که امروزه همه ی این چیزها به صورت آماده خرید می شود . از سوی دیگر مادر ، برای بچه ها کیسه هایی از پارچه های رنگارنگ می دوزند که نخی به آن متصل است و بچه ها آنها را به گردن می اندازند و با نشاط و شادمانی پس از افطار ، به صورت گروهی در کوچه ها حرکت می کنند ، آنها به در خانه ها می روند و با خواندن اشعاری ویژه ، از آنان ، آجیل « گره گشو » در خواست می کنند ، بچه ها هماهنگ باهم چنین می خوانند : و یکی از اعضای خانواده ، که ظرف پر از آجیل را در دست دارد یک مشت از آن آجیل در کیسه آنها می ریزد ، و بچه ها خوشحال و خندان روانه می شوند و اگر خانواده ای بنا به دلیلی آجیل مخصوص تهیه نکرده و بچه ها از آنها بهره ای نمی برند ، باهم چنین می خوانند : یعنی خانه ی گدا خیرش را به ما نداد. مراسم گره گشو که در داخله ی کشور معمول نیست و فقط در بعضی از شهرهای استان بوشهر برگزار می شود ، ظاهرا در کشور های حاشیه خلیج فارس مثل بحرین و کویت هم اجرا می شود ، وجه تسمیه ی این مراسم به « گره گشو » یعنی باز شدن گره ، شاید به دلیل رسیدن ماه رمضان به نیمه یعنی پانزدهمین روز باشد که از آن به بعد تعداد روزها رو به کاهش می گذارد و در حقیقت گره از کار روزه داران باز می شود . شاید هم به دلیل به دنیا آمدن اولین فرزند عزیز ، در خانواده حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) باشد که با قدوم مبارک او گره از زندگی آنها گشوده می شود . به هر حال این مراسم قدیمی که ریشه در فرهنگ منطقه ما دارد ، مراسم جالب و زیبایی است و جا دارد ، که به عنوان یک سنت اجتماعی حفظ شود .
نوشته شده توسط علي خليجي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 9:14 | لينک ثابت |

ساختمان اورژانس 115 ديلم به بهره‌برداري رسيد

 ساختمان اورژانس 115شهرستان ديلم به كمك يك فرد خير به‌ مناسبت هفته دولت با حضور مسئولان شهرستان ديلم به بهره‌برداري رسيد.

 فرماندار ديلم در اين آيين اظهار داشت: خيران در كنار دولت خدمات ارزنده‌اي را در بخش‌هاي آموزشي، درماني و مسكن‌سازي انجام داده‌اند.
عبدالله ستارپناهي افزود: هر چند دولت در سال‌هاي اخير اقدامات مهم و بزرگي را براي رفاه مردم در دورترين نقاط كشور انجام داده اما به ‌لحاظ گستره محروميت‌هاي بازمانده از دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به ‌ويژه در مناطق دور دست و با توجه به ميزان انتظارات مردمي، تلاش و خدمات دولت ناكافي بوده است.
وي گفت: با حضور و مشاركت خوب خيران در كنار دولت اقدامات بزرگي براي مردم انجام شده و انتظار مي‌رود مردم مومن و خيز نيز همچنان با تحقق اصل باقيات صالحات زيبايي عمل خيز خود در دنيا و سعادت خود را در آخرت به‌دست آورند.
فرماندار ديلم ادامه داد: مردم خير و انسان دوست ايران همواره در صحنه‌هاي اينچنيني نشان دادند كه سابقه‌اي طولاني در خدمت به همنوعان خود دارند و در شهرستان ديلم نيز همچون اين اقدام اتفاق افتاده است.
ستارپناهي افزود: اميدواريم ديگر خيران نيز در سراسر استان زمينه لازم براي خدمت بيشتر به مردم با هدف رفاه آنان را فراهم كنند.
خير ديلمي كه احداث ساختمان اورژانس 115 ديلم را برعهده داشت نيز در اين آيين گفت: گسترش خدمات بهداشتي و درماني در ديلم مهم‌ترين هدف من در انجام اين كار بود.
عبدالعزيز صادقي تصريح كرد: مسئولان بايد تلاش كنند اعمال خير و مشاركت‌هاي خيران بر اساس نيازمندي آن منطقه هدايت كنند تا خدمات خيران به صورت متناسب در امور خير آموزشي، مذهبي، درماني و ... انجام شود و از اشباع و تراكم احداث مساجد و مدارس كه شايد مورد نياز يك شهر يا منطقه نباشد، پيشگيري شود.

 

 

وبلاگ تنوب ضمن تقدیر از حاج آقای صادقی انتظار دارد خیرین محترم ساکن در شهرستان نیز انشاالله پیشگام امور خیر باشند


نوشته شده توسط علي خليجي در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 12:21 | لينک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
vspace=5